پرفروش ترین خودروی هیبریدی دنیا                                               یه فرصت استثنایی تا 100 درصد تخفیف                          
کد خبر: ۱۰۶۰۲
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۴:۵۳ 12 May 2008
امتیاز خبر: 98 از 100 تعداد رای دهندگان 49389
ورود ميليون‌ها پرونده در سال به دستگاه قضايي و سير صعودي آن، بالاترين مقام قضايي را واداشته است که به صراحت و درستي اظهارکنند که جامعه ما دچار بيماري مزمن كثرت جرايم و تخلفات شده است ( همشهري، 20 بهمن 1386). يکي از قضات در جلسه‌اي نقل مي‌کرد که در سفر عمره، سري هم به دادگستري مدينه زده و با کمال ناباوري ديده است که به تعبير خودش در آنجا پشه هم پر نمي‌زده است. در کشوري ريشه دار چون ايران که از مکتب بي بديل تشيع و ملتي مقاوم و فداکار بهره‌مند است اين خيل عظيم پرونده و جرم و شکايت از چه عواملي نشأت مي‌گيرد؟

دغدغه مقاله گذشته اين بود که چرا مجرمان و مخصوصا متعرضان به نواميس روز به روز گستاخ‌تر مي‌شوند. گفتيم که دو امر، يکي در خفا ماندن سرنوشت پرونده‌ها ـ که متأسفانه اکثر خبرنگاران در مواجهه با مقامات قضايي از آن سراغي نمي‌گيرند ـ و ديگر تضمين آبروي مجرمان، نقشي اساسي در گستاخ شدن برخي مجرمان داشته است.

نکته اساسي اين بخش از مقالات اين است که به گمان من، ريشه اصلي کثرت جرائم و پرونده‌ها و در نتيجه کمبود امنيت رواني مردم به خصوص بانوان در اين نکته نهفته است که آستانه ارتکاب جرم در ايران اشتباه تعريف شده است و برخلاف آنچه برخي مي‌گويند تعدد عناوين مجرمانه و نقص قوانين علت اصلي کثرت جرائم در ايران نيست. بنابراين دو مطلب بايد از يکديگر تفکيک شود. يکي اينکه در مبارزه با جرائم سنگين بايد به نحو عبرت آموزي عمل شود که در قسمت قبل مورد نظر بود و ديگر اينکه يک فرد از چه مرحله‌اي بايد متخلف و يا مجرم به حساب آيد که در اين بخش مورد نظر است. بگذاريد با دو مثال آغاز کنم.

فرض کنيد امروز در خبرها اعلام شود که فردا يک مفسد اقتصادي به محاکمه کشيده مي‌شود. اگرميزان سوء استفاده وي مثلا يک ميليون تومان اعلام شود اکثريت ما يا آن را يک شوخي تلقي مي‌کنيم و يا يقين پيدا مي‌کنيم که ميزان اختلاس به جاي چند ميليارد تومان، به اشتباه يک ميليون تومان اعلام شده است. اما راستي ما را چه شده است که چنين مسلم گرفته‌ايم که تا صحبت از چند ميليارد تومان چپاول در ميان نباشد عنوان فساد اقتصادي محقق نمي‌شود؟!

همچنين اگر ناظم يک مدرسه در روز اول ورود دانش آموزان، قوانين مدرسه را چنين اعلام کند که به شما هشدار مي‌دهم که اگر کسي گوش ديگري را با دندان بکند، انگشتش را در چشم ديگري فرو کند، دست و پاي ديگري را بشکند و يا کلاس را به آتش بکشد به شدت تنبيه خواهد شد، وضعيت به کدام سو خواهد رفت؟ طبعا وقتي از ابتدا تنها اين امور جرم تلقي شود و آستانه اعمال مجازات اين باشد، ديگر در اين کلاس، ناسزاگويي و مشت و سيلي و لگدپراني و پرتاب آب دهان عملا مجاز اعلام شده و امري عادي تلقي مي‌شود. اگر در همين مدرسه از ابتدا فقط زشتي اموري مانند نگاه تمسخرآميز و نيز هل دادن ديگري به دانش‌آموزان تفهيم شده و بر عواقب انجام آنها تأکيد شده بود اساسا ارتکاب جرم‌هاي شديدتر به ذهن اکثريت قريب به اتفاق دانش آموزان خطور نمي‌کرد، چه رسد به آنکه مکررا رخ دهد.

مروري بر صفحات حوادث نشان مي‌دهد که تا پاي قتل و غارت و تجاوز و سرقت مسلحانه و اسيدپاشي و کلاهبرداري‌هاي ميلياردي در ميان نباشد اساسا در عرف ما حادثه اي رخ نداده وعنوان جرم صدق نمي‌کند. بنابراين در برخورد با يک راننده يا موتورسوار هتاک که مثل نقل و نبات بر اثر اشتباه يک عابر يا راننده، در حضور ديگران رکيک ترين کلمات را نثار او مي‌کند و يا به بانويي حتي در حضور شوهر وي متلک گفته و يا تنه مي‌زند، دو راه بيشتر وجود ندارد: يا بايد سکوت کرد تا وقتي آن فرد هتاک دهانش را ببندد و يا شخصا بايد عکس العمل نشان داد و البته در اين صورت بايد تمام تبعات غيرقابل پيش بيني از جمله زخم چاقو – که متأسفانه حمل آن براي جوانان در ايران بر خلاف بسياري کشورها ممنوع نيست ـ و يا حتي مرگ احتمالي را به جان خريد. (نمونه‌هايي از قتل‌هايي که با يک متلک يا مزاحمت تلفني آغاز شده و يا بر سر رعايت نکردن نوبت در نانوايي يا بنزين رخ داده مي‌توان سراغ داد (قدس، 18 ارديبهشت 84 ؛ اعتماد، 2 اسفند 86). بديهي است موتورسوار يا راننده هتاک از يادداشت شدن شماره موتور يا اتومبيلش هيچ باکي ندارد زيرا قانوني وجود ندارد تا کسي به خاطر شنيدن ناسزا يا متلک بدان متوسل شود.

خواهند گفت مشکل امروز، تعدد عناوين جرم است و با اضافه کردن عناوين جرمها بايد چند برابر تعداد موجود، زندان ساخته شود، دهها هزار مأمور دائما در خيابان گشت زده و متخلفان را دستگير کنند و شهرها چهره پليسي به خود بگيرد. اين توهم از آنجا ناشي مي‌شود که به اين نکته مهم توجه نشده است که مشکل جامعه ما بيش از انکه وقوع جرم باشد جرأت بر انجام جرماست؛ بيش از آنکه فساد اقتصادي يک معضل باشد جرأت بر انجام فساد اقتصادي يک معضل است. مهمتر از تجاوز مسافرکش به مسافر بي پناه – که اخيرا از راننده شخصي به راننده تاکسي تلفني هم سرايت کرده است ـ اين مسأله است که اساسا چگونه تصور جرمي به اين شناعت به اين سادگي به ذهن يک راننده مي‌آيد؟

البته همين راننده اگر به عربستان برود اساسا فکر تعرض هم به ذهنش خطور نمي‌کند. آيا در عربستان قدم به قدم مأمور ايستاده است؟ هر ساله دهها زندان ساخته مي‌شود؟ هر روز صدها دست قطع مي‌شود و صدها نفر اعدام مي‌شوند؟ البته چنين نيست. رمز موفقيت آنها با همه اشکالاتي که ممکن است داشته باشند اين است كه به گونه‌اي عمل كرده‌اند كه هر متخلفي، هم در تخلفات کوچک و هم در تخلفات بزرگ، قبل از انجام جرم يا تخلف چندين بار به عاقبت امر مي‌انديشد. يک مثال تصويري به توضيح مطلب کمک مي‌کند.

بزرگراهها در همه دنيا خط‌ كشي دارند. تصوير سمت چپ را ـ که در وسط آن مي‌توان تابلوي بين خطوط حرکت کنيد را خواند ـ با تصوير سمت راست که فاقد چنين تابلويي است مقايسه کنيد. (اين فقط يک مثال است. به معضلات و کاستي‌ها و نيز پيش‌فرض‌هاي نادرست رانندگي در کشورمان و نيز راه‌حل‌ها در مجالي ديگر خواهم پرداخت).

افرادي که در تصوير سمت راست ـ که مربوط به يک کشور غيراسلامي است ـ در مسير خود چنين منظم مي‌رانند از روي تفنن بيرون نيامده‌اند. هر کس پشت خودرو مي‌نشيند به سوي مقصدي در حرکت است و طبعا مايل است زودتر به مقصد برسد. همچنانکه در تصوير پيداست فضاي كافي براي لايي كشيدن وجود دارد و جالبتر اينکه باند سمت چپ که مخصوص تردد آمبولانس و پليس است کاملا خالي است. اين رانندگان هم مثل ما لايي کشيدن را بلدند ولي همه ترجيح مي‌دهند در صف چند کيلومتري خودروها منتظر بمانند.

واقعا چرا چنين است؟ آيا ظرفيت فرهنگي آنها از ظرفيت فرهنگي ما ايرانيان بالاتر است؟ (اتفاقا اين تصوير مربوط به شهري است که ايرانيان بسياري در آن زندگي مي‌کنند). آيا از باب «و من يعمل مثقال ذرة شرا يره» از لايي كشيدن خودداري مي‌كنند؟ آيا هزاران مأمور در دو طرف بزرگراه ايستاده‌اند؟ آيا دهها گشت مخفي پليس در بين اين خودروها حضور دارند؟ آيا تعداد زيادي از همين رانندگان قبلا به خاطر لايي کشيدن زندان کشيده‌اند؟ آيا روي خطوط، موانع آهني يا سربي کاشته‌اند؟

هيچ‌كدام از اين فرضيات درست نيست. علت اصلي اين نظم و انضباط اين است که متوليان برقراري نظم در آن کشورقبلاً به رانندگان فهمانده‌اند كه در عين احترام كامل به آنها، آنجا كه سخن از جان و آسايش مردم است هيچ تخلف کوچکي وجود ندارد و هيچ اغماضي هم در کار نيست. اين رانندگان لايي نمي‌کشند زيرا مي‌دانند در اين صورت سرنوشتي بهتر از سرنوشت دو خودرو بسيار گران قيمت بدون سقفي که در بزرگراه لايي کشيده و با يکديگر کورس گذاشته بودند در انتظارشان نيست. آن دو خودرو (يکي آبي و ديگري سفيد) بدون آنکه با خودرو ديگر يا عابري برخورد کرده باشند صرفا به خاطر کورس گذاشتن در زير يک لودر قرار داده شده و له شدند.

