عامل اصلي رفتوآمدهاي مردان اقتصادي دولت
در روزهاي اخير، بانك مركزي و رئيس كل پرحاشيهاش را شايد بتوان خبرسازترينها در هفته جاري دانست.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، در حالي كه بيشتر رسانهها از استعفا ندادن طهماسب مظاهري خبر ميدهند و خبرها حاكي است كه مظاهري همچون گذشته، دوست ندارد خود از ميدان بيرون رود و تأكيد ميكند كه هرگز استعفا نخواهد داد، برخي از رسانهها كه زياد بيرغبت به بركناري تنهاترين عضو كابينه نيستند، در حالي كه احمدينژاد در ايران نيست، از قطعي شدن حكم بركناري مظاهري و انتصاب بهمني به جاي وي سخن راندهاند؛ چيزي كه دير يا زود سرانجام به حقيقت ميپيوندد، حتي اگر به خاطر انتشار اين خبر در خرداد ماه يك خبرگزاري كشور براي چند روز هم كه شده براي كمي سياسيكاري تعطيل شود.
اما صرف نظر از چگونگي بركناري مظاهري كه براي وي و رسانهها نيز اخراج از كابينههاي گوناگون به امري عادي تبديل شده است، اين پرسش مطرح ميشود كه آيا با كنار گذاشتن مظاهري، همه مشكلات اقتصادي كشور يا دستكم آن بخش اقتصادي كه نتيجه سياستهاي «يك بام و دو هوا»ي اقتصادي دولت بوده است، برطرف ميشود؟
بنا بر اين گزارش، در حالي كه دولتها در همه كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه، در تلاشند كه كمترين تغيير و تحولات در رأس مراكز اقتصادي صورت گيرد، دولت نهم بيشترين تغييرات خود را در عرصه دو نهاد بانك مركزي و وزارت اقتصاد و امور دارايي انجام داده است تا بيش از پيش، برتري نگرشهايي غير از برنامهمحوري آن را به رخ كارشناسان اقتصادي و غيراقتصادي بكشد.
بنا بر اين گزارش، طهماسب مظاهري ـ كه بحق ميتوان از آن به عنوان يكي از كارسازترين و مفيدترين اعضاي كابينه نام برد ـ در مدت حضور يك سال و بيست روزه خود در دولت نهم، با در پيش گرفتن سياستهاي پولي انقباضي و جلوگيري از رشد بيرويه و غيراصولي نقدينگي، توانست با كمك همكاران خود، از افزايش نگرانكننده تورم تا اندازه زيادي بكاهد؛ هرچند كه افزايش 200 درصدي نقدينگي، اثرات تورمي خود را براي چندين دوره متوالي بر سيستم اقتصاد كشور خواهد گذارد.
هنگامي كه بانك مركزي سياستهاي پولي انقباضي را در پيش گرفت، بخشهايي و اجزايي از دولت با تكرار بيانضباطي مالي پيشين خود، نه تنها از هزينههاي جاري خود و دولت نكاستند، بلكه عملا با پيگيري سياستهاي خود كه اصطلاحا سياستهاي انبساطي مالي ناميده ميشوند، نياز اقتصاد كشور به نقدينگي را بيش از پيش كردند كه در صورت تأمين نقدينگي مورد نياز آنها مانند سالهاي گذشته پيش از حضور مظاهري در بانك مركزي، تورم لجامگسيخته تداوم خواهد يافت.
هرچند بيشتر منتقدان مظاهري، كاهش نقدينگي و ارايه ندادن تسهيلات از سوي بانكها را موجب ركود اقتصادي و كاهش توليد و سرانجام افزايش بيكاري ميدانند، اما در اين ميان، بايد توجه داشت كه اگر سياستهاي خصوصيسازي كه در قالب سياستهاي اجرايي اصل 44 در اختيار دولت قرار گرفته است، به گونهاي شايسته به مرحله اجرا درميآمد؛ بنگاههاي توليدي ميتوانستند براي ادامه و گسترش فعاليتهاي خود به جاي توسل به پول نفت و هزينه از كيسه ذخيره ارزي، از منابع مالي بخش خصوصي بهره گيرند؛ چيزي كه بارها كارشناسان اقتصادي آن را به مجريان اقتصادي گوشزد كردهاند.
