پروژه بينالحرمين شيراز و سؤالاتي چند
يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي چنين نوشته است:
نه تنها ساكنان شيراز، بلكه هركسي كه يك بار به اين شهر سفر كرده باشد و پيرامون حرمين شريفين شاهچراغ (ع) و سيدعلاالدينحسين (ع) بازديد كرده باشد، ميداند كه در گذشتهاي نه چندان دورف اين منطقه چه وضع اسفباري داشت. همه فضايي كه هماكنون بينالحرمين نام گرفته است، سالهاي سال، منطقهاي نيمهمتروكه با ساختمانهايي رو به ويراني و محيطي به شدت آلوده و مأمن متكديان و معتادان و اراذل و اوباش بود (البته قصد اهانت به ساكنان شريف آن منطقه كه خود نيز از اين وضع در عذاب بوده و هستم، ندارم).
سالها بود همه زايران و مجاوران اين دو حرم شريف از اين كه منطقه اطراف اين دو حرم و به ويژه فضاي بينالحرمين به فضايي كاملا دون شأن حرمين و يكي از لكههاي ننگ شهر شيراز تبديل شده بود، متأسف و معترض بودند. البته چند سال پيش، اقدامات پراكندهاي براي ساماندهي به اين منطقه انجام شد كه از همان آغاز هم با استقبال مردم روبهرو شد؛ از آن جمله بود تخريب بخش عمدهاي از بافت فرسوده آن ناحيه از سوي شهرداري به قصد احداث خيابان بزرگ بينالحرمين كه در عمل در حد يك خيابان فرعي و جايگاه دستفروشان و محل تخليه زباله در حاشيه آن متوقف شد و از سوي ديگر، توليت شاهچراغ (ع) نيز اقدام به ساخت پروژهاي با نام بازار شاهچراغ (يا نامي شبيه به اين) در امتداد درب خروجي حرم شاهچراغ (غ) به سمت حرم سيدعلاءالدينحسين (ع) نمود كه به دليل شتابزدگي و ضعف اسفبار كارشناسي اين پروژه نيز سرانجام تبديل شد به يك بازارچه كوچك و ناتمام با معماري قديمي و بسيار نازيبا (تقليد ناقصي از معماري سنتي ايران) و حجرههايي محقر كه ادامه نيافت و به علت استقبال نكردن مغازهداران، هماكنون متروكه است و آن همه بودجه كه چه بسا از محل نذورات مردمي بود، عملا به هدر رفت.
تا اينكه پس از مدتها، سرانجام چشم مردم شيراز و زايران شاهچراغ به يك پروژه بزرگ و واقعا كارشناسي شده يعني پروژه بينالحرمين روشن شد و اين اميد در دل مردم پيدا شد كه ميتوان با خارج شدن اين منطقه از آن چهره حلبيآبادي و كانون فقر و فساد و تبديل ـ هر چند محدود ـ آن به يك چهره مفيد براي مردم و مناسب شأن حرمين شريفين اميدوار بود.
بهتر است خوانندگان محترم تابناك بدانند كه پروژه بينالحرمين پروژهاي است بزرگ در سه فاز تجاري (فاز1)، خدماتي ـ اقامتي (فاز2) و رفاهي ـ فضاي سبز (فاز 3) شامل مركز خريد، هتل و زايرسرا، فضاي سبز و آبنما و پاركينگ بزرگ با زيربنايي بسيار (به جاي عموديسازي كه ارتفاع بناي حرمين را تحت تأثير قرار دهد) و فضايي بسيار زيبا و آرامش بخش و طراحي كاملا متناسب با معماري ايراني و مناسب شأن آن مكان مقدس كه سرمايهگذار اصلي آن، يكي از ارادتمندان اهل بيت (ع) از شيعيان حوزه خليج فارس است و در صورت اجرا شدن، زايران اين مكان مقدس، امكان استفاده از يك فضاي بسيار آبرومند و آرامشبخش براي ارتباط بين دو حرم شريف (به جاي كوچه، پسكوچههاي وحشتناك و ناامن سابق)، اقامت در اقامتگاهي مناسب (به جاي مسافرخانههاي كثيف و محقر كنوني)، خريد سوغات از يك مركز خريد مجهز و مدرن و استفاده از يك پاركينگ مجهز و فضاي سبز آرامشبخش را خواهند داشت.
واقعا جاي تأسف است كه توليت شاهچراغ (ع) به جاي حمايت از اين طرح بزرگ كه باعث پيشرفت منطقه و حفظ شأن و آبروي اين مكان مقدس خواهد شد و نيز توجه به انتقادات مفيد و دلسوزانه و كمك به رفع نقاط ضعف پروژه، بدون ارايه هيچ دليل موجه و حتي غير موجهي، تنها با توجيهات مبهم و شايعهپراكني ـ هر چند به كار بردن اين عبارت برايم از خوردن هر جام زهري سختتر بود، ولي از حقيقت گريزي نيست ـ سعي در حفظ وضع موجود و به توقف كشاندن اين پروژه دارند كه متأسفانه به شرحي كه در ادامه خواهد آمد تا اندازهاي موفق هم شدهاند.