کساني که چنين برخوردي را تدبير کردند مي‌توانستند به جاي آن، مجازاتي مانند حبس يک هفته‌اي يا توقيف خودرو را در نظربگيرند. چرا چنين نکردند؟ زيرا در اين صورت بايد هر ماه هزاران نفر بازداشت مي‌شدند، هزاران پرونده تشکيل مي‌شد، وقت دهها هزار قاضي و پليس و زندانبان به رسيدگي به اين امور مي‌گذشت و مهمتر از همه اينکه بازدارندگي بسيار کمي هم داشت. روشي که آنها اتخاذ کرده‌اند براي نشان دادن عمق زشتي اين کار نزد متوليان و به هراس افكندن لايي كشان محتمل بعدي براي سالها كافي است. لازم نيست اين کار را هر هفته و هر ماه انجام دهند.

در كشور ما مسئولان راهنمايي و رانندگي پس از دوندگي‌ها و التماس‌هاي بسيار اخيراً موفق شده‌اند مجوز توقيف موقت خودروهاي لايي‌كش را از قانونگذاران بگيرند. آيا يک لايي کش حتما بايد چند نفر را به کام مرگ بفرستد تا اين تصور پيدا شود که جرمي صورت گرفته است؟! بنابراين روشن مي‌شود که لازمه پايين آوردن آستانه جرم، افزايش حبس و دستگيري نيست.
 
بالا بودن آستانه جرم در کشورما نه تنها باعث شده است عده‌اي شخصا به تنبيه متخلف دست بزنند و در نتيجه کار به ضرب و جرح و احيانا قتل برسد و هزاران پرونده جديد وارد دستگاه قضايي شود، بلکه پيامد بس مهمتري داشته و آن اين است که محيط جامعه ما به طور غيرمستقيم و ناخواسته مجرم پرور شده است. به راستي جامعه امروز ما به نوجواني كه به تازگي در جامعه ما پا مي‌گذارد در مورد عواقب جرم و خطا چه مي‌آموزد؟

نوجوان امروز مي‌بيند اداره راهنمايي و رانندگي، داشتن كلاه ايمني براي موتورسواران و يا حركت بين خطوط را الزامي اعلام مي‌كند ولي اكثريت آن را رعايت نمي‌كنند؛ كساني ساعتها در اطراف مدارس دخترانه مزاحمت ايجاد مي‌كنند و اين يک تفريح تلقي مي‌شود؛ برخي تماشاگران چه هنگام شادي پيروزي و چه هنگام غم شکست، پس از خروج از ورزشگاه شيشه دهها اتوبوس را خرد مي‌كنند و رسانه ملي تنها جارو كردن شيشه‌ها توسط كارگران زحمتکش شهرداري را نشان مي‌دهد و نيز تماشاگر متخلفي را که وارد زمين بازي شده فرز مي‌خواند؛ راننده اتوبوسي كه در هر سفر مسئول جان دهها انسان است 12 ميليون تومان تخلف مرتكب مي‌شود ولي او بيشتر يک رکوردار تلقي مي‌شود تا متخلف؛ يک موتور سوار، آنهم با چراغ خاموش در شب، جلوي هر خودرو که خواست مي‌پيچد و متلکي هم تقديم مي‌کند؛ يک انسان بيمار به بانويي تنه مي‌زند و ظاهرا راهي جز تحمل تدبير نشده است؛ ديگري در نيمه شب صداي گوشخراش ضبط خود را تا آخر بلند مي‌کند و گويي همه اين رفتارها از سوي متوليان و جامعه پذيرفته شده است و قابل پيگيري نيست. حال که اين اموردر جامعه عادي تلقي شده وبايد تحمل شود چرا اين نوجوان چنين راهي را در پيش نگيرد؟

جالب اينکه تجربه نشان داده است که بسياري ازهمين افراد متخلف وقتي به خارج مي‌روند به خوبي به قوانين گردن مي‌نهند. در کشور ما همچنانکه فساد اقتصادي يک ميليوني جرم نيست و بايد ميلياردي باشد تا جرم به حساب آيد تنه زدن به بانوان، حرفهاي رکيک و متلک پراني هم جرم به حساب نمي‌آيد. حتما بايد کار به دعوا و چاقوکشي برسد و کف خيابان به خون کسي رنگين شود نا وقوع جرم احراز شود.

امروزه افرادي هستند که بدون هيچ دغدغه‌اي مزاحمت تلفني ايجاد کرده و نوار ضبط شده را که در آن صداي خودشان کاملا واضح است، روي سايت گذشته و هر از چندي آن را به روز هم مي‌کنند! يا بسياري از متخلفان، تهديد را به عنوان مؤثرترين روش تشخيص داده و با خيال راحت قدم به قدم آن را عملي مي‌کنند. متأسفانه به دنبال اولين و کوچکترين تهديد از سوي مثلا يک خواستگار سمج، کسي مراجعه به پليس را راه خوبي نمي‌داند؛ زيرا مجازات بازدارنده‌اي وجود ندارد و نتيجه شکايت اين است که او بر مزاحمتها بيفزايد. آيا بايد کار به اسيدپاشي و امثال آن برسد تا قابل پيگيري باشد؟ همه اينها بدين سبب است که آستانه جرم در کشور به درستي تعريف نشده است.

متأسفانه نحوه رسيدگي به شکايات در برخي مراجع انتظامي و قضايي هم تأييد كننده اين نگاه به جرم است. اگر كسي به كلانتري برود و بگويد كسي به او متلك گفته است خنده‌دار به حساب مي‌آيد. حتي اگر بگويد قصد ربودن او را داشته‌اند گاهي در جواب گفته مي‌شود: حالا که جرمي واقع نشده، برو خدا شكر كن كه الآن در دست آنان گرفتارنيستى! به تعبير ديگرصرف اقدام به انجام جرم اگر به وقوع خود جرم منتهي نشود امري جدي تلقي نمي‌شود. ماجراي بسيارتکان دهنده زير نمونه‌اي از اين دست است:

جرم اين دختر دانش آموز مظلوم 17 ساله (عکس زير، ايران، 4 اسفند 84) اين بوده است که در شب جمعه 28 بهمن
84 براي خريدن ساندويچ براي خواهر کوچکش بيرون رفته است. پس از ربوده شدن توسط چهار پسر جوان با تهديد قمه، به طبقه سوم يك مجتمع مسكونى انتقال داده مي‌شود. طبق معمول، التماسها و ضجه‌ها اثري نمي‌بخشد. پيش از وقوع هر اقدامي از سوي اين شروران، از يک لحظه غفلت آنان استفاده کرده و خود را از طبقه سوم به خيابان پرت مي‌کند. او پس از 5 روز جدال با مرگ سرانجام در خاک آرام مي‌گيرد. (باز تکرار مي‌کنم، خوب است نتيجه اين پرونده (و امثال آن) که هرگز اعلام نمي‌شود در برنامه‌هايي چون برنامه خبري 20:30 که ظاهرا دستش بازتر است پيگيري شود. من متوجه نمي‌شوم که چرا اين اخبار هيچگاه اخبار ويژه تلقي نمي‌شوند؟ به هر حال اگر عملي کردن اين پيشنهاد را به مصلحت نمي‌دانند لااقل ترتيبي دهند که با پدر و مادر داغدار اين دختر معصوم گفتگو شود و اگر اين هم صلاح دانسته نمي‌شود مزار خاموشش براي چند ثانيه به نمايش درآيد. اگر مشکل، کمبود وقت است، شهيد مطهري آن طور که من مي‌شناسم و خاطراتي هم در اين زمينه دارم ـ قطعا راضي خواهد بود که از حجم برنامه‌هايي در مورد خودش مثل ضمير منير يا هر برنامه ديگر کاسته شده و به اين امور که همسو با منوياتش نيز بود پرداخته شود. با پوزش از گرفتن وقت خوانندگان، متأسفانه قلمم بدون درخواست فاتحه براي اين معصوم در خاک آرميده و امثال او پيش نمي‌رود).

اگر همين دختر در همان ابتدا از دست ربايندگايش فرار کرده بود و از چنين حادثه‌اي به مراجع رسيدگي خبر مي‌داد، به جاي چهره نگاري از متهمان و پخش آن در رسانه‌ها، احتمالا به او هم گفته مي‌شد حالا که جرمي واقع نشده است، از چه شکايت مي‌کني؟ اگر هم احيانا به شکايت او رسيدگي مي‌شد، مجازات بازدارنده‌اي براي اقدام به ربودن او وجود نداشت و به جرم طرح شکايت، نوبت بعد ده نفره به سراغش مي‌رفتند همچنانکه امثال آن اتفاق افتاده و مي‌افتد.

با كمال تأسف بايد گفت در مورد آستانه جرم هم از تعليمات اسلامي فرسنگها دور افتاده‌ايم. چرا دين اسلام لزوم پرداخت ديه را تنها به جرائمي مانند كشتن ونقص عضو محدود نكرده است؟ دليل ان روشن است: براي اينكه جلوي خطا را بايد از سرچشمه گرفت. به قول سعدي:
سر چشمه شايد گرفتن به بيل      چو پر شد نشايد گذشتن به پيل

اسلام براي ضربه كوچكي كه منجر به سرخ شدن بدن كسي شود ـ حتي اگر اين کار به شوخي و يا به صورت غيرعمد انجام شود ـ ديه تعيين کرده است. اين باعث مي‌شود مسلمانان هيچ ظلمي در حق ديگران را کوچک نشمارند و از همان ابتدا شديدا مراقب اعمال خويش باشند. بانوان صدر اسلام هم گاهي به خاطر يک مزاحمت کوچک مثل لمس عمدي توسط نامحرم، به رسول خدا(ص) شکايت مي‌بردند که جريان ايجاد مزاحمت توسط جد خالد قسري نمونه‌اي از آن است که مجال توضيح آن نيست.

