دير بجنبيم، كار سخت شده است!
ميدانيد
مظلوميت «دردهاي اجتماعي» جامعه ما، ناشي از چيست و چرا بايد بر اين
مظلوميت تاسف خورد؟ مروري بر آنچه كه «توجه به حوادث تلخ اجتماعي» نام
دارد، پاسخ پرسش پيش رو را از اين نكته پنهان، آشكار ميكند كه «نقطه ضعف»
ما در توجه به موضوعاتي از اين دست، اغلب، در همان چيزي است كه اتفاقا به
نادرست، «نقطه قوت» ما پنداشته ميشود. يعني آن كه، به محض وقوع رويدادي
تلخ كه احساسات جامعه را جريحهدار ميكند، امواجي از توجهات با شتاب به
حركت درميآيند و هياهويي از عللجويي و مقصريابي به پا ميخيزد تا آن گاه
كه خاكستر فراموشي بر آن مينشيند و چشم به حادثه دردناك بعدي ميدوزيم.
سرعت
رسيدگي به پرونده متجاوزان به عنف و انتشار اخبار عبرتآموز اعدام محكومان
آنها ، اگرچه «قاطعيت مجريان در مجازات عاملان تعرض به نواميس مردم و
امنيت افراد» را نشان داده و به كساني كه انديشه چنين جنايتي دارند، پيغام
درسآموزي ميدهد، اما، دلايلي دال بر مظلوميت دردهاي اجتماعي كه در حواشي
اين حوادث نمايان ميشود، هرگز پنهان نميماند.
به عنوان مثال
چنانچه متجاوزي با ترفند «مامورنمايي»، طعمه خود را شكار كرده باشد، در
تشريح حادثه از سوي برخي مسوولان، تاكيد بر اين كه وي مامور نبوده و از
عنوان جعلي استفاده كرده است، ـ هر چند كه بخشي از وظيفه پليس اطمينانبخشي
به شهروندان و ايجاد آرامش رواني است ـ بسيار مهمتر از كالبدشكافي اين
موضوع ميشود كه «چرا مأمورنمايي، رويه برخي مجرمان شده است و از اين موضوع
هم باكي ندارند؟!» ـ نظير متجاوز به عنف اعدام شدهاي كه در بجنورد، پس
از اجراي نقشه سرقت تحت عنوان جعلي مامور آب و فاضلاب، انديشه تعرض نيز در
سر پرورانده و با ارتكاب يك فقره تجاوز، در تحقق نيت شوم بعدي ناكام مانده
بود! ـ
سياست اجتماعي ما ـ البته اگر اساسا سياست اجتماعي در كار
باشد ـ در برخوردهاي پيشگيرانه و درمانگرانه با آسيب هاي اجتماعي چنان
ناتوان است كه هر جا كم ميآوريم، گريزي به بيراههها ميزنيم؛ گو اين كه
در فقدان برنامه، قرار است مثلا ازدواج موقت يا دائم، ناجي ما در همه
مشكلات اجتماعي جوانان باشد. پس اي كاش رد بسياري از جرايم را
هوشمندانهتر بگيريم تا به مسير اصلي درمان بخش مهمي از آسيب هاي اجتماعي
برسيم. به عنوان مثال وقتي از شنيدن وقوع تجاوز به عنف نگران ميشويم، بد
نيست نگاهي به سن مقتولاني بياندازيم كه به اتهام مزاحمت خياباني براي
نواميس (جرمي كه مقدمه جرايم بعدي است)، زير تيغ شاكيان، در سنين نوجواني و
اوج جواني با زندگي وداع كردهاند.
روي اين نوشتار با كساني است كه
دانسته و نادانسته! با خوگرفتن به اخلاقيات زشت كه ظاهرا كماهميت هستند، و
تكرار آنها، وارد وادي وسيعتر جرم ميشوند؛ بيآن كه فرجام اين جرايم را
پيشبيني كرده باشند.
در اخبار حوادث، كم نخواندهايم كه پليس در
مدت مشخصي از اجراي طرح امنيت اخلاقي، مثلا «چند صد دستگاه خودرو مزاحم
نواميس را توقيف كرد» يا «به چندين هزار مزاحم خياباني در كل كشور تذكر
داد و از اين ميان چند هزار تن را هم به خاطر داشتن شاكي خصوصي به مراجع
قضايي معرفي كرد.»
