صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جمهوري يك نفره هتاكان!

دكتر غلامعلي رجايي
کد خبر: ۳۹۲۵۹
| |
14849 بازدید
gholamalirajaee@yahoo.com
 
قصد نداشتم در باب حرف‌ها و جسارت‌هايي كه اخيراً همسر وزير دادگستري دولت نهم كه ارادت تام و تمامي به پدر بسيار فاضل وي ـ استاد علامه دواني ـ و برادران فرهيخته‌اش داشته و دارم در يادداشتي كه در مورد دو شخصيت روحاني برجسته انقلاب هاشمي و خاتمي نوشته پاسخي بدهم كه اي كاش قلمي كه خدا در حرمت آن در كتاب خود به آن سوگند مي‌خورد، اينگونه به حرمت شكني و بي‌حرمتي اهل دين آلوده نمي‌شد و آنچه از آن صادر شده و مي‌شود، تشابهي به توليدات اهل كين نمی‌داشت.

اما مصلحت را به رغم پرهيز و هشدار برخي مشفقان ناصح به من كه ايشان وقتي به بزرگاني مانند هاشمي رفسنجاني كه امام براي بازگشت سلامتمندانه‌اش از يك سفر خارجي ـ هند ـ نذر قرباني كرده بود، آنگونه جفا مي‌كند و شخصيت او را كه در فضيلت تقوا حداقل اين مقدار است كه نزديك به سه دهه است او را امام جمعه مردم شريف تهران كرده‌اند، سياه و آمريكايي مي‌بيند، يا كساني امثال خاتمي را مهره سوخته آمريكا دانسته و خون اين سيد فرزند پيامبر را فارغ و آسوده‌بال از سياست و عقوبت‌هاي ناشي از ترور مي‌داند كه بايد پناه برد به خدا از اينگونه تندروي‌هايي كه امثال اين خواهر مخدره البته در بيابان آرامش و امني كه بعضي راضيان به اينگونه نارواها و ستم‌ها براي او و امثال ايشان فراهم كرده‌اند، به پس مي‌تازند.
اما مصلحت را در اين ديدم تا به اين بهانه به مسائلي كه اين تندروي‌ها، فرعي از آن هستند اشاره‌اي داشته باشم. به هتاكي‌ها و بي‌حرمتي‌هاي اين چند ساله وي و امثال وي با خطابي و سخني برادرانه البته اگر من و امثال مرا كه در زمره اهل ايمانيم بر اساس آيه قرآن كه مومنين را برادر مي‌داند، برادر بدانند؛ از اين جهت اين درد نوشته را پاسخي به كسي و جسارتي نمي‌دانم چه، حرمت قلم و وقت خوانندگان محترم را بسيار شريف‌تر از آن مي‌دانم كه به آلودگي پاسخ به چنين راه و رسمي مبتلا شوند.

به گمان اين كمترين اين گونه مواضع و تندروي‌ها و عدم تعادل‌ها كه از بعضي مومنين درباره برخي ديگر صادر مي‌شود ريشه در مباني نظري و اعتقادي آنها داشته باشد.
آداب عرصه نقد، انتقاد، نصيحت، ارشاد، تذكر و در نهايت امر به معروف و نهي از منكر بر اهل آن پوشيده نيست و ادبيات خود را مي طلبد كه هر ناقدي حتماً بايد بدان‌ها توجه داشته باشد. درست مانند يك نفر كه مي‌خواهد در مسير پر تزاحمي رانندگي كند و نمي‌تواند به قوانين و مقررات آن در حفظ و رعايت حقوق كساني كه در كنار او هستند، بي‌اعتنا باشد.
ما را چه مي‌شود؟ كي مي‌خواهيم از خودزني و ديگرتراشي‌مان دست برداريم؟ چرا به اصول و مباني دين آموخته و رهنمودهاي بزرگان و اولياي دين توجهي نمي‌كنيم؟ چرا و چرا و چرا به يكباره در اوج بي‌ظرفيتي اساس و مباني را فراموش مي‌كنيم و با طرح مسائل و مشكلاتي كه ما آنها را مشكل مي‌دانيم، اساس را بر مي‌افكنيم؟

