صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

گورباچف، اوباما و دست غيبي

دكتر محسن رضايي
کد خبر: ۳۵۸۹۵
| |
16776 بازدید
هنگامي كه آقاي گورباچف در روسيه به قدرت رسيد كسي باور نمي‌كرد كه تحول عظيمي‌ در راه هست. يادم هست كه امام(ره) تصميم گرفتند براي ايشان نامه‌اي بنويسند، عده‌اي از مسئولان كشور ابهام داشتند. تحليل برخي از افراد اين بود كه گورباچف از دل نظام كمونيستي بيرون آمده و از كمونيست‌هاي با سابقه است. ظاهراً امام(ره) پس از مشورت با مسئولان و حتي اصلاح برخي از عبارات و جملات، نامه را براي گورباچف فرستادند. حوادث بعدی نشان داد حضرت امام خمینی (ره) تشخیص به موقع و درستی داده بودند، و دولت و ملت ایران از این تشخیص بهره های فراوانی بردند.
آيا آقاي اوباما هم پديده‌اي از اين نوع است؟

باراك حسين اوباما

هنگامي كه آقاي بوش به افغانستان و سپس عراق حمله كرد و صحبت از جنگ‌هاي صليبي جديد در تحليل‌ها و ادبيات سياسي رايج گشت و حتي نخست‌وزير ايتاليا مسلمانان را گروهي وحشي و بي‌تمدن خواند، هيچ‌كس فكر نمي‌كرد كه شش سال بعد يك فردي سياهپوست از درون يك خانواده مسلمان، رهبري آمريكا را برعهده خواهد گرفت. اگرچه دین آقاي اوباما در پرده‌اي از ابهام هست و معروف شده كه ايشان مسلمان نيست، ولي مسأله اين است كه ايشان از درون يك خانواده اسلامي بيرون آمده و عمويش مؤذن يكي از مساجد آفريقاست و اغلب فاميل‌هايش مسلمانند. تا همين‌جا يك پيروزي بزرگ براي مسلمانان پديد آمده است. چه آقاي اوباما مسيحي باشد، يا حتی بي‌دين، به‌هرحال يك فردي به نام حسين رهبري آمريكا را بر عهده گرفته است؛ آمريكايي كه قصد داشت تمامي جهان اسلام را تسخير كند و تا نيمه راه هم رفته بود.

طرح عملياتي بوش

بوش پس از اشغال افغانستان با شعار مبارزه با تروريسم و اشغال عراق با شعار تحقق دموكراسي و مبارزه با سلاح‌هاي كشتار جمعي با فشار به ارتش اسرائيل قصد اشغال لبنان را در پيش گرفت و يك دولت ياغي را در بيروت آماده كرده بود كه به محض موفقيت اسرائيل، حزب‌الله را خلع سلاح كنند و سپس نيروهاي آمريكا وارد لبنان شوند و اسرائيل را بيرون كنند و لبنان هم با شعار آزادي به تسخير آمريكا درآيد، آنگاه موج بعدي حملات آمريكا به سوريه و ايران شروع شود. سوريه بين عراق و لبنان اشغال شده فشرده مي‌شد و احتمالاً از داخل سوريه هم كارهايي مي‌كردند و سوريه را مي‌گرفتند سپس با حملات هوايي عليه ايران و محاصره دريايي و هوايي ايران پيش مي‌رفتند و سرانجام تغيير رژيم در ايران و يا تسليم كردن ايران را به پايان مي‌بردند. با اين كار آمريكا سواحل درياي مديترانه را به مرزهاي چين وصل مي‌كرد و هژموني آمريكا در سطح جهان به عنوان ابرقدرت مسلط حاكم مي‌شد و ساختار سازمان ملل و شوراي امنيت را به نفع خود تغيير مي‌دادند. ولي آقاي بوش در ميانه راه بازماند، سياست خارجي منطقي ايران و مقاومت حزب‌الله در لبنان و عدم همراهيِ افكار عمومي مردم جهان و ملت آمريكا و دولت‌هاي روسيه و چين با آمريكا از عوامل اصلي شكست طرحِ آمريكا بودند، رهبري ايران با اصرار بر ايستادگي منطقي و جلوگيري از ماجراجويي و شعارهاي تندي كه بهانه حمله آمريكا به ايران را فراهم مي‌كرد و رايزني‌هاي ديپلماتيك ايران با سولانا و اروپايي‌ها نقش مهمي در متوقف كردن ماشين جنگي آمريكا داشت. هم ايستادگي و هم برخورد منطقي، هر دو در خنثي كردن امواج بعدي حملات آمريكايي‌ها به ايران مؤثر بود. آمريكا طي سال‌هاي 2006 تا 2008 چند بار تمامي امكانات نظامي و امنيتي را براي حمله به ايران آماده كرد ولي در آستانه حمله منصرف شد. البته نقش آمادگي در نيروهاي مسلح ايران براي دفاع از ايران نيز بسيار مهم بوده است. در جاي مناسبي بيشتر اين فرضيه را تحليل خواهم كرد.
 
