خاتمي:عدالت در اقتصاد صدقهاي ،جفا به دين است
جتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي با تاكيد بر اين كه الگوي سازگاري دين و مردمسالاري قابل تحقق است گفت: «خوشبختانه ما تجربه ارزشمند جمهوري اسلامي را در پيش رو داريم و سند راهبردي آن يعني قانون اساسي در دسترس ماست. »
به گزارش خبرگزاري شهر ، سيدمحمد خاتمي كه در دومين نشست ويژه بنياد باران در تبيين مفاهيم نظري اصلاحات با حضور اعضاي اين بنياد و جمعي از فعالان سياسي، روحانيون، استادان، محققان، روشنفکران ، هنرمندان و روزنامهنگاران در محل دايره المعارف اسلامي سخن ميگفت، با اشاره به برخي اشکالات و نگرانيهايي که درباره ورود دين به عرصه اجتماعي زندگي انسانها همواره مطرح شده است، اظهار داشت: در ابتدا با يادآوري بحث جلسه گذشته خود گفت:« در آن جلسه به تبار اصلاحات و اين که اصلاحات حرکتي در بستر خواست مشخص تاريخي ملت ماست، اشارهاي داشتم و اين که ملت همواره در مدت بيش از يک قرن گذشته در جستجوي استقلال، آزادي و پيشرفت و به هويت فرهنگي و تاريخي خود و عمدتا دين پايبند بوده و بالاتر از آن براي رهايي از دردهاي تاريخي دستش را به سوي دين دراز کرده است.»
وي ادامه داد:«همچنين عرض کردم که حرکت اصلاحي نماد اين جريان تاريخي است و آن را در مطالبي که طي سالهاي اخير مطرح شده است، نبايد خلاصه کنيم و اصلاحات در عين حال جهتدهنده اين جريان تاريخي است و نيز در طول بيش از اين يکصد سال مانند خود مردم مظلوم بوده است.»
رييس بنياد باران سپس در آغاز بحث خود با بيان اين که در اين جلسه ميخواهد درباره «مردمسالاري سازگار با دين» که از فرازاي مهم اصلاحات است، سخن بگويد، اظهاركرد: «وقتي ميگوييم جامعه ما "نيازمند" و "خواستار" مردمسالاري است، يک توصيه کلي و خطابهسرايي نميکنيم، بلکه بنده معتقدم مردمسالاري يک تقدير الهي و فرمان تاريخي براي جامعه ماست که براي ملت در اين برهه خاص تاريخ صادر شده است و برآمده از وجدان بيدار و آگاه جامعه است و نيز مقتضاي روح زمانه ماست.»
وي افزود:« دين هم وقتي ميخواهد در عرصه حيات اجتماعي حضور به هم برساند، به نظر ما منطبق با اين تقدير الهي و نياز زمانه و خواست وجداني جامعه ماست و نه تنها مخالف آن نيست که مويد و سازگار با آن است؛ البته به نحوي که اشاره خواهم کرد که دين را چگونه بايد ديد، تا اين سازگاري را هم درک کرد.»
خاتمي با اشاره به اينکه «انقلاب اسلامي يکي از فرازهاي بلند حركت يک قرن گذشته است که با پيشنهاد جمهوري اسلامي به جاي استبداد وابسته تحقيرکننده، والايي خود را نشان داد»، تصريح کرد:«اين پيشنهاد يک اتفاق ساده نيست و براي خوش آمدن اين و آن و يا خداي نخواسته فريب افکار عمومي مطرح نشده است، بلکه اين پيشنهاد دقيقا پاسخگوي خواست تاريخي جامعه ماست.»
رييس مرکز گفتوگوي تمدنها يادآور شد:«خواست و آرمان شتابگيرندهاي که صاحبان اين انقلاب، يعني مردم داشتهاند و نشانه تدبير و درايت رهبري انقلاب است که مانند خود مردم ، جز يک نظام مردمسالار را برنميتابيد.»
رييسجمهور سابق کشورمان با تاکيد بر اين که «اصلاحات بر مردمسالاري پافشاري ميکند و خواستار شناخت و رفع موانع ذهني و عيني آن در جامعه ماست»، اظهاركرد: « معتقدم موفقيت يا ناکامي ملت و انقلاب و جريان اصلاحات را در ميزان رسيدن به اين هدف و يا دورشدن از آن بايد جستوجو کرد.»