به نمونه‌اي توجه كنيد: يادمان نرفته وقتي شهرداري تهران با انتشار روزنامه «همشهري» نخستين روزنامه رنگي را در ايران منتشر كرد، چه طعنه‌ها و مسخره كردنها كه از اصحاب اصولگراي مطبوعاتي روزنامه‌های فعلي كيهان و رسالت و روزنامه مستقل جمهوري اسلامي و .. در طعن و رد و تخطئه اين رويه معمول در داخل و خارج ـ كه البته الحمدلله الان حضرات آقايان همه زنده و در قيد حيات هستند و روزنامه رنگي منتشر مي‌كنند و در مخالفت با رويه سابق خود نشريه رنگي منتشر مي‌كنند ـ نثار دست اندركاران اين روزنامه و مدير مسئول آن جناب كرباسچي نشد؛ البته آن موقع كه بعضي تعبير رنگين نامه را به جاي روزنامه رنگي در يادداشت‌هاي اين روزنامه‌ها مي‌ديدند، اين احتمال را مي‌دادند كه مشكل رنگ روزنامه نيست مشكل كرباسچي و طيف همفكران اوست كه حق ندارند در جهت تنوير افكارشهروندان تهراني و غير تهراني يك روزنامه داشته باشند.

دليل درستی اين استدلال هم اين بود كه بعد از او و با فاصله‌اي در زمان احمدي‌نژاد روزنامه همشهري رنگي در مي‌آمد و آب از آب هم تكان نمي‌خورد و حالا هم كه اين قاليباف طرقبه‌اي كه قالي بافي نمي‌داند، نه يك روزنامه كه روزنامه‌ها دارد و نه يك سايت كه سايت‌ها و شتابان به دنبال تسخير مسند مجريه است از سكوي شهرداري تهران؛ درست مانند سلف خود دكتر احمدي‌نژاد.
گمان من اين است كه ما بايد به جاي نقد افراد، رويه‌هاي آنها را نقد كنيم و الاّ راه به جايي نمي‌بريم. همين چند هفته پيش كه يك روز از اعلام آمادگي خاتمي براي حضور در انتخابات نفس‌گير و شايد نفس‌بند رياست جمهوري سال آينده گذشت، يك نماينده مجلس در اعتراض به برخي آرا و انديشه‌هاي اين سيد، با تمسخر به رنگ شكلاتي عباي او مي‌پرداخت كه انصاف بايد داد؛ اينگونه سخن گفتن در شأن يك نماينده آن هم از نوع روحاني آن نبود.

يكي ديگر از اين آسيب‌هاي ما در روش‌هاي نقدمان آن است كه در مقطعي بر اجرا و تحقق آنچه را حق مي‌دانيم تا نهايت ممكن پافشاري مي‌كنيم ولي عرصه كه به ما مي‌رسد، انگار نه انگار ما نبوده‌ايم كه آنگونه اصرار مي‌كرده‌ايم. به نمونه‌اي ديگر توجه كنيد:
يادمان رفته است در دولت خاتمي چه جنجالي درست شد كه چرا جناب احمدي نژاد شهردار وقت تهران نبايد مثل جناب كرباسچي در هيات دولت حضور يابد و خاتمي او را به كابينه خود راه نمي‌دهد؟ كه به نظر مي‌رسيد حرفي منطقي بود. و البته من استدلال رئيس دولت را در مخالفت با اين ورود نمي‌دانم و نمي‌شود قضاوتي يك سويه در اين باره كرد. خوب حالا كه احمدي‌نژاد سه سال است رئيس جمهور است، چه ميداني به شهردار تهران آقاي قاليباف داده است؟

مثل اينكه مقاله دارد خيلي به نفع شهردار، تبليغاتي مي‌شود! اگر باید شهردار تهران هركس و منسوب به هر خط و سليقه و گرايش و حزب و رسته و فرقه و گروه كه باشد، عضو كابينه باشد. بگذريم كه اين امر قانون ندارد و بر اساس سليقه رئيس دولت‌ها شكل گرفته و يا مي‌گيرد و صرفاً ابتكار و سليقه آقاي هاشمي و خاتمي بود، چرا در دولت نهم از اين رويه خبري نيست.
لابد جناب رئيس جمهور، كلان شهر تهران را حداقل به‌ اندازه بعضي از اعضاي مشاوريني كه حضورشان در كابينه كم خاصيت و تقريباً نمايشي است، مهم نمي‌دانند كه بر اين رويه صحيح دولت‌هاي پيشين خط بطلان كشيده‌اند؟

