خونت پاي خودت است آقاي قطبي!
گل؛ 1) افشين قطبي اين روزها دل پردردي دارد. او ريزش وحشتناكي را بين نيروهاي حامياش حس ميكند و البته افت محسوسي محبوبيت و مقبوليتش را نزد مردم ميبيند. شايد به همين خاطر باشد كه حالا بعد از مدتها به «زبان» آمده و ميخواهد يادمان بياورد چقدر آدم جذابي است! اين را وقتي ميفهميم كه لابهلاي گلايههايش از رسانهها، كمي دست به توصيف خودش ميزند: «شما با جذابيتهاي من مشكل داريد. با رفتارم و ادبياتم كه براي مردم جذاب هستند مساله داريد!»
2) سرمربي تيم ملي كشورمان مسير غلطي را براي رهايي از بحران انتخاب كرده است. افشين قطبي وقتي ميخواهد خودش را از اتهامات گوناگون تبرئه كند، رو به مانور دادن روي امتيازاتش ميآورد و به اين ترتيب، ناخواسته پذيراي انگ نامطلوب ديگري مثل «خودستايي» ميشود. اينكه چه كسي جذاب هست و چه كسي جذاب نيست را آدمي مثل قطبي نميتواند تعيين كند. اين مردم هستند كه درست يا غلط، جذب پديدهها و افراد گوناگون ميشوند، يا نمونههايي ديگر را دفع ميكنند.
حتي اگر قطبي واقعا هنوز هم پايگاه اجتماعي قابل توجهي در سطح جامعه داشته باشد، بازي استفاده ابزاري از آن در مواجهه با منتقدان صورت خوشي ندارد. رفتار اخير سرمربي تيم ملي در كنفرانس مطبوعاتياش، ما را به ياد استدلال ديرينه كارگردانان تجاري سازي مياندازد كه در روياروييشان با انتقادات كارشناسان، فروش آثارشان را به رخ ميكشند.
اين در حالي است كه هم مسعود دهنمكي ميداند اخراجيهاي هشت ميلياردياش حتي جزو يكصد فيلم برتر تاريخ سينماي ايران جا ندارد و هم حالا افشين قطبي ميتواند حدس بزند دست تكان دادنها براي او در سطح شهر، نميتواند نشان دهنده تواناييها و شايستگيهايش باشد. اي كاش آقاي امپراتور بيش از اين روي شهرت و محبوبيتش قمار نكند و در غلط موكدش دست و پا نزند.
3) اين اما تنها اشكال تازهترين موضعگيري افشين قطبي نيست. مساله نگران كننده مهمتر اين است كه خود سرمربي تيم ملي هم وقتي ميخواهد راجع به امتيازاتش حرف بزند، سراغ فاكتورهاي ظاهرياش ميرود. ادبيات دلنشين و رفتارهاي دلبرانه، احتمالا آن طيفي از ويژگيهاي شخصيتي سرمربي تيمملي را تشكيل ميدهند كه ميتواند نوجوانان تازه به سن بلوغ رسيده را جذب كند و براي «تينايجرها» مهم باشد!
اينكه سرمربي دنيا ديده تيم اول اين مملكت وقتي ميخواهد با منتقدانش جدل كند، پاي چنين فاكتورهايي را وسط ميكشد، هيچ نكته خوشحال كنندهاي نيست. دوست داشتيم فاتح داغترين نيمكت فوتبال اين سرزمين كه ميتوانست آدمي در قوارههاي اسكولاري، هيدينگ يا اريكسون باشد، رزومه پرافتخارش را به روزنامهنگاران شاكي نشان بدهد يا در مقابل موج انتقادات، از تحول فني ارزشمندي بگويد كه در تيم ملي پايه گذاشته است، اما افسوس كه سهم ما ظاهرا بايد همين قدر باشد كه افشينخان، چسبيده به چسب عشقش پز جاذبههاي رفتارياش را بدهد و به ديگران فخر بفروشد كه «ببينيد من چقدر قشنگ حرف ميزنم؟!»
4) ما با «جذابيت» مشكلي نداريم جناب قطبي. اصلا همين جذابيتي كه شما به آن افتخار ميكنيد، تا حد زيادي ساخته و پرداخته رسانههاست. هندوانهها را ما زير بغلتان داديم، وقتي ميگفتيم و مينوشتيم «قطبي ادبيات تازهاي وارد فوتبال ايران كرده است» و «قطبي آدم جنتلمني است» يا «مو لاي درز اخلاق و رفتار افشين قطبي نميرود» اين جاذبهها را ما براي شما درست كرديم يا دست كم آنقدر بزرگنماييشان كرديم تا جامعه كاملا به آنها اشراف پيدا كند.
دست بر قضا اما، اين خودتان بوديد كه ظاهرا با جذاب ماندنتان مشكل داشتيد. ما نگفتيم بگوييد «حيوان»، حتي توصيه هم نكرديم فرمايش بفرماييد «ديوانه»، آن گلواژههاي استعمالي در تمريناتتان را هم كه هفت مليپوش را يكي، يكي فراري داده، ما سر زبانتان نينداخته بوديم. اتفاقا ترك ايران در نيمه راه كار با پرسپوليس به بهانه كندي اينترنت و دوري دوش حمام هم توصيه ما نبود.
شما خودتان تشريف برديد آن طرف آب و كنج قايق، همه چيز مملكت را زير سوال برديد، خودتان تعهد قانوني و اخلاقيتان را به پرسپوليس زير پا له كرديد، خودتان آنقدر در مورد درگيري با استيلي و رابطه با مصطفوي و نوع همكاري با امثال حاجيلو «راست» نگفتيد و بيهوده غلو كرديد كه كمكم اعتماد عمومي نسبت به شما سلب شد. همه اين كارها را خودتان كرديد و اتفاقا امروز اين ما هستيم كه شكايت داريم و گمان ميبريم با حركاتتان داريد جذابيتي را كه برايتان ساخته بوديم نابود ميكنيد و به ما ضرر ميزنيد. استثنائا همين يك مرتبه را منصف باش آقاي قطبي، حق با ما نيست؟! خونت پاي خودت است آقاي سرمربي، دنبال مقصر نباش لطفا!


