مسیح علینژاد و سابقه تشبيه انسان به حيوان
اگر در احاديث بسياري به مسلمانان براي درس گرفتن از خصلتهاي برگزيده حيوانات و پرندگان كه همه غريزي هستند و به الگو گرفتن از آنها توصيه فرمودهاند، آيا معصومان ما قصد سرزنش و توهين به مسلمانان را داشتهاند؟
آيا وقتي پيامبر در حديث «كُلكُم راع» مسلمانان و يا نوع انسان را مانند گلهاي از گوسفند، گاو يا بز تشبيه ميكند، قصد توهين به پيروانش را دارد؟
کد خبر: ۹۵۴۹
| | 21072 بازدید
در شرايطي که انتشار مقاله «آواز دلفينها» در روزنامه «اعتماد ملي» تبديل به يک موضوع مورد بحث در خبرگزاريها و رسانهها شده بود، مقاله زير جايگاه تمثيل و تشبيه در آرايههاي ادبي و ادبيات ديني را بررسي کرد. متاسفانه رسانههاي اصلاحطلب قصد ورود به اين ماجرا را نداشتند و رسانههاي اصولگرا نيز اساسا اين مقاله که از جايگاه ديني و ادبي به موضوع پرداخته است را منتشر نميکنند. لذا اگر سايت «تابناک» اين مقاله را تنها به دليل اينکه ممکن است در آينده بار ديگر موضوعاتي از اين دست چالش و بحراني جديد را سببساز شود منتشر سازد، ميتواند ياريگر باشد تا طرفين سياسي در موضعگيريهاي خود، ضمن اطلاع از ساختار زبان فارسي و جايگاه تمثيل و تشبيه در ادبيات کهن فارسي و ديني به موضوع بپردازند.
با سپاس و قدرداني
مسيح علي نژاد
با سپاس و قدرداني
مسيح علي نژاد
در مثل مناقشهاي نيست، هست؟
بيتوجهي و ناآشنايي با ساختار زبان فارسي و بياطلاعي نسبت به عناصر فرهنگي، نقش و كاركرد هر يك از اجزا و مواريث تمدن اسلامي ايران، هر از چندگاهي باعث بروز سوء تفاهم و كدورتهاي ناخواسته ميشود و در غالب اوقات مورد استفاده يا سوءاستفاده جناحها و جريانهاي سياسي براي تحريك احساسات مردم عليه جناح و رقيب قرار ميگيرد.
مصداق اخير و نه آخر اين سوءتفاهم ناشي شده از ناآشنايي با زبان فارسي و بياطلاعي از عنصر قدرتمند تشبيه در فرهنگ ايراني اسلامي جنجالي است كه به بهانه يادداشت «آواز دلفينها» در روزنامه اعتماد ملي و با عنوان توهين به مردم برپا شده است و از اين كه صدا و سيما در بخشهاي گوناگون خود با عبارت توهين يك خبرنگار به مردم به گسترش دامنه آن همت گماشته و برخي مطبوعات و خبرگزاريها به سرعت به بزرگنمايي و انعكاس مصاحبه و تحليل درباره آن كمك كردند ميتوان مطمئن شد كه يك جرياني به دنبال قلب و وارونه جلوهدادن يك مفهوم زباني و بدعتگذاري و تحريف در زبان فارسي است.
آرايههاي قدرتمند و ممتاز «تشبيه» در زبان فارسي و عملكرد و جايگاه مهم آن در گنجينه ادب فارسي پديده اي نيست كه در اين گونه سوئ تفاهم ها به راحتي بتوان چشم بر آن بست لذا
كساني كه به هر دليل، زيباترين عنصر زبان فارسي يعني آرايه تشبيه و به تعبير كتابهاي مدرسه نقش صفت و موصوف را براي يك چالش سياسي مورد استفاده قرار مي دهند، سلاحي نادرست گزيدهاند. زيرا تشبيه در زبان فارسي مهمترين عنصري است كه قصيده و مثنوي و غزل را در همه سبكها، خصوصاً سبك هندي ساخته است. اگر شعر فارسي سرآمد آثار منظوم در زبانها و فرهنگهاي ديگر است به سبب جايگاه اساسي و منحصر به فرد آرايه تشبيه در همه آثار منظوم و منثور فارسي است.
