طلسم دشمنی میتواند شکسته شود
سیاست از گردش فصول پیروی نمیکند، اما این بار استثنا شده است. هنگامی که هفته گذشته، باراک اوباما به مناسبت نوروز و سال نو ایرانی، پیام تبریکی را به رهبران ایران و به ویژه رهبر روحانی آن آیتالله علی خامنهای فرستاد و در آن از آغازهای دوباره در روابط دو کشور سخن به میان آورد، با پاسخ سریع ایشان روبهرو شد، مبنی بر اینکه در صورتی که اوباما پیشنهادی صادقانه دارد، ایران آمادگی پاسخ مثبت را دارد.
مطمئنا این بخش از پیام اوباما که درباره رابطه ایران با تروریسم و غنیسازی اورانیوم بود، باعث شد که هم رهبران و هم عموم مردم ایران به آن واکنش منفی نشان دهند، اما بسیاری از رسانههای غربی، پاسخ آیتالله خامنهای را بد تفسیر کرده و نوشتند، ایشان پیشنهاد اوباما را رد کرده و آن را نادیده گرفته است.
اما در ایران کاملاً برعکس، به صورت گسترده پاسخ رهبر را نشانهای از احترام وی به اوباما تفسیر کردند. رهبر ایران، اوباما را با این درخواست مواجه کرد که تغییر تنها در سخن کافی نیست، رفتار نیز باید تغییر کند. تغییر باید واقعی باشد. این بدان معناست که آیتالله خامنهای، خودش مسئولیت سیاست خارجی ایران را در قبال ایالات متحده به عهده گرفته است.
یکی از این نشانهها، تمایل ایران برای شرکت در گفتگوهای منطقهای درباره افغانستان است که چندی پیش، اوباما از ایران برای شرکت در این کنفرانس دعوت کرده بود. این کنفرانس درباره ثبات افغانستان و به ویژه قاچاق مواد مخدر از این کشور بود که دردسر عمده آن برای ایران است، چرا که اغلب این مواد از راه ایران به اروپا ترانزیت میشود. علاوه بر این، چندی پیش، گزارش شد که ایران و ناتو، گفتوگوهای محرمانهای درباره افغانستان داشتهاند.
در افغانستان، یک همگرایی واقعی بین ایران و آمریکا هست و آن این که هر دو کشور، مخالف طالبان و حامیان وهابی آنان هستند، هر دو کشور از دولت کابل حمایت میکنند و با قاچاق مواد مخدر ـ که هر ساله جان صدها نفر از سربازان ایرانی را میگیرد ـ مبارزه میکنند. ایران کمکهای اقتصادی بیشماری به افغانستان کرده و برای بازسازی این کشور در عوارض واردات این کشور به ایران 90 درصد تخفیف داده است.
این در حالی است که سال گذشته، حجم مبادلات این دو کشور، بالغ بر یک میلیارد دلار بود و پیشبینی میشود این مبلغ افزایش یابد.
همچنین ایران، افغانستان و تاجیکستان، خواهان ایجاد خط آهن پیوسته برای سه کشور هستند. بزرگراههای زیادی از طرف ایران در هرات ساخته شده و ایران در صدد است کشور افغانستان را که در خشکی محصور است، به بندر چابهار متصل کند.
ایران اکنون با این نزدیکیهای جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی و زبانی در موقعیتی است که میتوان نقش بسیار مهمی را در راستای ثبات افغانستان ایفا کند؛ هرچند رهبران ایران از یاد نبردهاند که جورج بوش، همکاری ایران در ریشه کن کردن طالبان پس از حادثه یازده سپتامبر را با نامیدن ایران در محور شرارت پاسخ گفت، اما اکنون، ایران خواستار همکاریهایی است که بخشی از استراتژی ثبات منطقهای ایران است.
هم اکنون مشکل آمریکا، این است که چگونه بدون آن که روابط دیپلماتیک با ایران برقرار کند، ایران را شریک خود قرار دهد، چرا که برقراری رابطه دیپلماتیک ایران و آمریکا پیرامون مسأله هستهای ایران و منازعه اعراب ـ اسرائیل به بنبست رسیده است.
اما طنز ماجرا اینجاست که اوباما به تازگی تحریمهایی را علیه ایران تمدید کرده است تا کشور قدرتمندی را که میتواند همراهی مهمی برای آمریکا علیه خشونت در منطقه باشد، تضعیف کند.
البته تمدید این تحریمها، در واقع دستورالعملی برای شکست است. سیاست محتاطانه آمریکا در قبال ایران، میتواند به جای این که ایران را از داشتن چرخه سوخت که همواره با دوربینهای آژانس دیده میشد، محروم کند، باعث اعتمادسازی با ایران و شفاف شدن برنامه هستهای ایران در همکاری با آژانس انرژی اتمی باشد.
حال سپیده روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا پس از سی سال دمیده است. با احترام به سیاستهای پیچیده دو طرف، طلسم دشمنی میتواند شکسته شود.
*منبع: واشنگتن پست



