صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

تاتنهام نابسامان و انتخاب اشتباه

کد خبر: ۲۳۷۴۷
| |
1235 بازدید

زدن آدمي که روي زمين افتاده خيلي راحت است، اما در حرکات بدني خوان د راموس نشانه‌هايي هست که باعث مي شود اين کار راحت تر انجام شود. در طول هفته هاي گذشته هرليو گومز گل هاي زيادي خورد، کارت هاي قرمز زيادي از جيب داوران بيرون آمد، پنالتي هاي زيادي هم از سوي بازيکنان اين تيم به حريفان تقديم شد و در واقع هر دفعه يک دليلي وجود داشت تا هواداران تاتنهام از دست رب النوعان فوتبال شاکي شوند.

به نوشته روزنامه اعتماد و به نقل از گاردين، اما در تمامي اين موارد صورت خوان د راموس همان شکل بي تفاوت هميشگي را داشت؛ دستان به سينه چسبيده و لب هاي به هم دوخته. اصلاً آيا او مي توانست از اين مجهول تر رفتار کند؟ آيا ناراحتي هاي او بايد به يک شانه بالا انداختن ساده ختم شود؟ آيا گوستاوو پويت دستيار او مي توانست به تنهايي بار تمام واکنش هاي صورتش را به دوش بکشد؟

آيا بازيکنان تاتنهام احتياجي به اين نداشتند که رئيس شان از خود واکنشي نشان دهد؟ در طول تمامي هفته هاي ابتدايي ليگ برتر شبيه آدمي بود که احتياج داشت يکي او را از بدبختي هايش نجات دهد. راموس از آن دسته مربياني نبود که بتواند در ليگ برتر با تصميمات آدم ديگري کنار بيايد. آلن کربيشلي و کوين کيگان هر دو به خاطر تصميم گيري از مقامات بالا ضربه خوردند. هر دو قرباني مديران فوتبال شدند. هر دو نفر قبول هرگونه کمکي از بالا در ترکيب تيم شان را رد کردند و هر دو هم از سمت خود استعفا دادند.

اما خب يک تفاوت اساسي بين رفتار راموس مقابل مدير فوتبالي اش و رفتار کربيشلي و کيگان وجود دارد. او از تغييراتي که در تيمش در تابستان به وجود آمد چندان تعجب نکرد. در هر باشگاهي در لاليگا، معاملات بر سر آمدن بازيکنان انجام مي شود. رافائل بنيتس درباره دوراني که در والنسيا بود، اين گونه رفتار غلط مسوولان در راه تقويت تيم را توضيح مي دهد؛«من مثلاً مبل مي خواستم و آنها برايم چراغ روميزي مي خريدند.» چنان رفتاري در اروپا رايج است.

هيچ مربي ايتاليايي حرف چنداني نمي تواند روي بازيکناني که مي آيند و مي روند، بزند. آنها فقط مي توانند درخواست بازيکن جديد از باشگاه داشته باشند تا در پست مشخصي قرار گيرد و بعد مديرکل يا مدير ورزشي که گوش رئيس باشگاه است، بقيه کارها را خودش انجام مي دهد. از خودتان بپرسيد آيا کارلو آنچلوتي واقعاً ديويد بکام را براي تقويت تيمش مي خواست يا نه. يا شايد اينکه آدريانو گالياني، نايب رئيس باشگاه اين طور مي خواست و به نظرش اين ايده هوشمندانه مي آمد.

راموس وقتي در سويا براي خودش آبرويي به هم زد که با يکي از بهترين مديران فوتبال در دنيا کار کرد. رامون رودريگز وردخو که همه با نام مونچي او را مي شناسند کار بيش از 700 بازيکن ياب بزرگ در دنيا را زير نظر داشت و ماموريت او به دست آوردن هر الماسي در دنياي فوتبال پيش از همه باشگاه هاي بزرگ اروپايي بود. ستاره سازي هم در دستور کار بود مثل آمدن سرخيو راموس مدافع باکلاس تيم ملي اسپانيا که اکنون در رئال مادريد بازي مي کند و همين طور بال تکنيکي باشگاه يعني خسوس ناواس.

آنها حتي از برزيل هم دنيل آلوس را در قالب يک مدافع کناري خوب به باشگاه آوردند؛ کسي که بعدها به بارسلونا رفت و البته يک گلزن خوب مثل لوئيس فابيانو. اين بازيکنان از هر جايي مي آمدند که مونچي مي توانست در آنجا بازيکن باکيفيت و با قيمت خوب پيدا کند. سويا نه تنها با تيمي که مونچي دست چين کرده بود، قهرمان شد بلکه پول عظيمي هم از فروش کشف هاي او به دست آورد. مونچي در اين باره مي گويد؛«ما نشان داده ايم که در خريد و فروش بازيکنان و در شرايطي که به نفع مان باشد چقدر خوب کار مي کنيم.

ما مي خواستيم ثبات داشته باشيم اما در عين حال در جمع باشگاه هاي بزرگ اروپايي قرار گيريم. کليد اين مساله نه فقط امضاي قرارداد با بازيکنان خوب بلکه داشتن صيانت پرورش جوانان هم است که اگر روزي ديگر نتوانستيم نتيجه بگيريم، نيازي نباشد دنبال بازيکنان خارج از باشگاه بگرديم و پول هاي کلان هم خرج کنيم.»