خاتمي با اين توضيح که در اين جلسه ميخواهد درباره دين به طورعام و اسلام به طور خاص و نسبتي که با مردمسالاري پيدا ميکند، صحبت کند و بحث او بيشتر توصيفي است و نميخواهد وارد مباني و مباحث تئوريک شود، گفت:« در اين بحث مي كوشم تا تصويري روشنتر كه از منظر اصلاحات است، به دست آورده شود.»
وي افزود:«اسلامي که ناظر به جنبه اجتماعي زندگي است، نميتواند در مقابل اين خواست و اقتضاي تاريخي بايستد، بلکه بالعکس، مويد آن است و بر جنبههاي مردمسالارانه نظامي تاکيد دارد که ميخواهد سامانبخش جامعه باشد.»
رييسجمهور سابق کشورمان با اشاره به اينکه «به حد وافر و کافي شواهد و دلايل محکم و متقن از سنت و سيرت پيامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) وجود دارد که نظام مطلوب آنان و نظام مطلوب و کارساز اجتماعي جز با رضايت مردم مستقر نميشود»، تاکيد کرد که «رضايت و راي مردم» از پايههاي اصلي مردمسالاري است.
خاتمي با طرح اين پرسش که «دين در اين عرصه چه نقشي دارد و چگونه بايد آن را ديد که با اين امر تاريخي، اجتماعي و وجداني جامعه ما سازگار باشد؟»، گفت:«همه ميدانيم که رسالت مهم و غايي دين، پرداختن به نسبتي است که ميان جان انسان وجان جهان، يعني خداي حکيم قادر متعال برقرار ميشود و بايد بشود که براي درک اين رسالت، رويکرد و کارکرد دين، توجه به عرفان مثبت اسلامي و شيعي و حکمت معنوي ما امر بسيار مهمي است و سرماي ه سرشاري است که با آن ميتوانيم هم خودمان جايگاهمان را در هستي بيابيم و هم از آن طريق بتوانيم با تمدنها و فرهنگهاي گوناگون گفتگوي موثر داشته باشيم.»
رييس بنياد باران ادامه داد:«اگر حتي به آن جنبه اسلام نپردازيم که توجه به حيات اجتماعي انسان دارد و فقط به همين وجه دين، يعني رابطه انسان و خدا و دغدغهاي که براي سرنوشت يک فرد انسان در عرصه هستي دارد، بپردازيم، بدون ترديد مي توانيم از همين وجهه دين استنباط کنيم که دين نميتواند نسبت به جامعه بشري بيتفاوت باشد، بلکه خواستار جامعهاي مطلوب و برخوردار است.»
وي با اشاره به اينکه «در قرآن و ساير کتابهاي آسماني خداوند انسان را با عباراتي چون «اي انسان!»، «اي مردم!» و... خطاب ميکند»، توضيح داد:« اين مساله مهمي است و در واقع بينش ديني و الهي را نسبت به جايگاه انسان در عرصه هستي مشخص ميکند؛ يعني خداي منان، اديان ابراهيمي و به خصوص اسلام، در اين پهنه فوقالعاده گسترده و پرژرفا و شگفت انگيز هستي، از ميان همه موجودات انسان را برميآورد و او را مورد خطاب قرار ميدهد.»
رييسجمهور سابق کشورمان همچنين گفت:«اين مساله در انسانشناسي اسلامي بسيار مهم است؛ يعني انسان مخاطب به خطاب الهي ميشود و جان انسان از يک موجود فرد متفرد به شخص داراي شخصيت بالا که مورد خطاب الهي است، تعالي پيدا مي کند.»
خاتمي با اشاره به تصريح خداوند مبني بر اينکه انسان داراي «کرامت ذاتي - الهي» است، اظهاركرد:«در همين ديدگاه اسلامي، صرف نظر از جنبه اجتماعي دين فوريترين و قطعيترين نتيجهاي که ميگيريم اين است که اين آيين با اين بينش، نميتواند تحمل کند که انسان-هرکس که باشد- مورد ستم و بدتر از آن، مورد تحقير قرار گيرد و اين آيين انسان را در عرصه اجتماعي عزيز، سربلند و داراي آزادي و اختيار ميخواهد.»
وي با تاکيد بر اينکه «جنبه دين منحصر به اين جنبه معنوي متعالي فردي نيست»، گفت:«ما معتقديم، دين به جنبه حيات اجتماعي و شئون جمعي زندگي بشر در همين جهان و طبيعت نيز توجه ويژه دارد؛ يعني دستکم دين اسلام، انسان را به خود رها نکرده است که چگونه زندگي اجتماعي خود را شکل دهد، بلکه نسبت به اين مساله حساسيت دارد و بيتفاوت نيست.»
