کلاس توجيهي براي وينگادا!
1) سرانجام ابر و باد و مه و خورشيد و فلک دست به دست هم دادند تا وينگاداي پرتغالي روي نيمکت پرسپوليس بنشيند.
به نوشته قدس، انشاء ا...که قدم ايشان سبک باشد و مدعي نيمهجان قهرماني در ليگ هشتم به زندگي عادي اش برگردد، اما به نظر مي رسد، لازم باشد اين حضرت آقا در بدو ورود به کشورمان در خصوص برخي از مسايل توجيه شود.
2 ) از مديراني که وينگادا را به ايران مي آورند، انتظار داريم به او بگويند که در فوتبال ايران، «حمايت» معناي متفاوتي نسبت به اروپا دارد. اگر خارج از اين کشور، حمايت را پشتگرمي و هواخواهي معني مي کنند، در فوتبال مملکت ما «حمايت» يعني مذاکره با چندين آلترناتيو و دعوا بر سر اينکه کدام شان را روي نيمکت بنشاني ! به تجربه در فوتبال ايران ثابت شده آنچه بعد از جمله گوش آشناي «ايشان با قدرت به کار خودشان ادامه مي دهند» از راه مي رسد، حکم اخراج است ! با اين اوصاف اين فرمول بکر و استثنائي در پرسپوليس امسال به اوج خودش رسيد و آقايان براي شير فهم کردن مرد پرتغالي مي توانند افشين پيرواني را نشانش بدهند !
3 ) بهتر است به وينگادا گوشزد کنند که قرارداد يک باشگاه ايراني با طرف خارجي، معمولاً نقش سفره پهن شده اي را دارد که نامبرده مي تواند هر چه دل تنگش مي خواهد در آن اضافه کند ! دست او باز است که دستيار 300 هزار دلاري بياورد، بازيکن خارجي دو زاري را به قيمت 250 هزار يورو وارد کند و البته هفته اي سه بار به مسافرتهاي تفريحي کوتاه مدت برود و متعاقب آن تمرين تيم را تعطيل کند ! بهتر است وينگادا در قبال همه اين امکانات توجيه باشد تا خداي نا کرده کمتر از آري هان، قطبي و امثال آنان گيرش نيايد !
4 ) براي وينگادا يک کلاس توجيهي بگذاريد تا در مورد ساختار قدرت در مديريت فوتبال ايران توجيه شود. اين شير خام خورده ممکن است گمان کند حرف اول و آخر يک باشگاه را «مدير عامل» مي زند. مي شود با چند جلسه فشرده وينگادا را آگاه کرد که در فوتبال ايران برخي مديرعامل ها هستند که صبح يک جور حرف مي زنند و عصر يک جور ديگر. اتفاقاً برخي از اعضاي هيأت مديره وجود دارند که فقط يک بار حرف مي زنند و امرشان مطاع است و دست بر قضا برخي ديگر از اعضاي هيأت مديره هم هستند که حضورشان کاملاً جنبه تزييني دارد. متوجه هستيد که...؟ !
5 ) به وينگادا بگوييد او را قبل از شهرآورد مي آورند تا همه چيز اين مسابقه مرگ و زندگي را به گردن او بيندازند. او بايد توجيه باشد که مديريت با اين حرکتش دنبال آن است که ردپاي خود را از اتفاقات فني پرسپوليس در آستانه مهمترين بازي سال اين تيم پاک کند. بدون ترديد پس از ناکامي احتمالي، آقايان مدعي خواهند شد که هر تيري در کمان داشته اند شليک کرده اند و بيش از اين، کاري از دستشان بر نمي آمده است. بنابراين مرد پرتغالي بايد خودش را آماده پاسخگويي به افکار عمومي بعد از شهرآورد تهران بکند. حالا چه تفاوتي دارد که او تنها سه روز قبل از شهرآورد به تهران رسيده باشد؟ !
6 ) وينگادا را در مورد سرعت کم اينترنت در ايران، فاصله دوشهاي ورزشگاه راه آهن از زمين اصلي تمرين و احتمال شکستن DCL لپ تاپش توجيه کنيد. مبادا او اينها را ندانسته و بعد از مدتي با علم کردن همين بهانه ها راه خروجي را در پيش بگيرد و ما را با يک دنيا پرسش تنها بگذارد ! بهتر است اگر مديران فعلي هم مثل مصطفوي گمان مي کنند «مربي خارجي اينترنت مي خواهد چکار؟»، از همين الان سنگهاي شان را با وينگادا وا بکنند تا بعداً جار و جنجال نشود !
7 ) دست آخر اينکه به وينگادا بفرماييد در فوتبال ايران «قهرماني» هم سند چندان گويايي براي شايستگي هاي فرد نيست، چه اينکه ما اينجا مربيان و مديراني را داشته ايم که با حلاوت هر چه تمام تر کاپ قهرماني را بالاي سر برده اند، اما صبح روز بعد ديگر در تيم خود سمتي نداشته اند. اگر او همه اينها را پذيرفت، از طرف ما هم به وي خوش آمد بگوييد !