اگر در احاديث بسياري به مسلمانان براي درس گرفتن از خصلتهاي برگزيده حيوانات و پرندگان كه همه غريزي هستند و به الگو گرفتن از آنها توصيه فرمودهاند، آيا معصومان ما قصد سرزنش و توهين به مسلمانان را داشتهاند؟
آيا وقتي پيامبر در حديث «كُلكُم راع» مسلمانان و يا نوع انسان را مانند گلهاي از گوسفند، گاو يا بز تشبيه ميكند، قصد توهين به پيروانش را دارد؟
و يا وقتي خداوند هنگامي كه سگ اصحاب كهف را همطراز اصحاب كهف قرار ميدهد، يعني بهترين بندگانش را كنار بهترين سگ دنيا قرار ميدهد، آيا قصد توهين به انسان را دارد يا موضوع بر سر بيان صفت مشترك است بين سگ و انسان؟
نشان ديگري از شاهكار ادب عرب و اسلام، يعني نهجالبلاغه حضرت علي(ع) است كه حضرت در خطبه 53 از نهجالبلاغه مرحوم فيضالاسلام و در وصف بيعت مردم و هوادارانش با خود ميفرمايد: «مردم (براي بيعت نمودن) خود را به يكديگر زده و ازدحام نمودند. مانند ازدحام شتر تشنه هنگام آشاميدن آب كه عقال و ريسمانش باز شده و ساربان رهايش نموده باشد. به طوري كه گمان كردم قصد دارند مرا بكشند.» چه كسي در طول تاريخ اسلام گمان كرده است كه حضرت علي(ع) پيروانش را به حيواني به نام شتر تشبيه كرده است و يا آن هنگام كه در تقسيمبندي مردم ميفرمايد عموم مردم مانند پشه سرگردانند، آيا قصد توهين به مسلمانان را داشته است؟
خداوند در قرآن ميفرمايد كه از انتخاب پشه بهعنوان مثالي براي درك حقيقت حيا و ابا ندارد. حتي براي فهم معجزه خلقت، تفكر درباره شتر را توصيه ميفرمايد. حضرت علي(ع) را اسد يا شير خداوند ناميدهاند. آيا تشبيه اميرمؤمنان كه تجلي نور اراده و عقل الهي بر زمين است به شير كه حيوان بيعقل و ارادهاي است توهين به ايشان است؟
آثار حكمي و اخلاقي كليله و دمنه، داستان مرغان و سيمرغ عطار و تشبيه انسانها به حيوانات در پي توهين به نوع انسان است؟
آيا توصيف چشم معشوق به چشم آهو، ابروي او به مار، گيسويش به دام، نجابت يار به اسب، به معناي تشبيه معشوق به آهو و مار و اسب است يا تشبيه صفات معشوق به خصال برگزيده و ممدوح حيوانات است.
آيا گذاشتن نامهايي چون غزال، آهو، پرستو، شيرعلي، ببرعلي، شاهين و... به قصد تخفيف و خواركردن فرزندانمان است؟
آيا حكيم جامعالشرايطي چون عبيد زاكاني كه ممدوح امام خميني (ره) بوده است در شاهكار موش و گربه خود، با تشبيه مردم به موشهاي ضعيف و سادهلوح كه اسير طمع گربه حاكماند، در پي هتك حرمت و توهين به مردم جامعه همعصر خود بوده است؟
اينهمه آثار منظوم فارسي كه بيانگر گفتگو و مناظره ميان انسان و حيوان، حيوان و حيوان و گياه و گياه درباره صفات خوب و بد انسان سروده شده از جمله پروين اعتصامي و صائب و حتي نظامي و مهمتر از همه مثنوي معنوي همه به انسان و مردم جامعه توهين كردهاند؟
وقتي كه حكما ميگويند «انسان حيوان ناطق است» آيا قصد تخفيف انسان را داشتهاند؟
ادبيات عربي و نيز زبان فارسي نشان ميدهد كه خالقان متون، صفتي را كه برجستهترين خصلت يك حيوان است و آن صفت را در انساني مييابند با حذف صفت، آن انسان را به حيوان مورد نظر تشبيه ميكنند. مثلاً شكوه و شجاعت و بينيازي و قدرت را در شير زبانزد مرد ميببنند و همين صفات ممتاز را نيز در حضرت علي و آنهم در عاليترين ساحت انساني مشاهده ميكنند فلذا با پرهيز از بيان صفات آن حضرت را به شير تشبيه ميكنند. آيا اگر بگويم اميرمؤمنان مانند شير است توهين كردهايم؟
اگر فردوسي رستم را در جايي به عقاب و در داستاني به پلنگ و در حادثهاي به گرگ تشبيه ميكند، قصد خواركردن قهرمان خود را دارد؟
حكمت و معارف تمدن ايران اسلامي نيز به واسطه مثالها و تشبيهات و بهرهمندي از زبان اشارت و كنايات ماندگار و مؤثر و زيبا شده است. فرهنگ اسلامي نيز مشحون از تشبيه و مثال است. خمسه نظامي، مثنوي و قابوسنامه پر است از داستانهايي كه حيوانات در نقش انسان ظاهر شدهاند و تاكنون به عقل هيچ سياس و سياسيكار و منتقد و اديبي نرسيده است كه آنها را توهين به انسان قلمداد كند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۰
از شما بعيد است
تشبيه صفات معشوق به خصال برگزيده و ممدوح حيوانات في نفسه اشكال ندارد
اشكال از اينجا پديد آمده كه صفات مردمي كه براي ديدار احمدي نژاد و ( ايضا مابقي مسئولان) در سفرهاي استاني جمع مي شوند تحريف شده و گدايي و دون مايگي از صفات برجسته ايرانيان نيست
اين تشبيه بود يا توهين؟
كه مردم را كه از گرسنگي صدا دربياورند تا تكه ناني را مربي (كه خود آنها را گرسنه نگه داشته) برايشان بيندازد، توهين نيست؟ پس چيست؟
تشبیه آنجا توهین است که «وجه تشبیه»، «صفت بد» باشد. در مقاله مذکور، وجه تشبیه «مظلومیت» انسانها و دلفینهاست و هرگز توهین نیست اگر بگوییم: آقای رئیس جمهور، به فکر رفع مظلومیت مردم باشید، نه اینکه مظلومیت آنها را ملعبه ای برای کسب شهرت خود سازید. و الله اعلم.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