اساسا نگاه اسلام به گناه، الهام بخش نحوه صحيح مقابله با تخلفات است. خداوند در قرآن در مورد برخي گناهان مانند خوردن مال يتيم، به جاي فرمان به انجام ندادن به نزديک نشدن (لا تقربوا مال اليتيم الا بالتي هي احسن ـ انعام/ 152) فرمان مي‌دهد. اسلام نمي‌خواهد کسي حتي به خوردن مال يتيم فکر کند، چه رسد به اينکه چنين عملي را مرتکب شود. اتفاقا هشدارهاي قرآن در مورد مال يتيم از جمله آيه دهم سوره مبارکه نساء، مسلمانان را چنان محتاط کرد که به افراط افتاده و از ترس خوردن مال يتيم براي آنان سفره جداگانه مي‌گستردند که بعدآ از اين افراط منع شدند. نيز آنچه در اسلام شديدترين گناه معرفي شده است کاملا قابل توجه است. شديدترين گناه نه قتل است و نه غيبت و نه زنا، بلکه به فرموده امير المؤمنين (ع) گناهي است که صاحب آن، آن را کوچک بشمارد (کلمات قصار/477).

کاش مشکل درباره آستانه تخلف، تنها اين بود که ازتعليمات اسلامي دور افتاده‌ايم. متأسفانه دراين مورد هم، فرمايش ديگر اميرالمؤمنين(ع) در لحظات آخر عمر محقق شده است آنگاه كه فرمود: مبادا غيرمسلمانان در عمل به قرآن از شما پيش بيفتند (نهج البلاغه، نامه 47). چندي پيش يک مآمور پليس در يک کشور غربي معرفي و محاکمه شد. پس از مراقبتهاي نامحسوس معلوم شده بود که اين شخص در ساعات غير کاري که لباس فرم به تن نداشته، چند بار بي جهت از دختران نوجوان ادرس پرسيده و صورت خود را بيش از اندازه‌اي که در هنگام پرسيدن آدرس معمول است به صورت آنان نزديک کرده است، بدون آنکه تماسي حاصل شود. (تورنتو استار، 2 نوامبر 2006).

حال راه حل چيست؟ شايد برخي در اينجا هم همان راه آچار فرانسه‌اي را كه در مورد همه معضلات مي‌توان از آن استمداد جست توصيه کرده و بگويند بايد به ريشه‌ها اعم از ريشه‌هاي تاريخي، اقتصادي و فرهنگي پرداخت و به تعبير ديگر علتها بايد مورد توجه قرارگيرند نه معلولها. اين سخن در جاي خود صحيح است و راه اساسي هم همين است اما چون وزارت علتها و ريشه ها هنوز تأسيس نشده است با اين نوع راه حل معلوم نمي‌شود که بالأخره مسئوليت حل اين معضل بر دوش چه کساني است و بر فرض تقسيم مسئوليتها، به بار نشستن آن ممکن است دهها سال طول بکشد و عمر راقم اين سطور و بسياري از خوانندگان به آن كفاف نخواهد داد.

به گمان من، لااقل دو راه حل فوري و بسيار مؤثر براي پايين آوردن آستانه جرم بدون توسل به زندان وجود دارد و اين تدابير تأثيرمهمي در کاهش جرائم، کاهش زندانيان، جلوگيري از ساخته شدن بسياري از مجرمان بعدي و افزايش آرامش رواني مردم خواهد داشت که به فضل الهي در بخش بعد به آن خواهم پرداخت. نااميد نبوده و نيستيم؛ ما ايرانيان ملتي بزرگ و برخوردار از مکتبي بزرگترهستيم و مي‌توانيم در همه زمينه‌ها بهترين و بلکه الگو بشويم، اگر بخواهيم.

----------------------------------------
سخني با خوانندگان اين مقالات:
1. گر چه برخي نظراتي که به بخش نظرات بينندگان ارسال مي‌شود، به علل مختلف ـ از جمله تعداد انبوه آنها ـ با صلاحديد مسئولان محترم سايت تابناک در پايين صفحه درج نمي‌شود، اما همه اين نظرات با ايميل براي نويسنده ارسال مي‌گردد. من تمام نظرات بينندگان در مورد مقاله گذشته را که متجاوز از صد و بيست صفحه بود به دقت ملاحظه کردم ونکات مفيد را در ادامه مد نظر خواهم داشت. در صورت تمايل، ايميل خود را در کادر مربوطه وارد نماييد تا در صورت نياز، امکان تماس متقابل وجود داشته باشد.

2. چون اين مقالات دريک سايت خبري منتشر مي‌شود طبعا هر قسمت نبايد از چند صفحه فراتر رود. از اين رو چاره‌اي نيست جز اينکه از ذکر برخي دلايل، مثالها و رد پاره‌اي ايرادات احتمالي و مخصوصا استناد بيشتر به منابع اسلامي صرف نظر کنم. اگر توفيق بيابم بعدها بحث تفصيلي را به صورت مکتوب در اختيار علاقمندان قرار خواهم داد.

از فرصت استفاده کرده از همه کساني که زحمت تأمل در محتواي مقاله و بيان نظرات را بر خود هموار مي‌سازند سپاسگزاري مي‌کنم.
muhammadmotahari@gmail.com
خبرهای مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۷۸
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۳
سلام،
اگر علت ایجاد این مشکلات در جامعه بررسی نشود، که یکی از آنها تعریف صحیح آستانه جرم می باشد، به یقین راه حل عملی و حلال مشکلات پیدا نمی شود. باید دقت کرد که این تحلیل ها باعث پلیسی شدن جامعه نگردد. جامعه یک محموعه چند بعدی می باشد که باید با صبر و تحمل و در همه زمینه ها توسعه متوازن و متعادل بوجود آورد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۰ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۳
متشكر كه درددل خيلي ازهموطنان را بصورت مستندوتحليلي بيان ميكنيد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۳
جناب آقاي مطهري
فوق العاده از مطالب شما استفاده كردم و ريشه يابي خوبي بود .خيلي خوب ميشد اگر اين مطالب براي آقايان مسئول و متولي امور ارسال ميشد تا دين مطلب نيز ادا ميشد.
آيا واقعا وقت آن نرسيده كه سرمان را از زير برف بيرون بياوريم ؟
و من الله توفيق
ناشناس
|
United Kingdom
|
۲۰:۵۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۳
با سلام، با تشکر از مقاله شما و به خصوص مورد کاملا صحیح بالا بودن فرهنگ ایرانی متاسفانه در بعضی موارد به علت اینکه فرد نویسنده در محیط خارج ز ایران زندگی نکرده مقایسه های انجام گرفته درست نمی باشد . اگر اشتباه نکرده باشم دو تصویر مقایسه شده مربوط به لندن و تهران می باشد هرچند من خود در لندن نیستم و در شهر دیگر انگلستان زندگی می کنم ولی به دلیل سالها زندگی با لایه های پنهان اینجا تا حدی اشنا هستم . در مورد ادعا شما که ایا در شهر هزاران مامور ایستاده باید بگویم بله و در واقع در اینجا شیوه نوین برده داری اجرا مس شود در تمامی خیا بان ها و حتی کوچه های فرعی دوربین نصب شده است و تمامی حرکات رد یابی می شود و در صورت عدم وجود این دوربین ها انواع جرایم انجام میشود . من واقعا متاسفم برای کسی که با دیدن نظم ظاهری سخن از فرهنگ اینها می نماید که شما با تیز هوشی به ان اشاره نمودید . در اینجا به طور مثال تمامی چراغ های راهنمایی دوربین دارد و در صورت عدم وجود یا خرابی اکثریت به ان هیچ توجهی نمی کنند که این تجربه شخصی را خود من مشاهده کردم به مدت 5 روز. پس به نظر میرسد راه اصلی در عوامل دیگری باشد و ان هم تکیه بز فرهنگ ایرانی و اسلامی خودمان باشد.با تشکر و پوزش به علت اشتباهات احتمالی به دلیل عدم اشنایی با این موضوع . سید محمد پورحسینی دکترای مدیریت استراتژیک ،منچستر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۲۹ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۳
کاری را که شما شروع کرده اید قدم اول است و بسیار لازم یعنی طرح مسئله. خوب است تمام کسانی که این مقاله را می خوانند آنرا برای مسئولین و مراجع و روحانیون ارسال کنند باید آنقدر گفت تا نتیجه ای به بار آید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۹ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۳
رحمت بر شیرپاکی که شما خورده اید , ایکاش که مسئولین هم با همین ریزنگری و دقتی که شما دارید به این مسائل نگاه میکردند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
از شما جدا برای پرداختن به این موضوع مهم که از کودکی فکر مرا به خود مشغول کرده سپاسگزارم.
واقعا چرا باید مردم جرات انجام جرم هایی آن هم به این بزرگی را داشته باشند. واقعا تاسف انگیز است خیلی خیلی هم تاسف انگیز است

اما جدای از این امیدوارم پیگیری های دلسوزانه شما حد اقل در حد تصویب قوانین و اعلام جدی آنها باعث حل موضوع شود. اگر کمکی از من برآید من هم حاضر هستم به شما کمک کنم.