اگر اين رويه درست است، چرا جناب ايشان آن همه در دوره خاتمي صحبت و مصاحبه در ضرورت حضور خود به عنوان شهردار كلان شهر تهران در جلسات دولت داشتند؟ آيا الان تهران كلان شهر نيست؟ آيا مسائل و مشكلات گوناگون آن با وزارتخانه‌هاي مختلف آن برطرف شده است و اصولاً براي برنامه‌هاي آينده نيازي به استمرار هماهنگي‌هاي كابينه با شهرداري نيست؟ در غير اين صورت معناي آن حرف‌ها چه بود و هدف از اتخاذ اين رويه چيست؟
هر چند مطلب معلوم است از نظر آقايان، قاليباف و در گذشته احمدي‌نژاد خودي نيستند و نبايد در جلسات دولت‌ها حاضر باشند، حالا هر چقدر حضور آنها در اين زمينه مهم باشد. امان از اين يكدستي در اداره امور كشور؛ چه در كابينه و چه در غير كابينه. چرا طيف خط امام و اصلاح طلب‌ها در اين همه ائمه جمعه كشور اعم از موقت و غير موقت اين همه حضوري كمرنگ دارند؟ مگر همه نمازگزاران تهراني فقط از يك خط فكري هستند؟

چرا ستاد نمازجمعه تهران براي خالي نبودن عريضه هم كه شده، يكي از حضرات آقايان را كه بعضي از آنها به لحاظ تجربه و سابقه خدمت به امام و مبارزه و سوابق علمي و مسئوليت‌هايي كه از امام گرفته‌اند در برتري نسبت به بعضي ائمه جمعه موقت تهران قابل مقايسه نيستند ـ را به اين منصب دعوت نمي‌كند؟ آيا آيت‌الله توسلي، يار پنجاه ساله امام نمي‌توانست امام جمعه موقت تهران باشد؟ چرا با تحقير ديگران و با به حساب نياوردن ديگران، در عمل اين همه خودمان را تحقير مي‌كنيم؟

چرا اينگونه شده‌ايم و اينقدر تنگ مي‌انديشيم و تنگ مي‌بينيم و بر همديگر تنگ مي‌گيريم...؟
اخيراً كه به دبيرستان مفيد كه مسئولان آن مي‌گويند همه ساله در كنكور سراسري 97 درصد قبولي در دانشگاه‌هاي دولتي دارد، براي سخنراني در باب تبيين سيره و انديشه‌هاي امام دعوت شده بودم، شنيدم قبل از من دريادار علي شمخاني متواضعانه و سنت شكنانه و فارغ از هرگونه فيس و افاده و تشخص و جبروت‌هاي ساختگي، بعضي امرا و حكما و غيرهم به اين موسسه رفته و براي دانش آموزاني كه از فرزندان وي سالها كوچكترند، صميمانه حقايقي را در ميان گذاشته و از جمله با لحني معنادار در انتقاد از نحوه طرح تبليغاتي و رسانه‌اي وزير دفاع و رئيس دولت در بهره‌برداري از پرتاب ماهواره اميد براي دانش آموزان سخن گفته و اظهار نموده است كه در دوران وزارت وي، در دوره هاشمي و دوره خاتمي، اين پروژه مطالعاتش چنان مخفيانه آغاز شد كه حتي وزير محترم فعلي دفاع كنوني دولت نهم هم ـ كه در رده‌هاي مياني مسئولان اين وزارت بود، از آن خبر و اطلاعي نداشت، چه رسد به آقاي احمدي‌نژاد كه در آن زمان به دليل مسئوليتش، در جريان اين كارها اصلاً نبود. اما در سخنراني جناب رئيس جمهور دريغ و صد دريغ از اين ناديده انگاري خدمات گذشتگان. ايشان در اين سخنراني به گونه‌اي در اين زمينه سخن گفت كه انگار اين پروژه هيچ ربط و ارتباطي به دوره‌هاي پيش از او نداشته است.

