يك دليل ناكامي راهنمايي در حل معضل ترافيك
يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي نوشت: اين روزها به نظر مي رسد هيچ كس در راه صحيح خودش حركت نمي كند و در اين ميان، گويا، پليس ايران و رانندگان ايراني ركورد شكستهاند!
در اين ميان، موضوعي كه باعث شده است چند كلمهاي بنويسم، دوري پليس از وظايف راهنمايي و رانندگي و رها شدن شهرهاي بزرگ به سمت بينظميهاي بزرگتر است.
شايد شما هم در چند مدت اخير، متوجه افزايش خلافهاي راهنمايي و رانندگي شده باشيد. در گذشته شايد عبور از يك ورود ممنوع و يا پارك در يك محل ممنوع، يك خلاف راهنمايي رانندگي به نظر ميرسيد و فرد خاطي با ترس و دلهره و قدري نگراني، اقدام به اين كار ميكرد، اما امروزه اين كارها به قدري طبيعي شده است كه اگر در مسير يك طرفه حتي نيم نگاهي به فردي كه در جهت خلاف ميآيد، بيندازي، كم مانده كه شما را بزند!
در مدت اخير، اگر قدري با دقت به پيرامون خود نگاه كرده باشيد و يا حتي شايد اگر برگشتي به رفتار خودتان داشته باشيد، به ياد بياوريد مثلا بالا رفتن از جدولهاي يك بلوار و استفاده از فضاي سبز وسط بلوار به جاي دوربرگردان و يا دور زدن خلاف جهت در دوربرگردانهاي يكطرفه و يا جالبتر، دنده عقب گرفتن روي پلها و يا زيرگذرهاي اتوبانها و در اين ميان، حركت ممتد اتوبوسها از آخرين لاين اتوبانها و بزرگراهها و يا توقفهاي طولاني در وسط خيابانها و چهارراهاي بزرگ نيز به طبيعيترين اعمال تبديل شده و به شكل عمل غير قانوني به نظر نمي آيد.
من پس از قدري تأمل، متوجه شدم كه بسياري از برادران زحمتكش نيروي انتظامي، به يگانهاي ويژه، پليسهاي امنيت و اطلاعات و گشتهاي ارشاد تبديل شدهاند و در اين ميان، تنها سربازان بيسروزبان و ضعيفتر كه قدرت حضور در ديگر بخشهاي پليس را ندارند، تبديل به پليسهاي راهنمايي و رانندگي شدهاند و جالب اينكه اينان نيز همواره از پستهاي خود فرار ميكنند.
در مدت اخير، يعني تقريبا از زمان فرماندهي سردار احمدي مقدم، پليس به يك نيروي يك طرفه و يكسويه تبديل شده و به قدري خود را درگير مسائل حاشيهاي و كوچك و بياهميت كرده كه تقريبا بسياري از وظايف خود را فراموش كرده و با تزريق شديد نيرو به بخشهاي امنيتي و انتظامي، تقريبا راهنمايي و رانندگي فراموش شده است.
بارها ديدهايم كه در سر يك چهار راه، انواع خلافها، اعم از گذر از چراغ قرمز، توقف براي سوار و پياده كردن مسافر در حال انجام است و ترافيك بسيار سنگيني نيز به خاطر اين موضوع شده، اما متأسفانه، نيروهاي محترم انتظامي مشغول تذكر دادن به بدحجابها هستند و كل حواسشان متوجه پيادهرو و جوانان در حال عبور است. (لازم به ذكر ميدانم اينجانب قصد انتقاد از عملكردهاي خاص نيرو را در زمينههاي گفته شده ندارم كه خود مقولهاي جدا و نياز به كارشناسان و صاحبنظران دارد و اينجانب تنها از ديد يك شهروند احساس نياز خود را از پليس مطرح نمودهام).
اگر نگاهي گذرا به مصاحبههاي فرماندهان محترم نيروي انتظامي در چند مدت اخير بيندازيد، خواهيد ديد كه حتي يك كلمه از مسائل راهنمايي و رانندگي درون شهري صحبت نشده و گويا، اين معاونت به فراموشي سپرده شده است.
شايد با عموميتر كردن وظايف پليس در بخشهاي گوناگون و به اشتراك گذاشتن وظايف راهنمايي رانندگي در بين همه نيروهاي تخصصي پليس، بتوان قدري اين اسب لجام گسيخته را مهار كرد، چرا كه با وضع موجود و حضور نداشتن نيروهاي راهنمايي و رانندگي در شهرهاي بزرگ، آينده روشني در انتظار فرهنگ آينده ترافيكي ما نخواهد بود.