«مزاحمت خياباني» امروزه به عنوان پديده اخلاقي
زننده، به چنان مرحلهاي در جامعه رسيده كه مسئولان انتظامي بارها و بارها
برخورد با عاملان مزاحمت براي نواميس مردم را در دستور كار طرح امنيت
اخلاقي قرار دادهاند و بايد منتظر ماند و ديد اين بار به دليل ارتكاب چنين
جرم چندشآوري! چه تعداد دستگير و چندهزار خودرو توقيف خواهند شد؟
پديدهاي
به نام «مزاحمت براي نواميس» از انواع مختلف آن همچون متلكپراني،
تنهزدن، زل زدن و چشمچراني، بوق زدن و متوقف كردن خودرو در مقابل پاي فرد
و طرح تقاضاي نامشروع، چراغ زدن، مزاحمت تلفني، تمسخر، ترساندن، ايستادن
بر سر معابر و محل هاي رفت و آمد عموم و اجتماع كردن مقابل درب مدارس، بد
نشستن با هدف سوء در وسايل نقليه عمومي مثل تاكسي و ... از جمله آسيبهايي
است كه ابتدائا به شدت نياز به ساز و كار پيشگيرانه از نوع فرهنگي و در
ادامه، برخورد مقابلهاي از نوع پليسي و قضايي دارد، وگرنه زماني به خود
خواهيم آمد كه كار خيلي سخت شده است.
آثار مخرب پديده مزاحمت
خياباني تا آنجاست كه شماري از قتلها هم به واسطه همين مزاحمتها رخ
ميدهد و چه بسيار خانوادههايي را كه داغدار نميكند.
نمونههايي
از سرانجامي كه اين مزاحمتهاي به ظاهر ساده، اما تاثيرگذار از جنبه رواني و
ويرانگر از جهت فروپاشي خانواده و قتل و آدمكشي رقم زدهاند، واقعيتهاي
دردناك اين بيماري اجتماعي را كه زمينه وقوع جرايم خشنتر را فراهم ميكند،
آشكارتر ساخته و ميتواند هشداري باشد براي آنها كه نواميس ديگران را با
رفتاري غيراخلاقي، هدف آزارهاي خود قرار ميدهند.
|
سرانجام مزاحمت
|
شيوه مزاحمت |
فردي كه بر اساس ادعاي شاكي، مورد مزاحمت قرار گرفته |
متهم به مزاحمت |
رديف |
|
قتل متهم به مزاحمت- كمك گرفتن همسر زن از دو دوست خود براي تاديب متهم به مزاحمت قبل از وقوع قتل |
متلكپراني |
زن متاهل كه همراه شوهرش در حال عبور از كوچه بوده است |
جوان 27 ساله |
1
|
|
متهم به قتل براي انتقام از متهم به مزاحمت، وارد درگيري شده و در اين درگيري يكي از دوستان متهم به مزاحمت كشته و قاتل به قصاص محكوم ميشود |
متلكپراني |
يكي از دختران فاميل فرد ضارب |
جواني با سن نامعلوم |
2
|
|
درگيري برادر 26 ساله دختر جوان با متهم به مزاحمت به خاطر متلكپراني و قتل وي . در اين درگيري 5 متهم به شركت در نزاع دستگير ميشوند |
متلكپراني |
دختر جوان |
جواني كه سنش اشاره نشده است
|
3
|
|
وقوع درگيري، قتل برادر 18 ساله دختر پس از نزاع با 3 متهم به مزاحمت |
متلكپراني
|
دختر 12 ساله |
3نوجوان 17 ساله |
4
|
|
تعقيب متهم به مزاحمت توسط همسر 26 ساله زن متاهل، درگيري و قتل متهم به مزاحمت بر اثر هل دادن |
مزاحمت در ملاء عام بر اساس ادعاي شاكي |
زن متاهل |
جواني كه سنش اشاره نشده است |
5
|
|
قتل متهم به مزاحمت توسط همسر زن . بر اساس ادعاي شاكي، همسرش ، هنگامي كه خود در مغازه مشغول خريد بوده، توسط فرد راننده مورد مزاحمت قرار گرفته |
مزاحمت در خيابان |
زن متاهل |
راننده جوان |
6 |
|
متهم توسط مردم دستگير و تحويل پليس داده ميشود |
درخواست دوستي با دختر جوان و هل دادن وي پس از بيتوجهي |
دختر جواني كه در حال عبور از خيابان بوده |
پسر 22 ساله كه تازه به تهران آمده بود
|
7
|
|
نزاع مرگبار و قتل يكي از دو متهم به مزاحمت با چاقو |
سربهسر گذاشتن با زوج جوان هنگام تردد |
زوج جوان |
دو جوان موتورسوار |
8
|
|
متهم با هماهنگي همسرش با مقتول شبانه قرار خياباني ميگذارد، پس از مشاجره ، متهم به مزاحمت با ضربات چاقوي متهم به قتل از پاي درميآيد همسر قاتل به اتهام معاونت در قتل بازداشت ميشود |
مزاحمت تلفني از گوشي همراه براي همسر قاتل |
همسر يك مرد راننده |
جوان 24 ساله |
9
|
|
مقتول كه همسر زن متاهل است دو متهم به مزاحمت را به سر قرار كشانده و درگيري منجر به قتل يكي از متهمان به مزاحمت هم ميشود |
نوع مزاحمت توسط شاكي دقيقا اشاره نشده است |
زن متاهل |
دو مرد |
10
|
و اما هشدارهايي كه اگر جدي گرفته نشوند، ضمن تهديد امنيت رواني جامعه، خانوادههاي بسيار ديگري را از هم پاشيده يا داغدار كرده و سرنوشت زندان و مرگ را براي جوانان ديگري رقم خواهد زد.
