گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز ايران
جام جم
«تصميم مهم مجلس» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم حميد اسدي است كه در آن ميخوانيد:
مجلس شوراي اسلامي ديروز سرانجام با در نظر گرفتن دغدغههاي كارشناسان راي به حذف مبحث هدفمند كردن يارانهها از لايحه بودجه سال 1388 داد. البته بديهي است كه اين راي به معناي عدم توجه مجلس به مقوله بسيار مهم هدفمند كردن يارانهها و باز كردن اين گره بزرگ از پاي اقتصاد ايران نيست و هيچ يك از نمايندگاني كه ديروز به حذف بند الحاقي 31 مبني بر تامين درآمد 20 هزار ميليارد توماني از محل افزايش قيمت حاملهاي انرزي راي دادند چنين تصور و ذهنيتي نداشتند.
اما آنچه كه ذهن بسياري از نمايندگان مجلس و كارشناسان اقتصادي را به خود مشغول كرده بود و با راي به حذف ماده 31 تجلي پيدا كرد، پيامدهاي تورمي ناشي از هدفمند كردن يارانهها به شكل مطرح در ماده مذكور بود. كميسيون تلفيق پيش از اين دولت را مكلف كرده بود كه در راستاي هدفمندكردن يارانه حاملهاي انرژي شامل بنزين، نفتگاز، نفت كوره، نفت سفيد، گاز مايع، گاز طبيعي و برق قيمت اين حاملها و قيمت فروش نفت خام به پالايشگاهها را به گونهاي اصلاح كند كه ضمن تأمين 8 هزار و 500 ميليارد تومان موضوع لايحه دولت مبلغ 11 هزار و 500 ميليارد تومان نيز به صورت هزينه درآمدي مصرف شود. بنا بر اعلام برخي منابع غيررسمي در صورت تصويب پيشنهاد كميسيون تلفيق، قيمت بنزين به 350 تومان، گازوئيل به 100 تومان، گاز مايع و نفت سفيد به 80 تومان، گاز خانگي به 100 تومان، گاز صنعتي به 80 تومان و گاز براي دولت و بخش عمومي به 200 تومان افزايش مييافت. يعني افزايش 300 تا 1000 درصدي قيمت حاملهاي انرژي آن هم در مدت يك سال... .
جمهوري اسلامي
روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله خود با عنوان «فريبكاري در شرم الشيخ » آورده است:
اجلاس موسوم به « كمك براي بازسازي غزه » در شرم الشيخ از محورهاي ادعائي اوليه اش فرسنگها فاصله گرفته و به فرصتي براي بازسازي ساختار سياسي منطقه به دلخواه صهيونيستها و حاميان منطقهاي و ماورابحاري آنها تبديل شده است .
اين اجلاس در غياب دولت « اسماعيل هنيه » درصدد بود موضع و موقعيت محمود عباس و تشكيلات خودگردان در صحنه فلسطين را تثبيت كند و سعي داشت تمامي دلارهاي اعطائي براي بازسازي غزه را در اختيار تشكيلات خودگردان قرار دهد لكن بعدا به اين جمع بندي رسيد كه پارافراتر نهاده و اختيار كامل نحوه هزينه كردن كمكها را به « كميته چهارجانبه » به رياست « توني بلر » نخست وزير معزول انگليس واگذار نمايد; درحالي كه همه ميدانند « توني بلر » فقط يك كارگزار بدنام براي اسرائيل است ... .
اعتماد ملي
«دوباره ملي كردن صنعت نفت ايران» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي است كه در آن ميخوانيد:
بيانيه مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي در ارتباط با كه به بهانه يكصدمين سال كشف نفت در ايران صورت گرفته است، راهبردي موثر براي كاهش نقش و حجم دولت و ملي كردن حقيقي صنعت نفت است. آنچه در جريان ملي كردن صنعت نفت به رهبري دكتر مصدق و همراهي آيتالله كاشاني صورت گرفت، هرچند با كودتاي 28 مرداد تداوم نيافت اما بيشتر ميتوان نام دولتي شدن صنعت نفت بر آن نهاد تا مفهوم ملي شدن صنعت نفت ايران.
دولت با تشكيل كنسرسيوم نفتي تا سال 1357 عملا به واسطي بهجاي شركت ملي نفت انگليس بدل شد. انگليسيها كه به بهانه صنعتي نبودن ايران بخش اعظم درآمدهاي نفتي را ميبلعيدند، تنها سهم مختصري به بهانه مالكيت به ايران پرداخت ميكردند. عملا تا زمان انقلاب اسلامي و حتي پس از آن آنچه روي داده، دولتي شدن صنعت نفت ايران است. اين حقيقت كه صنعت نفت ايران همواره به شركتها و كمپانيهاي بزرگ صنعتي و تكنولوژيهاي آنان متكي بوده است، عملا تنها موجب جابهجايي در انتقال ثروت ملي شد... .
كيهان
«همراهان ناهمراه!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد: شخصي که به ساده لوحي معروف بود و آرزو ميکرد ديگران او را صاحب افکار پيچيده و پررمز و راز تلقي کنند، خطاب به دوستانش گفت؛ اين چيست که زمستانها اتاق را گرم ميکند و تابستانها روي درخت است؟! و دوستانش که هرچه فکر کردند چيزي به خاطرشان نرسيد، از او پرسيدند؛ حالا خودت بگو که پاسخ معمايت چيست؟ و او در حالي که باد به غبغب انداخته و گردن به غرور برافراشته بود گفت؛ پاسخ اين معما، «بخاري» است. دوستانش با تعجب گفتند؛ درست است که بخاري در زمستان اتاق را گرم ميکند ولي تابستانها که روي درخت نيست؟ و طرف گفت؛ اولا که قسمت دوم معما يک «نکته انحرافي» است و ثانياً؛ بخاري مال خودم است و دلم ميخواهد تابستانها آن را روي درخت بگذارم، به شما چه ربطي دارد، مگر آدم اختيار مال خودش را ندارد؟!
اين روزها برخي از مدعيان اصلاحات که آرزوهاي قبلي خويش براي تفرقه افکني در ميان اصولگرايان را بر باد رفته ميبينند و از سوي ديگر، در اردوگاه موسوم به اصلاحات با درگيريها و اختلافات فراواني روبرو هستند، به منظور پنهان کردن ماجرا، روزنامه کيهان را به تلاش براي تفرقه افکني در جبهه اصلاحات متهم ميکنند! و حال آن که کيهان به اقتضاي رسالت مطبوعاتي خود فقط اخبار مربوط به جبهه اصلاحات را بيکم و کاست و از زبان و قلم خود مدعيان اصلاحات منعکس ميکند بنابراين اگر اين خبرها صحت نداشته باشد - که دارد- بايد مدعيان اصلاحات به دروغگويي متهم شوند... .
آفتاب يزد
روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله خود با عنوان «سايتهاي شرمندگي!» آورده است:
ده روز پيش يكي از خبرگزاريهاي نزديك به دولت خبري عجيب را منتشر كرد. به موجب اين خبر، براي معرفي رانندگان متخلف، سايت اينترنتي راهاندازي ميشود و اسامي اينگونه رانندگان در اين سايت قرار ميگيرد. اين خبر بيسابقه تنها 15 روز پس از آن منتشر شد كه رئيس جمهور در يك ابلاغيه رسانهاي، از وزير كشور خواست در برخورد با آحاد جامعه، كرامت انساني مورد توجه كامل قرار گيرد. اما با كمال تعجب، اعلام رسمي ايجاد سايتي كه براي آن نام »شرمندگي« را انتخاب كردند هيچگونه واكنشي از سوي وزير كشور و رئيس جمهور به دنبال نداشت. در آن روز كسي به اين موضوع انديشه نكرد كه آيا بزرگترين تخلف در كشور كه ميتواند موجب »شرمندگي« شود، عدم رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي است؟ بسياري از مردم به ياد دارند كه در يكي دو سال گذشته، مسئولان راهنمايي و رانندگي به صدور دهها هزار قبض جريمه اشتباه اذعان كردند. در چنين شرايطي آيا راهاندازي سايت ، براي معرفي رانندگاني كه براساس قبوض جريمه، متخلف شناخته ميشوند ميتواند در راستاي دستور رئيس جمهور و حفظ كرامت انسانها باشد؟
دنياي اقتصاد
«توسعه ICT و مبناي مقايسه» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم شهرام شريف است كه در آن ميخوانيد:
يک رسم قديمي در ايران هست که معمولا آمارهاي توسعهاي با گذشته کشورمان مورد بررسي قرار ميگيرند، حال آنکه امروزه اين دسته از آمارها در بسترهاي بينالمللي قابلارزيابي هستند.
به عنوان مثال مرتبا شاهد انتشار آمارهايي مبنيبر واگذاري چندين ميليون خط تلفن ثابت، تلفن همراه و دسترسي به اينترنت هستيم، اما معيار مقايسه عموما وضعيت کشور در چند سال قبل يا پيش از انقلاب است، حال آنکه وقتي با همين آمارهاي به ظاهر موفقيتآميز پا به بيرون مرزها ميگذاريم و شاخصهاي خودمان را با شاخصهاي ديگر کشورها روي ميز قرار ميدهيم، با وضعيت متفاوتي روبهرو ميشويم... .
اعتماد
«واقعاً؛ اين تهديد را جدي بگيريد» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم خليل رضوي است كه در آن ميخوانيد:
وقتي مسئولي از جمهوري اسلامي ايران مخصوصاً با سابقه فرماندهي جنگ در هشت سال دفاع مقدس، به رغم تبليغات سوء و تهديدات جدي بعثيها و سلفيها به کشور عراق ميرود و در کاخ رياست جمهوري از نظاميان عراقي سان ميبيند و به احترام ايشان، آهنگ سرود جمهوري اسلامي در قلب عراق نواخته ميشود، وقتي همه مسئولان عراق از رئيس جمهور کرد گرفته تا نخست وزير شيعه و آن وزير مسيحي و ديگر وزراي کابينه و معاونين رئيس جمهور و رئيس مجلس اعلا و روساي احزاب، گروهها و فرق مذهبي و قومي به ديدار ايشان ميروند، وقتي که در آستانه سالروز شهادت امام حسن عسگري (ع) به سامرا ميرود و آن عزاداري بيسابقه را در مقابل چشمان متحير کساني که به هر دليلي نميخواهند ببينند، انجام ميدهد يا وقتي با روي گشاده مورد استقبال آيات عظام و مراجع بزرگوار نجف قرار ميگيرد و بالاتر از همه وقتي پس از ديدار عمومي با آيت الله سيستاني با درخواست آن بزرگمرد جهان اسلام، ديدار خصوصي انجام ميدهد و پس از ديدار در کنفرانس خبري ميگويد؛ «دشمنان بدانند که نظرات جمهوري اسلامي و آيت الله سيستاني کاملاً هماهنگ ميباشد» از روزنامه ايران که يک روزنامه کاملاً دولتي است و در بودجه سالانه دولت رديف تقريباً مستقلي دارد، انتظار اين بود که حداقل با ادبيات خاص خودشان به انعکاس اين سفر بپردازند. ولي در حرکتي شگفت انگيز قلم را در جهت تخريب به کار گرفتند. يادداشت روزنامه ايران (روز پنجشنبه صفحه سه) آن هم در حالي که رئيس مجلس خبرگان رهبري هنوز در سفر عراق بود و قرار بود پس از بازگشت، بلافاصله در اجلاس رسمي خبرگان شرکت کند، زنگ خطري در گوش نظام اسلامي است که اتفاقاً ناشيانه نواخته شد. روي سخنم در اين مقال اولاً به همکاران مطبوعاتي ام در روزنامه ايران است که توجه داشته باشند رخنه يک تفکر مسموم و حب و بغضهاي سياسي و جناحي، سالها شرافت و صداقت روزنامه نگاري آنان را بر باد ندهد... .
سرمايه
روزنامه سرمايه در سرمقالهاي با عنوان «متمم دولت براي تامين بودجه واردات بنزين» به قلم محسن شمشيري آورده است:
حذف هدفمندکردن يارانهها از بودجه سال 88 توسط نمايندگان مجلس، بار ديگر فرصت افزايش قيمت حاملهاي انرژي و راهکار اساسي مقابله با معضلاتي چون ترافيک، آلودگي هوا، رشد 10 درصدي مصرف سوخت، کاهش ظرفيت صادرات نفت و... را از بين برد.
نمايندگان مجلس نشان دادند در هر شرايطي چه قيمت نفت بالاي 100 دلار باشد و چه زير 40 دلار، همواره با افزايش قيمت حاملهاي انرژي و آثار تورمي حاصل از آن مخالفت ميکنند. هر چند برخي نگرانيهاي نمايندگان مجلس درباره جهش تورمي سال 88 قابل تامل و مجاب کننده به نظر ميرسد.
به هر حال در شرايط فعلي که هدفمند کردن يارانهها به بايگاني سپرده شد و حداقل در سال آينده به مرحله اجرا درنخواهد آمد، بهترين سياست براي نزديک سازي قيمت حاملهاي انرژي به بهاي واقعي همان است که برنامه چهارم پيش بيني کرده بود، يعني هر سال چند درصد بر قيمت حاملهاي انرژي افزوده شود و به طور تدريجي امکان واقعي کردن قيمت بنزين و گازوئيل و برق و ... ايجاد و معضلات پيش روي بازار انرژي کشور تا حد ممکن ساماندهي شود... .