وي تصريح کرد:«انبوه خطابات، توصيهها و احکام قرآني و احکام ديني و توصيههاي عقلاني و شرعي و به خصوص اجتماعي نشاندهنده اين است که دين و يا دستکم اسلام، نسبت به سرنوشت اجتماعي انسان بيتفاوت نيست؛ يعني علاوه بر اعتلاي جان آدمي که هدف غايي دين است، دين خواستار جامعه مطلوب، انساني و برخوردار است و نسبت به اين مساله موضع دارد و راه ما با توجه به مسائلي که توضيح داده شد، از همين جا از لائيسيته و سکولاريته جدا ميشود.»
سيدمحمد خاتمي سپس به برخي اشکالات و نگرانيهايي که در اين باره با طرح موضوعاتي چون« اگر دين ميخواهد در عرصه اجتماعي زندگي انسان دخالت کند و بيتفاوت نيست، سوءاستفادههايي که در طول تاريخ از دين شده است و به نام دين انسان تحقير شده است، حقوقش زير پا نهاده شده و سرکوب است، آيا نگرانکننده نيست؟» و« آيا کساني که به اين نتيجه مي رسند که براي اينکه انسان زندگي امن و آرامي داشته باشد، دين بايد از عرصه حيات اجتماعي انسان خارج شود و فقط به جنبه فردي بپردازد، بخشي از آن به دليل همين اشکالات و نگراني ها نبوده است؟»، به اين نگرانيها از ديدگاه خود پاسخ گفت.
وي گفت:«دين مورد سوءاستفاده قرار گرفته و اين سوءاستفاده يا از جهل و تعصب و ظاهربيني و عادتزدگي کساني بوده است که ادعاي متوليگري دين را داشتهاند و يا ناشي از خو و روش و منش خودکامگان مستبدي بوده است که از دين براي تحکيم استيلا و سلطه خود سوءاستفاده کردهاند. اين سوءاستفادهها وجود داشته است، اما من ميخواهم بگويم اين مساله هيچ ربطي به حقيقت و جوهر دين ندارد، بلکه از دين سوءاستفاده شده است.»
رييس بنياد باران ادامه داد:«به نظر ما که هم اکنون درباره اصلاحات صحبت ميکنيم، دين خواستار به کارگيري خرد در همه عرصهها و پاسدار کرامت انسان و حقوق اساسي اوست. دين به تحول پذيري ذهن و زندگي انسان بر بستر تاريخ اذعان دارد و به تاثير زمان و مکان در درک و تامين نيازهاي تحول يابنده انسان اعتراف ميکند و همه اينها با نگاه منصفانه نسبت به متن دين قابل استنباط و درک است.»
رئيس موسسه بينالمللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها تصريح کرد:«اگر نظامي به نام دين مستقر شد و انساني در متن آن نظام، با هر گرايش و عقيدهاي از حقوق اساسي، حرمت و امنيت محروم شد، مطمئن باشيد که آن نظام نسبتي با دين ندارد، ولو اينکه با غليظ ترين عناوين ديني نيز تعريف و توصيف شود.»
خاتمي در ادامه بحث خود به دو مقوله مهم «عدالت» و «اخلاق» که در دين نقش محوري دارند و مردمسالاري سازگار با دين، از دل اين مقولات بيرون ميآيد، پرداخت.
وي اظهار داشت:«روشن است که عدالت از محوريترين اصول و امور مورد دعوت پيامبران بوده است. عدالت در اينجا تنها يک فضيلت فردي نيست، بلکه علاوه بر آن به عنوان بنيان هستي که همه چرخ آفرينش براساس آن ميچرخد و نيز به عنوان يک نهاد که نظام مطلوب اجتماعي درون آن شکل ميگيرد، مطرح است. نگاه پيامبران به عدالت، از جمله پيامبر اسلام (ص) چنين نگاهي است؛ عدالت به عنوان يک نهاد و سازوکارهايي که نظم اجتماعي در متن آن سامان ميگيرد و روابط اجزاي آن جامعه را با يکديگر تعيين ميکند.»
رييسجمهور سابق کشورمان با اشاره به اينکه نگاه اديان الهي و اسلام نيز نسبت به عدالت اينچنين است، گفت:«اگر اين عدالت به عنوان محور دين مطرح است، به نظر من در عرصه حيات اجتماعي، مردمسالاري ابزار مناسب شکوفا کردن عدالت که محور دعوت انبياست، خواهد بود. من به همان معني عام عدالت اکتفا ميکنم که "دادن حق هر ذي حقي به او" است.»
