مي توان تاديب كرد،از شمس تا دايي
رفتار فني حسين شمس در نقش سرمربي تيم ملي فوتسال ايران بي شباهت به خواستهها و شكل رفتاري مورد پسند علي دايي در همان مسند، اما در تيم ملي فوتبال نيست. حسين شمس دقيقا از وقتي به اول شخص نيمكت فني فوتسال ايران بازگشت و جانشين محمدحسن انصاريفرد شد كه همواره يك تيم كاملا از پيش مغلوب را روانه بازيهاي جهاني ميكرد، كوشيد دست به اصلاحاتي در تركيب اين تيم بزند.
به گزارش جام جم آنلاين، او آغازگر يك تحول بنيادين شد تا تمامي بازيكنان نامي و پرآوازه از جمله وحيد شمسايي از تيم ملي كنار بمانند. شمس هدفي ايدهآل و عالي را دنبال ميكرد. كوشش او براي ميدان دادن به جوانان و آيندهداران تداوم يافت تا جايي كه بازيكني مانند شمسايي براي بازگشت به تيم ملي مجبور شد خواستههاي فني و اخلاقي شمس را بپذيرد.
نتيجه تمامي تلاشهاي مرد مو سپيد نيمكت سرمربيگري تيم ملي فوتسال مشخص بود. بازيكناني جوان، آيندهدار و جوياي نام درخشيدند و در عين حال ستارههاي پير و پا به سن گذاشته بيرون رفتند.
اندك مهرههايي مانند وحيد شمسايي، در حالي به تيم ملي سلام گفتند كه نشاني از ياغيگريهاي گذشته را در وجود خود نميديدند. در حقيقت حسين شمس در كنار اصلاحات سخت و پيگيرانهاش، تاديبپذيري بازيكنان را هم مورد نظر قرار داد. شمسايي به عنوان يك سرمايه ملي بازگشت و نتيجه تمامي تلاشهاي فني و رفتاري اين مربي را در جام جهاني ديديم. مبدل شدن به شگفتيساز جامجهاني، از شمس مردي قابل احترام ساخت!
دايي هم از زمان آغاز عمر سرمربيگرياش در تيم ملي، كوشيد چنان اصلاحاتي را در دستوركار قرار دهد. او مرداني را كنار گذاشت كه بسياري تصور ميكردند براي عبور از هر يك از آنان نيازمند زماني طولاني هستيم.
او جوانان را در تيم ملي جاي داد و همچنين مهرههايي مانند كريمي و مهدويكيا را در فهرستهاي خود جا نداد؛ اما وقتي در مقام مقايسه اين دو بر ميآييم، نه موي سپيد شمس را بر سر دايي ميبينيم تا باور كنيم كه او هم صاحب همان تجارب و دنياديدگي است و نه ميتوانيم بپذيريم رفتار دايي مانند همتايش در فوتسال، با كجدار و مريز همراه ميشود.
دايي چقدر ميكوشد همانطور كه شمس به شمسايي فرصت بازگشت داد، به كريمي و همانند او فرصت تاديب بدهد؟ آيا يك بار دعوت و بعد لجاجت كريمي ميتواند براي هميشه پرونده اين ستاره را ببندد؟
شايد اگر دايي هم بتواند در شكل رفتاري خود صاحب خصيصههاي تاديب شود و بازيكنانش را معلم وار پيش ببرد، ميتوان اميدوار بود او نيز مانند شمس سازنده تيمي موفق خواهد شد. تيمي كه حتي مانند فوتسال تابوي ناكامي در جامجهاني را هم بشكند و به درجهاي بالاتر صعود كند.
آيا دايي مانند شمس باتجربه عمل خواهد كرد؟ به شمسايي نگاه كنيد. بارها از بازي انفرادياش و رفتار نامتعارفاش ايراد ميگرفتيم. امروز او را ستاره بيچون و چراي تيم ميدانيم. اين نتيجه كار شمس است، مردي كه بايد الگويي براي دايي باشد.