در زير نقشه كشورهايي كه قرار بوده در طرح عملياتي بوش اشغال شوند و يا تغيير رژيم داده شوند، با رنگ زرد مشخص شده‌اند

آينده اوباما

به‌هرحال پديده آقاي اوباما از دو حال خارج نيست. يا اينكه ايشان در اثر يك برنامه كاملاً حساب‌شده‌اي از درون نظام سياسي، استعماري آمريكا براي بازسازي چهره آمريكا بيرون آمده است و يا آنكه اوباما هم يك پديده‌اي از نوع گورباچف و اصلاحات اساسي در نظام اقتصادي و سياسي آمريكاست و يا آنكه در اثر دست غيبي است. نبايد هيچ كدام از فرضيه‌ها را رد و يا صددرصد قبول كرد، بايد منتظر علائم بيشتري بمانيم تا ببينيم چه اتفاقي مي‌افتد. البته من نظراتي در اين رابطه دارم ولي فعلاً زود است كه آنها را طرح كنم. آينده هر چه كه باشد و هر كدام از اين سناريوها كه درست باشد و يا نباشد؛
 
الف ـ اينكه يك سياهپوستي از ميان يك خانواده مسلمان، رهبري آمريكا را برعهده گرفته است، براي جهان اسلام يك پيروزي است.
ب ـ منفي‌گويي عليه اين اتفاق و اوباما ممكن است يك كار شتابزده‌اي باشد كه همراه با خسارت براي كشورمان باشد.

اخبار زير حاكي است كه اوباما متفاوت با گذشته است:

1ـ خانم ليوني اعلان كرده است كه: دولت اوباما براي ما تهديد نيست.
2ـ چني معاون اول بوش گفته است كه: من نگران سياست‌هاي رئيس‌جمهوري باراك اوباما هستم.
3ـ آقاي اوباما در سخنرانيهاي خود تا كنون مسائل زير را اعلان كرده است:
ـ معذر‌ت‌خواهي از مسلمانان.
ـ راه‌حل فلسطين جنگ و خون‌ريزي نيست.
4ـ آمادگي گفت‌وگوي بدون پيش‌شرط با ايران و مسكوت گذاشتن ايران در ليست دشمنان آمريكا.

نتيجه:

اتفاق مهمي در آمريكا روي داده است، مشاركت فعال و هدفمند ايران در اين حادثه نيازمند استراتژي و برنامه‌اي كاملاً حساب‌ شده است و از هر نوع برخورد احساسي بايد جلوگيري كرد.

حال اين پرسش‌ها مطرح است كه آيا بر فرض آن‌كه آقاي اوباما واقعاً قصد اصلاحات داشته باشد:

1ـ داراي تئوري و برنامه براي اصلاحات هست؟

2ـ آيا توانايي تحقق تئوري و برنامه خود را دارد؟

مايل هستم كه نظرات بينندگان را بدانم.
 