وي سپس سه پرسش را مطرح کرد،«در عرصه حيات اجتماعي انسان حقي بالاتر از حق حاکميت انسان بر سرنوشت خويش وجود دارد؟»،«در اين عرصه راهي مناسبتر براي تامين اين حق و احقاق آن از مردمسالاري سراغ داريد؟» و «آيا از ديدگاهي که دين و اسلام به عدالت دارد، به طور خيلي ساده مردمسالاري بيرون نميآيد؟»
سيد محمد خاتمي با تاکيد بر اينکه «عدالت اقتصادي بسيار مهم است و روشن ترين و بارزترين وجه بيعدالتي و يا عدالت در عرصه اقتصاد آشکار ميشود» تصريح کرد:«اما بسيار جفاست که عدالت الهي و جوهري دين خدا را در عدالت اقتصادي و آن هم اقتصاد صدقهاي که بعضي از حکومتها به بهانه تامين اين عدالت، همه آزاديها و حق را از مردم ميگرفتند و حرمتها را مي شکستند، به بهانه اينکه لقمه ناني به مردم بدهند که آن را نيز نمي توانستند بدهند، خلاصه کنيم.»
رييس بنياد باران، يادآور شد که «عدالت خيلي وسيع تر از عدالت اقتصادي است و حقوقي که انسان دارد و به او بايد داده شود تا عدالت تامين شود بسيار بالاتر از حقوق اقتصادي يک انسان است که دارد و بايد تامين شود.»
وي با تاکيد بر اينکه «اخلاق از محورهاي مهم دعوت انبياست»، اظهاركرد:« جامعهاي اخلاقي است که منش و روش افرادش ناشي از بصيرت، انتخاب و اراده آزاد آنها باشد. هرجا اجبار و تحکم بود، در آنجا اخلاق نيست. در جامعه اي که جباريت حاکم است، نشاني از اخلاق نميتوان يافت. اخلاق تنها در جامعهاي خواهد بود که رفتار و روش و منش همه افراد –اعم از حاکمان و مردم- ناشي از رضايت باشد و همانطور که گفتم، رضايت از پايههاي مهم مردمسالاري است.»
خاتمي افزود:«وقتي از عدالت و اخلاق صحبت ميکنم، نميخواهم به بيان کلي اين مطالب اکتفا کنم، بلکه ميگويم اگر اين دو مورد مهم هستند، بايد در قوانين و مقررات آن نظام نيز تجلي داشته باشد. نميتوان از عدالت و اخلاق دم زد، ولي در عمل تبعيض، بي عدالتي، فقر، فحشا، محروم شدن انسان و پرداختن هزينه براي تامين آزادي در جامعه وجود داشته باشد.»
رييس بنياد باران يادآور شد:«بايد عدالت و اخلاق در قوانين و مقررات تجلي پيدا کند و به يک معنا به آن سخن استاد شهيد مطهري برمي گرديم که "در صورتي جامعه عادلانه خواهد بود که عدالت و من ميافزايم اخلاق در سلسله علل احكام و مقررات قرار گيرد".»
وي همچنين گفت:«اصلاحات در مقام عمل و براي تحقق اين نگاه كه از عدالت و اخلاق مردم سالاري بيرون مي آيد و عدالت و اخلاق بايد در عرصه قوانين و مقررات متجلي باشد هيچ تنگنايي وجود ندارد. اگر ما فقط در اين مرحله که مي خواهيم ساز و کارها را مشخص کنيم، به بيانات و ديدگاههاي راهگشاي امام(ره) اکتفا کنيم که متاسفانه مورد بي مهري قرار گرفته است، بسياري از تنگناهاي عملي مرتفع خواهد شد و مي توانيم صاحب مقرراتي باشيم که بگوييم عادلانه، انساني و فراگير است.»
وي تصريح کرد:«نظرات امام(ره) در زمينه اجتهاد کارساز اسلامي، تاثير زمان و مکان در اين اجتهاد، لزوم بهرهگيري از دستاوردهاي تمدن بشري، لزوم توسعه و پيشرفت همه جانبه جامعه، تامين عدالت اقتصادي و اجتماعي، آزادي براي همه، نقش مصلحت در راهبردن نظام ، جايگاهي که خرد، آگاهي و کارشناسي انسان عاقل در تشخيص مصلحت دارد و مسائلي نظير آنها به حد کافي به ما کمک مي کند که برخوردار از نظامي باشيم که مقررات و ضوابط آن عادلانه، اخلاقي، منصفانه و انساني، آنگونه که درخور شان يک جامعه پيشرفته است، باشد.»