1- به اذعان مسئولان انتظامي، «احساس امنيت در جامعه مهمتر از وجود امنيت است» و اين درحاليست كه مزاحمت «خياباني» و هر «نوع ديگر» آن، از عوامل كاهش احساس امنيت است كه بايد تدبيري جدي براي مقابله با عاملان و دست كم اصلاح برخي از عوامل آن انديشيد.
2- فرجام مرگبار شماري از مزاحمتها نشان ميدهد اين پديده، فقط زنان و دختران را قرباني نكرده و اثر بدي بر كل جامعه اعم از مردان و خانوادهها ميگذارد.
3- بسياري از كساني كه گرفتار بيماري «مزاحمت براي بانوان و نواميس مردم» هستند، ازعاقبت اين عمل كه به وقوع جرايم ديگر و شايد قتل منتهي ميشود، بياطلاع بوده و بر اين گماناند كه اين موضوع ميتواند فقط يك تفريح يا شوخي ساده باشد.
4- دختران و زناني كه هنگام تنهايي در مكانهايي مثل پاركها و حتي در اماكن شلوغي مانند مترو، معابر و ... با مزاحمت افراد مريض مواجه ميشوند، احساس بسيار ناخوشايندي مييابند كه بار رواني ناشي از اين احساس، حداقل تاثير مزاحمت است و ساير تاثيرات، جنبههاي نامطلوبتري دارد.
5- با وجود آن كه بخشي از توان پليس صرف برخورد با مزاحمتهاي خياباني ميشود و به توقيف خودرو مزاحمان در جريان اجراي طرحها و يا مشاهدات نامحسوس پليس هم اشاره شد، مزاحمت براي نواميس مردم بويژه متلكپراني، بوق زدن به قصد دعوت به ارتباط نامشروع و ترساندن زنان و دختران با وسايل نقليه همچون موتورسيكلت – به خاطر ويژگي امكان فرار سريع- به دليل تكرار و گريز از مجازات، تبديل به يك امر عادي و گاه موضوعي براي تفريح افراد نابهنجار شده است.
6- برخي افراد، مزاحمت براي نواميس مردم را مقدمه اجراي ساير نقشههاي شومشان ميدانند ( در يك نمونه تجاوز به عنف به دختر 9 ساله كه عاملان آن محكوم به اعدام شدند، مشخص شد كه يكي از متهمان، بارها براي دختران محل مزاحمت ايجاد ميكرده است ) و اگر در اين بين شاهد همراهي طعمه خود نباشند، حتي دست به خشونت زده و متوسل به زور ميشوند. لذا شاهديم كه پيش از وقوع حوادث مربوط به مزاحمتهاي خياباني، تلفني و ...، گاهي مجموعهاي از جرايم در كنار هم انجام شدهاند.
7- تعدادي از مزاحمان موقعيت طعمهها اعم از اين كه دختر مجرد يا زن متاهل باشد ، تنها بوده يا حتي همراه همسر و يكي از نزديكانش باشد، يا نوع پوشش افراد، برايشان چندان تفاوتي نميكند و اين حاكي از گستاخي بيش از حد آنهاست كه به هر دليل دچار توهم بيباكي شدهاند.
8- در مواردي پس از واكنش (كلامي يا فيزيكي) قرباني مزاحمت، عامل اهانتكننده، پيشدستي كرده و به دليل همان احساس بيباكي و جا افتادن اين فرهنگ كه «اگر فردي پوشش نامناسبي داشت، سزاوار تحمل مزاحمت است»، هر آنچه ميخواهد را نثار وي كرده و خود را محق ميداند.
9- اغلب قربانيان (مقتولان متهم به ايجاد مزاحمت) و نيز انتقامگيرندگان كه بعضا عامل يك قتل در نزاع مرگبار پس از مزاحمت ميشوند، در سنين نوجواني و يا اوج جواني و بهترين سالهاي عمرشان به سر ميبرند كه اين نشان ميدهد احساسات و هيجانهاي ناشي از عصبانيت نزديكان افراد قرباني مزاحمتها، چنان غليان يافته است كه چشم بر هر احتمالي در ماجرا بستهاند و حاضر به نابودي خود و غم بزرگ خانوادهها هم شدهاند.
