بهشت موعود و استعمار در قرن بيستويكم
آمريکا، کانادا، چين و سوئيس به دنبال کشف و استخراج نفت «سائوتومه و پرينسيپ»، يکي از کوچکترين و محرومترين جزاير آفريقا هستند.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، هفتهنامه آلماني «اشپيگل» در مقالهاي با عنوان «بهشت موعود» نوشت: از زمان کشف نفت در آبهاي سائوتومه، از يکسو ساکنان محروم و فقير آن، روياي دستيابي به يک ثروت عظيم را در سر ميپرورانند و از سوي ديگر، سياستمداران منحرف و فاسد اين جزيره و شرکتها و قدرتهاي خارجي به دنبال دريافت مجوز و امتياز استخراج اين نفت هستند و به برنده شدن در اين قمار بزرگ اميد بستهاند.
سائوتومه و نفت، داستان کشوري است که از شرکتهاي نفتي و قراردادهاي بسته شده، اصلا درکي نداشت و اميدهاي خود را به تجاري بست که به اين سرزمين آمده بودند. داستان نفت سائوتومه، داستان يک معامله بد است.
«کريستيان هلينگر»، يک آفريقايي آلماني تبار که با تجارت الماس در آنگولا ثروتمند شده بود، نخستين تاجري است که به سائوتومه آمده و در ديدارهايش با هر وزير اين جزيره، يک ژنراتور برق به آنها هديه داد و به زودي به پادشاه سائوتومه معروف و مشهور شد.
اين تاجر شرکت حمل و نقل هوايي خود را نيز به سائوتومه منتقل کرد و نخستين فردي بود که به جستجوي کشف نفت در اين جزيره پرداخت.
هلينگر سپس شرکتهايي را به سائوتومه آورد که تا به امروز، بزرگترين مشکلات را براي اين جزيره ايجاد کردهاند.
«اي.آر.اچ.سي»، يک شرکت کوچک از ايالت «لوزيانا» در جنوب آمريکاست که در بخش جمعآوري و بازيابي زبالههاي صنعت نفت فعال است، اما هيچ آگاهي از استخراج نفت اصلا ندارد. اين شرکت توانست در سال 1997 ميلادي، قرارداد شگفتآوري با دولت سائوتومه ببندد. بر پايه اين قرارداد، شرکت «اي.آر.اچ.سي.» در برابر پرداخت صرفا پنج ميليون دلار مجاز است در 25 سال آينده، تمام ذخاير نفت جزيره سائوتومه را استخراج کرده و به فروش برساند.
«گلوبال ويتنس»، يک سازمان غير دولتي اين قرارداد را وقيحترين و رسواترين معامله در تمام عصرها قلمداد کرد. البته قراردادهاي نفتي دولت سائوتومه با «اکسون موبيل»، بزرگترين کنسرسيوم نفتي جهان در آمريکا نيز بهتر از قراردادهاي قبلي نبودند.
در حالي که «فراديک دومنز»، رئيسجمهوري سائوتومه در اين ميان، دستور بررسي دوباره برخي از قراردادها را صادر کرده، اما شرکت «اي.آر.اچ.سي.» که به يک تبعه بانفوذ نيجريه واگذار شده است، همچنان در امتيازات و کشف نفت در سائوتومه سود ميبرد.
مناقشه سائوتومه با نيجريه از ديگر مشکلات اين جزيره است. نيجريه قدرتمند قصد ندارد که نفت سائوتومه را به سادگي در اختيار مردم اين کشور قرار دهد و مرز آبي مشترک دو کشور را زير سؤال برد. اين مناقشه به تشکيل يک منطقه مشترک نفتي منجر شد که 40 درصد از درآمدهاي آن به سائوتومه و 60 درصد به نيجريه تعلق دارد.
کنسرسيومهاي آمريکايي «اکسون موبيل» و «شورون» در سال 2003/2004 ميلادي در برابر پرداخت 123 ميليون دلار امتياز استخراج بلوک يکم اين منطقه مشترک نفتي را دريافت کردند که در نتيجه 49 ميليون دلار آن سهم سائوتومه شد، اما نيجريه اين مبلغ را که برابر بودجه يک سال اين جزيره کوچک است، به سائوتومه پرداخت نکرد و اين کشور را تحت فشار قرار داد.