اين كمترين در راهپيمايي 22 بهمن شاهد صحبت‌هاي رياست محترم دولت در اين زمينه و تشريح جزئيات و نكات فني ساخت و پرتاب و هدايت آن بودم ـ و البته متعجب كه پرداختن به اين بحث‌هاي فني آن هم به اين صورت جزئي در يك راهپيمايي مردمي سالانه چه ضرورتي دارد ـ و با كمال حيرت از مطالب جناب ايشان كه دقايق ممتدي را در اين باره كه حقيقتاً از افتخارات كم نظير ما ايراني‌هاي پس از انقلاب است و مخالفان انقلاب را در ادامه سياست‌هاي تحقير و تضعيف ايران و دولت‌هاي زحمت‌كش آن كاملاً به استيصال كشانده است سخن گفت و هيچ‌گونه اشاره‌اي هر چند ضعيف به خدمات دولت‌هاي قبلي و مبدعان آن پروژه نكرد كه از ايشان انتظار نمي‌رفت.
انصافاً كجاي سياست‌هاي دولت به هم مي‌خورد اگر آقاي احمدي نژاد از خدمات دولت‌هاي قبلي در اين باره ذكري مي‌كردند و از خدمات ديگران در اين زمينه نامي مي‌بردند؟ اين نام بردن‌ها توسط رئيس‌جمهور چه از محبوبيت ايشان مي‌كاست؟ و چه بر محبوبيت آنها مي‌افزود؟
مگر دل و ذهن اين ملت بازيچه اين نام نبردن‌ها و بزرگ كردن‌ها و كوچك كردن‌هاست؟ مگر اين ملت دست پرورده آن امام بي‌مثال نيستند كه رئيس سازمان صدا و سيما و مديران مسئول سه روزنامه آن زمان يعني كيهان، اطلاعات و جمهوري اسلامي را به حضور خود خواند و با ناراحتي در حالي كه دست راست خود را به كف دست چپش مي‌زد به آنها با عتاب و گله و شكايت گفت اين چه وضعيتي است كه من هر وقت تلويزيون را باز مي‌كنم عكس و فيلم و تصوير و خبر من است و روزنامه‌ها هر روز درصفحه اول عكس مرا مي‌زنند و با ناراحتي ادامه دادند: من كي را بايد ببينم كه به او بگويم من از اين روند و رويه خوشم نمي‌آيد كه در اين تلويزيون و روزنامه‌ها هر روز عكس من و خبر من در صفحه آنها و در صدر خبرهاي آنها باشد.

آيا توقع رعايت اين گونه انصاف و تعادل در روش از كساني مانند رياست محترم دولت كه اين همه بر طبل عدالت و عدالت گستري مي‌كوبد انتظار زيادي است؟ من در اين مقال قصد تبرئه دولت‌هاي قبلي را در اين گونه مسائل ندارم كه يقيناً آنها هم در اين روند و در ناديده گرفتن زحمات دولت‌هاي قبل از خود كم و بيش دچار افراط و تفريط مي‌شده‌اند ولي به شهادت همه انسان‌هاي منصف بايد گفت دولت نهم در ناديده گرفتن خدمات ديگران انصافاً در بي‌انصافي ركورد شكني كرده است. مشاوران رسانه‌اي جناب رئيس جمهور چه مشورتي به ايشان مي‌دهند ـ اگر داده باشند ـ آيا اين قدر از محيط پيرامون خود و افكار عمومي جامعه و حساسيت رسانه‌ها بيگانه هستند؟

چرا اينگونه شده‌ايم؟ قدر و منزلت آيت‌الله هاشمي با آن سوابق روشن در دوران‌هاي قبل و بعد از انقلاب و بعد از امام بر چه كسي پوشيده است؟ منزلت او در نزد مردم و نخبگان قوم كه با رأي آنها با وجود مخالفت و كراهت دوستان قديم و رقباي جديدشان بر كرسي رياست مجلس مهم خبرگان رهبري تكيه زد كه وظيفه و رسالت خطير آن نظارت برعملكرد رهبري و مجموعه‌هاي تابع وي هستند (و اين شاهكار قانون اساسي ماست كه در آن رهبر از يكسو ولايت مطلق دارد ولي اين مطلقه بودن اختيارات و حدود وي هرگز مانع از آن نيست كه خود و مجموعه‌هاي مرتبطش از طرف نمايندگان خبره ملت مورد ارزيابي و سوال و پرسش قرار نگيرند) و به گمان بسياري با برخورداري از تجربه نزديك به پنجاه سال كار سياسي و مديريتي درخشان و غير درخشانش كمك كار و مشاور و ياور بسيار ارزشمندي براي رهبري است. آشكار است بر هتاكان اين روزها كه دركمال آسودگي ازتعقيب قضايي در حاشيه امني نشسته و قلم مي‌رانند و سخن به هتك نوه امام، هاشمي، خاتمي و... گشوده و مي‌گشايند پوشيده است يا نه مسائل ديگري در ميان است كه جاي طرح آنها در اين مقال به مصلحت نيست.

