ورزش كشور،نيازمند نقدي بيرحمانه
در فضايي كه سخن گفتن پيرامون مباحث بنيادي و اساسي محدوديت دارد و هزينه، لاجرم حاشيه به جاي متن مينشيند. بر اين اساس درگيري ورزشگاه ثامن سوژهاي ميشود كه ميتوان روزها پيرامونش سخن گفت تا موضوع جديدي از اين دست اتفاق بيفتد.
به نوشته اعتماد ملي، اگرچه بايد به فال نيك گرفت كه پس از سالها رسانه ملي كتك خوردن روزنامهنگاري را ميبيند! راستي چرا بداخلاقي، فحاشي و هتاكي هرروزه در ورزشگاههاي ما رواج بيشتري مييابد بهطوري كه گاهي قهرمانان ما نيز عنان از كف ميدهند و دست به كاري ميزنند غيرقابل دفاع؟
پاسخگوي مباحثي كه نمونههايي از آن بيان ميگردد و ساختار ورزش كشور ما را شكل ميدهد و ورزشكاران ما از دل همين ساختار بيرون ميآيند چه كسي يا كساني هستند؟ ناكامي ورزش كشور در طول ساليان و آخرين نمونه آن شكست تحقيرآميز كاروان ايران در المپيك پكن و عدم پاسخگويي مديران ورزش كشور به چه ميزان جدي گرفته شد؟
آيا اينكه پس از 30 سال هنوز نتوانستهايم چند ورزشگاه استاندارد با شاخصهاي جهاني داشته باشيم بهطوري كه امروزه نگران سهميه خود در قاره كهن هستيم، شايسته اين ملت بزرگ است. با اين همه ادعا آيا توانستهايم مشكل آبخوري و سرويس بهداشتي ورزشگاههاي خود را حل كنيم؟ چرا در ورزشگاههاي ما فحش دادن و هتاكي كردن جرم نيست؟
مگر نه اينكه يكي از دلايل قابل تأمل در عدم ورود بانوان به ورزشگاهها همين فضاي هتاكي و فحاشي معدودي از تماشاگران و طرفداران است. تا چه زماني بايد بيتفاوت بود و فحاشي در ورزشگاه را جزو ذات آن دانست؟
چرا توقع خطاناپذيري از قهرمانان خود داريم؟ و وقتي كه اشتباهي از ايشان سر ميزند همه افتخارات قهرمانان خود را لجنمال ميكنيم؟ قهرمان بودن به منزله خطا نكردن و اشتباه نداشتن نيست. آيا دنيا نيز با قهرمانان خود اينگونه رفتار ميكند؟
چرا مديريت ضعيف و بيتوجه خراسان را (در اين موضع خاص) در حمايت از ورزش استان مورد خطاب قرار نميدهيم و انتظارات مردمي استاني به وسعت و قدمت خراسان را كه سبب ميگردد بار رواني همه ناكامي ها بر دوش يك مربي قرار گيرد، كسي نميبيند؟
هدف اين نوشتار دفاع از آنچه اتفاق افتاده نبوده و نيست بلكه سخن اين است كه پيروزيها و شكستها، قهرمانيها و ضدقهرمانيها، فرصتها و محدوديتها، امكانات و محروميتها و انتظارات در ورزش همگي بايد در كنار هم ديده شود و در وهله اول اين مديران ورزش كشور هستند كه بايد بيرحمانه نقد شوند.
امروزه ورزش كشور ما نيازمند نگاهي علمي و جهاني، مديراني كاردان و پاسخگو، برنامهريزي كارشناسانه و نقدي بيرحمانه در همه زمينهها و ايجاد فضايي مشاركتي در همه ابعاد است.


