صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ابطحي، از الجزيره تا وبلاگستان!

کد خبر: ۸۰۳۵
| |
7248 بازدید
يكي از بينندگان «تابناک» و «الجزيره» در بيروت در پيامي نوشته‌ است: دو شب گذشته، تلويزيون الجزيره قطر، برنامه‌اي با نام «حوار مفتوح» با حضور سه شخصيت ايراني، آقاي محمد علي ابطحي، معاون سابق سيد محمد خاتمي، علي اصغر محمدي، يکي از مديران کل كنوني وزارت خارجه و محمد صادق حسيني، به عنوان کارشناس ايراني در مسائل خاورميانه به نمايش درآورد؛ «غسان بن جدو»، مدير دفتر الجزيره در بيروت که سال‌ها در ايران زندگي کرده است، عهده‌دار اين برنامه بود.

موضوع برنامه، موضوعي قابل بحث و جدل نه تنها بين اين سه ايراني که همه طرف‌‌هاي سياسي و فکري در ايران است، اما به نظر مي‌رسد در اين برنامه، آقاي ابطحي نتوانست آنچه را که فکر مي‌کند بر زبان آورد و همين امر، بدون شک، تأثير ناخوشايندي بر ارايه ديدگاه‌‌هاي وي گذارد. اگر کمي آن طرفتر برويم، بايد بگوييم که وي نتوانست به درستي سياست‌‌هاي دولت سيد محمد خاتمي را تشريح کند.

فحواي کلام جناب آقاي ابطحي اين بود که پيش از پرداختن به مشکلات داخلي و حل معضلات اقتصادي در داخل، نبايد خيلي به مسائل خارجي پرداخت (البته منظورشان به شکل خاص مسائل لبنان و فلسطين و عراق بود)، اما پاسخ اين پرسش در اين زمينه براي همه بينندگان مخفي باقي ماند که اگر اين نظر ايشان، نظر دوران آقاي خاتمي بوده و يا آن که استراتژي اصلاح‌طلبان ايراني است، پس رابطه قوي بين جنبش‌‌هاي مقاومت در منطقه و ارتباط آن با انديشه سياسي اسلام که سپر قوي‌ در برابر طرح‌‌هاي آمريکا ايجاد کرده و منطقه «‌امنيت ملي فراگير‌» را پديد آورده است، چگونه پاسخ مي‌دهند؟

آيا وي منکر آن است که اگر حزب‌الله لبنان در جنگ سي و سه روزه شکست مي‌خورد، آن گاه نوبت به کشورهاي حامي مقاومت اسلامي در منطقه مي‌رسيد؟ به راستي، اگر اين همه انفتاح به روي «‌سياست تعامل مثبت با غرب‌» در زمان آقاي خاتمي بوده است (که از آن به عنوان تشنج زدايي در سياست خارجي دولت خاتمي ياد مي‌کنيم)، پس چرا آقاي خاتمي، نخستين سفر منطقه‌اي خود را از سوريه آغاز كرد؟ با آن که همان زمان، فشارهاي زيادي بود که نخستين سفر از عربستان آغاز شود!
 
در ضمن به نظر مي‌رسد آقاي ابطحي که خود سال‌‌ها در بيروت بوده‌اند و آب و هواي ساحلي و مديترانه‌اي اين شهر را در فصول گوناگون از نزديک ديده‌اند، استقبال گرم کم نظير مقاومت اسلامي لبنان از آقاي خاتمي را فراموش کرده‌اند. در هر حال، به نظر مي‌رسد چه بسا او مي‌خواست بسياري از سياست‌‌ها را نقد کند و از خيلي سياست‌‌هاي عصر سيد محمد خاتمي دفاع کند، اما ضعف وي، مانع از آن شد. علاوه بر اين که حقيقتا، همچنان که وي در وب سايتش آورده است (نه مصاحبه) ميزگرد مذكور، ميزگردي بسيار جنجالي بود که در مجموع، آثار مثبتش کمتر از آثار منفي‌اش بوده است. 

وي سرانجام به وبلاگش روي آورد تا نقيصه شب قبلش را جبران کند و به ويژه آن که خشم وي نيز از ايرادات و انتقادات شديد دو ميهمان ديگر و به ويژه محمد صادق حسيني نيز در وبلاگش روشن است؛ آنجايي که وي را «‌نويسنده عرب زبان‌» و يا «‌اصالتا عراقي‌» ناميد و تلاش کرد با تکيه بر اين عناوين، کمي از ابعاد همان مصاحبه جنجالي اش بکاهد، اما مگر اين دو، تازه همديگر را شناخته‌اند و مگر همين محمد صادق حسيني، رفيق و يار نزديک آقاي ابطحي و کليد ورودشان به بسياري از رسانه‌‌هاي عربي و همراه آقاي خاتمي در هشت سال رياستش و پس از آن در موضوع گفت‌وگوي تمدن‌‌ها نبوده است که امروز از اين عنوان براي يک واکنش سود مي‌برد؟

به هر روي، اين برنامه به ويژه از آنجا که «‌سه طرف ايراني‌» داشت ـ که هر سه هم تلاش داشتند مخاطبان عربي را راضي کنند ـ داراي نقايص فراواني بود، اما چه بهتر بود کارشناسان ايراني که قدرت سخن گفتن به عربي يا انگليسي را ندارند، به يک مترجم قوي بسنده کنند تا مفاهيم و انديشه‌‌هايشان فداي زبان ناقصشان نشود و محتواي بحث از دست نرود.

ابطحي در سايت خود نوشت:
شب گذشته، در برنامه يک ساعته حوار، مصاحبه جنجالي و مفصلي با تلويزيون الجزيره مفتوح داشتم كه در آن، آقاي علي‌اصغر محمدي، مدير کل وزارت خارجه که از حاميان آقاي احمدي‌نژاد به شمار مي‌آيد و آقاي محمدصادق حسيني از نويسندگان عرب زبان نيز حضور داشتند.

من وضع انتخابات را تشريح کردم و آقاي اصغر محمدي متمرکز شده بود روي حمايت بوش از اصلاح‌طلبان و آن را دليل اصلي رويگرداني مردم از اصلاح‌طلبان مي‌دانست. من گفتم: بوش به خوبي حساسيت مردم ايران را عليه خودش مي‌داند و اين حمايت، قطعاً به معناي کمک به محافظه‌کاران بود که در شرايط پيش از انتخابات مطرح کرد. وي بر اين باور بود كه مردم در كل از اصلاح‌طلبان برگشته‌اند و دليلش را هم نتيجه انتخابات مي‌دانست. گفتم: شما که اين‌قدر قاطع مي‌گوييد مردم از اصلاحات برگشته‌اند به جاي رد صلاحيت، مي‌گذاشتيد کانديداهاي ما شرکت کنند و رأي نياورند. بحث وقتي داغ شد که آقاي حسيني ـ که اصلاً عراقي است‌ـ در مقام دفاع از آقايان خاتمي و هاشمي به شدت به ماها که معلوم نبود کي بوديم، حمله کرد و اتهامات عجيبي زد. البته بعداً از جبهه مشارکت و گنجي نام آورد.
از قول آقاي خاتمي نقل مي‌کرد که اگر من زمام امرم را به اين‌ها داده بودم، دست من را در دست صهيونيست‌ها مي‌گذاشتند و ما بوديم که مجبورش کرديم با کلينتون دست بدهد و از اين مهمتر، مردم را بسيج کرديم که به سمت بيت رهبري حمله کنند. براي مجري هم اين سخنان خيلي عجيب بود. من هم که زبان عربي‌ام باز شده بود، گفتم: آقاي خاتمي سخنگو ندارد و اگر هم داشته باشد، حتماً آقاي محمد صادق حسيني نيست. ضمن اين‌که آقاي خاتمي به کلينتون دست نداد، ولي آقاي احمدي نژاد با بوش عکس دست جمعي گرفت. در مورد دروغ روشن تحريک مردم به حمله به سمت بيت رهبري هم گفتم: مملکت وزارت اطلاعات دارد.

روي اين مسائل و روي ارتباط با خارجي حساس است که گفت: شما وزارت اطلاعات را در اعلام مسأله قتل‌هاي زنجيره‌اي نابود کرديد. گفتم: لابد در آن مسأله هم آقاي خاتمي نقشي نداشت؟ خيلي عصبي بود. اصلي‌ترين حرف آقاي محمد صادق حسيني اين بود که اين‌ها به جاي اين‌که به فکر اسلام باشند، به فکر ايران هستند. من گفتم: اين حرف قابل بحثي است. اعتقاد به حمايت از مظلوم داريم، ولي وظيفه رئيس‌جمهور را تنها در اين نمي‌دانيم که به فکر دنيا باشد. بايد اولويت رئيس‌جمهور حل مسائل زندگي مردم کشورش باشد. غسان بن جدو دوست قديمي من است که به خوبي ميزگرد را اداره کرد. با اين‌که دو نفر به يک نفر بود و خيلي جنجالي، ولي راضي بودم. کاش در تلويزيون داخلي هم از اين نوع ميزگردها برگزار شود!
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار