صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

انتشار خاطرات «گل‌آقا» از امام خميني(ره)

کد خبر: ۹۹۰۸
| |
8258 بازدید

«ما جوان بوديم. 18 ـ 17 ساله، اين در ذهن ما ماند«اسم آقاي خميني. خاطرات مرحوم كيومرث صابري فومني (گل‌آقا) طنزنويس معاصر، از امام خميني(ره) براي نخستين بار در بيست و يكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران عرضه مي‌شود.

به گزارش فارس، اين خاطرات در قالب كتابي با نام «خاطرات كيومرث صابري» توسط مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني (س) منتشر شده و به زودي عرضه مي‌شود.

آنچه در اين كتاب عرضه مي‌شود، خاطرات مرحوم كيومرث صابري مشهور به گل‌آقاست كه در گفت‌وگو و نيز در زمان حيات خويش به درخواست مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ص) تحرير و تحويل داده شده است. محور اين خاطرات رهبري انقلاب و بنيانگذار آن امام خميني (س) بوده و البته مطالبي ديگر نيز در حاشيه به آن افزوده شده است.

گل‌آقا خاطراتش را اين‌گونه آغاز مي‌كند: من با نام حضرت امام قبل از اينكه ايشان را تبعيد كنند، آشنا شدم. سال 42، دانشجو بودم (سال قبل از تبعيد امام بود) به دوستم گفتم: سيد قم مي‌روي، ببين ما زير علم كدام آخوند داريم سينه مي‌زنيم، آخوندهاي جور واجور ما ديديم. ايشان رفت و آمد، گفت: اين اصلا يك چيز ديگه است. ما جوان بوديم هفده، هجده ساله اين در ذهن ما ماند: اسم «آقاي خميني».

وي مي‌افزايد: آن زمان آمريكايي‌ها اينجا سفارت كه داشتند، دفتر اطلاعاتي داشتند. يك نشريه مجاني مي‌دادند به نام مرزهاي نو (راجع به پيشرفت‌هاي آمريكا) يك موشكي اينها فرستاده بودند، به نام موشك جميني دوستي خياط داشتيم آدرس داده بود نشريه را مجاني براي او مي‌فرستادند. تيتر بزرگ نوشته بود: «موشك جميني فلان جا رفت». يكي از دوستان، شيطنت كرده بود و روي نقطه جيم نوار چسب گذاشته بود، آن نقطه را كنده بود و يك «خ» گذاشته بود و به او گفتيم: مي‌داني خميني كيست كه اين كار را با او كردي؟ روشن فكر بوديم، شروع كرديم به بحث و جدل و رفاقت ما به هم خورد. بعد به مدرسه صنعتي آمدم و معلم آنجا شدم. با شهيد رجايي درس مي‌داديم. افتاديم در گروه اسلامي، جامعه اسلامي مهندسيني كه مهندس بازرگان و نهضت آزادي در مدرسه داشتند كه بعدها آقاي رجايي را گرفتند.

گل‌آقا مي‌گويد: بعد ما شديم يك قطره‌اي از اقيانوس، مشت‌ها گره شد و شد خميني، خانه ما آن زمان ميدان ژاله سابق ـ ميدان شهدا ‌ـ بود كه هنگام واقعه 17 شهريور آنجا بودم. آقاي رجايي كه از زندان آزاد شد، نمي‌دانستيم چه اتفاقي مي‌افتد. در يكي از راهپيمايي‌ها من و ايشان مثل يك آدم عادي در ميان مردم بوديم. يك تصور خيلي دور و درازي داشتيم كه چه اتفاقي خواهد افتاد. دوستان تلويزيون مدار بسته را داير كردند. آماده شديم روزنامه درآورديم چون من هم سابقه روزنامه‌نگاري داشتم كه انقلاب پيروز شد. «حكومت نظام نداريم، بر يزيد در خيابان» رژيم به هم ريخت.

كتاب «خاطرات كيومرث صابري» با 170 صفحه، شمارگان سه هزار نسخه و قيمت 1500 تومان در دسترس علاقه‌مندان است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