خاتمي:تقسيم بندي توسعه يافتگي فاقد اعتباراست
حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي، ورود مصلحت از جانب امام (ره) به عرصه اداره جامعه را گامي در جهت رفع هرگونه بنبست در حوزه پيشرفت و حل معضلات از جانب ايشان دانست.
به گزارش ايسنا، دبير عالي همايش بينالمللي « امام خميني (ره) و قلمرو دين؛ دين و توسعه» در پيشنشست اين همايش، همچنين با گراميداشت ياد و خاطره سلسلهجنبان انقلاب اسلامي حضرت امام خميني و درخواست علو درجات براي آن امام راحل، يادآور شد: اين نشست از سلسلهنشستهايي است كه به ياري خداوند تداوم خواهد يافت؛ همچنانكه در دو سال گذشته ادامه داشته و نشست اصلي هر دو سال يكبار برگزار ميشود.
وي با يادآوري موضوع نشست قبلي اين همايش كه به « كرامت انساني» اختصاص داشت، به موضوع نشست فعلي كه « دين و توسعه» نام گرفته اشاره و اظهار كرد: تقسيم جهان به دو بخش توسعهيافته و در حال توسعه از مشهورات زمانه است؛ همچنانكه تقسيم تاريخ به سه بخش قديم، ميانه و جديد از تقسيمات رايج و متداول در شرق و غرب عالم است.
خاتمي با تاكيد بر اين كه اين تقسيمات متناسب با وضع تاريخي و اجتماعي غرب است اظهار داشت: طي اين تقسيمبندي، توسعه غربي، كمال زندگي و راه غيرقابل بازگشت، حركت در مسير توسعهاي است كه در غرب تحقق پيدا كرده و كشورها براي اين كه بمانند، بايد اين راه را طي كنند وگرنه از صحنه تحولات خارج ميشوند.
وي در ادامه با تاييد اين كه تحولات غرب صرف نظر از قضاوت درباره آن، غيرقابل انكار است، يادآور شد: اما اين تحولات با وضع تاريخي و اجتماعي غرب تناسب دارد و خود سبب پيدايش يك ذهنيت شده و آن ذهنيت اين است كه غرب مدار و محور عالم و آدم است و انسان غربي، انسان معيار و زندگي غربي، زندگي معيار است.
رييسجمهور سابق كشورمان با تاكيد بر اين كه شبهنظريه پايان تاريخ اوج اين توهم است، يادآور شد: اين ذهنيت وقتي به دست سياستمداران غربي ميافتد فاجعههاي بزرگ ميآفريند.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها از استعمار ديروز و سطلهطلبيهاي مدرن امروز به عنوان سند اظهارات خود ياد كرد و گفت: تقسيم جهان به دو بخش توسعهيافته و در حال توسعه به لحاظ علمي بياعتبار است و براي درك آن لازم است به تفاوت علوم انساني، تجربي و رياضي توجه كنيم.
خاتمي با تاكيد بر اين كه توسعه مفهوم انساني است و در حوزه مفاهيم انساني، زمان و مكان نقش تعيينكننده دارد، يادآور شد كه اين فرآيند خلاف ضوابط حاكم بر علوم تجربي و رياضي است.
وي اضافه كرد: نميتوان آن چه را در يك نقطه عالم با شرايط تاريخي تحقق پيدا كرده، براي بخشهاي ديگر كه فاقد اين شرايط هستند، تجويز كرد و توسعه از جنبه اين موضوعات است.
خاتمي در ادامه با طرح اين پرسش كه آيا الگوبرداري صددرصد و تقليد كامل از يك پديده انساني كه در شرايط خاص اتفاق افتاده، براي ديگران كه فاقد اين شرايط هستند مفيد و ممكن است يا خير، تصريح كرد: به نظر من چنين امري حتي امكان ندارد.
رييسجمهور سابق كشورمان در ادامه اظهاراتش به نسبت ميان اسلام و توسعه پرداخت و با يادآوري ديدگاههاي امام راحل يادآور شد: امام خميني نظريهپرداز توسعه نبودند و در اين زمينه تعريفي از توسعه ارائه نداده و حتي درباره مشخصات توسعه اظهارنظر مستقيم نكردهاند. ايشان رهبري يكي از مردميترين نهضتهاي تاريخ را بر عهده گرفتهاند كه توانست يك نظام را بردارد و سامان نظامي ديگر را ايجاد كند.
وي بر اين اساس به تعريف ويژگيهاي نظامي كه امام تاسيس آن در راس اهداف نهضت خويش قرار دادند، پرداخت و يادآور شد: از درون اين ويژگيها ميتوان متوجه شد كه امام چه نوع توسعهاي را مد نظر داشتند.
خاتمي در ادامه با برشمردن ويژگيهاي امام راحل به عنوان عارف و حكيمي مطلع، فقيه و سياستمدار و عالمي ديني و آگاه به زمان خويش، يادآور شد: امام عارفي بود كه عرفانش هيچ گاه شكل منفي نداشت.
وي با يادآوري ديدگاه برخي عرفا نسبت به زندگي اين جهاني و اين كه عدهاي ترك آن را مورد تاكيد قرار ميدهند، يادآور شد: امام خميني عارفي بود كه به زندگي اين جهاني بيتفاوت نبود و دغدغه جدي نسبت به اين زندگي داشت و به همين دليل با نارواييهاي زندگي درافتاد و آن نظام را به هم زد و براي زندگي اين جهان، نظامي را ايجاد كرد كه در آن به زندگي اين جهاني توجه شده است.
وي در ادامه با طرح اين پرسش كه اين نظام چيست؟ گفت: امام خميني از ميان شكلهاي موجود، نظام جمهوري را انتخاب كرد. اين نظام مبتني بر راي مردم است و در آن استقرار همه اركان نظام حتي رهبري با راي مردم صورت ميگيرد و حاكمان تحت نظارت مردم و نهادهاي مردمي كه در راس آن مجلس است قرار دارند.
رييسجمهور سابق كشورمان با يادآوري اين كه اين نظام، نظام اسلامي نيز هست، گفت: زيرا اكثريت مردم اين نظام را مسلمانان تشكيل ميدهند و حتي شهروندان غيرمسلمان نيز پذيرفتهاند كه در اين نظام معيارهاي اسلامي حاكم باشد؛ بهويژه معيارهايي كه امام راحل در آستانه انقلاب آن را معرفي كردند.
وي با بيان اين كه آزادي بيان، نقد قدرت و تساوي همگان در برابر قانون در اين نظام وجود دارد و پيشرفت همهجانبه مورد توجه آن است، همچنين رهايي از عقبماندگي از اهداف بزرگ نظام جمهوري اسلامي به شمار ميآيد و استقلال و تلاش براي آن امر مهمي است، به بيان ويژگيهاي فقهي كه امام راحل در چنين نظامي بر آن تاكيد داشتند، پرداخت و گفت: امام بر عدم كفايت فقه مصطلح تاكيد داشتند و نقش زمان و مكان در اجتهاد مورد نظر ايشان در روزآمد كردن مسائل و رفع معضلات نقش اساسي دارد.
سيدمحمد خاتمي در ادامه گفت: جامعه مورد نظر امام جامعهاي برخوردار به لحاظ مادي، آزاد به لحاظ سياسي، مستقل به لحاظ بينالمللي و مهذب از نظر اخلاقي است.
دبير عالي همايش « امام خميني و قلمرو دين....» اظهار كرد: امام خميني نظراتي داشتند كه متفاوت با نظرات سنتي مشهور و راهگشاي تحولات بزرگ در عرصههاي اقتصادي، تامين آزاديهاي سياسي، حضور و مشاركت مردم و تعيين نقش مشاركتجويانه، همچنين نقش زنان در جامعه بود.
وي افزود: اين نظرات مبتني بر مبانياي بود كه معتقدم آنگونه كه بايد به آن توجه نكردهايم و امام هم مجال تدوين كامل و همهجانبه اين مباني را نداشتند.
خاتمي در عين حال گفت: اما مهم است كه ما اين مباني را دريابيم و وجه تصميمگيري در موارد خاص را هم درك كنيم؛ چنان كه موارد تصميمگيريهاي خاص كه مختص ضرورتهاست ميتواند در شرايط ديگر به گونه ديگري باشد. امام خميني هم ميگفتند كه بعضي تصميمها بر اثر ضرورت و موقعيتهاي ناشي از آن بوده است.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها خاطرنشان كرد: جامعه مورد نظر امام جامعهاي است پويا، برخوردار، توليدگر، بهرهگيريكننده از همه دستاوردهاي مثبت تمدن بشري و غرب، اهتمامورزنده به پيشرفت صنعتي و علمي در همه عرصهها كه براي بينياز شدن از ديگران و پديد آمدن امكان تعامل مثبت در وضعيتي برابر با جهان، تلاش ميكند.
