برقراري رابطه، تنها راه مهار ايران
ولي نصر، ري تكيه ـ 2
کد خبر: ۳۵۶۸
| | 4819 بازدید

براي كشوري كه براي اثبات سياستهاي خودش اغلب به گذشته اشاره ميكند، دولت بوش درك كنجكاوانه و ناكاملي از تاريخ خاورميانه دارد. آخرين باري كه آمريكا در دهه 1980 سعي در اتحاد اعراب عليه ايران داشت، اين تلاش منجر به ايجاد يك فرهنگ سياسي راديكال در ميان سنيها شد كه در پايان، تولد القاعده را در پي داشت، اما اين روند، اين بار ميتواند نتايج وخيمتري داشته باشد. سياست مهار، تنها به تقويت افراطگرايي سني به عنوان يك ايدوئولوژي در رويارويي با ايران شيعه منجر ميشود كه بسيار راديكالتر از دشمني عربستان سعودي و بروز آن در جنوب آسيا، در برابر ايران در دهه هشتاد و تحركات سلفيها براي تدفين انفجار محبوبيت حزبالله، پس از جنگ سال 2006 لبنان و اسرائيل خواهد بود. در جريان جنگ سرد، رويارويي با بلوك كمونيسم، به معناي ترويج كاپيتاليسم و دمكراسي بود كه ميتوان آن را خودزني واشنگتن دانست.
واقعيات خاورميانه سرانجام اوهام جنگ سرد واشنگتن را شكست خواهد داد؛ اين گفتار به اين معني نيست كه ايران چالش مهمي براي منافع آمريكا اعراب و يا اسرائيل نباشد، اما اين رؤيا كه اتحاد آمريكا اعراب و اسرائيل ميتواند ايران را مهار كند، تنها باعث تشديد هرج و مرجها در افغانستان، عراق و لبنان و شعلهور شدن راديكاليسم اسلامي شده و آمريكا را به حضور پرهزينه و طولانيمدت در خاورميانه مجبور خواهد كرد.
نظمي جديد
خاورميانه منطقهاي است كه به شدت درگير اختلافات و شكافهاي داخلي است. در دهه 1960 رژيمهاي عرب راديكال، مشروعيت قدرت پادشاهيهاي سنتي را زير سؤال بردند. در دهه 1970 بنيادگرايان اسلامي بر تفكر سكولار غلبه و تلاش كردند تا منطقه را در راه خداوند به حركت درآورند. در دهه 80 اكثريت اعراب از قتلعام ايرانيان به دست صدام حسين كه به دنبال سرنگوني رژيم روحانيون در ايران بود، حمايت كردند. امروزه خاورميانه بار ديگر دچار شكاف شده است و در جريان اختلافات قومي و عقيدهاي، سنيها فرياد به زير كشيدن شيعيان را برآوردهاند. سياست آمريكا دوباره و دوباره به نام حفظ تعادل قدرت طرف يك جبهه از قدرتهاي درگير در خاورميانه را گرفت، كه منجر به تشديد تنشها و توسعه شكافهاي موجود شد. آمريكا فراتر از رويارويي اعراب و اسرائيل، تمايل زيادي به ميانجيگري براي رفع دشمنيها يا به توافق رساندن دشمنان نشان نداد و با طرفداري از پادشاهيهاي محافظهكار عليه جمهوريهاي سوسياليستي عربي، تسليم فشار وحشيانه دولتهاي سكولار بر اپوزيسيون بنيادگرا شده و با هم پيمان شدن با عربستان و شعلهور كردن جنگ عراق سعي در فرونشاندن موج اسلامي آيتالله روحالله خميني داشت. هماكنون نيز با تلاش براي اتحاد رژيمهاي سني عليه ايران و متحدان ياغي اين كشور با هدف ايجاد ثبات در منطقه، بيش از پيش از كانون توجه دور شده است.
آمريكا به جاي تمركز بر ايجاد تعادل قدرت، بايد كاملا خردمندانه در راستاي ايجاد يكپارچگي در منطقه حركت كرده و قالبي جديد را ايجاد كند كه در آن، همه قدرتهاي منطقه، سهمي را در وضعيت با ثبات جديد دارا باشند. دولت بوش به درستي يك ايران بيرحم را براي منافع آمريكا، چالشي بزرگ ميداند، اما مسلماً مهار ايران از راههاي نظامي و ايجاد اتحادهاي خصومتآميز، استراتژي قابل دفاعي نخواهد بود. ايران به رغم تعاريفي كه از آن ارايه شده، قدرتي در انتظار منجي نيست كه در تغيير نظم منطقهاي به نام نظاميگري اسلامي مصمم باشد، بلكه كشوري فرصتطلب است كه به دنبال ايجاد برتري آني در ميان همسايگانش است؛ بنابراين، واشنگتن بايد موقعيتي ايجاد كند كه در آن، ايران منافع خود را در محدود كردن تمايلات و اطاعت از نرمهاي بينالمللي ببيند.گفتوگو، سازش و بازرگاني هر چقدر هم سخت باشد، ابزاري قانع كننده است. اشارهاي كوچك از سوي آمريكا در شناسايي منافع مشروع دولت ايران و نگرانيهايش درباره عراق، ميتواند دو دولت را به اين سمت ببرد كه متوجه اهداف مشترك خود بشوند. هر دو كشور خواهان حفظ تماميت منطقهاي عراق و جلوگيري از سرايت اين درگيريها به ديگر نقاط خاورميانه هستند. از سرگيري روابط ديپلماتيك و اقتصادي بين آمريكا و ايران در كنار تشريك مساعي در عراق، ميتواند پيشدرآمد توافق نهايي درباره برنامه اتمي ايران و تعهدات اين كشور از NPT باشد. احساس امنيت و برقراري پيوندهاي تجاري مطلوب با آمريكا، باعث ايجاد احساس آرامش و امنيت در منطقه نيز شده و ميتواند نقش مهمي در توقف برنامه اتمي ايران داشته باشد.
ايجاد روابط با تهران، همچنين ميتواند به قيمت كدورت روابط آمريكا با كشورهاي عرب هم نباشد. به جاي نظامي كردن خليج فارس و ايجاد اتحادي لرزان پيرامون ايران، واشنگتن بايد به سمت ايجاد يك سيستم امنيت منطقهاي جديد حركت كند كه بايد همه بازيگران منطقه حضور داشته و تمركز بر ايجاد معاهدهاي براي احترام به مرزها، كنترل تسليحات، ممنوعيت تملك و استفاده از طبقه خاصي از سلاحها، يك بازار مشترك با مناطق آزاد تجاري و مكانيسمي براي داوري و رفع اختلافات باشد. اين سيستم جديد ميتواند براي كشورهاي خليج فارس، مشاركت سازنده دو كشور شيعهنشين منطقه؛ يعني ايران و عراق را در پي داشته باشد، كه باعث كاهش خطر درگيريهاي قومي خواهد شد. ايجاد اين سيستم امنيتي جديد، ميتواند شانسي براي ايران باشد كه به جاي رويارويي با كشورها با همكاري با آنها به ايجاد مشروعيت براي قدرت خود و دستيابي به اهدافش در همكاري با ديگر كشورها بپردازد. اين كار به دولت عراق كه معمولا مورد تحقير همسايگان سني خود قرار ميگيرد، اجازه خواهد داد به آزمايش ميزان نفوذ خود پرداخته و اين شايعه را كه آلت دست و زيرشاخهاي از تهران است را در عمل تكذيب كند. عربستان سعودي و ايران، دو كشور سردمدار منطقه، ميتوانند با دوري از رقابت شديد خود در عراق و فشار بر متحدانشان در منطقه، فضا را براي پذيرش يك توافق بينالمللي كه منافع سنيها و اقليتهاي كرد در عراق را نيز مورد شناسايي قرار دهد، آماده كنند.
بايد متوجه بود كه هيچكدام از اين كارها، نميتواند بدون مشاركت فعال آمريكا و تشويقهاي اين كشور عملي شود. كشورهاي خليج فارس در صورتي كه به نظم جديد جهاني نپيوندند، به داشتن تضمين نياز دارند. ايران كه بزرگترين مانع حاكميت او بر منطقه هنوز هم تنها و تنها ايالات متحده است، تا زمانيكه واشنگتن هم در اين اقدام حضور نداشته باشد، هيچ دليلي براي مشاركت در اين سيستم را نميبيند. آمريكا نيز به نوبه خود بايد نشان دهد به دنبال ايجاد تعادل جديد قدرت نبوده، بلكه حامي ايجاد ترتيباتي منطقهاي است كه همه رژيمهاي مرتبط بتوانند آن را بپذيرند.
سرانجام نتيجه متناقض اما سودمند، ايجاد وضعيت جديدي است كه در آن كشورهاي خليج فارس، نه تنها به همكاري با هم خواهند پرداخت، بلكه ميتوانند زمينه را براي ادامه حضور آمريكا در منطقه آماده كنند. اين استراتژي در راستاي منافع آمريكا، متحدان اروپايي، چين و روسيه است كه همگي خواستار ثبات در خاورميانه و دسترسي مطمئن به ذخاير انرژي هستند.
رابطه با ايران در عين قانونمند كردن و كنترل قدرت رو به افزايش اين كشور در چهارچوب يك توافق امنتيي منطقهاي فراگير، بهترين راه براي ثبات عراق، آرامش متحدان عرب آمريكا، كمك به روند صلح اعراب و اسرائيل و حتي دادن روندي جديد به مذاكرات درباره برنامه اتمي ايران است، چرا كه اين روش، دربرگيرنده همه بازيگران منطقهاي بوده و منعطفترين راه و كم هزينهترين استراتژي براي آمريكا در خاورميانه خواهد بود.
منبع: Foreign Affairs
ترجمه: فراز شهلايي
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