بعضي كه به تكرار اينگونه هتك‌ها روي مي‌آورند و ديگراني كه در برابر اين روند ساكت، خاشع، خاضع، خرسند و راضي‌اند كه رضايتشان از عدم برخوردشان با خاطيان هويداست، از تكرار اين هتك‌ها و ستم‌هايي كه پايه‌هاي اخلاقي نظام و جامعه اسلامي ما را نشانه گرفته است، چه هدفي دارند و چه بهره‌اي مي‌برند؟

و عجيب‌تر از عجيب سكوت ناپسند ستاد نماز جمعه تهران است كه در اين ميانه حتي يك اعلاميه چند خطي نداد و از حريم امام جمعه تهران كه او را حضرت آيت‌الله و مفسر عاليقدر و خطيب مجاهد مي‌نامد دريغ ورزيد و صد عجب از جامعه روحانيت مبارز تهران كه هاشمي از بنيان گذاران و اعضاي كليدي آن است كه در برابر اين گونه هتاكي‌ها به ساحت اين مجاهد فرزانه ـ كه البته مانند هر شخص ديگري كه از جنس بشر است رفتار و رويه او قابل و بلكه واجب النقد است و اتفاقاً اين نقدها بيشتر به درد خود ايشان و امثال ايشان مي‌خورد تا بدانند با جامعه‌اي كه براي آن تلاش مي‌كنند و بر آن مسئوليت و امانت و ولايت دارند چگونه بايد تعامل داشته باشند ـ اين همه از خود حوصله و تسامح به خرج داده و مي‌دهد و عملاًدفاع از آبروي هاشمي را به چيزي نمي‌انگارد و هكذا مجمع روحانيون مبارز كه در دفاع از خاتمي كه عضو مؤثر و كليدي آن است در اين زمينه همانند جامعه روحانيت مهر سكوت بر لب زده است و لابد به توصيه مرحوم سعدي مبني بر اندر فوائد خاموشي گوش فرا داده است!

البته شايد دليل آنها مانند خيلي ها اين است كه اين هتاكي‌ها امري صد درصد باطل است و باطل باترك آن و عدم پرداخت به آن مي‌ميرد و از بين مي‌رود و فراموش مي شود. كه اين درست ولي تكليف بر هم زدن افكار عمومي جامعه و آسيبهايي كه در اثر عدم مقابله با اين هتاكيها به آن وارد مي شود با كيست؟ گيرم كه اينها از هتاكان شكايت نكنند كه نمي‌كنند مدعي العموم تكليفي ندارد؟ پس مدعي كدام عموم است؟

آيا اين هاشمي كه لابد به تعبير همسر وزير دادگستري چون از خاتمي مهره سوخته آمريكا در ايران دفاع و حمايت مي كند لابي آمريكا در تهران است، همان نيست كه از زمان امام و با حكم امام و رهبري از منبر و مسند امامت جمعه تهران ـ اين عبارت موقت هم عجب صيغه‌اي شده است به يك مسوليت بيست و چند ساله ائمه جمعه‌اي ـ ميليونها انسان مومن نمازگزار را كه به وي اقتدا مي‌كنند دعوت به تقوا و صلاح مي‌كند؟ آيا او آنقدر براي اين نظام خطر دارد كه به تعبير اين خانم : «جامعه روحانيت بايد بدون هراس از هواداران تروريست اين دو ـ هاشمي و خاتمي ـ بايد براي آنها تكليفي اتخاذ و تعيين نمايد.»
لابد بايد كار را به خلع لباس و طرد آنها از جمع خود بكشاند تا دل ايشان خنك شود.
چرا كسي تكليف برخورد با اين تندروها و تندروي‌ها را مشخص نمي‌كند؟