رييسجمهور سابق كشورمان تصريح كرد: امام همواره بر خودباوري در جامعه تاكيد داشتند و شايستگي و توان مردم و جوانان را مورد توجه قرار ميدادند و در همه حال بر دو عنصر استقلال و عدالت هم تاكيد داشتند، چرا كه وابستگي، خود از مهمترين عوامل عقبماندگي و جلوگيري از پيشرفت است.
وي با بيان اين كه پس از جنگ جهاني دوم برخي سياستها مانع توسعه و پيشرفت كشورهاي غيرغربي، حتي به معنايي كه خود غرب قبول دارد شد، گفت: وقتي به كشورهاي جنوب و شرق به عنوان بهرهگيري از منابع ارزان و آسان مادي آنها نگاه ميشود، طبيعي است كه پيشرفت اين كشورها ميتواند به كشورهاي بزرگتر ضربه بزند و كشورهاي جنوب و شرق هم براي بقاي خود چارهاي جز اتكا به بيگانه و ترجيح منافع آنها به منافع ملي ندارند.
وي با بيان اينكه، نداشتن استقلال و وابستگي از عوامل مهم توسعهنيافتگي است، گفت: لبه تيز حملات امام به رژيم گذشته همواره به دليل وابستگي آنها به بيگانگان بود، به همين خاطر است كه استقلال به عنوان يكي از اهداف بزرگ انقلاب مورد نظر امام است. علاوه بر اين جامعهاي كه برخوردار باشد اما از عدالت بهرهمند نباشد، جامعه مطلوب و مورد نظر امام نيست.
خاتمي در بيان ويژگيهاي جامعه مورد نظر حضرت امام ادامه داد: اين نظام مردمسالار، متكي به راي مردم و مبتني بر مسووليت حاكمان در برابر مردم است كه رواج و ترويج آزادي انديشه و بيان، رشد علمي، تكنيكي، اقتصادي و حركت به سوي خوداتكايي، توليد ثروت و توزيع عادلانه آن، راه اعضاي جامعه توام با امنيت و حرمت شهروندان است.
دبير عالي همايش امام خميني و قلمرو دين، در ادامه يادآور شد: در كنار همه اين ويژگيها كه ميتواند تصويرگر جامعه توسعهيافته از نظر امام باشد، تكيه دائم به اخلاق و معنويت از ويژگيهاي است كه يك نظام مطلوب از نظر امام آن را داراست.
وي ادامه داد: يكي از اشكالاتي كه اتفاقا از سوي متفكران غربي به تمدن غرب وارد ميشود، غفلت آن از اقليم روح و غرقه شدن در ماديات و ماديگرايي است.
سيدمحمد خاتمي اضافه كرد: به تعبير يكي از بزرگان در انديشه غرب، روح تمدن جديد تكنيك است و تكنيك جهان و انسان را به منزله منبعي از مواد خام و انرژي ميداند و به انسان اجازه هرگونه تصرفي در اين منبع براي باروري آن را ميدهد، اما شگفتانگيز اينكه در اين فرآيند انسان نيز خود اسير تكنيك ميشود. اين مطلب (استفاده از تكنيك) نادرست نيست اما به نظر ما تكنيك چيزي جز اصل وجود آدمي نيست. اگر اين وجود آزاد و رها باشد، تكنيك نيز اسيركننده نخواهد بود.
وي خاطرنشان كرد: در بينش الهي، حكمت معنوي، ديدگاه موحدان و امام بزرگوار ما، آزادي وجود جز در سايه بندگي راستين خدا و نه بندگي عادتها و توهمات به نام خدا، تحقق نمييابد.
خاتمي در پايان تاكيد كرد: توسعه به معني امروز، بر توليد انبوه در نتيجه مصرف انبوه و در نتيجه بر دنيازدگي، مبتني است. پرسش اين است كه، چگونه ميتوان با ديدگاه الهي جامعهاي ساخت كه هم برخوردار و مرفه باشد و هم در آن ارزشهاي الهي و معنوي آسيب نبيند و انسان اسير تكنيك و مصرف نشود.