به هر ترتيب اينكه مظاهري در صدر بانك مركزي باشد يا فرد ديگري مهم نيست، بلكه آنچه مهم است اينكه دولت در انتخابهاي خود دقت كافي را به كار برد تا دوباره پس از چند ماه با اوجگيري اختلافات بين اعضاي كابينه به سيزدهمين تغيير كابينه تن در ندهد؛ هرچند رفتوآمد مردان اقتصادي در دولت، آنچنان مهم نيست و آنچه مهم مينمايد و ميتواند از تغييرات جدي جلوگيري كند، در پيش گرفتن سياست اقتصادي و به ويژه مالي و پولي دولت است تا افرادي داراي تفكراتي همسو با اين سياستهاي دولت انتخاب شوند.
درواقع باید از تولید کننده ومحصول تولید شده حمایت کرد باید مثل کشور چین دولت مسولیت بازار فروش محصولات را به گردن بگیرد اگرنه این وام ها بیشتر تورم زا هستند تا اشتغالزا
جسارت و قدرت دولت خدمتگزار در عرصه تحولات بنيادي و اساسي در كشور بسيار الهامبخش و تحسينبرانگيز است. كه جرأت آن در دولتهاي قبل محسوس نبوده است. وليكن ابعاد تحول پيشرو و كارآمد، لوازمي را ميطلبد كه دولت ميبايست در هر تحولي بر آن اهتمام ورزد و عدم توجه به آنها جز فاجعهاي اجتماعي و ضربه زدن به اعتماد و خودباوري ملي چيزي به همراه نخواهد داشت. از اين جمله ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود.
1- فقدان يكپارچگي آرماني و اعتقادي در رجال سياسي و مديران بخش دولتي
2- فقدان بهرهبرداري از نيروهاي متعهد، متخصص و دلسوز براي اين مرز و بوم
3- نداشتن پاسخگويي، اطلاعرساني و تبليغ در معرفي فرآيندها و تصميمسازيهاي دولت
4- علاقهمندي به رهبري ولي عدم تحقق مطالبات رهبري در دستگاههاي اجرايي
5- دور شدن از مطالبات اوليه مردم در كنار پرداختن به فعاليتهاي اساسي
6- گُلزني احمدينژادي بهجاي كار تيمي و خردورزي جمعي در دولت
7- عملزدگي و خستگي رئيسجمهور با مواجه با مطالبات و انتقادات رسانه
8- فقدان تفكر، طراحي و دغدغه كارآمد از ابعاد توسعه كيفي بخش فرهنگ
9- ناتواني در بهرهبرداي از سامانههاي خودجوش و مردمي
10- عدم استقلال و توانمندي اداره دستگاهها و نهادهاي دولتي در انجام امور محوله
11- فقدان پژوهش، تحقيق و توسعه در فعاليتهاي اجرايي دولت
12- عدم بهرهبرداري از عناصر جوان، خلاق و پيشرو
13- فقدان نظارت، ارزيابي و تحقيق و تفحص مؤثر در دستگاههاي دولتي
به نظر من چاره کار آن است که مجلس با تصویب قانونی بانک مرکزی را مستقل از دولت اعلام کند و ریاست آن را از میان نامزدهای پیشنهاد دولت، برگزیند. وگرنه با هر اصطکاک نظری رئیس بانک مرکزی و سیاستهای مالی متخذه به سهولت توسط دولت به کنار گذاشته می شود.
شما فكر مي كنيد كشورهايي همچون كره جنوبي،مالزي،تركيه،چين و... با سياست هاي انقباضي رشد كرده اند؟
تنها كاري كه آن ها كرده اند مديريت بر ارائه تسهيلات بوده است و اين كاري است كه بانك هاي ما در آن از خود ضعف نشان دادند و تا يك نفر مديريت بر تسهسلات را بر عهده نگيرد آقايان بانكي فقط به فكر پاك كردن صورت مسئله مي افتند يعني سيايت انقباضي..





