صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

آیت الله مصباح: مشوقم آیت‎الله بهجت بود

کد خبر: ۹۸۸۹۱
| |
10826 بازدید

آیت الله مصباح یزدی در گفت وگویی به بیان ناگفته های درباره زندگی و سیره آیت الله بهجت پرداخت.

به گزارش خبرآنلاین آیت الله مصباح یزدی در این گفت و گو با هفته نامه پنجره تصریح کرده است: مشوق اصلی خود را در پرداختن به مسائل سیاسی - اجتماعی، آیت‎الله بهجت ذکر می‎کنند، آیت‎الله بهجتی که در کتوم بودن نسبت به امور سیاسی - اجتماعی شهره است.

اهم اظهارات رئیس موسسه آموزشی،پژوهشی امام خمینی(ره) را در ادامه بخوانید:

    * بنده در سال 1332 در مدرسه حجتیه حجره‌ای داشتم و مرحوم آیت‎الله بهجت(رض) مجاور مدرسه حجتیه منزلی داشتند و به‎طور طبیعی هر روز چند مرتبه ایشان را در رفت ‌و ‌آمد زیارت می‎کردیم.

    * در آن دوران چیزی که برایم سئوال ایجاد می‎کرد و جوابش را نمی‌دانستم این بود که ایشان خیلی ذکر «یا ستار» می‎گفتند و این سئوال برای من پیش آمده بود که آخر این همه اسماء الهی وجود دارد، چطور ایشان این اسم را زیاد به‎کار می‎برد. بعد‎ها جوابی را حدس زدم ولی هیچ‌وقت نه جرئت می‎کردم و نه ابهت ایشان اجازه می‎داد که آن را مطرح کنم. غیر از موقع درس کم اتفاق می‎افتاد ما به خودمان جرئت بدهیم که از ایشان سئوال کنیم. یک قرائنی هم بود که ایشان از اطراف و محیط اطلاع داشته و چون چیز‎هایی را می‎بینند که ما نمی‌بینیم، چیز‎هایی را می‎شنوند که ما نمی‌شنویم، و برای آن‎که این ارتباطات قطع شود و کمتر توجه‎شان به آن‎‎ها جلب شود، یا ستار می‎گفتند که خدای متعال پرده‎ای بیندازند تا ایشان نبینند. یک همچنین جوابی را بعد‎ها برای این سئوال پیدا کردم ولی هیچ‌وقت آن را نپرسیدم.

    * اصلا ایشان احتراز داشتند از این‎که به‎عنوانی غیر از فقاهت شناخته شوند و در مسائل علمی عرفانی و بحث‌‎های نظری آن اصلا اظهاری نمی‌کردند. مطلبی هم که دال بر این باشد که ایشان یک کمال معنوی داشته و چیزی از گذشته، از حال و از آینده می‎‌دانند را جداً کتمان می‎‌کردند.

    * این زیاد اتفاق می‎افتاد که مخصوصا وقتی داستان نقل می‎کردند، یک نگاه خاصی هم به‎طرف می‎کردند. بعد‎ها دیگر کم‎کم ما باور کردیم که این‎‎ها جهت‌دار است و همین‌جوری اتفاقی چیزی نقل نمی‌کنند. از جمله گاهی مطالبی را می‎فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی بود.

    * در زمانی‎که نهضت حضرت امام(ره) و نهضت روحانیت شروع شد و داستان مدرسه فیضیه و حمله کماندو‎ها به مدرسه فیضیه در حضور مرحوم آیت‎الله العظمی گلپایگانی(ره) واقع شد و بعضی‌‎ها را از بالای پشت‌بام مدرسه پرت کردند در رودخانه و در حیاط مدرسه، مرحوم آقای بهجت ضمن اظهار حساسیت و تأسف نسبت به این مسائل، اصرار می‎‌کردند که سعی کنید این حوادث را ضبط کنید و بنویسید، چرا که ممکن است این‎‎ها چندی بگذرد و فراموش شود یا تحریف شود؛ لذا مؤکدا اصرار می‎‌کردند که نگذارید این‎‎ها فراموش شود. خود ایشان هم در مقام محکوم کردن این‎گونه کار‎ها و زشتی و عظمت گناه و فجایعی که انجام می‎‌گرفت، به‎صورت‌‎های مختلف یک نوع مسئولیتی بر دوش خودشان میدیدند که آن‎ها را عنوان کرده و زنده نگه دارند.

    * زمانی‎که روزبه‎روز جریان مبارزات داغ‎تر می‎‌شد و زندان، تبعید و انواع مزاحمت‎هایی که برای روحانیون و منبری‌‎ها پیش می‎‌آمد، بیشتر می‎‎شد؛ ایشان اشاراتی می‎‌فرمودند که مثلا چه باید کرد و گاهی حرف‌‎های خیلی ساده ایشان می‎‌توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می‎‌کردند، به‎خاطر همین تأکیدات رفتند سراغ فعالیت‌‎های اجتماعی و سیاسی، به‎خصوص در بخش کار‎های تبلیغاتی و فرهنگی. اگر بخواهم به زبان ادبیات روز عرض کنم، مبارزاتی که از آن زمان به رهبری حضرت امام(ره) و سایر مراجع شروع شد، یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی بود و اتفاقا آیت‎الله بهجت روی این بعد از مبارزات تکیه کرده و ما را هل می‎‌دادند به این‎که این جهت را جبران و تقویت کنیم و همین باعث شد که ما در این فعالیت‌‎ها، در حد توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و به‎خصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی‌اش اهمیت بدهیم.

    * مرحوم آیت‎الله مشکینی(رض) که رییس مجلس خبرگان بودند نقل می‎‌فرمودند که ما بار‎ها خدمت حضرت امام عرض می‎‎کردیم که برای مسائل اخلاقی به چه کسی مراجعه کنیم و ایشان می‎‌فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می‎‌کردیم ایشان نمی‌پذیرند، ابا دارند از این‎که مثلا به این عنوان شناخته و مطرح شوند، امام باز می‎‌فرمودند به ایشان مراجعه کنید و اصرار کنید.

    * بنده هم از مرحوم آقا‌مصطفی(ره) شنیدم که می‎‌گفتند که حضرت امام(ره) نظر خاصی به آقای بهجت داشته و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلات‎شان به ایشان ارجاع می‎‌دادند. حالا نمی‌دانم ذکر این داستان‎چه اندازه به‎جا هست، اما نقل می‌کنیم، جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را دارند، به‎خاطر این‎که اهل خمین بودند و رفت‌وآمد زیادی به منزل امام داشتند، ایشان نقل می‎‌کردند که بار‎ها اتفاق افتاد مشکلی برای امام پیش آمد یا مثلا بیماری سختی بستگان‎شان داشتند، ایشان من را می‎‌فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می‎‌گویند و مکرر اتفاق افتاد که ایشان می‎‌فرمودند بروید قربانی کنید. گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند و من بلافاصله می‎‌آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می‎‌گرفتم به دستور آقای بهجت و با پیشنهاد حضرت امام.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