10- در اتفاقاتي از اين دست، برخي از زنان كه مورد مزاحمت قرار گرفتهاند، مردان خانواده (همسر، برادر، پدر و يا يكي از بستگان) را از ماجرا باخبر كرده و بيخبر از عاقبت كار، در طرح نقشه انتقامگيري به قصد تاديب فرد مزاحم و كشاندن او بر سر قرار، شركت كرده و حتي ضارب را همراهي كردهاند و ناخواسته گرفتار سرنوشت «معاونت در قتل» شدهاند.
11- كساني كه همسر، خواهر و يا فردي از نزديكانش مورد مزاحمت و توهين فرد مزاحم قرار ميگيرد، گاهي افرادي از دوستان خود را هم براي انتقامگيري دعوت به مشاركت ميكنند و اين امر ضمن شكلدادن يك نزاع دستهجمعي كه احتمال هر گونه اتفاقي در آن ممكن است، سرنوشت مرگباري براي افراد ديگري كه از ابتدا نقشي در ماجرا نداشتهاند را هم فراهم ميكند.
12- در برخي انتقامگيريها، فرد مزاحم با خود سلاح سرد مانند چاقو حمل ميكند و پس از ارتكاب قتل با اين كه در اعترافاتش اعلام ميكند قصد كشتن مقتول را نداشته، اما از همراه بردن سلاح سرد در ماجراي انتقامگيري خودداري نكرده است.
13- وجود تعدادي از نمونههاي ياد شده، گوياي آن است كه در خوشبينانهترين حالت، مزاحمان، رفتارهاي محترمانه با انسانهاي جامعه خويش را فرانگرفتهاند و چه بسا اگر عمق زشتي اين كار و عاقبت بيبازگشت آن برايشان نمايان شده و خانواده خود را در معرض چنين رفتارهايي ببينند، ترك عادت كرده و اصلاح شوند؛ در مقابل، خانوادهها و بويژه نسل جوان نيز، شيوه برخورد با مزاحمتهاي خياباني را عليرغم مشاهده آن فرا نگرفتهاند تا جرم وقوع يافته عليه خويش و نزديكانشان را با شكل دادن جرمي ديگر پاسخ ندهند. اين جاست كه نقش رسانه ملي – با همه تلاشي كه گاهي به كار گرفته و قطعا بيتاثير نبوده است - در پيشگيري از رخدادهاي تلخ ناشي از مزاحمتهاي خياباني، نه در قالب چند برنامه و سپس فراموشي موضوع براي مدتهاي مديد ، و نيز آموزش و پرورش – با مخاطبان جوانش - در پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي از اين دست كه بسترساز جرايم ديگر هستند يك بار ديگر پررنگ ميشود.
14- خوب است اگر پليس كه به اجراي طرح امنيت اخلاقي ميانديشد، منتظر دستگاههاي فرهنگي نماند و بر اساس وظايف پليس پيشگيري، تنها به نتيجه طرحهاي ضربتي دل خوش نكرده و آموزش گسترده به جامعه درباره عواقب جرايم مختلف از جمله مزاحمت براي نواميس را در دستور كار خود قرار دهد.
15- اگر مسوولان، اعم از پليس و دستگاه قضايي، با افرادي كه مزاحمت براي بانوان را رويه و سوژه تفريح و سرگرمي روزانه خود كردهاند و به جرايم بعدي هم ميانديشند، برخوردي قاطع نداشته باشند، نتيجه آن افزايش برخوردهاي شخصي، سليقهاي و مخرب در سطح جامعه خواهد بود.
16- اين موضوع نيز شايسته توجه است كه اگر نميتوانيم ريشه چنين آسيبهايي را در كوتاهمدت بخشكانيم، - همچنان كه هر بار صحبت از اين بيماريها شده، پاي «توزيع بستههاي فرهنگي - آموزشي» به ميان آمده و اغلب هم در حد حرف باقي مانده است، دست كم با آموزش شيوه «نحوه برخورد با مزاحمتها و يادآوري سرانجام دردناك برخي از آنها، مانع از تزاحم آسيبها و انتقامگيريهايي شويم كه خانوادههايي را سياهپوش و بيسرپرست و خانوادههاي ديگري را يك عمر شرمنده رفتار زشت و غيرانساني فرزندشان ميكند.
17- و تاكيد آخر اين كه: راه مظلوميتزدايي از دردهاي اجتماعي و جلوگيري از سوقيافتن حوادث تلخ به ورطه فراموشي، ريشهيابي و حركت در مسير درست درمان آنهاست كه به نظر ميرسد مزاحمت براي نواميس مردم، يكي از نابهنجاريهايي است كه جرايم بعدي را پايهگذاري ميكند و بايد درمان آن نيز جدي گرفته شود؛ اگرنه صرفا تاكيد بر رفع بعضي مسائل كه ميدانيم علت اصلي شيوع اين پديده نيستند، پاك كردن صورت مساله است.