خاتمي ادامه داد:« اصلاحات اگر سخني دارد اين است که آيا ما در اين مسير حرکت ميکنيم و يا نميکنيم؟ و اگر حرکت نمي کنيم، اشکال کار کجاست؟ چگونه ميتوان اين اشکالات را رفع کرد؟»
سيدمحمد خاتمي تاکيد کرد:«علاوه براين، حضور انبوهي از نيروهاي مومن، عالم، آگاه، روشنبين و زمانشناس در حوزهها و دانشگاهها و بخصوص حوزههاي علميه ما پشتوانههاي بسيار مستحکمي براي اصلاحات و عرضه نظرات قوانيني است که در چارچوب آن يک جامعه انساني عادلانه و برخوردار خواهيم داشت. از رسالتهاي اصلاحات زمينهسازي براي بروز اين نيرو تاثيرگذاري آن در عرصه حيات اجتماعي است.»
رييس بنياد باران با بيان اينکه «وقتي ما بر دموکراسي و مردمسالاري پافشاري مي کنيم و آن را از اصول اصلاحات و سازگار با معيارهاي ديني مي دانيم، اصلا به اين معنا نيست که دموکراسي عيب و كاستي ندارد»، گفت:«در زمينه عيوب آن کتابها نوشته شده، بحثها شده و خود غربي ها و غير غربي ها مسائلي را گفته اند، اما سخن من اين است که اگر مردمسالاري عيب دارد، بديل يا بديلهاي آن سر تا پا عيب هستند و همچنين با استمداد از دين به همان معنايي که گفتم، مي توان بسياري از عيبهاي مردمسالاري هاي رايج را مرتفع کرد.»
وي در توضيح «بديل مردمسالاري» اظهار داشت:«من جز "خود کامگي و جباريت"، بديلي نميشناسم که در آن بجاي اينکه نسبت ميان حاکم و محکوم رضايت و حرمت باشد، به تعبير هگل نسبت آنها، نسبت خدايگان و برده است. از سوي ديگر، دموکراسي هاي نخبه گرا که در دوران قديم غرب و در يونان وجود داشت هم داراي ظلم کثير است و بخش قابل توجهي از جامعه از متن نظام دموکراتيک بيرون مي ماند و نيز در دموکراسي هاي ليبرال و جديد كه حداکثر سود را براي حداکثر مردم در نظر بگيرند بالاخره اقليتي هم وجود دارد كه سود آن ناديده گرفته مي شود و يا ممکن است اينگونه شود.»
خاتمي افزود:«ضمنا اين دموکراسي ها دچار بيماري "سود انگاري" شده اند که سود را بيشتر به سود مادي و حوزه اين جهاني زندگي خلاصه مي کند و بسياري از نيازهاي معنوي و والاي انسان در آن ناديده انگاشته مي شود و متاسفانه تجربه اي که امروز داريم، يعني تحقق ليبرال دموکراسي هاي کنوني همزمان، همراه و مستلزم ايجاد نظام سلطه بين المللي شده است که بزرگترين ظلم ها را بر اکثريت مردم جهان اعمال کرده است. درست در همين جاست که دين مي تواند چاره ساز باشد.»
رئيسجمهور سابق کشورمان تصريح کرد:«اگر ما مدلي از دموکراسي و مردمسالاري را که در آن سهم همگان در عرصه سرنوشت و مشارکت در نظر بگيريم که "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته" است و نيز محور بودن حق، انصاف، عدالت و شفقت در متن آن لحاظ شود، ميتوانيم شاهد پديد آمدن نوعي مردمسالاري اخلاق گرا، انصاف مدار، عدالت محور و انسان دوست باشيم که نه فجايع نظام هاي جبار، خودکامه و تماميت خواه را داشته باشد، نه عيوب دموکراسي هاي نخبه گرا را و نه خشکي، بي اخلاقي و احيانا بداخلاقي مدلهاي جديد دموکراسي.»
وي با بيان اينکه «آنچه مي گويم، توهم نيست، بلکه کاملا قابل دسترسي است»، اظهاركرد:«خوشبختانه ما تجربه ارزشمند جمهوري اسلامي را در پيش رو داريم و سند راهبردي آن يعني قانون اساسي که به نظرم داراي حد نصابهاي لازم از معيارهاي مردمسالاري متناسب با زمان خواهد بود و همين امر فاصله انقلاب و نهضت اسلامي ما را با حرکتهايي که احيانا به نام دين در دنيا صورت گرفته است و هيچ نسبتي با حقوق انسان، بشر، پيشرفت، آزادي و آبادي ندارد نشان مي دهد.»
خاتمي در بخش پاياني صحبتهاي خود توضيحاتي درباره مردمسالاري ارائه کرد.
وي گفت:«مردمسالاري از قديم مطرح بوده است، اما در گذشته به عنوان يک نظام مطلوب در نظر فيلسوفان بزرگ عالم نبوده است و تنها در دوره جديد است که مردمسالاري که البته تفاوتهايي هم با مردمسالاري قديم دارد، به عنوان مناسب ترين شيوه زندگي و انساني ترين راهکار تنظيم امور اجتماعي مطرح شده است که اين يکي از دستاوردهاي بزرگ و بسيار مبارک تاريخ اجتماعي و فکري انسان است.»
رييسجمهور سابق کشورمان تصريح کرد:«آنچه که مراد من از مردمسالاري است و معتقدم جنبش اصلاحات بر آن پا مي فشارد و بايد بفشارد. چند پايه، قوام و مقوم دارد که اگر آنها بودند، مردمسالاري هست و اگر آنها نبودند، مردمسالاري هم نيست؛ يکي اينکه در مردمسالاري قدرت متمرکز كه ندارد و محور نظم اجتماعي است اگر مهار نشود، بالاترين فسادها را به وجود مي آورد، برآمده از راي و رضايت مردم و پاسخگو در مقابل آنان است. دوم اينکه مردم به عنوان قدرت منتشر که قدرت متمرکز نمايندگي از آنها را دارد، همواره ناظر بر رفتار و کارکرد قدرت متمرکزاند و از او مسئوليت مي خواهند. سوم اين كه ميتوان قدرت را بدون توسل به زور جابجا کرد.»
سيد محمد خاتمي با بيان اينکه «مي توان مقومات ديگري را هم براي مردمسالاري پيدا کرد»، گفت:«با اين حال من فکر مي کنم، سه محور مهم اينها بود که البته لوازمي هم دارد و بدون تحقق آنها اين هدف اصلا محقق نمي شود. لوازم آن عبارتند از: آزادي انديشه، آزادي بيان، آزادي اجتماعات و به خصوص آزادي انتقاد از قدرت متمرکز بدون اينکه هزينهاي داشته باشد.»
رييس بنياد باران در نتيجهگيري بحث خود با اشاره به اينکه وقتي که آن مقومات و اين لوازم متحقق شد، زمينه رشد همهجانبه جامعه فراهم ميآيد، اظهار داشت:« البته اگر مردمي با رعايت اين امور و بخاطر رعايت اعتقادات، مصالح و شرايط تاريخي گفتند که مي خواهيم ملاکهاي ديني و ارزشي در جامعه و نظام حاکم باشد، هيچ منافاتي با دموکراسي ندارد، مگر اينکه دموکراسي را مساوي با يک مصداق، يعني ليبرال دموکراسي بدانيم که در شرايط و تاريخ ديگر تحقق پيدا کرده است و دموکراسي سازگار با دين مصداق ديگري است که مورد توجه اصلاحات بوده و هست.»
وي ادامه داد:«البته من معتقدم که استقرار دموکراسي در يک جامعه استبدادزده بسيار دشوار است.»
سيد محمد خاتمي خاطرنشان کرد:«هدف اصلاحات يکصد سال گذشته چنين نظامي است و اصلاحات نيز امري تدريجي، مستمر و مقاوم است و بايد بتواند که مردم و حاکمان را قانع کند که مناسب ترين، پرفايده ترين و کم هزينه ترين روش براي زندگي، زندگي مردمسالارانه و نظام مردمسالاري است که خوشبختانه از درخواستهاي مهم اصلاحات و انقلاب اسلامي بوده است و معتقدم که قانون اساسي ما حد نصابهايي درخور براي استقرار چنين نظامي را دارد و در جلسه بعد نيز در اين خصوص و لزوم و چرايي پايبندي به قانون اساسي خواهم پرداخت.»
سومين و آخرين جلسه تبيين مباني نظري اصلاحات در روز سهشنبه 12 آذر ماه برگزارخواهد شد.