اين در حالي است که نخستين حفاريهاي نفتي در سائوتومه نيز مأيوسانه بودند؛ يعني در حالي که شرکت شورون در عمق 1700 متري به نفت دست يافت، ارزش کمي و کيفي اين نفت به اندازهاي اندک بود که ارزش تجاري نداشت.
از سوي ديگر، با افزايش هر چه بيشتر قيمت نفت، شرکتهاي نفتي نيز براي دستيابي به اين ماده خام دستگاههاي حفاري خود را به عمق بيشتر آبهاي سائوتومه ميفرستند.
هم اکنون شرکتهاي چيني، حفاري بلوک دوم و شرکتهاي آمريکايي حفاري بلوک سوم را به عهده گرفتهاند. شرکت سوئيسي ـ کانادايي «آداکس» که نسبت به سودآوري اين حوزههاي نفتي متقاعد شده، نيز در حفاري تمام چهار بلوک سهيم است.
«تيم مارتينزون» يک آمريکايي نماينده کنسرسيوم اکسون که در پاييز سال گذشته، سهامي از بلوک يکم را به ارزش 78 ميليون دلار خريداري کرده است، ميگويد: انسان بايد در بخش معاملات نفتي خوشبين باشد. سرانجام در سائوتومه به يک شکلي نفت توليد خواهد شد، اما اين امر قطعا پيش از سال 2015 ميلادي رخ نخواهد داد.
زماني که در دهه 1990 ميلادي، مطالعات زمين شناسي از کشف نفت يازده ميليارد بشکه نفت در سائوتومه خبر داد، ساکنان اين جزيره، به شدت احساس خوشبختي و ثروتمندي کردند و جهان نيز از آن لحظه سائوتومه را کشف کرد و به اين ترتيب، کنسرسيومهايي از آمريکا، چين، نروژ و کانادا تيمهايي را به اين جزيره اعزام کردند و قدرتهاي خارجي به ويژه آمريکا و نيجريه به اين جزيره کوچک و محروم علاقهمند شدند.
سالنهاي داراي تهويه متبوع و مبلهاي زيبا و رنگارنگ هتل «ميرامار» در سائوتومه، محل تجمع سودبران و ياري دهندگان آنها، نمايندگان دولتها و افرادي است که به نحوي در اين باره، با قراردادهاي نفتي به اين جزيره سفر کردهاند.
در اين هتل، سربازان نيروي دريايي آمريکا نيز ساکن هستند که هر روز صبح با اتوبوس به يک ايستگاه رادار ميروند و هيأتي از بانک جهاني نيز براي ديدار با وزراي اين جزيره حضور دارند. يک خانم آمريکايي بازنشسته نيز به نمايندگي از يک دانشگاه اين کشور در اين هتل اقامت دارد که مشاور رئيسجمهوري جزيره سائوتومه است و گفته ميشود که چند تن از نيروهاي سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (سيا) نيز در اين هتل اقامت دارند.
جزيره سائوتومه و پرينسيپ، يک کشور صرفا 160 هزار نفري است که تا چند سال پيش، ناشناخته بود، اما کشف نفت عميق در آبهاي آن که مشخص نيست، ميتواند براي اين کشور محروم نعمت و يا نقمت باشد، اين کشور را معروف کرده است.
اين جزيره که در خيلج گينه و در دويست کيلومتري سواحل گابون قرار دارد، روي نقشه جغرافيايي جهان به ندرت قابل شناخت است.
ساکنان اين جزيره که يکي از فقيرترين کشورهاي جهان است، با وامها و کمکهاي توسعهاي بين المللي زندگي خود را ميگذارنند و صرفا مقدار اندکي کاکائو توليد ميکنند.
اين در حالي است که ثروت مواد خام براي يک کشور محروم و فقير، حتما به معناي يک امر مطلوب و خوب نيست. سائوتومه در همسايگي کشورهاي وحشتناکي قرار دارد.
