10دلیل ناکامی بکام در آمریکا
دیوید رابرت جوزف بکام میتوانست همپای شور و علاقه خود به فوتبال پاداش بگیرد اما بخت بد، شریک زندگی نامناسب و عدم وجود زوج حرفهای اجازه نداد این فوتبالیست حرفهای در چمن سبز ستایش شود.
به نوشته خراسان، در حالی از توافق نهایی بکام با میلان گفته میشود که عملکرد وی در دوران حضور در گالکسی کاملا ناامیدکننده بود. بکس به میلان پیوست تا دروازههای تیم ملی انگلیس را به روی خود بگشاید.
این اتفاق سرانجام رخ داد و صد و هشتمین بازی ملی ستاره انگلیسی رقم خورد. با اين حال دوران حضور او در آمریکا موفقیتآمیز نبود. شاید بتوان این 10 فاکتور را عمدهترین دلایل ناکامی بکام در گالکسی دانست:
بیاحتیاطی
بکام در روز پایانی حضور در رئالمادرید با وجود آسیبدیدگی یکی از نقشآفرینان اصلی پیروزی و قهرمانی قوهای سپید بود. شاید فشار فراوانی که او به پاهای خود وارد کرد، ناکامی سالیان آتی را به وجود آورد. اگر بکام اندکی بیشتر مواظب خود بود، مجبور نمیشد با پاهای مصدوم در لباس گالکسی بازی کند.
پول فراوان
او با شور و شوق به کمپ گالکسی پای گذاشت اما خواستههایش با واقعیتها منطبق نبود. در حالی که رقم پرداختی از سوی تیم آمریکایی فقط برای رسانهها جذاب به نظر میرسید، پس از مدتی کلاه گشاد قرار گرفته روی سر سران تیم آمریکایی به نماد حماقت در فوتبال تبدیل شد. بکام به اندازه 250 میلیون نمیارزید و نمیارزد.
فاصله حرف تا عمل
او در روزهای دوری از میادین فقط حرف زد و همه ادعا کردند این ستاره از آسمان هبوط کرده است. بکام تبدیل فوتبال به 3 ورزش اول آمریکا را وظیفه خود نمیدانست اما کم کم توهم یک ناجی به او دست داد و همین عامل باعث غافل شدن از وظایف اصلی شد. بکام میخواست با ظاهرسازی، مارک بکس را به عنوان نشان تجاری فوتبال آمریکا به دنیا قالب کند و هرگز نخواست خود خودش باشد.
خشم رقبا
تکل استیو سیدول، بازیکن وقت چلسی در بازی نمایشی آبیهای لندن مقابل گالکسی، بر شدت مصدومیت بکام افزود. توجه بیش از حد به او شاخک حسی بازیکنان رقیب را فعال كرد و آنها را به زخمی کردن بکس واداشت.
ویکتوریا
اصرار ویکتوریا به ملاقات با ستارههای هالیوود و قرارداشتن در ویترین برنامهای تلویزیونی، دیوید را از یک فوتبالیست به ستارهای جلوهفروش تنزل داد.
ضعف بدنی
آن بکام جنگنده بازی سوپر جام اسپانیا که یک تنه از هر نبرد تن به تنی موفق بیرون میآمد کجا، این بکام که با تکل بازیکن معمولی چون پاچوكا روی زمین میافتد کجا!
تعدد سلایق
یالوپ جای خود را به رودگولیت داد و ستاره هلندی نیز 8 ماه پس از نشستن روی نیمکت مربیگری لسآنجلس گالکسی پست خود را از دست داد. در این بین بکام نتوانست خود را با افکار متنوع مربیان متعدد باشگاه هماهنگ کند.
بازیکنان تازه وارد و کسر حقوق
استخدام کارلوس رویس گواتمالایی جای بکام را تنگ کرد. مصدومیت او در اولین بازی برای تیم جدید هم تأثیری در بهبود اوضاع بکام نداشت. اوضاع مالی نابهسامان، الزام به کاهش حقوق بازیکنان را در پی داشت و بکام پولدوست نیمی از انگیزه خود را از دست داد.
تحریک سایرین
بکام خیلی زود متوجه شد در آمریکا به چشم نمیآید و حتی امکان دارد دیگر رنگ پیراهن تیم ملی انگلیس را به چشم نبیند. مشاوران متعدد، راه میلان را به وی نشان دادند و درست از زمان قطعی شدن انتقال قرضی، چیزی از بکس دیده نشد.
نوع قرارداد
بندهای موجود در قرارداد بکام چنان پیچیده بود که میلان حرفهای به راحتی موفق شد از گالکسی آماتور سوء استفاده کند. مفاد پیمان همکاری توسط افرادی ناآشنا با فوتبال حرفهای تنظیم شد. برای شخصی مانند بکام شفافیت مسائل مالی از اولویت همکاری است و تجربه نشان داده این شخص منظم اگر در این مورد دچار سردرگمی شود، تمرکزش را از دست میدهد.
برش
با وجود نگاه بدبینانه نویسنده این مطلب، میتوان بکام را حرفهایترین فوتبالیست دنیا معرفی کرد. او در سراسر دوران بازی، شانس درست و حسابی نداشت. برای منچستری بازی میکرد که یک راست پای دیگر به نام گرینویل را در اختیار داشت. در رئالمادرید، سالگادوی طی آخرین روزهای حضور ثابت پشت سر بکام، فاجعه آفرید و گالکسی هم هرگز نمیتوانست شور و شوق مورد نیاز بکس را به وجود بیاورد. عدم اطلاع از سرنوشت نیز این روزهای بد او در میلان را به وجود آورده است.