حال پرسش اين است كه آيا اعتراض آنها، به احداث يك مركز تجاري در كنار محل عبادت است؟ اگر چنين است، آيا ساخت بازار در كنار اماكن زيارتي يك سنت بسيار قديمي در همه اماكن زيارتي ايران و بلكه جهان نيست؟ آيا هماكنون پيرامون همين حرم، مجموعهاي از بازارهاي كوچك و بزرگ (كه البته بين مردم شيراز عمدتا به ضربالمثل تحقير، شلوغي، فرسودگي و اجناس بنجل تبديل شدهاند) وجود ندارد؟ و از آن مهمتر، آيا خود توليت آن آستانه مقدس، قصد احداث بازارچه بينالحرمين (كه شرح آن رفت) را نداشت؟
آيا تكريم و خدمترساني به زايران يك مكان زيارتي و تعاليم اسلامي از بالاترين عبادات نيست و آيا آنچه آقاي ولدان و توليت آستانه و همفكرانشان ميخواهند، واقعا تكريم زوار است؟
آيا اينكه يكي از شيعيان بيرون از كشور، به جاي سرمايهگذاري در برخي كشورهاي خليج فارس (كه نيازي به توضيح بيشتر ندارند) سرمايه خود را به ايران آورده و در خدمت اين حرمين شريفين گذاشته، باعث افتخار هر ايراني مسلمان و شايسته هرگونه تشويق و تحسين نيست؟
بهتر است خوانندگان محترم «تابناك» بدانند كه با كمال تأسف، همين سنگاندازيهاي بدون دليل، تاكنون بارها مسئولان و مجريان زحمتكش اين طرح را به زحمت انداخته و هماكنون نيز باعث توقف كار شده است و كيست كه نداند توقف چنين طرح بزرگي علاوه بر زيان معنوي، در كوتاه مدت نيز به معناي بيكار شدن تعداد بسياري از كارگران، تكنيسينها و مهندسان زحمتكش، زيان هنگفت پيمانكاران و مجريان، به هدر رفتن چنان بخش عظيمي از سرمايه و نيروي انساني و دلسردي سرمايهگذاران و متخصصان مجريان لايق و سختكوش است؟ چنانكه بر حسب اطلاع، پيمانكار اجرايي طرح كه از مشاوران خوشنام و موفق داخلي است، عطاي كار كردن در ايران را به لقايش بخشيده است!
شما قضاوت کنید آیا این درست است که در منطقه به این شلوغی با جای احداث یک خیابان جهت کاهش ترافیک، یک خیابان را ببندند؟؟؟
باید از این دوست عزیز سوال کرد که این پروژه خوب است ولی آیا برای رفت و آمد نباید برای آن خیابانی در نظر گرفت؟
من از اهالی شیرازم و دقیق جریانات پروژه بین الحرمین را دنبال میکنم. واقعیت این است که آنچه توسط نوسیده سطور بالا (و به اصطلاح شما یکی از خوانندگان تابناک)عنوان شده واقعیت ندارد. تولیت محترم آستان که مورد احترام تمامی قشرها و مردم استان فارس هستند به هیچ عنوان به دنبال به تعطیلی کشاندن پروژه نیستند. آنها خواستار باقی ماندن وضعیت نابسامان منطقه به شکل گذشته نیستند. آنها معتقدند این پروژه باید تغییر کاربری داده شود. من به عنوان یک شهروند با تجاری سازی آن منطقه به شکل پاساژهای شیک و ... که عرصه برای ترویج ضد ارزشها خواهد شد مخالفم. شما مراکز تجاری دیگر شهر شیراز را می توانید مشاهده کنید که با چه وضع اسفناکی اداره میشود و تبدیل به محلی برای اشاعه مدهای آنچنانی بی حجابی و....... که دل هر انسان مسلمانی را به درد می آورد شده است. تصور کنید چنین مکانی در 10 متری حرم شریف احمد بن موسی (ع) احداث شود آیا دیگر فضایی معنوی و در خور شان آن بارگاه باقی خواهند ماند. من به عنوان یک شیرازی نه با وضعیت سلبق موافقم و نه با کاربری های تعریف شده این پروژه. این پروژ باید کاربری فرهنگی مذهبی، و علمی بگیرد.
موفق و موید باشید
در جواب کسانی که خواهان احداث خیابان به جای این پروژه هستند باید گفت مگر قبلا اینجا خیابان بوده؟
ظاهرا این دوستان حتی یک بار هم مسیر بین شاه چراغ تا آستانه را از کوچه پس کوچه های آن زمان طی نکرده اند