نظرات ديگر بينندگان را در صفحه نخست و صفحه دوم بخوانيد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۰ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
جناب رضائی، ای کاش بتوانید این نکات را در مراکز تصمیم گیری بالا هم بگوئید، چرا که ما هم اکنون در مملکت دچار خود گول زدن و حرکت جهت خوش آمد بعضی از افراد شده ایم.از جنابعالی که سابقه شجاعت و مبارزه در قبل و بعد از انقلاب دارید خواهشمندم این مسائل حیاتی را بدون توجه به شرایط نان به نرخ روز به آقایان بفرماييد تا انشاءال.. قبل از دیر شدن کاری انجام شود .جهت تائید حرفهای بنده به خطبه های این هفته نماز جمعه توجه بفرمائید تا ببینید آقایان در کجا سیر می کنند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۴ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
ّبدون شك جضور اوباما يك فرصت است . حتي اگر اين تغييرات ظاهري باشد نبايد با شتاب و عجله ايمن فرصت را به تهديد تبديل كرد . موضع گيري قبل از مذاكره و بدون منطق و تنها به دليل آمريكايي بودن اوباما اين بار فرصت مناسب را براي برخورد به آمريكايي ها مي دهد . مذاكره در حالي كه اوباما مي گويد بدون پيش شرط است و تنها كافي است كه ايران مشت هايش را بگشايد هيچ ضرري ندارد حتي اگر به نتيجه اي هم منجر نشود . پس از مذاكره مي توان تصميم گيري كرد و مذاكره به معناي تسليم نيست
ناشناس
|
-
|
۱۷:۱۵ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
اول از همه باید از نویسنده تشکر کنم که کوشیده اند خود را از قالبهای پیش ساخته رهایی بخشند.
دوم انکه به نظر من بخش زیادی از موضوع به فعالیت و نوع نگرش ما مربوط خواهد بود.
سوم انکه اکنون باید کوشید میان امریکا و اسراییل شکاف ایجاد کرد و این شکاف را رابطه ایران و امریکا می تواند ایجاد کند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۲۳ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
جناب آقای رضایی عزیز؛ از تحلیل ولقع بینانه شما بسیار خوشحال شدم.من معتقدم آقای اوباما پدیده ای است که بر اثر تندروی های آقای بوش اتفاق افتاد. قطعا آقای اوباما تفاوتهای اساسی با آقای بوش دارد. به طور کلی ما باید قبول کنیم که در بین دولتمردان آمریکا انسانهای محترمی هم بوده اند که سعی کرده اند در مسیر ارزشهای خودشان حرکت کنند. اما آقای اوباما به طور کلی با اسلاف خود تفاوتهای اساسی دارد. مایلم تاکید کنم که سیاهپوست بودن ایشان و مسلمان زاده بودن ایشان دو امر بسیار مهم هستند که ما باید به آن توجه داشته باشیم. انتخاب آقای اوباما قطعا یک برنامه قبلی نیست اما به هر حال ما باید بپذیریم ابزارهای وی برای تغییر محدود است. ما باید اوبامای محدود شده را به عنوان یک فرصت قبول کنیم نه اینکه او را با مواضع غیر واقع بینانه خود مایوس و ناامید کنیم. همانطور که ما قبول داریم آقای اردوان در ترکیه خیلی محدودیت دارد و نمی تواند آنگونه که تشخیص می دهد عمل کند همین شرایط را باید برای آقای اوباما در نظر بگیریم.ما باید به ایشان برای تحقق شعارهایش کمک کنیم نه اینکه این فرصت را هم برای خودمان هم برای آمریکائیان ناامید بسوزانیم. همه می دانند که ایران در این 30 ساله چه اثر عمیقی بر تحولات آمریکا داشته است. بیایید نقش خود را جدی بگیریم و ایفای آن را به دست مردان بزرگ خود -و نه تریبونهای نماز جمعه-بسپاریم. ما در شرایط بسیار خوبی قرار داریم.