صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

سرگذشت دردناك زن نخبه ايراني در سفر به آمريكا

اگر درخواستي براي قرص و يا وکيل گرفتن داشتيم، بايد درخواست را به صورت کتبي اعلام مي‌کرديم و اگر صلاح مي‌دانستند يک يا دو روز بعد جواب مي‌دادند. من ميگرن شديد داشتم و در تمام مدت به دليل استرس شديد و گريه، سردرد داشتم... روز سوم مرا نزد روانپزشک زندان بردند. روانپزشک به من گفت که تو دچار افسردگي شده‌اي، ما مي‌خواهيم تو را به سلول انفرادي ببريم!
کد خبر: ۳۵۳۵۶
| |
45911 بازدید
آمريکا مدعي است که مهد آزادي و پايبندترين کشور به رعايت حقوق بشر است، در حالي که هر ساله بدترين نوع بي‌احترامي به انسان‌ها در همين مهد آزادي صورت مي‌گيرد. متن زير يکي از نمونه‌هاي اين بي‌احترامي‌ها و نقض صريح حقوق بشر در آمريکاست. بدون هيچ قضاوت و پيش‌داوري گزارشي را در ادامه تقديم خوانندگان «تابناک» مي‌كنيم که نقل قول بي‌واسطه‌اي است از دانشجوي نخبه ايراني که براي ادامه تحصيل به آمريکا سفر کرده است، البته به هيچ وجه قصد آن را نداريم که وانمود کنيم تمام رفتارها در آن کشور با اتباع ساير کشورها يا ايران اينگونه است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، ش ـ پ، فارغ‌التحصيل رشته مهندسي در یکی از معتبرترین دانشگاه‌های کشورمان به عنوان دانشجوی نخبه و با رتبه بالا، براي ترم پاييز (سال 2008 ميلادي) در مقطع فوق ليسانس از دانشگاهي در آمريکا بورس تحصيلي داشته که در خرداد ماه امسال از سفارت آمريکا در قبرس، تقاضاي ويزاي دانشجويي F1 مي‌کند، ولي از آنجا که ترم پاييز را از دست مي‌دهد، دانشگاه مربوطه با توجه به نمرات بالاي وي، بار ديگر براي او ويزاي قانوني صادر مي‌‌کند.

ش ـ پ، شرح حوادث پس از ورودش به آمريکا را براي خبرنگار ما چنين مي‌گويد: روز ششم بهمن به تنهايي به آمريكا سفر كردم. در فرودگاه شيکاگو پس از پنج ساعت انتظار مرا به اداره مهاجرت در فرودگاه بردند. در آنجا چمدان‌هاي مرا ابتدا با سگ بررسي کردند و سپس دو مأمور تمام وسايل مرا بيرون ريختند و حتي اسم کتاب‌هاي فارسي مرا هم از من مي‌پرسيدند! در آخر از تمام مدارک من و همسرم که همراهم بود، کپي گرفتند.

سپس يکي از مأموران از من سؤالاتي معمولي پرسيد كه نام پدر، مادر و همسرت چيست، در ايران در شرکت خصوصي کار مي‌کني يا دولتي، قصد سفرت چيست؟ بعد هم گفت تو دروغ مي‌گويي که بار اولي است که به آمريکا مي‌آيي، چون انگليسي را خيلي خوب حرف مي‌زني!

به من گفت که بايد به درخواست خود به ايران برگردي! و در آنجا منتظر ويزاي شوهرت بماني... وقتي با اعتراض من روبه‌رو شد که ويزاي من يک بار ورود است و ترم دانشگاهي من از دست مي‌رود، در کجاي قانون شما نوشته که زن و شوهر بايد با هم وارد آمريکا شوند! به من گفت تو ساکت شو و ديگر حرف نزن! ما امشب تو را به اتاقي مي‌بريم تا استراحت کني و فردا براي تو بليت مي‌گيريم...

آنها تمام پول‌ها و وسايل مرا گرفتند و دستبندي از پشت به دست‌هاي من زدند. من در حالي که گريه مي‌کردم، فرياد برآوردم که مگر من قاتلم يا مجرم يا تروريست؟ دستبند ديگر چرا؟ مي‌گفتند قانون ما اين است!

مرا به زندان McHenry County Jail در حومه شيکاگو بردند. شماره زنداني من ..6888. در آنجا چند بار مرا بازرسي بدني کردند و بعد گفتند بايد لباس زندان را که شامل لباس‌هاي چند بار مصرف شده بود، بپوشم. سپس مرا به سالني که در دو طبقه زير زمين بود انتقال دادند. دور تا دور اين سالن اتاق‌هايي به ابعاد 5/1×2 متر مربع با دو تخت بود که تنها توالت کوچکي در وسط اتاق قرار داشت.

دو حمام در زندان وجود داشت که داراي دوربين بود و حتي زمان استفاده از دستشويي نيز مأموران از پنجره اتاق، ما را زير نظر داشتند. در زندان ما حق استفاده از حجاب را نداشتيم و براي خواندن نماز بايد از همان پتوهاي کثيف استفاده مي‌کرديم.

اگر درخواستي براي قرص و يا وکيل گرفتن داشتيم، بايد درخواست را به صورت کتبي اعلام مي‌کرديم و اگر صلاح مي‌دانستند يک يا دو روز بعد جواب مي‌دادند. من ميگرن شديد داشتم و در تمام مدت به دليل استرس شديد و گريه، سردرد داشتم. وقتي از آنها تقاضاي قرص مي‌کردم، مي‌گفتند بايد درخواست کتبي بنويسي و درخواستت يکي ـ دو روز ديگر بررسي مي‌شود!

در آن بخش که سي زن ديگر از کشورهايي مثل چين و قزاقستان بودند، وضع دختر فلسطيني که براي ديدن شوهرش و ويزاي توريستي به آمريکا آمده بود، از همه بدتر بود. دختر فلسطيني باردار بود و اصلا در وضع جسمي و روحي مطلوبي نبود.

روز اول سپري شد و از مأموران اداره مهاجرت خبري نشد. هيچ کس پاسخگو نبود که جرم من چيست و تا کي بايد صبر کنم. من کاملا نااميد شده بودم؛ از طرفي بلاتکليف و از طرفي نگران خانواده‌ام. آنها به من و ديگران اجازه تماس گرفتن با خانواده را نمي‌دادند. در اين مدت خانواده‌ام هيچ خبري از من نداشتند. من فقط با اداره حفظ منافع ايران در واشنگتن تماس مي‌گرفتم و آنها با لطف زياد خود درصدد گرفتن وکيل براي آزادي من بودند.
مأموران زندان و مأموران اداره مهاجرت هيچ‌گونه احساس و وجداني نداشتند و فکر مي‌کردند بايد با همه مثل حيوان رفتار کرد.

آنها روز سوم مرا که تمام مدت گريه مي‌کردم، نزد روانپزشک زندان بردند. روانپزشک به من گفت که تو دچار افسردگي شده‌اي، ما مي‌خواهيم تو را به سلول انفرادي ببريم! (اين هم تجويزي براي فرد افسرده)!

سرانجام روز سوم مأموران اداره مهاجرت به دنبال من آمدند و مرا به همان اتاق در فرودگاه بردند. در آنجا چهار ساعت منتظر بودم که ناگهان احساس کردم سرم گيج مي‌رود. به يکي از آنها گفتم که من در اين سه روز غذا نخورده‌ام. ولي او به من خنديد و گفت که تو دروغ مي‌گويي! من که عصباني شده بودم، به آنها گفتم در ايران ما هيچ وقت با هيچ بشري اين طور رفتار نمي‌کنيم، ولي آنها پوزخند مي‌زدند! وقتي از آنها سؤال کردم که چرا من را به زندان انداختند، پاسخ دادند تو تحت حمايت ما بودي و ما هتلي در اختيار نداشتيم! سرانجام به من گفتند که بايد پول بليت خودت را بدهي تا تو را به ايران بفرستيم و با دو مأمور دستبند به دست در حالي که در فرودگاه خجالت مي‌کشيدم، مرا به هواپيما بردند!
 
به محض ورود به ايران با سفارت آمريکا در قبرس که ويزاي مرا صادر کرده بود، تماس گرفتم و آنها از اين وضعيت بسيار تعجب کردند و به من گفتند که ويزاي تو هيچ‌گونه مشکلي نداشته است!

حال پرسش اين است، به راستي جرم کسي که تمام سختي‌هاي دوري از خانواده را به منظور تحصيل در غربت تحمل مي‌کند، چه بوده است و چه کسي پاسخگوي ضربات روحي شديد به وي است؟
چه کسي پاسخگوي اين همه توهين به ايران و ايراني است؟ آيا اگر ايران چنين رفتاري را با دانشجوي آمريکايي مي‌کرد، آمريکايي‌ها بي‌تفاوت از کنار آن مي‌گذشتند؟

آيا در سرزميني که مدعي آزادي بيان است، من نبايد حق حرف زدن و دفاع داشته باشم؟ آيا معني احترام به حقوق بشر که آمريکا خود را پيشرو آن مي‌داند، اين است؟!
چه کسي مسئول پيگيري حوادث دردناکي است که هم‌ميهنان ما در کشورهايي که با آنها رابطه سياسي نداريم، روبه‌رو مي‌شوند؟

و در پايان، چرا ظرفيت‌هاي تحصيلات تکميلي در کشور ما بايد آنقدر اندک باشد که جوانان نخبه ما مجبور شوند براي ادامه تحصيل خود با اين مشکلات دست و پنجه نرم کنند؟
 