کشور نفتخيز نيجريه که تا سال 2007 ميلادي در حاکميت «اولوزگون اوباسانيو»، رئيسجمهوري آن بود، يک کشور به ويژه داراي فساد و ارتشاي مالي به شمار ميرود.
«تئودور اوبيانگ نگوما»، ديکتاتور بيرحم گينه اکواتوريال نيز ملت خود را در فقر و محروميت نگه داشته و در گابون نيز يک طبقه مرفه تقريبا تمام ثروت نفت اين کشور را بلعيده است. آنگولا نيز ساليان متمادي گرفتار و دچار يک جنگ داخلي بود. اين وضعيت را ميتوان «نفرين مواد خام و نفت» ناميد.
زماني که «فراديک دومنز»، يک تاجر کاکائو در سال 2001 ميلادي، رئيسجمهوري سائوتومه شد، وعده داد که قصد استفاده از ثروت نفت به يود مردم کشورش را دارد و سائوتومه نبايد به وضعيت کشورهاي همسايه گرفتار شود.
دومنز، بدين ترتيب جامعه بينالمللي را تحت تأثير ديدگاههاي خود قرار داد و از «جفري ساکس»، يکي از کارشناسان معروف، کمکهاي توسعهاي در دانشگاه کلمبيا در نيويورک خواست که از وي در اين مورد حمايت کند.
ساکس که به دولتهاي مختلفي در سراسر جهان مشاوره ميدهد و کتابي نيز با نام «پايان فقر» نوشته است، بر اين باور بود که از سائوتومه ميتوان يک نمونه و الگو براي ديگر کشورها ساخت و با بهترين تيم مشاورتي خود به اين کشور آمد.
کارشناسان قرار بود به سائوتومه کمک کنند تا به کلوپ و جرگه کشورهاي توليد کننده نفت در جهان تبديل شود و سائوتومه نيز قرار بود کشوري شود که در آن همه مردم در ثروت نفت آن سهيم باشند و اشتباه کشورهايي را مرتکب نشود که تنها با پول نفت زندگي ميکنند؛ سائوتومه قرار بود به کشوري بدون منازعات و مناقشات خشونت آميز تبديل شود.
سائوتومه در اين ميان با کمک ساکس، يک قانون جديد نفت بنا گذارد که به عنوان بهترين قانون در نوع خود در جهان محسوب ميشود. درآمدهاي معاملات نفتي سائوتومه، مستقيم به يک شماره حساب در بانک مرکزي آمريکا در نيويورک واريز ميشود و صرفا بخش کوچکي از آن براي بودجه سائوتومه استفاده شده و بقيه آن براي آينده اين کشور پسانداز ميشود. يک کميسيون متشکل از نمايندگان تمام جناحهاي سياسي سائوتومه، نظارت بر نفت کشور را به عهده دارد.
اما همه اينها صرفا تئوري است و در واقع، چنين کميسيوني هنوز وجود ندارد و قراردادهاي شرکتهاي نفتي را که قرار بود منتشر شوند، هنوز هيچ کس نديده است و سياستمداران حتي قوانيني را که تاکنون رسميت داشتند نيز رعايت نميکنند.
آيا با اين شرايط و وضعيت، سائوتومه ميتواند واقعا يک نمونه و الگو براي جهان شود و آيا در اين کشور واقعا مقدار زيادي نفت وجود دارد که همه به آن اميد و دل بستهاند؟
هنگامي که دومنز حدود هفت سال پيش، رياست جمهوري سائوتومه را به عهده گرفت، نه تنها کارشناسان بلکه حتي جورج بوش، رئيسجمهوري آمريکا نيز تحت تأثير ديدگاههاي دومنز بودند.
يک مقاله نشريه آمريکايي «نيويورکر» نيز در اين باره نوشته بود: زماني که سائوتومه را داريم، چه نيازي به عربستان سعودي داريم؟!
بوش در ديدار خود با دومنز در سال 2002 ميلادي نيز تحت تأثير ديدگاههاي وي قرار گرفت و طبق معمول که در ديدارهايش با قلم خود بازي ميکند، سخنان دومنز باعث شد که به اين عمل ادامه ندهد.
