مستند دايي جان ناپلئوني برای تطهير استعمار پير
شبکه تلويزيوني «بي.بي.سي» در دومين روز کاري خود در يک برنامه مستند، يک و نيم قرن سياست استعماري انگليس در ايران را با داستان دايي جان ناپلئون و نقش اخبار راديو «بي.بي.سي» در اثناي انقلاب اسلامي تطهير کرد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، در اين برنامه که توسط «کريستوفر دي بلگ»، ايرانشناس جوان انگليسي تهيه شده بود و تقريبا يک ساعت به طول کشيد، تلاش شد تا توهم توطئهگر بودن سياستهاي سلطهجويانه انگلستان در نزديک به دو قرن در ايران را از اذهان بزدايد.
«دي بلگ» براي آغاز مستند خود به سراغ ايرج پزشکزاد، نويسنده کتاب مبتذل دايي جان ناپلئون ميرود. پزشکزاد در اين مستند، کاملا به سازنده آن روي خوش نشان ميدهد و تلاش ميکند با خواندن فرازهايي از کتاب خود، بار ديگر اين را القا کند که بسياري از مشکلات تاريخ معاصر ايران، از سوي انگليسيها نيست و اين کار را حتي در نقطه پاياني اين مستند نيز ادامه ميدهد.
در اين مستند همچنين با نمايش لحظاتي از سريال دايي جان ناپلئون، ساخته ناصر تقوايي، به واقعيات يک ملت بزرگ و رنجي که از امپراتوري بريتانيا برده است، با پخش واگويههاي دايي جان، برخوردی بسیار تمسخرآميز نسبت به اعتقادات ملت ایران شده است.
در اين مستند، همايون کاتوزيان از دانشگاه اکسفورد نيز دست داشتن انگليس در برکناري رضا شاه و روي کار آمدن محمدرضا را تکذيب کرد و تلاش ميشود چهره خيرخواهانه انگليس در انقلاب مشروطيت نشان داده شود.
مخالفت مقامات انگلستان با استبداد شاه در دهه آخر حکومت وي نيز بخشي از اين مستند است که از زبان «ديويد اوئن»، وزير خارجه انگلستان در سالهاي 1977 تا 1979 ميلادي شنيده ميشود، اما بخش عمده اين مستند به نقش راديو «بي.بي.سي» در انتقال اخبار انقلاب اسلامي ايران در سالهاي 1356 و 1357 مربوط است.
آنجا که به بيننده القا ميشود که اگر راديو «بي.بي.سي» نبود، اخبار انقلاب اسلامي ايران منتشر نميشد و شاه و حکومتش به شدت از «بي.بي.سي» وحشت داشته و بعدها اين راديو را مقصر اصلي در سرنگوني حکومت برشمردند.
«کريستوفر دي بلگ» همچنين در مستند خود تلاش ميکند به بيينده اين را برساند که نخستين بار توسط شاه عباس صفوي بود که پاي انگليسيها به ايران باز شد. شاه عباس به اندازهاي شيفته انگليسيها شد که برادران شرلي را با لباسهاي فاخر و گران قيمت ايراني به عنوان سفير دولت صفوي و ايران به کشورهاي اروپايي فرستاد.
دي بلگ جوان در اين نکته نيز پافشاري ميکند که کشور فقير ايران در اواخر حکومت قاجر و اوايل حکومت پهلوي با کشف نفت توسط انگليسيها در جنوب اين کشور وارد مرحله جديدي شده و در آبادان ـ که بزرگترين پالايشگاه جهان در آنجا که توسط انگليسيها ساخته شد ـ زندگي مرفه و به روزي به ايران عرضه شد و به تدريج ثروت سرشاري در اختيار آنان قرار گرفت.
اين مستند، دست نداشتن انگليس در کودتاي 28 مرداد 1332 و نقش خيرخواهانه «لرد کورزون»، وزير خارجه انگليس در اوايل دهه 20 قرن گذشته و قرارداد استعماري او با ايران را نيز يادآوري ميکند و آوردن رضاخان را بر قدرت، باعث اقتدار و انسجام بيشتر ايران ـ که حاصل حضور انگليسيها بوده ـ بيان ميدارد.
اين نويسنده در مستند خود، از شخص خويش به عنوان نماينده کشور انگليس و ايرج پزشکزاد، نويسنده کتاب دايي جان ناپلئون، به عنوان نماينده کشور ايران ياد ميکند و به او ميگويد براي صلح، ما دو نماينده دو کشور روي همديگر را ميبوسيم.
پزشکزاد نيز به او در پايان اين مستند ميگويد: بدانيد که اگر اين فيلم پخش شد، باز هم خواهند گفت، ديديد کار انگليسيها بود!
گفتني است، در اين مستند، از آرشيو تاريخي عکس و فيلمهاي انگلستان که بسیار منحصر به فرد بود، استفاده شده و خاطرات برخي از عوامل رژيم پهلوي و برخي مقامات سابق انگليس نيز در آن پخش گردید.
در اين باره نيز بايد افزود که در ساخت اين مستند، «جان گرني»، از دانشگاه آکسفورد انگلستان با دي بلگ همکاري کرده است.
درباره نقش بي بي سي در انقلاب هم اين چيزي كه شما گفتيد را القا نميكرد بلكه بيشتر نشان ميداد كه شاه چقدر به بي بي سي فشار ميآورد و چقدر به رفتار انگليسيها و آن يك ربع ساعت خبر فارسي حساسيت داشت در حالي كه به مسايل داخلي و اعتراضات مردم بيتوجه بود.
شما عادت داريد هر چه آنها پخش ميكنند بكوبيد در حالي كه به نظر من مستند منصفانه و خيلي جالبي بود.
يك بار هم كه شده از خودتان بپرسيد كه چرا تحليلها و بحثهاي اين سيماي خودمان اينقدر آبكي و كم طرفدار است در حالي كه تحليلهاي آن طرف آبي ها اينقدر طرفدار دارد؟! براي اينكه مثلا در همين مستند عملا برداشت نهايي من بيننده اين بود كه بي بي سي برنامهاي ساخته كه نتيجهاش به ضرر انگليس است! يا حداقل پنجاه پنجاه است. دارد ميگويد انگليس در سركوب نظام دموكراتيك مشروطه ايران نقش داشته! و اين خيلي ارزش دارد. آيا در تحليلهاي يكطرفه سيماي جمهوري اسلامي خبري از انصاف هست!؟ آيا نقد منصفانهاي وجود دارد!؟ من نميگويم آنها هرچه ميگويند درست است. در همين مستند هم شايد به قول شما بعضي جاها ميخواست انگليس را تطهير كند اما حداقل در مورد كودتاي 28 مرداد دروغ به خورد بيننده نداد!! و حتي نشان داد كه خود شاه ايران هم واقعا فكر ميكرد كه كار كار انگليسهاست و مردم را به پشيزي نميگرفت!!