جناب آقای مطهری یک نکته مهم هم هست و آن اینکه قانون محکم داشتن خیلی خوب است اما باید در محاکمه مجرمان هم نهایت دقت شود که خدای نکرده کسی بی گناه مجرم نشود. یعنی مواظب باشید این روشنگری و تحریک شما باعش ایجاد حرکت تند و بر خلاف خرد و دقت نشود. بلکه باید بکوشیم تا از مسیر حقوقی کارها سامان یابد
باید پشتوانه دانشجویی و گروه های فکری و فرهنگی ایجاد کرد و سپس به جد این خواسته بسیار بر حق و مفید و سودمند را از مجلس و سپس قوه قضاییه و نیروی انتظامی خواست

پیروز باشید برای موفقیتتان دعا می کنم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۵۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
خدا شما رو حفظ كنه. واقعا به خاطر اين سرى مقالات از شما تشكر مى‌كنم. منتظر ادامه‌ى بحث هستيم...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۳۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
اگر مجرمين به سزاي اعمال ننگينشان برسند ديگر شاهد اين مسائل نخواهيم بود باتشكر و قدرداني از مقالات شما
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
3 سال قبل در وسط میدان 7تیر 3جوان که حالت طبیعی نیز نداشتند با بوقهای فراوان وزدن به خودرو اینجانب که یک دختر هستم ونثار کردن فحش بسیار رکیک اقدام به فرار کردند وبنده با برداشتن شماره پلاک انها اقدام به پیگیری وشکایت نمودم ولی نیروی انتظامی از من 2 شاهد خواست وانقدر مرا دواندند که پشیمان شدیم ,آخر در وسط میدان آنهم در شب من از کجا باید شاهد می آوردم وجالب اینکه این خودرو سال بعد نیز مجددا در یکی از خیابانها همان اعمال را انجام داد فقط اینکه به خودروی اینجانب نزد .این است که مجرم در مملکت ما جریتر میشود .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
مرحبا،از زبان ما سخن گفتي،واقعا چه موقع اين معضلات از جامعه ما رخت بر ميبندد؟همه موارد ذكر شده حقيقت دارد به آن كش دار بودن و زمان بر بودن رسيدگي به شكايات را نيز اضافه كنيد كه گاهي اوقات شاكي يا متشاكي فوت كرده و هنوز به شكايت رسيدگي نشده است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
سلبق بر این هر قدر هم ماهر بودی باید به اداره راهنمایی مراجعه می کردی و با مقررات آشنا میشدی مثال برای باز کردن درب وتنظیم آیینه و... چند جلسه کار میبرد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
تا حال هر جه كه نوشته ام منعكس ننموده ايد . نميدانم جرا به رسالت خودتان عمل نميكنيد . مقاله خوبي است اما جرا هميشه ميخواهيم به بيراهه برويم وديكَر ان را مقصر تلقي كنيم . جرا نميخواهيم قبول كنيم كه درصد بالايي از اين جرايم به وضع اقتصادي ورواني مردم باز ميكَردد . جرا نميخواهيد با مردم با صراحت صحبت كنيد . ميكَوييد عربستان . شما در عربستان يك كَرسنه بيابيد . در عربستان جند در صد مردم زير خط فقر زندكَي ميكنند . مردم را احمق تصور نموده ايد يا .... آقا جان كسي كه ميبيند فرزندش نكَاهش به دست ديكَران است مسلم دست به هر كاري مي زند . نميتواند ناتواني خود را تحمل كند . تلاش ميكند نميشود . وقتي اختلاف طبقاتي زياد است مقصير كيست ؟ يك عده آنقدر دارند كه نميدانند جه كنند . يك عده هم از فقر حاضر هستند بميرند . جرا ؟ بخدا قسم مردم خوبي داريم . سه دهه از انقلاب ميكَذرد . مردم انقلاب كردند جنكَيدند تا شاهد اين مسائل باشند؟ اكَر شهيد همتها وباكريها وخرازيها وديكَران الان بودند جه قضاوتي ميكردند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
بنام خدا و با سلام
به عنوان كسي كه سالها در خارج از كشور زندگي كرده و هميشه از اين وضعيت ناليده و ناراحت بوده ام تمامي گفته هاي نويسنده محترم را تاييد كرده و به عنوان نمونه عرض كنم كه چندي پيش در استراليا فردي را فقط به جرم خيره شدن به خانمي دادگاهي كرده و محكوم كردند. شايد به قول نويسنده اين جرم در ايران خنده دار باشد ... ولي جرات بر انجام جرم در ايران در همه زمينه ها باعث شده است كه مقوله امنيت اجتماعي از بين برود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
فقط بايد تأسف خورد و گفت کو گوش شنوا.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
بهتر است كه اين گونه مسائل از ريشه بررسي شود. عده اي از جرائم به خاطر پايين بودن سطح مجازات است ولي از آن مهمتر مسايل ريشه اي است كه تا به حال حل نشده است. مسائلي چون گراني، بيكاري، ريا، وعده هاي دروغين، شرايط سخت براي ازدواج جوانان و ... . بهتر است مسئولين بيشتر به فكر حل اين مشكلات باشند تا خود به خود زمينه جرم پائين بيايد.
ناشناس
|
-
|
۰۹:۰۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
مطلب بسيار ارزنده اي بود حتما اين موضوع همچنان با قوت ادامه پيدا كند و خوب است اين مطالب به صورت جمع بندي شده در اختيار مسوولان قوه قضاييه قرار بگيرد. خدا قوت - اصفهان
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
يكبار آقاي حاتمي حرف قشنگي زد ...گفت ما ايرانيها بين دو قطب افراط و تفريط گير افتاده ايم...اونجايي كه بايد يزنيم داغون كنيم ..قروفر حقوق بشر ميگيرتمون يه جايي هم كه بايد ببخشيم ميزنيم درب و داغون مي كنيم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
جناب آقاي محمد مطهري
سلام عليكم
از دقت نظر و ظرافت فكري جنابعالي كمال تشكر را دارم و بي ترديد از فرزندان آن شهيد گرامي همين انتظار هم ميرفت
هرآن كو ندارد نشان از پدر تو بيگانه خوانش نخوانش پسر
باشد كه انشااله مسئولين محترم دستگاههاي قضايي و انتظامي براي اين مشكلات بسيار جدي، چاره انديشي كنند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
بسیار مقاله جالبی بود و حق مطلب واقعا ادا شده و همه گفته ها واقعیت محض است. تقاضا دارم با قلم زیبایی که دارید در باب تجاوز به حقوق دیگران که متاسفانه به عنوان غلط مصطلح "زرنگی" در جامعه در امده و در همه ابعاد یک بیماری فرهنگی اجتماعی کاملا محسوس شده است مثل عدم رعایت حقوق دیگران در رانندگی یا نوبت ایستادن و هزاران نمونه که کاملا عادی شده است و شما هم جز تحمل ان کاری نمیتوانید بکنید بنویسید تا حداقل خواندن این مطالب امثال من را کمی ارام کند. با تشکر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