دومنز نيز با يادآوري حملات 11 سپتامبر عليه مرکز تجارتي آمريکا و پنتاگون، بر اهميت منابع نفتي جايگزين خارج از خاورميانه تأکيد کرد و گفت که کشورش از نظر راهبردي و استراتژيکي، در مهمترين منطقه نفت خيز جهان، يعني در عمق آبهاي سواحل غربي آفريقا قرار دارد.
از آنجا که آمريکا ديوانه و مجنون ذخاير نفتي در اين منطقه هست، اين تأکيد دومنز نيز هشيارانه بود.
در حالي که آمريکا هماكنون 13 درصد از نياز نفت خود را از آفريقا تأمين ميکند، قرار است اين رقم در چند سال آينده، به 25 درصد افزايش يابد. نفت آفريقا از اين جهت که گوگرد کمتري داشته و بيشتر در درياست، به ويژه خواهان دارد. نفت آبهاي اين مناطق را ميتوان بدون نياز به ورود به خاک کشور با کشتيهاي نفتکش حمل کرد.
در دوران «توم ورا کروز»، نخست وزير سابق سائوتومه که تا فوريه سال جاري در اين پست بود، اين کشور فقير، گرفتار يک بحران اقتصادي شديد نيز شده و بهاي يک کيلوگرم برنج تا پنج برابر افزايش يافته و کمبود مواد غذايي بيداد ميکند و همه چيز از کشورهاي ديگر وارد ميشود. شرکتهاي دولتي برق نيز به رغم اين که صرفا دوازده ساعت در روز برق هست، بهاي اين انرژي را تا 68 درصد افزايش دادهاند.
به تازگي نيز يک واحد پليس، دست به اعتراض و تظاهرات زده و با اشغال مقر فرماندهي، فرمانده پليس را گروگان گرفتند.
بسياري از مردم بر اين باورند که نفت، مقصر در پيدايش اين وضعيت و شرايط است و «ورا کروز» ميگويد: ما به يکديگر اطمينان و اعتماد نداريم و هر فردي فکر ميکند که ديگري بيشتري سود ميبرد و بسياري از مردم کار نميکنند و در انتظار دريافت پول نفت هستند.
در سائوتومه اين ضربالمثل است که «اگر ميخواهي ثروتمند شوي، بايد صرفا 24 ساعت وزير بشوي».
هنگامي که پرتغاليها در قرن پانزده ميلادي، جزيره سائوتومه و پرينسيپ را کشف کردند، اين کشور ساکناني نداشت و پرتغاليها از سراسر آفريقا، بردهها را به اين جزيره آورده و به آمريکا فروختند. کار ساکنان اين جزيره، کشت نيشکر، قهوه و کاکائو بود و اين وضعيت تا سال 1974 ميلادي و کودتاي نظامي در ليسابون، پايتخت پرتغال ادامه داشت و سپس اين کشور به مستعمرههاي خود از جمله سائوتومه استقلال داد.
وضعيت در سائوتومه هم اکنون پس از 33 سال استقلال نيز تغيير چنداني نکرده است و با وجودي که اين جزيره تاکنون ششصد ميليون دلار کمک توسعهاي دريافت کرده، اما استاندارد زندگي مردم آن، همچنان رو به تنزل است و بنا بر اعلام بانک جهاني، بيش از 50 درصد از مردم اين جزيره فقيرند.
از سوي ديگر، هيچ کس باور نميکند که سائوتومه، روزي يک الگو براي جهان شود.
«جوکين ساکرامنتو»، مرد39 ساله ماهيگير در سواحل پايتخت سائوتومه ميگويد: ما ماهيگير هستيم و يک کسي هم بايد ماهيگيري کند و نفت براي سياستمداران است.
ساکرامنتو مسائل زيادي از دريا ميداند، اما درباره نفت چيز زيادي نميداند و صرفا شنيده است که هنگام استخراج نفت، دريا قرمز ميشود و در اين باره ميگويد: قرمز شدن دريا براي ماهيها خوب نيست و ماهيها به رنگ هميشه آبي دريا عادت کردهاند.