دشمنان ما همه ضعیف شده اند. آمریکا در شرایط بد اقتصادی قرار دارد و قطعا کمک ما به دولت اوباما برای تحقق شعارهای انسان دوستانه خود اسرائیل را منزوی و طرد خواهد کرد. برای این سیاست افراد قوی و قدر لازم است و کادر فعلی دیپلماسی ما برای این کار کوچک هستند. معتقدم اسرائیل وحشت زده است و به همین دلیل در روزهای آخر بوش به حماس حمله کرد. اسرائیل تصمیم داشت حماس را از معادلات صلح حذف کند زیرا از مواضع اوباما در هراس بود.اما به کمک خدا شرایط بر عکس شد. در شروع کار اوباما اسرائیل در نقش یک گروه ظالم و قاتل جلوه کرد و این کار را برای افراد دیپلماسی ما راحت تر خواهد کرد.همان روشی که آقای اردوان و الآن نیز آقای لاریجانی به کار بردند. آقای رضایی اداره این وضعیت را از انحصار کسانی که مانند کیهان سیاه و سفید می بینند بیرون بیاورید. شرایط در آمریکا خاکستری است.شاید بتوانیم با کمک امام عصر و حرکت درست خودمان آن را به رنگ سفید برای ایران و اسلام در بیاوریم. توکل به خدا.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۹ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
به نام خدا
با تشكر از آقاي محسن رضايي
من با نظرات شما موافقم و مي گويم ايشان داراي برنامه است و ما با بايد از اين فرصت نهايت استفاده را نمائيم و خواه ناخواه هم ما به آمريكا نياز داريم و هم آن ها به ما نياز دارند و همان گفته شما ايشان در يك خانواده مذهبي بزرگ شده و اگر يك ذره از خوي مسلماني را كه حتما به ارث برده باز باعث افتخار ما مسلمان ها مي با شد كه به نحو احسن از اين فرصت در جهت مثبت استفاده كنيم و خواهشا توهين نكنيم و از اين فرصت اسلا م و مملكت خود را حفظ كنيم گرچه مي دانم سياستمداران ما اين را مي دانند و آگاه هستند و باعث خوشحالي ما مردم ايران خواهند شد. با تشكر. كيهانيان
ناشناس
|
-
|
۱۸:۲۴ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
ببينيد ما در ايران از افراط و تفريط در همه کارها رنج مي بريم .پيامبر اسلام همواره با سياست با کفار و غيره رفتار مي کردند. پيامبر هم انزوا وتحريم را دوست نداشتند.وقتي موريانه عهد نامه کفار را از بين برد پيامبر ترديد نکردند وبراي رفع محاصره اين خبر را اعلام کردند.وبا يهود و غيره پيمان مي بستند و....پس مي بينيم که در دنياي امروز ما بايد سياست داشته باشيم مثلا اگر دلمان مي خواهد اسراييل نابود شود نبايد بر زبان بياريم مي تونيم با سياست ،بيشتر به او ضربه بزنيم .ما مي توانيم به دنيا بفهمانيم که با اسراييل و کارهايش مخالفيم ولي نمي خواهيم به حمله کنيم اصولا مخالفت ما با اسراييل بخاطر صلح طلبي ما و مخالفت ما با نژاد پرستي است.وبه آمرييکائيها هم همين را مي گوييم.يعني مي گوييم ما همچنان مخالف اسراييل و کارهاييش هستيم ولي در عين حال اطمينان مي دهيم که قصد حمله به اسراييل را نداريم و...اگر اوباما بدون پيش شرط مذاکره کرد ما هم به احترام اين حرکت در حين مذاکرات غني سازي را متوقف کنيم.ما مي گوييم که قصد ايران براي ساخت سلاح کشتار جمعي توهمي است که بوش بوجود آورده واين بزرگترين توهم قرن بيست ويک است. ولي چون توهم به وجود آمده براي رفع توهم ما مدتي ونه براي ابد غني سازي را متوقف مي کنيم.امروزه تکنولوژي هاي بسيار بالاتر و مفيد تر از غني سازي هستند که ما مي توانيم آنها را بدست بياريم .مانند سيکنوترون،تکنولوژي هاي فضايي ،و ...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۲۵ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
