در موضوع تاكسيراني، قبله را گم كردهايم؟
يكي از بينندگان «تابناك» درباره خبري كه به تازگي خبرنگار اين سايت منتشر كرده، مينويسد: به نظر ميرسد در موضوع تاكسي وتاكسيراني قبله راگم كردهايم و نميدانيم چه ميخواهيم. در كشورهاي پيشرفته و بدون مشكل در موضوع حمل و نقل، همه تاكسيها يكرنگ و يك شكل هستند و آن گونه هم كه ميگويند وسيله خيلي لوكس و گران هم نيستند و خيلي از مواقع در خيابانها دنبال مسافر ميگردند و نيازي هم به تلفن نيست. ولي در اينجا چه؟ مسافر بايد مدتي را زير باران و آفتاب بگذراند تا شايد يكي دلش به رحم آيد و او را سوار كند. مثل ما به مانند مثل كلاغي است كه آمد راه رفتن كبك را بياموزد، راه رفتن خود را هم فراموش كرد.
راستي، به نظر شما سيستم تاكسيراني ما شبيه به يك شهر فرنگ (اسباب بازي قديمي كه در كوچهها با دادن يك ريال ميتوانستيم عكسهاي رنگي ببينيم) نشده؟ هر روز يك مدل و يك رنگ و نام جديد و عجيب و غريب. واقعا مشكل حمل و نقل شهري ما با اين تنوع رنگ و نام و شركت حل ميشود؟ اگر حل شدني بود كه تاكنون حل شده بود. چرا به دنبال ريشه نيستيم؟ چرا با تزريق مسكنهاي قوي اين سيستم بيمار را بيمارتر و فشلتر ميكنيم؟ چرا به دنبال راهكارهاي مقطعي و ناكارآمد هستيم؟ ارزش وقت تلف شده مردم منتظر در خيابانها و هزينه صدمات روحي آنها در اثر اين نابساماني چقدر است و چه كسي پاسخگوست؟
به گفته مسئولان نيروي انتظامي، تعداد تاكسيها و مسافربرها چند برابر نياز شهر تهران است، ولي مشكل همچنان باقي است؟! يك روز ميگويند نصب تاكسيمتر اجباري است و روز ديگر همه چيز فراموش ميشود. يك روز نرخ تعيين ميشود و قسم و آيه كه هركس رعايت نكند، چنين و چنان ميكنيم و روز ديگر هركس هر نرخي كه دلش ميخواهد ميگيرد.
شاهد اين مدعا خود حقير هستم كه چندين بار در يك راه رفت و برگشت با دو نرخ متفاوت روبهرو شدهام و وقتي اعتراض كردم، چيزي جز توهين و بداخلاقي راننده محترم نديدم. به نظر حقير، مشكلات اساسي حمل و نقل شهري در چند چيز است:
1ـ مسئول واقعي و داراي اختيارات كامل سيستم حمل و نقل شهري نامعلوم است. به همين دليل هركسي خودش نرخ تعيين ميكند و يا اگر دلش خواست سوار ميكند.
2ـ تعدد و تنوع شركتهاي تاكسيراني كنترل را مشكلتر و پيچيدهتر ميكند و بايد از گسترش بيرويه آنها جلوگيري كرد.
3- برخورد قانوني و قاطع با تاكسيهاي متخلف به طور جدي اعمال شود.
4- دادن جواز تاكسيراني بايد منوط به گذراندن دورههاي آموزشي ويژه و داشتن شرايط و صلاحيتهاي اخلاقي و اجتماعي باشد.
5ـ نصب تاكسيمترهاي واقعي (نه دكور) و باچاپگر روي همه تاكسيها و مسافربرها اجباري و به مسافران رسيد كرايه همراه با نام راننده و شماره تاكسي داده شود.
6ـ در روز ملي حمل و نقل از رانندههاي تاكسي زحمتكش و نمونه (كه تعدادشان كم نيست) قدرداني شود.
یه روز از میدان ولیعصر به توحید داخل یک تاکسی ون بودم و به درد دل راننده که مهندس برق از دانشگاه پلی تکنیک بود گوش میکردم... ( تو دلم گفتم خدایا مهندس پلی تکنیک راننده شه من دانشگاه آزادی بدون پارتی کارم معلومه چی میشه ) بگذریم
میگفت نرخ کرایه ای که برای ما در این مسیر بسیار شلوغ تعیین کرده اند 1750 ریال ( 1 سال پیش ) می باشد و تقریبا هر مسیر چیزی در حدود 1 ساعت ( با معطلی برای پیدا کردن مسافر ) طول میکشه ... پس هر مسیری 10 نفره میشه 1750 تومان ....
حالا اگه روزی 8 ساعت کار کنم میشه 14000 تومان و اگه از سلامتی خودم بگذرم و به خاطر خانوادم 10 ساعت کار کنم میشه 17500 تومان ... اصلا میانگین تقریبا 15500 تومان روزی... ماهی ( 26 روز ) میشه 403000 تومان ....
خب تو دلم گفتم بیچاره حق داره مو هاش مثل دندوناش سفید شده... با این هزینه های سر سام آور تازه بیچاره مستاجر هم بود ... هزینه های ماشین هم که به کنار ... تازه پول بنزین هم ازش کم کنیم یعنی باید تقریبا 60000 تومان کم شه میمونه 343000تومان ...
واقعا این پول اونم برای کار طاقت فرسای رانندگی اونم تو تهران چیه؟؟؟؟
دادن حق داشتن تاكسي د ر اين شرايط شرايطي براي درامد زائي شده نه انجام حمل و نقل عمومي.چون تفاوت قيمت بنزين و سهميه بالاي بنزين -فروش سهميه از گشتن در خيابان ها و همچنين سوار كردن مردم به صرفه تر است. (كه نتايجش در ميزان معكوس افزايش تاكسي و مسافران ) كاملا مشهود است.اما چون به مقوله تاكسي بيشتر به عنوان اشتغال زائي نگاه شده نه حمل و نقل نتيجه چشم گيري نداشته اسن.تنها زماني مسافر مي تواند از اين برزخ (نبودن تاكسي- حمل و نقل عمومي و اجبار به استفاده به خاطر شرايط اقتصادي) بيرون بيايد كه تاكسي دار پول زحمت خود را بخورد نه سهميه اي كه ان را از نياز مسافركشي بي نياز كند.
متروها با فاصله ی حد اکثر 5 تا8
دقیقه و با سرعت زیاد و با قیمتی کاملا مناسب وجود دارد اما در مورد تاکسی مترها کوچکترین خلافی انچنان جریمه ی سنگینی دارد که فکرش را هم نمیکنند
بالاخره ما نفهمیدیم معنی دربست یعنی چی؟
آیا یعنی اینکه یه مبلغ اضافه بر این مقدار باید بپردازیم و یا اینکه معنی دربست یعنی اینکه باید ارزش جابجایی مسافر تا مقصد مربوطه در ازای هر پنج مسافر را بپردازیم!






