مايلي کهن:گزينه انتخابيام زندان است!
دامنه اختلافات محمد مايلي کهن با علي دايي هر روز وسعت بيشتري به خود مي گيرد. پس از شکايتي که سال گذشته علي دايي از سرمربي اسبق تيم ملي داشت، برخي چهره هاي ورزشي در صدد آشتي دادن طرفين درگير برآمدند اما اصرار دايي بر پيگيري اين اختلاف از طريق مراجع قانوني و پافشاري مايلي کهن بر صحبت هايش مانع تحقق يافتن خواسته آن چهره هاي ورزشي شد.
آخرين دادگاه رسيدگي به شکايت علي دايي از سرمربي سابق خود، چند هفته قبل برگزار شد و هرچند اخبار بيرون آمده از آن دادگاه، حکايت از محکوميت مايلي کهن داشت اما وي (مايليکهن) مدعي است که هنوز هيچ حکمي به دستش نرسيده است.
محمد مايلي کهن سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال کشورمان در گفتگويي با برنا شرکت کرده که متن آن را در زير مي خوانيد:
* آقاي مايلي کهن، اختلاف شما با علي دايي اين روزها به سوژه اي مهم براي رسانه ها و حتي مردم تبديل شده است، درباره اين پرونده صحبت کنيد.
- شما اين سوال را بايد از وکيل دايي بپرسيد که اين روزها به دنبال شهرت است و هرجا که فرصت بدست مي آورد، با انجام مصاحبه اينگونه وانمود مي کند که حکم اخير دادگاه نتيجه تلاش هاي وي بوده است، بنده هم اميدوارم واقعاً کار ايشان باشد.
* پس از دادگاه آخري که داشتيد، تصميم گرفتيد مصاحبه نکنيد، اين سکوت شما براي خيلي ها عجيب بود؛ آيا واقعاً حکم اخير را پذيرفته ايد؟
- اجازه بدهيد قبل از پاسخ دادن به اين سوال به يک موضوع مهم تر اشاره کنم. بنده ازمسئولان قوه قضائيه کشور خواهش مي کنم با نيروهايي که در اختيار دارند اشراف بيشتري به دادگاهها داشته باشند، وقتي در دادگاهي مثل دادگاه ما که توجه رسانه ها و افکار عمومي را جلب کرده و اکثريت روزنامه هاي سياسي، اجتماعي و ورزشي به آن پرداخته اند اتفاقات عجيبي رخ مي دهد، خيلي ها منجمله بنده از خودشان مي پرسند در دادگاههايي که بي سرو صدا برگزار مي شوند چه مسائلي رخ مي دهد.
بنده در حين برگزاري دادگاه اخير مشاهده کردم که آقاي قاضي فکر و ذکرش معطوف به دادگاه نبود و با صداي بلند با تلفن همراه خود صحبت مي کرد و کارهاي شخصي اش را در همان جلسه دادگاه انجام مي داد.
اين مسائل زيبنده دادگاه نيست. وقتي جلسه آغاز مي شود همه بايد به آن احترام بگذارند و در اين ميان قاضي بيش از بقيه ايفاي نقش مي کند. اين مسائل مي تواند ذهن قاضي را منحرف کند. اين اتفاقات زحمت مسئولان قوه قضائيه را زير سوال مي برد. همه ما مي دانيم که سران اين قوه نمي توانند بر همه جلسات دادگاه ها اشراف داشته باشند، اما به عقيده بنده آنها مي توانند چشم هايي داشته باشند که اتفاقات ريز و درشت را تحت نظر بگيرند و اجازه ندهند حق کسي ضايع شود.
* از حکم دادگاه صحبت کنيد.
- هنوز که حکمي به دست بنده نرسيده است اما هر حکمي که صادر شود به آن احترام مي گذارم. حتي اگر حکم به زنداني شدنم بدهند مي روم زندان.
بعضي ها خيلي به من کم لطفي کرده اند، شما مرا مي شناسيد. در طول 14 سال بازيگري در پرسپوليس و 5 ، 6 سال مربيگري در اين تيم هيچوقت نشده که از بي پولي بنالم؛ هيچوقت ادعا نکرده ام پرسپوليس را من سرپانگه داشته ام. هرچه دارم اول از خداوند و بعد از کشور عزيزم و باشگاه پرسپوليس است. کسي هم نمي تواند بگويد مايلي کهن از نداري حرف زده است. اخيراً عده اي گفتند و نوشتند که مايلي کهن اعلام کرده پول ندارد تا جريمه دادگاه را پرداخت کند، در صورتيکه هيچگاه اين حرف را نزده ام. الان به شما مي گويم که دادگاه هر حکمي صادر کند تمکين مي کنم و به احتمال 99 درصد فرجام خواهي نمي کنم و گزينه اصلي ام نيز رفتن به زندان است. پول دارم بدهم اما مي خواهم به زندان بروم.
* اخيراً وکيل علي دايي در دو مصاحبه اعلام کرده که با عذرخواهي و اظهار ندامت شما پرونده بسته خواهد شد.
- اين آقا دنبال مطرح کردن خودش است، اما جا دارد به ايشان بگويم دنبال عذرخواهي کردن مايلي کهن نباشد.
در طول اين سالها بارها اتفاق افتاده که از بازيکنانم عذرخواهي کرده ام؛ يعني هر گاه که احساس کردم اشتباه از جانب خودم بوده بدون ترس عذرخواهي کردم اما درباره ماجراي علي دايي شک ندارم که اشتباه نکرده ام و با توجه به مستنداتي که در دست دارم به دنبال اين هستم که شاکي اين پرونده به خودش بيايد و نحوه گفتمان خود را اصلاح کند و بداند آدم هاي روي زمين هرچه دارند اول از لطف خدا و بعد بخاطر سعي و تلاش خودشان است. ايشان بايد بداند اگر بخواهيم لطف خدا را نبينم و بگوئيم فقط با تلاش خودمان و به خاطر لياقت مان به اين جايگاه رسيده ايم بدون شک دير يا زود زمين مي خوريم. خيلي ها در اين فوتبال بودند که قدرت، پول و زور داشتند اما چون خيال کردند هرچه دارند بخاطر لياقت و شايستگي خودشان بوده به زمين خوردند. ماه مبارک رمضان به پايان رسيد و چه خوب است همه ما به خودمان بيائيم.
* فکر مي کنم با اين صحبت هايي که شما مطرح مي کنيد، گره پرونده کورتر شود.
- من نه دنبال زمين خوردن کسي هستم و نه به جايگاه علي دايي حسادت مي کنم. من مي خواهم بگويم "آقاي دايي! تو حيفي. راهي که مي روي درست نيست، ممکنه خيلي ها به تو بگويند سرت سرشاه است، پرافتخاري و ... اما واقعيت امر اين است که مشهور هستي ولي محبوب نيستي؛ تا به حال با خودت فکر کردي که چرا محبوب نيستي؟ به نظر من هنوز براي محبوب شدن دير نشده است منتهي با اصلاح رفتار و گفتارت."
بنده هيچگاه از مربيان تيم ملي در دوره هاي مختلف انتقاد نکرده ام که چرا فلان بازيکن را از قلم انداخته اند، چون اين کار سليقه اي است و بايد به سلايق مربيان احترام گذاشت، در نهايت هم خود آنها هستند که بايد پاسخ مردم را بدهند، اما وقتي مربي تيم ملي مي گويد مهدوي کيا و کريمي و ... به درد من نمي خورند و يا مي گويد اينها در کدام باشگاه بازي مي کنند، نمي توانم سکوت کنم. سرمربي تيم ملي مي تواند بگويد اينها به تاکتيک مورد نظر من نمي خورند، اما اينکه بگويد به درد تيم ملي نمي خورند و ... قابل هضم نيست. در همين تيم ملي بازيکني داريم که در باشگاه هاي درجه چندمي اروپا جايي ندارد اما پاي ثابت اردوهاي تيم ملي است.
*بحث ممنوع المصاحبه شدن شما با راي دادگاه نيز مطرح شده بود؛ در صورت ابلاغ چنين حکمي آيا باز هم مصاحبه مي کنيد؟
- همانطور که گفتم هنوز حکم دادگاه به بنده ابلاغ نشده اما اگر چنين حکمي صادر شود، بله مي پذيرم.
* چند هفته قبل در مصاحبه اي به انتقاد از افشين قطبي پرداختيد و حرفهايي زديد که به تعبير خيلي ها دخالت در زندگي خصوصي وي بود. آيا بهتر نبود درباره زندگي خصوصي قطبي صحبت نمي کرديد؟
- اتفاقاً من جزء کساني هستم که مي گويند زندگي خصوصي افراد به خودشان مربوط است، اما وقتي شما در مقابل يک جريان هدايت شده قرار مي گيريد و ورود يک عده به زندگي خصوصي خودتان را مشاهده مي کنيد آيا مي توانيد ساکت بنشينيد؟!
چند ماه قبل همين آقايان با يک جريان هدفمند وارد زندگي خصوصي بنده شدند و مدعي شدند که مايلي کهن ظرف دو سال چهار تا ماشين از ايران خودرو گرفته است؛ چهار ماشيني که روي هم 60 ميليون تومان نمي شد. در حاليکه بازيکنان من طي اين سالها هر کدام ماشين هاي 250 ميليوني دارند.
* يعني درآن ماجرا پاي قطبي وسط بود؟
- من مثل اين آقا نيستم که جرياني عمل کنم. من خودم هستم، تک و تنها. اجازه بدهيد ماجرايي را برايتان توضيح دهم.
* بفرمائيد.
- بنده سال گذشته با واريز مبلغي درخواست يک دستگاه پژو دوگانه سوز کردم. ارديبهشت ماه ثبت نام کردم و قرار بود مهر ماه ماشين را تحويل بدهند، اما زنگ زدند و گفتند ما نمي توانيم پژوي دوگانه سوز به شما بدهيم.با کلي منت گذاشتن يک پژوي پارس را چند ماه ديرتر از موعد مقرر به بنده تحويل دادند. قبل از آن بنده يک سمند داشتم که تصميم گرفتم آن را عوض کنم. يکي از دوستانم به نام مهندس ايمان سرشت گفت اين ماشين را به من بفروش، بنده پولش را گرفتم و ماشين را تحويل دادم اما هنوز سند به نام خودم است، يعني اگر نام مايلي کهن را وارد کامپيوتر کنيد، سند آن سمند هم به نام بنده است. اصلاً فرض را بر اين بگيريم که بنده 4 ، 5 تا ماشين خريده و بعد فروخته ام و روي هرکدام دو ميليون خورده ام، جمعاً چقدر ميشود؟ مي شود 10 ميليون تومان، آيا از اين حلال تر هم مي شود؟
يک روزنامه با همين مستندات نوشته بود: اين بود ساده زيستي آقاي مايلي کهن؟! بنده کي گفته بودم ساده زيست هستم؟ بنده گفته بودم خودم را هيچوقت فراموش نمي کنم و يادم نمي رود از طبق پائين به اينجا رسيده ام. بعضاً سوار مترو مي شوم، مردم مي پرسند شما چرا سوار مترو مي شويد؟ مگر ماشين نداريد؟ به آنها مي گويم: شما غصه مرا نخوريد، ماشين دارم اما بعضي مواقع بد نيست آدم مثل همه مردم زندگي کند و در کنار آنها باشد. بازهم مي گويم، آقايان جرياني عمل کردند و من هم يک نفره مقابلشان ايستادم.
* منظورتان قطبي است؟
- بله، بهترين تيم ايران، با بهترين نفرات و امکانات را بدون آنکه در تمرينات شرکت داشته باشد در اختيارش گذاشته اند آن وقت مي رود مي گويد ديوانگي کردم به ايران آمدم، يعني ما که در ايران هستيم ديوانه ايم. آدمهاي اين جريان که گفتم با هم هستند. شما برويد بپرسيد ايشان از چه طريقي به فوتبال ايران آمده و رابطش چه کسي بوده است؟


