لالایی در گوش ناشنوای تاریخ
دیهگو آرماندو مارادونا که بارها و بارها پدر شده بود، تا چند روز قبل هیچ تصویر ذهنی از یک پدربزرگ نداشت. سرخیو آگرو ملقب به «الکان»، ستاره قرن گذشته دنیای فوتبال را صاحب یک نوه به نام «بنجامین» کرد.
به نوشته خراسان، این کودک که پنجشنبه در بیمارستان مونته پرینسیپه مادرید به دنیا آمد، به نوشته سایت آتلتیکومادرید چهرهای شبیه به مادرش جانینا دارد و اکنون در سلامت کامل به سر میبرد؛ درست مانند سرخیو و برخلاف پدربزرگ بسیار بزرگش! مارادونا برای ماندن در اسپانیا بهانه خوبی دارد. بازی دوستانه تیم ملی آرژانتین مقابل فرانسه انجام شده است اما شاید برآورده شدن آرزوی دیرینه مبنی بر خطاب شدن به عنوان پدربزرگ مانع واقعگرایی دیهگو شود.
خانواده آگرو در حال عزیمت به اسپانیا هستند تا برای اولین بار فرزند سرخیو را ملاقات کنند، با این حال هنوز معلوم نیست پدیده آرژانتینی چه زمانی در قالب یک پدر دوباره لباس آتلتیکو را به تن خواهد کرد. اکنون زمان، زمان این پرسش است؛ هیچکدام از فرزندان مشروع و نامشروع مارادونا حتی کپی نزدیک به اصل هم نشدند. بنجامین میتواند خاطره آتشبازیهای پدربزرگ را زنده کند؟ اختلاف سنی و تغییر سلایق، امکان تعقیب راه پدربزرگ توسط نوه را به حداقل رسانده اما در چند مورد خاص خانوادههایی کاملا ورزشی در خاطرهها باقی ماندهاند.
کریستین ویری و پدربزرگش
گرانقیمتترین بازیکن هزاره گذشته، پدربزرگی استرالیایی و عاشق ورزش داشت. البته پدر بوبو هم فوتبال را تعقیب میکرد اما با جستوجو در دفتر خاطرات بازیکن سابق اینتر درمییابیم پدربزرگ گلزن برتر سابق سری A، بیشترین نقش را در راه ستاره شدن نوه خود ایفا کرد. او یک فوتبالیست پارهوقت بود و آرزوهای ناکامی داشت؛ آرزوهایی که تا حدود زیادی توسط ویری به واقعیت تبدیل شد.
تولدو
بدشانسترین دروازهبان ملیپوش تاریخ معاصر فوتبال اروپا، خواهران و برادرانی کاملا فوتبالی دارد اما هیچکس مانند پدربزرگ او نمیتواند از تب و تاب توپ گرد صحبت کند! سنگربان دوم اینتر برای اولین بار در هیبت یک میلانی، نام فرانچسکو تولدو را وارد فرهنگ اسامی سری A کرد؛ البته فقط فرانچسکو تولدو، نه تولدو! تولدوی بزرگ چندین دهه قبلتر ردپای هرچند کوچکی از خود بر جای گذاشت؛ ردپایی به کوچکی تأثیر مقطعی فرانچسکو در فوتبال ایتالیا!
بکام
تعجب نکنید! «تد» پدر دیوید هرگز فوتبالیست نشد و هوادار یونایتد باقی ماند. پدر بزرگهای او هم غیر از محله خود در جای دیگری پا به توپ نشدند اما شاید بتوان سمت و سوی علایق این چند نسل از خانواده بکام را جذابتر از پیوندهای خویشاوندی سایرین با استادیومهای مختلف نامید. پدر بزرگهای بکام به دلیل زندگی در لندن، آرسنال و تاتنهام را میپرستیدند. کرکریهای داغ این دو برای اثبات برتری محبوبشان بر دشمن دیرینه، تد و دیوید را توأمان از پایتختنشینان متنفر کرد. شاید اصلا علاقه به منچستریونایتد که همراه لیورپول قافلهسالار لشکر جنگی شمالیها مقابل لندننشینان هستند، پس از همان کرکریهای داغ دو پیرمرد شروع شد. بکام وقتی در پایان تست فنی آکادمی لندن به عنوان برنده از حق انتخاب برخوردار شد، جلوی چشم هزاران تاتنهامی مشتاق، یونایتد را به عنوان تیم آیندهاش برگزید و برای نخستین بار «هو» شد!
کودیچینی عنکبوتی
یکی از معروفترین پدر و پسرهای فوتبالی ایتالیا، نام خانوادگی کودیچینی را یدک میکشند. پدر کارلو روزگاری سنگربان میلان بود و به خاطر بازیهای زیبا لقب «عنکبوت سیاه» را دریافت کرد. پسر تا حدودی در حد و اندازههای پدر ظاهر شد؛ به خصوص در اوایل دوران حضور در چلسی. افسوس که در عصر ستاره سالاری استمفوردبریج چهره وی هم نتوانست متضمن بقایش شود و نمایشهای ضعیف، نیمکت ذخیرهها و حتی سکونشینی را برای او در پیداشت. حالا در روزهای رکوردشکنی ادوین فاندرسار، کمتر کسی به یاد میآورد دروازهبان فعلی تاتنهام روزگاری دروازه چلسی را به دژی تسخیرناپذیر تبدیل کرده بود.
هتتریک نویلها
فیل و گری یکی از بادوامترین برادران همبازی در لیگ انگلیس بودند اما تنها دلیل جذابیت این خانواده فوتبالی، موضوع فوق نیست. هانا، خواهر گری و فیل هم تا چندی پیش یک فوتبالیست حرفهای محسوب میشد. رفاقت گری با دیوید بکام، رموز کاتهای زیبای بکس را به هانا انتقال داد و در این شرایط فوتبال بانوان جزیره یک متخصص هرچند پاره وقت را به خود دید.