ضمن سلام و عرض ارادت قلبي به نظر اينجانب تحليل شما درست و خوب بود ليكن اوباما نميتواند اين تغييرات را انجام دهد و نشانه آن عدم اعلام مواضع صريح وي در مورد كشورهاست ولي در نهايت انتخاب وي نشان از يك دوگانگي در امريكا و كادر رهبري آن است واين دوگانگي اگرچه نمي تواند تغييري محسوس ايجاد نمايد ولي در آينده مي توان حدث زد كه تصميمات افراطي واشنگتن متوقف شود و در صورت حاد بودن قضيه احتمال از هم پاشيدگي امريكا تا 15 الي 20 سال آينده وجود خواهد داشت.
يك دانشجوي روابط بين الملل
ناشناس
|
United States
|
۱۹:۴۴ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
۱. اوباما دارای تئوری خاصی نیست، ولی آدم صلح طلب، مصالحه جو و عدالت طلبی است به مفهوم عمومی کلمه.( و به این ها واقعا معتقد است)
۲. چون برنامه ای ندارد، ابتدا مدتی طول می کشد تا با وضعیت
آشنا شود، سپس کمی تا قسمتی از ایده هایش ممکن است مقداری سیاست آمریکارا معتدل کند. انتظار اصلاحات گورباچفی نداشته باشید. هزاران مشاور که ۱۰ سال پیش هم به کلینتون مشاوره می دادند هنوز به اوباما مشاوره می دهند.
فکر کنید اوباما کلینتون است، گیرم کمی تند رو تر در مواضع
چپ آمریکا.(حداقل بوش نیست).
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۰ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
به نظر حقیر فرصت مناسب گفتگو حتی برای گفتگو را نباید از دست بدهیم.
ما باید در پروسه گفتگو در پی برخی خواسته های خود باشیم اینکه بخواهیم همین اول آمریکا بابت گذشته عذر خواهی کند و بعد سر میز بنشیند به نظر می رسد اندکی به توجهی به واقعیات موجود باشد.
با توجه به متن سخنرانی اوباما می توان تحلیل بهتری نسبت به آینده وضعیت آمریکا ارائه نمود.
فراموش نکنیم ما نباید تنها شاهد ماجرا باشیم ما می توانیم و باید نقش فعالی در سیاست آینده آمریکا در ارتباط با خاور میانه داشته باشیم و بدانیم اگر اراده برای بهتر شدن وجود داشته باشد بدون نقش فعال ما این اراده به شکست خواهد انجامید. و چنانچه هیچ اراده ای نباشد ما چیزی از دست نداده ایم. در کنار ما کشورهایی هستند که در صدد هستند جو موجود همچنان پایدار بماند و....
ناشناس
|
United Kingdom
|
۲۰:۱۲ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۹
بنظر من انتخاب اوباما نمایانگر این است که آمریکاییها نیاز به دگرگونی در سیاستهای بوش میدیدند و میبینند. و این نیاز قطعا برنامه ها و امکانات اجرایی اش را هم میآفریند حد اقل امید بآن در کشوری چون آمریکا با ساختارهای دموکراتیک زیاد است. اینرا هم اجازه بفرمایید تا اضافه کنم که چنانکه بپذیریم که آمریکاییها باراک حسین اوباما را انتخاب کردند با علم باینکه او زادهء یک فرهنگ اسلامی-آفریقایی است این قبل ازینکه پیروزی برای اسلام باشد یک پیروزی معنوی برای آمریکاییهاست که بین انسانها بخاطر رنگ و مذهب و یا عقیده تبعییض قایل نمیشوند و این است راز پیشرفتشان. حال اگر اوباما در ایران میبود و یا شورای نگهبان در کاخ سفید آیا اصلا اجازه میدادند که او کاندید شود؟ او را رد صلاحیت میکردند. میدانم که تیغ سانسور احتمالا بشما اجازه نمیدهد تمام این نوشته و یا حد اقل این بخش آخر را چاپ کنید.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...