با ابراز تأسف از بروز چنين حادثه تلخي براي اين بانو، اعلام مي‌دارد، همه مشخصات ايشان نزد «تابناك» محفوظ است و در صورت درخواست مسئولان در اختيار ايشان قرار خواهد گرفت.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۷
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۹ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
درناک است... انصافن درناک است ، نمی فهمم! آیا عدم برخورد دولتمردان ما به چنین رفتارهایی نوعی جلوگیری از مهاجرت بچه های ما به کشوری مثل امریکاست؟
دولتمردان باید پاسخگو باشد...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۷ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
ظرفيت تحصيلات تكميلي كشور اولا كم نيست. ثانيا دانشجويان نخبه كشور براحتي در داخل كشور مي توانند ادامه تحصيل بدهند. در دانشگاههاي تهران حتي بدون اينكه نيازي به كنكور باشد دانشجويان ممتاز جذب مي گردند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۵ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
قابل توجه وزارت خارجه و پلیس گذرنامه که اروپایی و آمریکایی ها را می پرستند و به هیچ وجه حاضر به رفتار متقابل نیستند. یک ایرانی باید کلی تحقیر و توهین برای دریافت روادید تحمل کند، اما یک غربی با کلی منت و احترام وارد کشور ما می شود. این برخورد ما خود باعث می شود که غربی ها خود را برتر از ما بدانند و ایرانی ها خود را کم ارزش تر بدانند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۵ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
با سلام
از شنیدن این خبر متاثر شدم. برای این هموطن گرامی هر کجا که باشند آرزوی موفقیت دارم
خدمت شما عرض کنم که ظرفیت با توجه به پتانسیل موجود بد نیست. لیکن نحوه انتخاب بیرحمانه است
تا کی برای رفتن به مقطع بالاتر بایست کنکور داد.
مشکلات یکی دو تا نیست. بنده در دانشگاه یزد مقطع فوق لیسانس شاگرد نخست شدم .(با معدل 17/81)
بعد از امتحان کتبی دکتری در مصاحبه یکی از اساتید از بنده پرسیدند که نظر شما در مورد ابررسانایی چیست
چون که زمینه کاری من اسپکتروسکوپی چاههای کوانتومی بود و در زمینه ابررسانایی اطلاعی نداشتم بعد از کلیاتی راجع به ابررسانایی اظهار بی اطلاعی از موضوع کردم.
استاد مربوطه (دکتر ا.) فرمودند "یعنی شما می گویین ابررسانایی بی ارزشس"
بله دوست عزیز. اینچنین شد که ما رد شدیم. درد یکی دوتا نیست. در مملکت ما مشکل فرار مغزها نیست بلکه مشکل فرار دادن مغزها ست.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۷ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
سلام : واقعا براي اين هم وطنم متاسفم .. كاش مسئولين بجاي جناحين به اين قبيل مشكلات پيش پا افتاده رسيدگي مي كردند .
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۶:۴۰ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
ایرانی ها با این مشکلات درس میخوانند با هزینه خودشان ولی هنگام ارزشیابی از همه چیز ایراد میگیرید و جوانان را نا امید میکنید.
ناشناس
|
Germany
|
۱۶:۵۲ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
do nokte
avalan in khanom k inqadr namz khone va ... chera b amricaye jenayet kar rafte

dovom inke ya in qese doroqe ya masale chize digeist , man khodam 3 bar b america raftam bedone hich moshkeli..
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۳ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
اصلا معقول نیست.چطور میشود بدون دلیل با کسی که هیچ جرمی مرتکت نشده چنین رفتار کنند؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۴ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
من بسیار متاسفم از این رفتار مامورین آمریکائی خشن و سنگدل . از طرف دیگر در این شرایط که ظرفیت دانشگاهها بیشتر شده حتی با داوطلبان حدودا برابر است آیا رفتن به آمریکا با این وضعیت و شکنجه شدن صلاح است؟ بنده هم قبل از انقلاب در آمریکا 4/5 سال تحصیل کرده ام ، اگر چه خشونت تا این حد نبود ولی باز هم من احساس غریبگی میکردم و سرزنش میشدم . لذا در هر شرایطی بودن در کشور خود بهتر وصلاحتر است. خصوصا شما که خبره اید ودر هر رشته ای می توانید وارد دانشگاه شوید.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۹ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
آخر عاقبت پناه بردن به دامن امپریالیسم برای ادامه تحصیل (و بعدش هم اقامت )همین است . برای یک نخبه فارغ التحصیل از بهترین دانشگاه کشور هیچوقت ظرفیت ها کم نیست . هموطن ! خود کرده را تدبیر نیست! اگر آنهمه پول و وقت که صرف کردی تا خودت را به آمریکا برسان چاشنی آن استعداد و سواد و مدرک همین جا در کشور خودمان می توانستی براحتی ادامه تحصیل بدهی . عاقلان بشنوند و عبرت بگیرند . من خودم دانشگاهی هستم و به شما تضمین می دهم که تا بعد از مقطع فوق لیسانس همه رشته های گروه انسانی ،تجربی و ریاضی ، هیچ عذر موجهی برای ادامه تحصیل در خارج کشور وجود ندارد .
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...
آخرین اخبار