اگر اين گفته‌ها واقغیت دارد، چرا هاشمي هنوز امام جمعه موقت تهران است و بايد رياست مهم مجمع تشخيص مصلحت كه رئيس سه قوه عضوي از آن و تحت مديريت وي هستند و رياست مجلس خبرگان رهبري را عهده دار شده باشد؟ اگر اين حرف‌ها، هجو‌هاي ناجوانمردانه و زشتي بيش نيست چرا قانونمداران و مهرگستران و داعيه داران ارزشها و اصول دولت عدالت خواه نهم و وزارت عدليه آن اينگونه در تخطئه آنان ساكت و ساكن مانده‌اند؟ نكند هاشمي وخاتمي و... از نظر آنان حتي از كمترين حق شهروندي برخوردار نيستند تا اين حق آنها قابل دفاع باشد.
رييس محترم دولت بر اساس سوگندي كه در مجلس كرده است تا از حقوق شهروندان اين آب و خاك دفاع  و از حریم و حرمت قانون اساسی قانون اساسي پاسداري كند. در اين ميانه چه مي‌كند و چه جوابي براي منتقدين و افكار عمومي دارد؟

من اگر جاي رئيس دولت و وزير دادگستري شيرين بيان آن بودم ـ كه خوشبختانه نيستم ـ حتي براي يك بار هم شده سنت شكني مي‌كردم و در ترك رويه فعلي شان كه نقل و نقد آنها حجم اين مقاله را هم وزن تاريخ بيهقي و طبري مي‌كند در حركتي خداپسندانه با صدور اطلاعيه‌اي در تخطئه اين هتاكيها و دردفاع ازحرمت دو مومن معمم محبوب كه از افتخارات نظام هستند و عبارات امام و رهبري در ستايش آنها در دسترس همگان است، تيغ از نيام مصلحت و منفعت بيرون مي‌كشيدم و مصلحت را در پاي حقيقت ذبح مي‌كردم و آب رفته را به جوي باز مي‌گرداندم و راه را بر تكرار مي‌بستم و حداقل مابقي آبروي خود را نگاه مي داشتم.
مگر آقايان شأنشان از امام بالاتر است كه يك بار در اعلام قاطعي در قبال متخلفين از قانون و مجرمين اعلام كرد كه والله اگر احمد كه عزيزترين افراد در نظر من است جرمي مرتكب شود از او نخواهم گذشت؟ چرا از اين ستمهاي منسوبان و غير منسوبان خود اعلام برائتي آشكار نمي‌كنند؟

هنوز از سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي يك ماه نگذشته است شما را به خدا روزهاي شيرين اين مردم را در اوج اين همه دشمنيها و عداوتهايي كه با آنان مي شود در اين دوران نوراني و استثنايي كه امام و شهدا با پيروزي انقلاب و تأسيس جمهوري اسلامي كه بعضي آن را خلافت و حكومت اسلامي مي‌پسندند با نثار جان و هستي خود براي آنان به ارمغان آوردند بيشتر از اين تلخ نكنيد. شك ندارم كه با اتخاذ رويه سكوت و عدم برخورد با خاطيان و هتاكان هر كه باشند خدا امام و شهدا ما را نخواهند بخشيد.
آيا اين همه حرمت شكني در منظر عام از دو مؤمن معتقد به اسلام و نظام و مورد علاقه مردم و نخبگان حداقل شايسته يك نهيب علني بزرگان قوم به خاطيه و خاطيان قبل و بعد نبوده و نيست؟

اجازه ندهيم ساحت مقدس اين جمهوري كه آينه گردان حق و حقيقت و صفا و مهر در جهان بشريت ستم زده امروز است عرصه هتاكان و پرده دران و ستمگران داخلي چه وابسته به حاكميت و چه غير آن قرار گيرد آيا اگر يك شهروند معمولي نه در سايت كه در يك معبر عمومي چنين هتك‌هايي را به شخصیت‌های نظام اظهار كند همين رويه مماشات در قبال او خواهدشد؟
اجازه ندهيم در اين جمهوري، جمهوري يك يا چند نفره هتاكان تشكيل شود و تخم ستم و ظلم را در كشور بپراكند. دوران جزيره‌اي عمل كردن در اين جمهوري گذشته است، آن جمهوري كه امام به ما امانت داد جمهوري حفظ حرمت‌ها و كرامتها و سخن گفتن و نقدهاي منصفانه و غير مبالغه آميز است، چرا اجازه مي‌دهيم با اتخاذ اينگونه رويه‌هاي قطعاً غير ديني و غير متشرعانه كه از بعضي متشرعان سر زده و مي‌زند حريم جمهوري اسلامي هتك شود؟

در اين جمهوري امام ساخته، نباید كمترين جايي براي هتاكان به حريم‌ها وجود داشته باشد و كمترين كار برداشتن ساحل‌ها و حواشي امن براي هتاكان است. در اين گير و دار، اگر حتي انسانهاي ستمديده و حرمت شكسته از چنين هتاكان بي‌مقداري حق خود رامطالبه ننمايند كه نمي‌نمايند چه براي آنان حتي ارزش پاسخي قائل نيستند، هرگز وظيفه و مسئوليت خطير مسئولان قواي سه گانه نظام در برخورد با اين رويه تعطيل شدني نيست و نخواهد بود.
شك ندارم اگر امام بود هرگز اين هتاكي را به ساحت اين دو عزيز بر نمي‌تافت و در برابر اين ستم آشكار از خود واكنش شديد نشان مي‌داد. بر همين روال شك ندارم دل رهبري نيز از اين هتاكي به درد آمده و تذكري داده است، اما چرا در جامعه حساس ما كه شاهد اين هتك‌هاي مكرر است هيچ اثر و نشانه‌اي از اين نهيب‌هاي در محيط پنهان به هتك‌هايي كه علني شده است ديده نمي‌شود؟

خدايا به حرمت نفسِ اولياي تو كه در ميان ما گمنام هستند و هم‌نفسي آنها، غبطه فرشتگان تو در آسمانها و زمين توست، ما را از شر خودمان حفظ کن و اين جمهوري مبارك را از گزند و آسيب ما در امان بدار.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۲۰ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبي برآورند غلامان او درخت از بيخ
علت اكثر مواردي كه توضيح داديد همه بر ميگرددبه اينكه بعدازامام انگونه جناج چپ از همه كارها كنار گذاشته شد واز ياران امام كمتر كسي مسول ماند. در مجمع تشخيص مصلحت درصدياران امام به اصولگرا يك به چند است ؟ ديگر چه انتظاري از بقيه داريد؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۰ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
یکی از بهترین مقالاتی بود که تا به حال خوانده بودم. ای کاش همه مثل شما فکر می کردند. ولی صد افسوس که حرص قدرت چشمان خیلیها را کور نموده است.
ناشناس
|
Belgium
|
۱۹:۵۴ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
احسنت به محتوا و شیوایی و زیبایی کلام
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۷ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
الهي آمين.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۹ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
احسنت بر شما. البته جناب دکتر قطعا بهتر از ما میدانند که این افراد ، بر خلاف آنچه که روز و شب ادعا می کنند ، هیچ اعتقادی به ولایت فقیه ندارند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۶ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
خیلی زیبا بود آدم می مونه چی بگه . من هم مثل این آقا ( البته من سیاسی نیستم و چیزیم از سیاست حالیم نیست ) خیلی از کاز این خانم و صد برابر بیشتر سکوت در مقابل کار این خانم دلگیرم . خدا ازمون بگدره
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۰۲ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
با سلام

از توهيني كه در حق جناب آقاي دكتر قاليباف روا داشتيد بسيار دلگير شدم!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۱ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
خدا پدر آدم منصف را بیامرزد. چه می شود کرد جز اینکه اصولگرا و اصلاح طلب «دست در دست هم نهیم به مهر» تا مدعیان دروغین «اصول» و «اصلاح» به کنجی روند و راه خویش گیرند و دست از سر خلایق بردارند. تنها راه همین است. هیچ راهی جز «اتحاد اصولگرایان و اصلاح طلبان عدالت محور» باقی نمانده است. با این کار، مدعیان دروغین و هتاکان بی پروا که بی باکانه اصول را به کشتارگاه بی عدالتی می برند، خلع ید خواهند شد. و این به نفع دین و آیین و نظام مردم است. چنین باد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۲ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
متن بسیار خوب و منطقی میباشد. خوب است خانم رجبی -جامعه روحانیت -مچمع روحانیون و ستاد نماز جمعه این نوشته را نقد علمی و نه هتاکانه نمایند. و در خصوص سخنان جناب شمخانی وزیر دفاع اظهار نظر نماید. بدیهی است عدم ارایه جواب مستدل نشانه تایید است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۵ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
آيا امثال خانم رجبي از كسي يا كساني در نظام حرف شنوي ندارند ؟يا اينكه احساس كرده اند اين كس يا كسان هم
بدشون نمياد اين دوبزرگوار ضايع شوند ؟!!
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