خدمت برادر بزگوار جنآب آقای مطهری
سلام علیکم با تشکراز نوشته مستند وابراز ناهنجاریهای اجتماعی و دغدغه وغیرت دینی جنابعالی باید به عرض برساند به نظر میرسد شما در ساختار حکومتی مسئولیتی ندارید وفقط مشکل موجود را بیان می کنید وآنان هم که در حکومت سمتی بعهده دارند در رسانه ارتباط جمعی در قالب سخنرانی بیان می کنند آیا سخنرانی برای از بین بردن ناهنجاریهای موجود راهگشا است فکر می کنم آنان وظیفه خود را خوب نمی دانند واز مسئولیت اجتماعی مهم خود با خبر نیستند...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
چه خوب است مسئولین ودست انرکاران سه قوه در رده های مختلف و علماء ارجمند ، بجای درگیرشدن در مباحث غیر ضروری و بعضا مضر به حال جامعه ، درباره این مسئله مهم و اساسی چاره اندیشی کنند. با تشکر از آقای مطهری به خاطر پرداختن به این موضوع .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
تلوزیون ما فقط بلد شده فوتبال پخش کند و تازه همین کار را هم از سر ما زیاد میداند چه برسد به پیگیری این قبیل اخبار . ای کاش آقای آیة الله شاهرودی که خودشان چند ماه قبل اعلام کردند که" جامعه ایران دچار بیماری کثرت جرائم شده فکری به حال این مجرمان جری بکنند...
ناشناس
|
-
|
۱۰:۱۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
با سلام و تشكر از آقاي محمد مطهري
هر چند بيان مسائل بسيار مهم و بنيادين شما در سايت تابناك مي تواند بعضي از زواياي تاريك و مغفول اين معضل اجتماعي، فرهنگي، امنبتي، و قضايي را براي مردم ما روشن سازد اما جا دارد چنين مسائل اساسي در سطح گسترده تر در رسانه ها و محافل علمي و امنيتي ما طرح و بررسي گردد. بنظر مي رسد در اين راستا وزارت اطلاعات بايد بنحو جدي و موثر وارد صحنه شود و راه هاي كوتاه مدت و دراز مدت براي اين مشكلات پيدا شود چرا كه غفلت از اين مسائل اركان نظام را در دراز مدت تخريب خواهد كرد. و مهمتر اينكه ما تنها در عرصه است كه مي توانيم براي جهان و جهانيان الگو و اسوه باشيم و حقانيت ديني و فرهنگي خود را نشان دهيم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
ممنون از هر سه قسمت مقاله شما
اما يك نكته را فكر كنم فراموش كرده ايد و آن ترحم مجريان قانون به مجرمان هنگام ارتكاب به جرم است.
مثلا" راننده متخلف كه با زرنگي مي خواهد از چراغ قرمز عبور كند هنگام متوقف شدن توسط پليس شروع به التماس مي كند كه مثلا" بد بخت است و مادرش در بيمارستان است و يا اينكه شب عيد است و مخارج بالاست و ...و به اين ترتيب پليس را به ترحم وا مي دارد و به اين ترتيب از مجازات فرار مي كند. در واقع بعضي ها از بخشش و عطوفت ايراني-اسلامي براي دخل و تصرف در قانون واقعا" سوء استفاده مي كنند و بيشتر هم مشكلات معيشتي را براي توجيه تخلف خود ابزار قرار مي دهند...
باز هم از اينكه به اين مهم پرداخته ايد و همينطور از سايت محترم تابناك كه امكان انتشار اين مسائل مهم را فراهم مي آورد سپاسگذارم و اميد كه اين مبحث به صورت مستمر در اين سايت پيگيري و مطرح شود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
جناب آقاي مطهري با سلام و خسته نباشيد اينجانب در ذيل مقاله قبلي شما هم عرض نمودم كه شخصا شاهد نحوه برخورد پليس خارج از كشور در خصوص پارك كردن اتومبيل در محل ممنوع بوده ام و وقتي در ذهن خود آنرا با برخورد پليس وطن در اينگونه موارد مقايسه مي كنم مطالب مقاله شما را در خصوص آستانه جرم به وضوح درك مي نمايم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
جالب است در قضيه جمع آوري ارازل واوباش افرادي را نشان ميدادند ومي گفتند اين بابا مثلا وسط كوجه دختر مردم را از ماشين باباش بيرون مي آورده وبا خود مي برده وامثال اين قضايا كه مو بر بدن انسان سيخ ميكند .يكي از اين آقايان نمي پرسد مثلا تا چند وقت پيش كه اينها اين اعمال جنايت بار را انجام ميدادند مامورين وقانون كجا بودند مگر نيروي انتظامي وقانون وجود نداشته .؟پس آن زمان چه مي كردند كه اين ارازل بتوانند اين كارهارا انجام دهند آيا وقتي اين طرح شروع شده نيروي انتظامي و فوه قضاييه تاسيس شده؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
* بنظر بنده بايد روي محروميت افراد خاطي از خدمات عمومي کار شود .ضمن آنکه بعضي قوانين بايد سريعتر در معرض تغيير قرار داده شود مثلا ديه زنان بايد هرچه سريعتر با مردان برابر شود. متلک و جرايم ناموسي بايد جريمه و محروميت را شامل شوند .بطور مثال پسراني که قبل از خدمت سربازي بعلت هتک حرمت يا متلک به دختران محکوم شده باشد بايد سه ماه اضافه خدمت سربازي تحمل نمايد. يا اگر قبلا خدمت رفته بايد در هر صورت اين سه ماه اضافه خدمت را در يک شهر بد آب و هوا بگذراند و موارد مشابه .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
خدارا گواه ميگيرم در موقع خواندن اين مقاله اينقدر گريه كردم نه از روي احساس بلكه بخاطر بي پناهي ما آدم ها در مقابل تعرضاتي كه به ما ميشود و راه چاره هم نداريم و نميدانيم به كجا مراجعه كنيم و آيا اصلا طرخ دعوا به نتيجه ميرسد يا يه چيزي هم بدهكار ميشويم ، چني قبل وقتي اتومبيل جلوئي عقب ميامد براي او بوق زدم و او متوجه شد و ترمز كرد ولي ناگهان چنان سيلي از يك رهگذر لات خوردم كه سرم گيج رفت آمدم پياده شوم و اورا تعقيب ولي گفتم شايد توطئه باشد كه وقتي پياده ميشوم فراموش كنم ماشين را خاموش كنم و همدست او ماشين را ببرد از طرفي من از پس او برنمي آمدم زيرا مردمي كه مرا ميديدند چه ميگفتند تازه امكان داشت به من چاقو بزند و فرار كند بلاخره تصميمم درست بود و هيچ كاري نكردم بنظر شما چگونه بايد طرج دعوا كنم اطلا شما اين داستان را باور ميكنيد كه در روز روشن كسي بدون دليل به كسي سيلي بزند ؟

با تشكر -- يك ايراني با آرزوي داشتن قوانين شفاف و از همه بالاتر فرهنگ شهروندي هزاره سوم در خور ايراني
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
باسلام. با توجه به اهميت موضوع و روشن بودن مطالب ، بنظر مي رسد بيشتر همت را بايد براي حل معضلات و جمع آوري پيشنهاد ها در اينخصوص قرار داد.
پيشنهاد مي شود براي مقابله با منكراتي كه بعضا قبح آن نيز متاسفانه از بين رفته و يا كم رنگ گرديده تا جرائم بالاتر به سرعت و با دقت رسيدگي شود و براي ان مجازاتي درخور قرار داد و البته شروع هر كاري ممكن است با مشكلاتي همراه باشد ولي استفاده از افرادي لايق و شايسته در اين پستها رهگشا خواهدبود.ان شاء الله.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
جناب آقای مطهری شاید باورتان نشود که در طول چند هفته اخیر ،سایت تابناک را برای خواندن و پیگیری مطالب جنابعالی چندین و چند بار باز خوانی کرده ام. مقاله های شما آنقدر تکان دهنده، سوال برانگیز و جامع است که می توان برای هر پاراگراف آن بی اغراق ده ها برگ پانوشت گذاشت. ممنونم از شما به خاطر این همه نکته های دقیق و متفکرانه که قلب هر انسان آگاهی را از سویی به خاطر واقعیت غیر قابل انکار آن به درد می آورد و از سویی دیگر به خاطر شجاعت و بی پروایی گوینده این سخنان به تحسین وا می دارد. ...و باز ممنونم از مسولان سایت تابناک که با قرار دادن مطالب شما این اجازه را به همگان داده اند که حرفهای شما را بخوانند...
همین چند روز پیش زن جوانی به خاطر آزار و اذیت های همسر در شهرستان قاین خو را به آتش کشید و همسر وی تنها به این نکته اشاره کرده است که فکر نمی کردم او خود را بکشد! آقای مطهری ترور شخصیتی افراد که در بسیاری از موارد در مورد زنان بی پناه سرزمین من به خودکشی می انجامد جرمی است که متاسفانه در هیچ دادگاهی محاکمه نمی شود. چه بسیاز زنان دردمندی که در استان های خصوصا محروم به دلیل آزار و اذیت های همسر و یا دیگر محارم راهی جز خودکشی و خود سوزی را برنگزیده اند که دوست دارم در مقاله های بعدی به آسیب شناسی این دست حوادث هم بپردازید. قلمتان استوار باد. دست مریزاد...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
هر کاری دردرجه اول نیاز به فرهنگ سازی واموزش دارد تا این کار صورت نگیرد سایر اقدامات اثری ندارد بعدا میتوان قاطعیت بخرج داد ما فقط حرفهای بی محتوا و بدون هدف میزنیم حتی از هنر زمان ان نیز بی بهره هستیم ما راه استفاده از تلویزیون ورادیو بعنوانموثرترین وسیله اموزش و فرهنگ سازی را بلد نیستیم در حالیکه روزانه داریم تعداد زیادی از امور غلط را از ان اموزش داده واصلا توجهی به ان نداریم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
ایجاد امنیت روانی در جامعه کاری است که باید توسط دستگاه قضایی و پلیس به صورت مشترک و توسط افراد متخصص انجام گیرد و در اجرای آن هیچ گونه تخفیفی به هیچ کس داده نشود و طوری اجرا شود که همه مردم جامعه برخورد با مجرم و متخلف را عینا ببینند. متاسفانه در کشور ما یا قوانین وضع شده دارای ضعف هستند و یا اینکه در مرحله اجرا به درستی اجرا نمی شوند. به عنوان مثال اولویت دهی به برخورد با جرایم ز از ترتیب منطقی برخوردار نمی باشد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
تهيه وتدوين قانون بر اساس منويات اسلام و قانون اساسي يك طرف و اجراي درست آن بدون هر گونه تبعيض از طرف ديگر مي تواند ضامن سلامتي جامعه در خور شان وشئون ملت سر افراز ايران باشد
ناشناس
|
-
|
۱۲:۲۰ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
باسپاس ار دلسوزی وپیگریهای مسولانه وبجایتان اما آیا کسانیکه مسول مستقیم وغیر مستقیم حل این معضلات هستند خودشان واطرافیانشان اینگونه حوداث را تجربه کرده اند که درک کنند لحظه شنیدن آن چه بر خانوادهها میگذرد؟.. گوش اگر گوش تووناله اگر ناله ی من...آنچه البته بجایی نرسد فریاد است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
صراحت كلام و اشاره عيني به مسائلي كه كمتر كسي جرات پرداختن به آنها رادارد تا به سياه نمايي متهم نشود قابل توجه است . و ارزنده تر اينكه موضوع به انتقاد ختم نشده بلكه نويسنده محترم وعده به راه حل نيز داده اند كه اميد است براي اين معضل ها ي چركين جامعه راه حلي اساسي و دلسوزانه به مرحله اجرا گذارده شود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
بسيار از مطالعه مقاله مفيد جنابعالي و ديدگاههاي شما لذت بردم و اميدوارم موفق باشيد. بنده نيز دو سال قبل در خصوص نظارت در كشور بررسي را انجام دادم كه نتيجه تحقيق بنده نيز همين بود كه ما بجاي اينكه نظارت پيش نگر داشته باشيم و كاري انجام دهيم كه از وقوع جرائم جلوگيري نماييم صرفا به دنبال نظارت پس از وقوع جرم هستيم . همانگونه كه شما نيز فرموديد، بجاي آنكه با قوانين مناسب از وقوع هر نوع اختلاس جلوگيري كنيم ، صبر مي كنيم تا اختلاس يك فرد به حد بسيار بزرگي برسد آنگاه او را مجازات مي كنيم آن هم نه مجازاتي كه متناسب با جرم باشد. اين نيز نه شرعي و نه عقلي است. حضرت امير عليهم السلام نيز در نامه به مالك اشتر مي فرمايند نبايد نيكوكاران و بدكاران در نزد تو يكسان باشند چرا كه بدكاران در بدي خود جري مي شوند و نيكوكاران از خوبي خود مايوس خواهند شد. پس اميدوارم مديران كشور ما نيز مطالب مندرج در مقاله جنابعالي را بيشتر مورد توجه قرار دهند. بازهم سپاسگزارم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
هر سه مقاله شما را خواندم و ممنون که به این دغدغه اساسی پرداخته اید.
یکی از مطالبی که از مقالات شما برمیاید لزوم برخورد شدید با مجرم است بجای زندانی کردن.خواستم بگویم اساسا زندان از کی در قوانین اسلامی وارد شده که امروزه برای هر جرمی زندان وضع میشود. به نظر میرسد این بیشتر یک حکم غربی باشد تا اسلامی. هر جرمی مجازاتی مشخص در اسلام دارد و زندان کمتر در آنها دیده میشود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
دست شما عزيزان در سايت تابناك و اين برادر ارجمند بي بلا باد.الحق و الانصاف درست زده اند به درد ها و فجايع گريبانگير اين مردم .فقط اي كاش مسئولين و آنهائي كه بايد بخوانند مي خواندند. ما مسلمنان مفتخربه ديانت ديني هستيم كه نبي مكرم آن ميفرمايد النظافه من الايمان،ولي شهر ،خانه و برزن غربيان بي بهره از اين فخر بشر منطبق بر حديث شريف است.از اين دست مصاديق متاسفانه فراوان و بيشمار است.تا كي از خواب گران خيزيم و طرحي نو دراندازيم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
مسئولين بايد با همان قاطعيت كه با مسائل و مجرمان سياسي رفتار ميكنند با اين موارد هم برخورد كنند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۹ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
متاسفانه همين تعارفات كه ما ايرانيان بهترين هستيم و بهترين تماشاگران را داريم و ... است كه سبب ساز اين مشكلات مي شود در حاليكه اگر بي رو دربايستي به مردم و خودمان واقعيت را بگوييم شايد به فكر اصلاح خود بيافتيم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۰ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
واقعا" گزارشات تكان دهنده اي بود كه بسيار متاسف و در عين حال نگران شدم. اميدوارم هر چه زودتر توجهات لازم انجام پذيرد.
ناشناس
|
Australia
|
۱۴:۲۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
من در استرالیا زندگی میکنم چند روز پیش یک مهاجم به یک خانم ایرانی در خیابان حمله کرد پلیس کمتر از ۲ ساعت او را دستگیر کرد و آن خانم میگفت که هنوز پس از یک هفته پلیس با او تماس میگیرد و از او احوال پرسی میکنند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
سلام
جناب آقای مطهری خدا پدرت را رحمت کند
یادم است زمانی که انقلاب شده بود به ما می گفتند چند سال دیگر مدینه فاضله در ایران می شود و هر سال بدتر از قبل شد چرا که همه چیز را کوچک و بی ارزش تلقی می کردیم بچه های ما الان هر چه به آنها می گوئیم متاسفاته برعکس آن در جامعه است
یک مثال کوچک دختر من در ماه رمضان گذشته تازه به سن تکلیف رسده بود و روزه رمضان داشت پس از چندین روز به مادرش می گوید در مدرسه ما فقط چند نفر روزه می گیرند اگر همه مسلمانند که غیر این نیست پس چرا همه روزها رو می خورند ( البته می گفت دخترهای بزرگتر از خودش ) خوب من چه توجیهی برای دخترم دارم که سال بعد دخترم روزه بگیرد و نماز بخواند و همین امر باعث جرم می شود و هر چقدر کادر مدرسه زحمت بکشند بجایی نمی رسد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
متاسفانه در خبرها خوانديم که دختر 17 ساله اي فقط به خاطر جرمي که داماد بزرگ خانواده انجام مي دهد توسط پدر خفه مي شود. آيا اگر آن داماد انسان نما به مجازات اعمال کثيف خود مي رسيد باز هم طفل معصومي کشته مي شد؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
با سلام و تشکر از مقاله بسیار خوبتان. به نظر من مشکل اصلی ما ایرانیان " افراط و تفریط " است. در هیچ موردی حد ایده آل را رعایت نمی کنیم. کاش این مقالات شما همراه با نظرات مردم به مسوولین داده شود(البته به امید وجود حداقل یک گوش شنوا)
پیشنهاد می کنم به مبحث فقر و تفاوت درآمد مردم و تورم نیز مطلب بنویسید.
با تشکر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۹ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
جناب آقاي مطهري با سلام واحترام
تا زماني كه بيش از حد به گذشته خود بنازيم و تماما نگاه به گذشته داشته باشيم وضع ما همين خواهد بود .تعارفاتي همچون :" بهترين مردم دنيا ، با فرهنگ ترين ملت دنيا و..." باعث نمي‌شود كه امروز هم داراي خصوصيات خوبي داشته باشيم.با نفي فرهنگ ديگران هم نمي‌توان كارها را پيش برد. اگر مي‌خواهيم وضع كشور خود را سامان ببخشيم بايستي فارغ از هرگونه شعار و جو زدگي به ترميم فرهنگ و سبك زندگي خود در جامعه بپردازيم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
با سلام
وقتي اين متن را ومتن هاي قبلي جناب آقاي مطهري را مي خواندم نا خود آگاه اشك در چشمانم حلقه ميزد چرا كه من كه از نسل اين انقلابم ناراحتم كه بايد بعد از 30 سال از انقلاب اين با اين مسايل حل شده در اكثر كشورها روبرو باشيم
ريشه اين مسايل متنوع است
از طرفي من يك به اصطلاح مسلمان 40 ساله نميدانم كه حكم اسلام در رابطه با اسيد پاشي چيست؟
تلويزيون و مطبوعات خالي از محتواي ما كه دايما به مسايل سياسي توجه دارند حد اقل راجع به اين مسيله و مسايل مشابه آن توجه كرده و لا اقل يك بار
ميز گرد راجع به اسيد پاشي گذاشته و ما مردم بفهميم حكم اسلام چيست؟
آقاي مطهري
لطفا اين مباحث را گسترده تر كرده و عالمان متخصص را درگير اين بحثها كرده
و نتيجه اي بگيريد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۳۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
از شما متشکریم. ولی واقعیت این است که بخش زیادی از مردم ما بعلت فشارهای مختلف تعادل روانی مناسبی ندارند (از جمله خود من!). مگر یک انسان چقدر تحمل دارد؟ باید یک برنامه عملی برای خروج مردم از این باتلاق استرس و اختلال روانی اجرا شود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۴
اطلاع رسانی شما شاید 200 سال دیگر نتیجه دهد . مگر اینکه از این حدود ده هزار نفر که مطالب شما را دیده اند ده نفر مسئول موثر باشند و این تقریبا محال است زیرا این بزرگان از صبح تا شب در جلسات کاری هستند و اگر فرصت کنند به کارتابل های بزرگ و پر از کاغذ خود برسند . بهتر است بنوسید و بنویسید و بعد حتی یک سایت برای این موارد بزنید و حتی موسسه ای برای آن تاسیس کنید و ... . این شیوه جواب نداده و نخواهد داد . ادامه دهید تا اثبات شود .
ناشناس
|
United States
|
۰۴:۰۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
به نام خدا

بیشتر خوانندگان از جمله مسئولانی که این مطالب را می خوانند، تسلطی به تاریخ اسلام و فقه ندارند.

ارجاع بیشتر به منابع اسلامی و سیره عملی اهل البیت و مخصوصا رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) که در موضع حاکم الهی جامعه بودند بر موثر بودن مقالات شما خواهد افزود زیرا:

1. چنین مثالهایی کمک می کند که مطلب در ذهن خوانندگان جا بیافتد و بماند.

2. افراد کم اطلاع تر بهتر باور می کنند که موضع اسلام در این زمینه ها چقدر جدیست.

3. بهانه ای برای مدعیان پیروی از اهل بیت باقی نمی ماند.

با تشکر
روح مرحوم مطهری شاد شود ان شاء الله.
ناشناس
|
Canada
|
۰۵:۵۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
متاسفانه این مشکلات از خانواده ها و حتی مدرسه و محل کار شروع میشه و به سطوح مختلف جامعه میرسه. ای کاش یک بسیج عمومی براه می افتاد و تو تلویزیون رادیو و حتی مساجد و نماز جمعه ها به غیر از سیاست و مشکلات اقتصادی. آداب معاشرت و اصول زندگی اجتماعی هم آموزش میدادند. حال در فالب دستورات دینی یا صرفا اصول انسانی و اخلاقی. چقدر به ما آموزش احترام به یکدیگر یاد میدهند چقدر در مورد حفاظت مجیط زیست و مثلا آشغال نریختن تو خیابان و جوی و برزن با ما حرف میزنند. خیلی خیلی کم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
با تشكر از فرزند شهيدمطهري و ضمن تاييد مطالب ايشان و كاربران،علاوه آنها محتوي و روش متون درسي و دانشگاهي بايد به مسايل اصلي و روز جامعه امروز به پردازد و مسايل تكراري ومولفات تكراري حذف شوند و به آموزش مجريان قانون و قضات با روش هاي نو پرداخته شود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
با سلام
موضوعات بسیار بسیار مهمی را مطرح کرده اید لطفا هرچه می توانید برای راهکار هم اقدام فرمائید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۹ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
والله باید ریشه این گونه متجاوزان را با شدت و دقت زد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
مقاله بسيار جالب وواقعي شمارا مطاله كردم ايكاش رونوشت آن جهت مسئولين كشور ارسال تا روش هاي صحيح تعيين مرز جرم مشخص شود و به اميد احراي قانون به هرقيمتي در كشور عزيزمان ايران
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
احساس مي كنم كه مسائل اقتصادي دليلي بيشتر بي توجهي هاي مردم به اين گونه مسائل شده است. بدين ترتيب كه مي گويند وقتي بايد دنبال نان بدوئيم چرا بايد مثلا نسبت به فلان بدبختي واكنشي نشان دهيم و خودم بدخت ترم و اين حرف ها. شايد مشكلات اقتصادي و عدم مطالعه كافي مردم به علت وقت كم هم دليل ديگري داشته باشد. فكر مي كنم ابزار سريال هاي تلوزيوني بهتر از بيست و سي و يا وقت ضمير منير بتواند اين مسائل را حل كند. چون گويا مردم بيشتر به اين ابزار علاقه دارند. البته بد نيست مثل اين مصاحبه با بمب گذارها و يا برنامه هايي مثل به اسم دموكراسي با عاملان اين جنايت ها هم گفتگو شود. حداقل در ظاهر اين احساس ايجاد مي شود كه با اين جرايم برخورد صورت مي كيرد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
متاسفانه همانطور که در مقاله نیز به آن اشاره شده است بسیاری از خلافها در جامعه ما کوچک شمرده می شود در حالی که این خلافهای کوچک خود زمینه ساز خلافهای بعدی است به نظر من بسیاری از این موارد ریشه در خانواده و مدارس دارند که می بایست مسئله را در آنجا جستجو کرد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
نمیدانم فیلم مردی برای تمام فصول که سرگذشت سر توماس مور رییس قوه قضاییه انگلیس در زمان جورج (400 سال قبل) است دیده اید یا نه جایی این مرد در آستانه اعدام میگوید اگر قانون را شکستیم خودمان به چه پناه ببریم و حالا ما داریم تاوان قانون شکنیهای قبلی را می دهیم و وقتی جوانی در مدرسه برای رسیدن به مدارج بالا باید رشوه بدهد نه اینکه درس بخواند یا در سربازی برای فرار از وظیفه قانونی دست به اقدامات غیر قانونی بزند آیا قانونی که با کمتر از پول یک خودرو شکسته می شود از بند تنبان هم شلتر نمی شود آن روز باید به این مسایل فکر می کردیم که عنوان مدیر را به قانون شکنانی چون کرباسچی اهدا کردیم زحمات او را نادیده نمیگیرم ولی قانون، آن روزها نابود شد
ناشناس
|
-
|
۱۰:۴۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
سلام الحق كه خلف صالحي براي آن شهيد بزرگوار هستي بغضي كه سالها در گلوي دوستداران انقلاب مانده است خوب وشايسته تحليل كردي از خداوند متعال توفيقت را خواستارم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
با سلام خدمت آقای مطهری
به عنوان یک ایرانی مسلمان شیعه صمیمانه از شما تشکر می کنم که با جرئت و دقت خود این مطالب ارزنده و پند آموز را مطرح کردید. اگر در میان موضوعات مطرح شده سعی نمایید از نکته ها و بیانات پدر شهیدتان استاد مطهری نیز به عنوان تایید و تاکید مطالبتان استفاده نمایید قطعا اثرات بیشتر، بارزتر و سریعتری خواهد گذاشت. از کارکنان زحمت کش و جسور سایت تابناک نیز که دلسوزانه فعالیت می کنند بسیار تشکر می کنم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
بسیار عالی بود، خدا پدر بزرگوارتان را رحمت کند. من فکر میکنم جامعه کنونی ما آمادگی پذیرش راه حلهای شما را خواهد داشت، چون واقعا آستانه غیرت و تحمل مردم ما در حال لبریز شدن است از این همه جرم و ظلمی که در جامعه است.
نکته مهمتر اینکه این نظرات باید به گوش مسئولین امر برسد. متاسفانه تا وقتی که برای خانواده خود مسئولان چنین اتفاقی نیفتد، به نظر میرسد که اینجور مسایل پیش گیرانه جدی گرفته نمیشود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
بنظر بنده بهترين راه جهت جلوگيري از تخلف و تعدي در جامعه ما برخوردهاي جدي و شديد و بدون اغماض در رابطه با جرمها و تخلفات كوچك ميباشد زيرا تخم مرغ دزد عاقبت شتر دزد ميشود.
در حال حاضر اگر دقت كرده باشيد مزاحمتهاي خياباني بسيار بسيار زياد شده و نواميس مردم هيچگونهامنيتي در خيابان ها ندارند و بهمين علت روز بروز شاهد درخواست گواهي رانندگي از طرف خانمها هستيم چرا؟چون در جامعه ما زن و دختر بدون خودرو در معرض هرگونه نا امني از متلك پراني و ربوده شدن و آزار و اذيتهاي رنگارنگ ميباشد .
بيائيم لااقل اندكي از شعار هاي تكراري و آزار دهنده بكاهيم و قدري بفكر اين مردم بيچاره باشيم و محيطي امن براي زنان و فرزندان اين آب و خاك بسازيم .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
از فرزند برومند شهيد مطهري سپاسگذارم و فكر مي كنم فرزندشان با نوشتن اين چند مقاله ياد ايشان و افكارشان را به بهترين نحو ممكن زنده نگه داشته اند ؛ تصورم بر اينست اين مجموعه مقالات اولين مقالاتي باشد كه به همراه كالبد شكافي دقيق راه حل هاي ممكن را نيز ارائه نموده است و دوم اينكه به جديت به طرح ان پرداخته شده است.
اما خدمت اين بزرگوار عرض نمايم كه اينها فقط و فقط ذره اي از اقيانوس معضلات اجتماعي است كه متاسفانه گريبان جامعه بحران زده مارا گرفته است و لازم است همانند يك شهروند عادي ؛ جستجوگر و كنجكاو در جامعه حضور داشته باشي تا مطالبي براي شما عيان شود كه نمونه هاي ذكر شده توسط جنابعالي حداقل همطراز انهاست به هر حال اميد است كه اين پزوهش؛كنكاش و دغدغه زيباي شما مورد توجه اناني كه بايد؛ قرار گيرد.روح مطهري بزرگ شاد كه فرزندي چنين از خود به جاي گذاشته است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
از نويسنده مطلب كه بسيار دقيق مسئله را مطرح كردند متشكرم و خواهش مي‌كنم طرح موضوع را به طور جدي دنبال نماييد قطعاً با رايزني با ساير نهادها به خصوص رسانه ملي شايد بتوان به نتايج بهتري دسترسي پيدا كرد و گرنه كه خيلي‌ه اين مسائل را مي‌دانند و چون كاري از دستشان برنمي‌ايد جز اينكه داغي بر دلشان نهاده شود فايده‌اي ندارد به خصوص براي خانم‌ها كه بسيار ظريف به آن اشاره كرديد. به طور مثال ماشين ما را كه در داخل پاركينگ منزلمان مي‌باشد قالپاق‌هايش را دزديدند. وقتي به پليس 110 و كلانتري محل اطلاع داديم همه خندان و متعجب بودند كه حالا يك قالپاق فقط دزديده شده برويد خدا را شكر كنيد كه خود ماشين را ندزديدند. يا در پي مزاحمت يك (مرد) كه به صورت جدي شكايت كرده و شكايت خودمان را به دادگاه رسانديم قاضي محترم پرونده اولاً از ما شاهد طلبيد (كه همانجا برق شادي آن مرد را هيچ گاه از ذهنم فراموش كنم ) ثانياً از زماني كه به كلانتري رفتيم تا خود دادگاه همه محترمانه به ما گفتند حالا مگه چه كار كرده (البته باز هم به ما توصيه شكرگزاري كردند كه بلايي بدتر سرمان نياورده‌اند اين كه چيزي نيست).
از خداوند براي راقم مقاله آرزوي موفقيت دارم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
جناب آقای مطهری عزیز
با سلام
بنده و همه کسانی که دلشان برای اعتلای ایران اسلامی می تپد دست شما را می بوسیم . امید است بواسطه تلاش و قلم فرسایی فرهیختگانی امسال شما وضعیت ایران بخصوص امنیت ارتقا یابد . می خواستم مطلبی در خصوص تایید فرمایشات شما بیان کنم . یادم هست در یکی از برنامه های سیما به نام سفر بخیر که از شبکه سوم پخش میشود سردار هاشمی رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ هنگامی که از مردم درخواست می کردند مقررات رانندگی را رعایت کنند شروع به گریه کردند و به مردم التماس می کردند که به قوانین احترام بگذارند و جان خود و دیگران را به خطر نیاندازند . براستی اگر ایشان و امثال ایشان بجای گریه و التماس به خاطیانی که این گریه و التماسها توی کتشون نمیره ، قاطعانه و با سختگیرانه ترین قوانین و بدون هیچ اغماضی برخورد کنند مطمئنا وضعیت کن فیکن خواهد شد .
با تشکر مجدد منتظر مقالات راهگشای شما هستیم .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
سلام بر تمامي انسانهائي كه بدون ريا به فكر اعتالائ اين فرهنگ اصيل ايراني هستند
بنظر من از نظر آماري اين مقاله بيشترين بازتاب از طرف خوانندگان را به خود احتصاص داده آيا وقت آن نيست كه مسئولين به فكر بيفتند و با فرهيختگان و خرد مندان يك بررسي همه جانبه انجالم و راه چاره پيدا كنند زير اگر دير شود و جمعيت رو به فزوني رود آنوقت بسيار دير است آيا تمام دنيا با خاطيان با رافت رفتار ميكنند ؟ بنظر من كسي كه اعتقادي به قانون ندارد بزرگترين جرم را مرتكب شده است و الا از چراغ قرمز عبور كردن و آزار زن و بچه مردم در خيابان و حتي تخلفات جزئي نبايد بدون پاسخ بماند شما ببينيد با فرهنگ سازي قوي و پشتيباني مردم فرهنك عدم استعمال دخانيات در مكانهاي سر بسته به خوبي جاافتاده و كسي كه در مكان هاي سربسته سيگار بكشد مورد اعتراض مردم واقع ميشود زيرا هم قانون آن به وجود آمد و هم مسئولين خواستند و مردم ديدند كه حمايت ميشوند آنها هم كمك كردند در حال حاضر يكي از حادترين معضلات اجتماعي ما رانندگي بد مااست كه به آن توجهي نميشود بنظر بنده متاسفانه افراد خلافكار در آمد هم دارند كه اين جريمه ها آنها را آدم نمي كنه بايد براي برحي تخلفات رانندگي كه به قتل انسانه منتهي ميشود مثا عبور از چراغ قرمز كه متاسفانه اثبات آن هم مشكل است از همين موارد است جادارد همانظور كه امام راحل فرمودند تلويزيون يك دانشگاه است با روش جذابي بجاي اين سريال هاي بد آمور و بي محتوا سريالهاي آموزنده اي كه در اين موارد با جذابيت براي مردم تهيه شود و در مدارس هم درسي تحت عنوان جرا بايد قانون را رعايت كنيم وبا همكاري مسئوليني مثل افسران راهنمائي ورانندگي حضور يابند و به معلمين آموزش بدهند و آنها به بچه ها و امتخان بگيرند و حتي اگر كسي نمره حد نصاب را نياورد مردود شود را قرار بدهند