شايد وقتي تاتنهام به دنبال رهايي از مشکلاتش به سويا پناه برد، آدم اشتباهي را انتخاب کرد. شايد آدم مورد نظر آنها مونچي بود و نه راموس که مي توانست آنها را از چرخه تلاش هاي اشتباه شان نجات دهد؛ چرخه يي که مانع اين شده بود تا آنها پيشرفت هاي درازمدت داشته باشند. تاتنهام فکر مي کرد با معرفي مدير فوتبالي در سطح قاره و ارائه الگويي جديد از آن قدم هاي رو به جلويي برداشته است.

وقتي دنيل لوي رئيس باشگاه تيم رويايي اش را با ارائه نام هايي چون فرانک آرنسن به عنوان استعدادياب دانمارکي و ژاک سانتيني فرانسوي در سال 2004 رو کرد، با غرور تمام ادعا کرد نتايج مستقيم درک جنبه فوتبالي باشگاه در آينده مشخص خواهد شد؛ «حالا ما يک تيم مديريتي و مربيگري داريم که در کشورهاي مختلف تجربه کار داشته و درک وسيعي از بازيکنان در سراسر دنيا دارد.»

متاسفانه اين دو نفر نتوانستند ارتباط شايسته يي با هم برقرار کنند يا احترامي براي يکديگر قائل نبودند به همين دليل اين همکاري بعد از 13 مسابقه قطع شد و مديريت فوتبال باشگاه اکنون متعلق به ديمين کامولي است که اخيراً هدف متعادل منتقداني است که به دنبال دليلي براي نتايج فاجعه بار تاتنهام در اين فصل مي گردند. هيچ شکي وجود ندارد که کامولي تابستان امسال اشتباه کرد؛ تيمش را بدون گلزن و يک بازيکن مستعد و رهبر گذاشت.

بعضي اوقات شايد برخي از بازيکناني که خريده، خوب از آب درآيند اما کمتر کسي انتظار دارد او براي ديدن نتايج کارش همچنان سر پست خودش باقي بماند. جيمي ردنپ کاپيتان سابق تاتنهام جزء کساني است که منتقد اصلي مدل قاره يي به شمار مي رود؛ مديران فوتبال در انگليس جواب نمي دهند. آنها بايد دوباره راجع به اين مساله فکر کنند.

آنها زماني که در تاتنهام بازي مي کردند، ديويد پليت را داشتند و تنها چيزي که مي ديد اين بود که همه سرمربي را خوار و خفيف مي کردند. اگر سرمربي و مدير فوتبال روابط نزديکي با هم نداشته باشند، اين جور همکاري ها جواب نمي دهد. هري ردنپ، پدرش بعد از تجربياتي که با وليمير زائيچ، آورام گرنت و کلايووودوارد داشت، قطعاً عقايد جيمي را دارد. حالا که او هدايت تاتنهام را در دست گرفته، قطعاً دوباره بحث نتايج مستقيم درک از جنبه فوتبالي باشگاه وسط کشيده مي شود.

گرچه درباره ايده جيمي ردنپ مي توان بحث کرد. مسلماً اين سيستم هم مي تواند در انگليس جواب دهد. ژوزه مورينيو بدون اينکه در خريد همه بازيکنان جديد نقشي داشته باشد، با چلسي جام برد. باشگاه هاي زيادي در سطح اروپا هستند که با اين سيستم جواب گرفته اند و بقيه هم به خاطر اختلاف سليقه هايي که بين مرد فني و مرد خرج کننده به وجود آمد، ضربه خورده اند.

به پاري سن ژرمن نگاه کنيد، پل لوگوئن سرمربي تيم تمام طول تابستان از مسوولان باشگاه خواست تا ژيمي بري يان مهاجم جوان رن را به خدمت بگيرند اما تاجران ترجيح دادند ماتيا کژمن از فنرباغچه را به خدمت بگيرند. حالا کژمن نيمکت نشين است و لوگوئن و تاجران سر بحث و جدل با هم دارند.

آرسن ونگر که زماني کامولي را به عنوان بازيکن ياب اش انتخاب کرده بود، اعتقاد دارد نبايد از سيستم حاکم بر باشگاه ها شکايت کرد؛ «در فوتبال هر کاري مي توان انجام داد به شرطي که همه مسووليت پذير باشند و مسووليت ها واضح و از سوي همه پذيرفته شده باشند.» آيا اين فقط يک تصادف است که تاتنهام، نيوکاسل و وستهم يعني باشگاه هايي که مربيان آشکارترين مشکلات ممکن را براي داشتن قدرت داشتند، با بزرگ ترين مشکلات اين فصل روبه رو بودند؟

قطعاً راموس اين قدرت را نداشت تا شور و حال لازم را براي اينکه اوضاع در تاتنهام برگردد، به تيمش تزريق کند. گومز دروازه باني که مسوول شکست تيم برابر اودينزه نام گرفت، آخرين بازيکني است که از مشکل اعتماد به نفس بازيکنان تاتنهام حرف زد؛ «بازي را ممکن است در ذهن تان به حريف ببازيد. ما اعتماد به نفس نداريم. من ناراحتي هواداران را درک مي کنم. اگر من هم هوادار بودم، از نتيجه نگرفتن تيمم ناراحت مي شدم. الان براي ما زمان سختي است. ما در بازي هايمان گل اول را نمي زنيم. ما خوب تمرين مي کنيم اما نمي دانم چرا اين اتفاقات رخ مي دهند.»

راموس، کامولي و لوي هم نمي دانند چرا اين اتفاقات مي افتد. زمان تغيير با هري ردنپ فرا رسيده است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