جهاني، يك روياي بهاري
از حالا تعطيلات براي مطبوعات در حالي آغاز ميشود كه در روزهاي ابتداي سال تيمملي فوتبال ايران بايد در يك بازي دشوار مقابل عربستان بايستد. يك ديدار تعيينكننده كه نتيجه نگرفتن در آن، كابوس حذف از جامجهاني را تعبير خواهد كرد.
به نوشته اعتماد ملی، اما شايد برخلاف هميشه، اين بار سرمربي تيم ملي ايران چندان هم از اين خلاء رسانهاي ناراضي نباشد؛ علي دايي همانطور كه پيش از اين نشان داده است، چهره محبوبي براي رسانهها و سكوها نيست. اينكه او در گذشته ترجيح داده است تا اردوهاي تمرينياش را بدون حضور خبرنگاران برگزار كند، از اعتماد به نفس و جسارت بالاي سرمربي جوان تيم ملي حكايت نميكند.
اين در حالي است كه دايي و تيمش بدون حمايت رسانهها، در تسخير قلب هواداران تيم ملي هم موفق عمل نكردهاند. تيم ملي ايران در كمتر دورهاي براي طرفدارانش اين همه بدون جذابيت و كماهميت بوده است.
ادعايي كه براي اثبات آن، نياز به نظرسنجي sms ي هم نيست تا سازمان ورزش بتواند طبق معمول، آمار آن را به چالش بگيرد. يك نگاه به استاديوم خالي آزادي در بازي با كنيا و در بازيهاي قبلي تيم ملي، كافي است تا مشخص شود اين تيم نزد تماشاگران چه جايگاهي دارد. گزارشگر ديدار ايران - كنيا هنگام برگزاري مسابقه گفت: براي درك روگرداني تماشاگران از تيم ملي، بايد آسيبشناسي شود. و در اينجا ميتوان پرسيد كه چه احتياجي به آسيبشناسي هست؟
تيمي كه از ابتداي تشكيل و به نيمكت نشستن مربياش هميشه به خاطر دخالتهاي دولتي زير سوال بوده، تيمي كه مربياش به دليل برخي اختلافات نامشخص حاضر است از آمادهترين و محبوبترين بازيكنان چشم بپوشد، و تيمي كه اين همه ملالآور بازي ميكند، اصولا چرا بايد براي هواداران دوستداشتني باشد؟
عليدايي معتقد است در هر شرايطي بايد از تيم ملي حمايت شود، فدراسيون فوتبال با خوشخياليمطلق گمان ميكند كارنامه موفقي دارد، و سازمان تربيتبدني، پيرو گفتمان حاكم بر دولت نهم، دچار نارسيسم است و خود را تافتهاي جدا بافته در طول تاريخ ميداند و اين را شامل حال وضعيت فوتبال هم ميكند.
اما ظاهرا كساني كه بايد براي حمايت از تيم ملي به استاديوم بيايند و به حنجرههاي خود فشار بياورند، آن تماشاگران پرخروش، با دايي و ديگر دوستان وي همنظر نيستند. تيم ملي ايران تا اينجا براي صعود به آفريقايجنوبي نمايشي مايوسكننده داشته، اما زعماي فوتبال همچنان بر طبل خود ميكوبند؛ مديران ورزش لغو بازيهاي دوستانه با تيمهاي ديگر، به دليل مشكلات سياسي را، كماهميت جلوه ميدهند و با بازيهاي دستگرمي مقابل كويت و كنيا (آن هم كنيايي كه بدون ده بازيكن اصلي به تهران آمده و پيراهن مارك دايي را به تن كرده تا بيكسياش را جار بزند) ميخواهند راهي به جامجهاني بجويند.
محمد عليآبادي كه احتمالا اطلاعي از امكانات و سازماندهي لازم براي برگزاري جامجهاني ندارد، از آمادگي ايران براي ميزباني در دو، سه سال آينده ميگويد و علي دايي با گفتن جمله تكراري: پس از هر اردو و ديدار، روياي ژوهانسبورگ را در سر ميپروراند. تا روز هشتم فروردين بايد منتظر ماند.
به اميد اينكه صداي دورگه خياباني براي تهييج تماشاگران و آمدنشان به آزادي كارگر شود، براي اينكه تماشاگران غيرت كنند و در ورزشگاه به تيم ملي روحيه بدهند، و براي اينكه بازيكنان غيرت كنند و گل بزنند. احمدينژاد هم شايد به استاديوم بيايد تا در پيروزي شريك شود. در سال نو همه ميخواهند اميدوار باشند و با اميد به برد برسند.
اميد چيز خوبي است، البته براي تيمي كه اين همه متزلزل بازي ميكند خيلي كم است، وقتي جلوي عربستان بازي داري...