با تشكر از همه كسانيكه در عمل نه در شعار به فكر ايران عزيز هستند -يك ايراني
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۶ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
چندوقت پيش دريك برنامه خبري سيما پليس افغان رانشان داد كه اتومبيل متخلف را كه درمحل ممنوع پارك كرده بود پنچركرد به نظر مي رسدآنها زودترازما بتوانند براينگونه مشكلات فايق آين چون راه درستش را پيداكرده اند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۰۵ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۵
آقا جان! اون دو تا عكسي را كه از وضعيت ترافيك در تهران و خارج چاپ كرديد را من قبلا در كلاس هاي آموزش استفاده كرده ام. هدف من اين بود كه به اين ملت حالي كنم فرق است بين فرهنگ ايراني و فرهنگ كشور هاي ديگر. و همواره از شاگردان اين سوال را ميكنم در كدام يك از اين دو تصوير مردم به جان ديگران بيشتر اهميت ميدهند؟ در كدام خيابان آمبولانس حامل مريض بد حال ميتواند زودتر به بيمارستان برسد؟ به اعتقاد من همه آنهايي كه در بين خطوط رانندگي نميكنند قاتليني هستند كه خود نميدانند چگونه آدم ميكشند.
ناشناس
|
-
|
۰۰:۲۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۶
با سلام
جناب آقای مطهری
درود بر شما که این چنین با صداقت و شجاعت مطالب خود را بیان کردید. امید است در مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه این حرفها مطرح شود و از ابزارهای قانونی برای اقدامات عملی بهره جویید.
امید است به جای نوازش مجرمان، با مجرمان برخورد قاطع و عبرت آموز صورت گیرد.
و السلام
ناشناس
|
France
|
۰۸:۱۲ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۶
مقالات جالب وقابل توجهي است پيشنهاد ميشود از طريق رسانه هاي ديگر نيز پخش شود معمولاسايتهاورسانه هايي كه بسياري از تحليلهاي آنها معمولا تشخيص داده ميشود ازروي قرض ورزي است كمتر به آن مراجعه مي شود ويا اگر مراجعه نيز شد ترتيب اثري داده نميشود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۶
با سلام . خانم بنده يك پزشك است كه در يكي از درمانگاههاي شبانه روزي استان بوشهر ،در شهرسعداباد مشغول كار ميباشد. متاسفانه چندين بار مشاهده كرده ام كه با حالتي وحشت زده و نگران به منزل مراجعه نموده است . وقتي علت را جويا شدم، گفت وقتي براي معاينه بيماران به مطب رفته بوده،همراه بيمار و در يك مورد خود بيمار ، به او بي احترامي كرده و حتي او را تهديد به مرگ كرده اند فقط به اين دليل كه او به دليل نداشتن امكانات كافي در در مانگاه ، بيمار را به بيمارستان برازجان ارجا داده است و يا يكي از بيمارانش وقتي آمپول زده است دردش آمده ( كه علت هم نوع آمپول كه اصطلاحا به آن روغني ميگويند بوده)و اين در حالي است كه نه تنها نگهبان اداره به او كمك نكرده (و يا حداقل به پليس خبر نداده )است،مشغول تماشاشده و تنها نظاره گر اين مشاجره بوده است.متاسفانه در دو مورد بيماران ايجاد كننده درگيري ،در پاسگاه اقوامي داشته .حال وقتي يك پزشك در هنگام معاينه بيمارانش احساس امنيت ندارد ، چگونه ميتواند كار خود را به خوبي انجام دهد در حالي كه بايد نگران حمله از طرف بيمار و يا همراه او باشد و هيچ نگهباني هم ( خصوصا در كشيك شب ) ندارد و مركز بهداشت هم نسبت به گماشتن يك نفر از نيروي انتظامي ( به دليل بار مالي ) اقدام نميكند. به نظر شما چه ميتوان كرد؟ اين موضوع خيلي مرا نگران كرده و اين مورد نه تنها نگراني من بلكه مشكل بسياري از خانواد هاي ديگر هم هست. لطفا در اين موارد هم مقالاتي تهيه كنيد تا شايد مسئولان فكري كنند . ( البته اميدي ندارم )
ناشناس
|
-
|
۰۹:۲۸ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۶
***برادر ارجمند جناب آقای مطهری سلام
مطالب بسیار مفیدتان را خواندم ان شا الله که مسوولین مربوطه هم بخوانند و چاره ای بیندیشند.
از شما بزرگوار تقاضا دارم به وضعیت دانشگاهها نیز پرداخته و مقاله ای در این زمینه نیز به رشته تحریر در آورید. متاسفانه بسیاری از بی عفتی ها هم اکنون در بین دانشجویان اتفاق می افتد و اکثر آنها پنهان می ماند.
در عجبم چطور بعضی خانواده ها راضی می شوند که دخترشان در دانشگاه فلان شهر که کیلومترها از محل زندگیشان فاصله دارد درس بخواند. ارزشمندترین سرمایه زن حیاست که اگر این حیا بریزد به زعم من دیگر از زن چیزی نمی ماند. متاسفانه وضعیت دانشگاهها بسیار تاسف برانگیز است و کسی نیست که چاره ای بیندیشد. شاید شما با مطالبتان مسئولان را به خود آورید.
با تشکر
برادر کوچکتان از اردکان یزد***
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۷ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۶
با تشکر از سلسله مقالات مفيد و محققانه جناب مطهري.
چند سال پيش مجله‌اي از ژاپن بنام Look Japanبرايم ارسال مي شد که در يکي از شماره‌هاي آن مقاله اي در مورد جرائم ايرانيان مقيم ژاپن نوشته بود و آن را ريشه يابي کرده بود. مطلب جالبي که به آن اشاره شده بود اين بود که ايرانيان وقتي براي جرمي جريمه شدند فکر ميکنند ديگر مصون شده اند. اين مورد را دقيقا در جرائم رانندگي مي‌بينيم. مثلا اگر کسي بخاطر ورود به حريم طرح ترافيک يا پارک ممنوع جريمه شود با افتخار برگ جريمه را پشت شيشه مي گذارد و با خيال راحت تا آخر آن روز در محدوده ممنوع مي چرخد و يا پارک ميکند و اگر دوباره پليسي به او معترض شود با نشان دادن برگ جريمه خود را از جريمه مجدد مي رهاند. در صورتي که نوع جريمه و روش اجراي آن بايد به گونه اي باشد که جلوي خلاف را بگيرد نه اينکه مجوزي براي ادامه کار خلاف باشد.
همچنين بارها در خبرها مي بينيم مجرماني که به دلايلي مانند دزدي يا مزاحمت براي مردم دستگير شده اند با وثيقه آزاد مي شوند و در زمان آزادي باز هم جرائم زيادي مرتکب شده و به شرارت خود ادامه مي دهند (نمونه بارزش خبري بود که ديروز 25 ارديبهشت در جرائم خوانديم که مجرمي بنام حسين از اشرار معروف محله ستارخان در زمان آزادي با قرار وثيقه مرتکب چندين فقزه مزاحمت براي نواميس، دزديدن دختران و زورگيري شده بود). من نمي دانم براي چنين مجرماني اصلا قرار وثيقه و آزادي چه معني دارد؟ مگر کسي يک حيوان خطرناک را با قرار وثيقه در ميان اجتماع آزاد مي کند که يک مجرم خطرناک را آزاد مي کنند.
در جزائم مالي هم خيلي راحت مجرمان با زدن سند اموال خود از پس دادن حق مردم فرار مي کنند و بر فرض زنداني بودن مادام العمر مجرم، چه دردي را از کسي که تمام دارايي زندگي اش را يک کلاه بردار چپاول کرده است دوا مي کند؟ قوانين بايد به گونه اي تصحيح شود که در چنين مواردي با بررسي سوابق مالکيت و زمان مالکيت اموال براي بستگان مجرمين زمينه بازپس گيري حق و حقوق مردم و بيت المال را فراهم آورند.
در زمينه حقوق عمومي مردم هم که وضعيت آنقدر اسفناک است که بيانش دردناک است. مهمترين مشکل اين است که کسي مسئوليت اعمالش را بر عهده نمي گيرد. اگر کسي بر مسندي نشست يا مدير کاري شد، اگر با عملکرد ناصحيحش ميلياردها تومان هم به مردم و بيت المال ضربه بزند و خسارات مالي و رواني هنگفتي بر مردم وارد کند، حداکثر اگر کسي به داد مردم برسد از کار برکنار مي شود و اگر بر مسندي مهمتر و بالاتر ننشيندة هيچگاه تصور اينکه براي اعمالش پاسخگو باشد و مجازات شود و حقوق مردم به نوعي پرداخته شود وجود ندارد. مشکلات از اين دست در اين کشور بسيار فراتر از مجالي است که اينگونه بيان شود و جاي تقدير و تشکر فراوان از نگارنده اين سلسله مقالات و سايت محترم تابناک است که بهاين مهم همت گمارده است. پيشنهاد مي کنم بعد از پايان کار مقالات و نظرات خوبي که ارسال شده بود بصورت يک سند يکپارچه به نحو مناسبي براي مسئولين زيربط ارسال شود. شايد زحمت خواندنش را به خودشان بدهند.
ناشناس
|
Canada
|
۰۸:۳۴ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۷
من که تجربه زندگی در ایران و کاناد را دارم، به خوبی منظور نویسنده را درک کردم و با آن موافقم.
ناشناس
|
-
|
۰۲:۱۰ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۸
با سلام خدمت آقای مطهری و با تشکر از اینکه بالاخره یکی به این توجه کرد که بابا بعضی وقتها اشکال از ماست. در مورد اون آقایی که ادعا کرده عکس سمت راست از لندن است باید بگویم عکس از لوس آنجلس است که در آن ایرانی هم زیاد است و اگر عکس از لندن بود، آقای مطهری حتما اسمش رو می بردند. اما در مورد دوربینهای مورد اشاره این آقا، در آمریکا بجز چهارراههای خطرناک بقیه دوربین ندارند چرا که همانطور که آقای مطهری گفتند نیازی به دوربین نیست. جدیدا من شنیدم که در لندن برای کنترل حرکات تروریستی در سطح شهر دوربین نصب کردند که طبیعتآ کاری به ترافیک ندارد. در لس آنجلس هم جدیدا پلیس طرحی را اجرا کرده که در بعضی محله ها که گنگها فعال هستند برای کنترل حرکات گنگها دوربین بگذارند ونه ترافیک. بنابراین مشکل ترافیک یا بطور کلی نظم اجتماعی مسئله ایی است که سالها در غرب بدون دوربین و این چیزها حل شده است.
با تشکر، ساکن منطقه اورنج کانتی، جنوب کالیفرنیا.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۳ - ۱۳۸۷/۰۲/۲۹
با سلام
درد را همه مي‌دانند و هر كسي به نوبه خود به نحوي با آن مواجه شده است اما درمان كدام است و راه حل چيست ؟ چه كسي مسول است ؟ اين مشكلات از بيرون نيامده بلكه هر جا افراد مسول ضعيف باشند جرم و جنايت خودش را نشان مي دهد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۱ - ۱۳۸۷/۰۲/۳۱
با درود

متاسفانه حق با جناب آقای مطهری است ما بد شده ایم و از قول یک دوست. فرهنگ چند هزار ساله ما در حال احتضار است. و ار مهربانی و معرفت کمتر میشنویم. امیدوارم حداقل یک گروهی یا یک ngoتشکیل شود تا بصورت رسمی پیگیر کاهش جرایم راههای نظری و عملی بشود با تشکر.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: