صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۹۷۹۸۸
| |
3722 بازدید
وطن امروز

«پاشنه‌هاي آشيل آمريکا!» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم حسين ميزان است كه در آن مي‌خوانيد:
پيشرفت‌ سريع علم و تکنولوژي، بر تمام ابعاد زندگي انسان‌ها سايه انداخته و تاثيرات شگرفي بر جاي گذاشته است، تاثيراتي که هر روز نمود جديدي پيدا مي‌کند. کار به جايي رسيده که جنس تهديدات بشري هم تغيير پيدا کرده است. به عنوان نمونه موضوعات زيست محيطي در حال حاضر به عنوان يک تهديد بزرگ مطرح شده و يکي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي جامعه جهاني محسوب مي‌شود.

در بعد نظامي نيز تهديدات با سرعتي باورنکردني در حال تغيير هستند و آنان که بيشتر پيشرفت‌هاي تکنولوژيک را لمس کرده‌اند، بيشتر مخاطب اين تهديدات هستند. اگر در جنگ سرد موضوع حملات هسته‌اي ذهن 2 ابرقدرت را به خود مشغول کرده بود، اکنون قدرت‌هاي بزرگ با مخاطراتي از جنسي ديگر مواجه هستند.

در اين ميان ايالات‌متحده بيش از همه با اين تهديدات دست به گريبان است، چرا که به دليل پيشرفت‌هاي تکنولوژيک خود، آسيب پذيرتر از ساير قدرت‌ها در قبال اين دست تهديدات است. لذا به نظر مي‌رسد که آمريکا براي حل معماي امنيت خود نيازمند راهکارهاي جديدي است تا بتواند پاشنه‌هاي آشيلش را به نحوي ترميم کند.در اين ميان ديگر مشکلات ايالات‌متحده هم مزيد بر علت شده تا تئوريسين‌هاي نظامي اين کشور نتوانند بر نقاط ضعف خود آنچنانکه بايد و شايد تمرکز کنند. موضوع بحران اقتصادي غرب که کماکان هم ادامه دارد از مباحثي است که سبب شده آمريکا نتواند براي مقابله با اين تهديدات تمرکز کند.


تهران امروز

«عطا و لقاي العطيه!» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم سيدجواد سيدپور است كه در آن مي‌خوانيد:
اين روزها مسئولان و سران كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس روي موجي از نادانستگي‌ها قرار گرفته و در گفتن سخنان ناسنجيده، نابخردانه و شاذ گوي سبقت را از يكديگر مي‌ربايند.

هنوز يكي دو هفته از اظهارات گستاخانه وزير خارجه امارات درباره ادعاي واهي پيرامون جزاير سه‌گانه نگذشته كه اين بار «عبدالرحمان بن حمد العطيه»  دبيركل شوراي همكاري خليج‌فارس در اظهاراتي مضحك كه نشان‌دهنده سطح پايين معلومات اوست مدعي شده:  «ادعاي ايران براي خليج‌فارس ناميدن اين دريا مسخره كردن تاريخ است زيرا حضور عرب‌ها در ساحل شرقي خليج‌ (فارس) همچنان ادامه دارد و اين حضور به صورت تاريخي بيش از سه هزار سال سابقه دارد در حالي كه حضور ايراني‌ها در اين منطقه تازگي دارد و حداكثر مربوط به دوران ايجاد دولت صفوي يعني پنج قرن گذشته است.»

تمسخر تاريخ آن است كه كشورهاي بند انگشتي حاشيه جنوبي خليج‌فارس اساسا ادعاي تاريخ بكنند. آيا العطيه مي‌تواند بگويد قبل از سال 1971 ميلادي – نه پنج قرن يا سه هزار سال پيش– و خروج نيروهاي انگليسي از خليج‌فارس و اعطاي استقلال به سرزمين‌هايي كه ادعاي كشور بودن مي‌كنند، خاك آن زمين چه نام داشته و كدام ملت – دولت در آنجا حضور داشته است؟ آيا غير از اين است كه آنچه امروز آنان كشور مي‌نامند رهاورد و دست‌پخت سياست بريتانياست و هيچ سابقه تمدني پيش از آن با هويت‌هاي كنوني در آن منطقه موجود نيست؟ سرزمين‌هاي جنوبي خليج‌ فارس يا جزو استان‌ها و سرزمين‌هاي دولت ايران بوده يا در اختيار امپراتوري عثماني و پس از فروپاشي امپراتوري عثماني نيز تحت قيمومت انگلستان بوده‌اند.

از دل چنين روندي كجا تمدني كه العطيه ادعا مي‌كند سر زده كه هيچ كتاب معتبر تاريخي سخني از آن نياورده است؟


كيهان

«با قاتل مذاكره نمي كنند!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن مي‌خوانيد:
چندي پيش وزير امور خارجه آمريكا اعلام كرد كه در اوايل ماه مه (اواسط ارديبهشت ماه) مذاكرات سازش به صورت غيرمستقيم ميان مقامات رژيم صهيونيستي و تشكيلات خودگردان از سر گرفته خواهد شد. سفر ابومازن به عربستان و چند كشور عربي و همچنين سفر جرج ميشل فرستاده ويژه آمريكا در امور خاورميانه به فلسطين اشغالي و ديدار با مقامات صهيونيستي و تشكيلات خودگردان نيز در همين راستا صورت گرفته است.

پيش از اين قرار بود اين مذاكرات در اوايل ماه مارس (اسفندماه) آغاز شود ولي به خاطر اعلام ساخت واحدهاي مسكوني جديد در بيت المقدس از سوي اسرائيلي‌ها، از سرگيري مذاكرات خود به خود لغو شد.
از سوي ديگر تلاش «ميشل»  براي شروع مجدد مذاكرات و ادعاي نتانياهو درباره همكاري در اين مورد در حالي شكل مي گيرد كه چندي قبل اعلام ساخت 1600واحد مسكوني جديد در شرق بيت المقدس اعتراضات- هرچند به ظاهر- جهاني را در پي داشت.
بان كي مون، دبيركل سازمان ملل، كاترين اشتون، وزير خارجه اتحاديه اروپا و همچنين اتحاديه عرب ضمن محكوم كردن اين اقدام، آن را موجب شكست روند مذاكرات- به اصطلاح- صلح خاورميانه خواندند.

واقعيت آن است كه ائتلاف حاكم بر اسرائيل به رهبري نتانياهو آمادگي پذيرش قوانين بين المللي و قبول كمترين خواسته‌هاي فلسطيني‌ها را ندارد. عليرغم آنكه توقف شهرك سازي يكي از پيش شرط‌هاي طرف فلسطيني بود اما اوايل ماه جاري «نير باركات»  شهردار بيت المقدس غصب شده از ساخت واحدهاي مسكوني بيشتر براي صهيونيست‌ها خبر داد.


مردم سالاري

«بازهم درباره افزايش جمعيت» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن مي‌خوانيد:
احمدي نژاد در سال جديد، موضوع جديدي به نام «افزايش جمعيت»  را در ليست موضوعاتي که در سخنراني‌هايش بايد به آنها اشاره کند قرار داده است، موضوعي که با واکنش  بسياري از کارشناسان روبرو شده است و تصور هم نمي شود که چندان در بين مردم با استقبال روبرو شده باشد.

مشکلا ت متعدد خانواده‌ها، بيکاري، تورم، و بسياري مسايل ديگر سبب شده که خانواده‌ها در کنترل جمعيت دقت بيشتري داشته باشند. اما، همه اين مسائل، گويا براي محمود احمدي نژاد، حل شده است و او اصرار فراوان دارد که نبايد کنترل جمعيت صورت گيرد و اين موضوع، يک امر ديکته شده غربي است.

اين در حالي است که رشد جمعيت فزاينده سال‌هاي 57 تا 68، سبب شد تا امروز با موج قابل توجهي از جواناني روبرو باشيم که  حتي با تحصيلا ت آکادميک، شب و روز براي يافتن شغلي مناسب، دست و پا مي زنند و از کم بودن فضاهاي ورزشي، فرهنگي و... گلا يه مندند. حال افزايش جمعيت، با نظر به اينکه هنوز نمي توانيم جمعيت کنوني را اداره کنيم و از تمام پتانسيل‌ها و فرصت‌هاي انساني کشور استفاده کنيم، چه توجيهي دارد؟ در اين ميان، صحبت‌هاي  تازه محمود احمد ي نژاد به عنوان بالا ترين مقام اجرايي کشور، در جمع مردم کاشان نيز جاي تامل بسيار دارد.

احمدي نژاد در برابر خواسته مردم اين منطقه در خصوص استان شدن کاشان، مي گويد:  کاشان الحمدلله به لحاظ سابقه تاريخي، فرهنگي و اخلا قي و به لحاظ آداب و رسوم و نجابت و به لحاظ کار و تلا ش همه ويژگي‌هاي لا زم را دارد اما اين جا يک ايراد قانوني وجود دارد و آن بحث جمعيت است که البته سه راه وجود دارد; يک راه آن فقط دست شماست و راه ديگر آن دست مجلس است و راه ديگر آن نيز تلفيقي است.


رسالت

«مديريت تغييرات سياسي» عنوان سرمقاله رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:
ساختارهاي سياسي همواره در معرض تغيير است. ثبات، ستيز و تغيير سيکل بي وقفه اي است که سپهر سياست را دستخوش دگرگوني‌هاي روبنايي و بعضا زيربنايي مي کند. تغييرات سياسي بر خلاف تحولات اجتماعي قابل رويت و ملموس است و در مدت زمان کوتاهي رخ مي دهد. در ايران جديد نيز با گذشت سه دهه از انقلاب و تجربه فرايندهاي مختلف در گزينش کارگزاران سياسي، شيوه‌هاي رقابت و نحوه تصريح و تاليف منافع عمومي به نظر مي رسد تغييرات گسترده اي در حال اتفاق است که نيازمند مديريت خردمندانه و هدايت دورانديشانه است.

نبض اين تغييرات سياسي نه در اردوگاه اصولگرايان مي تپد و نه در جبهه دوم خرداد. جريان عظيمي در کشور به راه افتاده است که از مجاري و مخازن مغفول در30  سال گذشته سرچشمه مي گيرد. اين کانون‌هاي جديد اگر چه در فرايندهاي جانمايي و جبهه بندي اغلب در راستاي گفتمان انقلاب ارزيابي مي شوند اما هنوز نتوانسته اند ارتباط منطقي با ساير متغيرهاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي پيدا کنند. به طور طبيعي بخشي از اين متغيرها فرصت و بخش ديگر تهديد تلقي مي شوند.

يکي از مهمترين متغيرهاي ايران جديد خصوصي سازي اقتصادي است. در فرايند خصوصي سازي بسياري از معادلات سياسي نيز دستخوش تغيير مي شوند. وقتي کشوري که بيش از80  درصد اقتصاد آن دولتي است به سوي خصوصي سازي حرکت مي کند بسياري از مطالبات، منافع و الگوهاي رفتاري سياسي در سطح مردم و نخبگان نيز تغيير مي کند. کانون‌هاي جديد بايد بتوانند تعريف دقيقي از نحوه تصريح منافع در وضعيت اقتصاد خصوصي پيدا کنند.


ابتكار

«مرگ با طعم کريستال‌دي‌متامفتامين‌...» عنوان يادداشت روز روزنامه ابتكار است كه در آن مي‌خوانيد:
روز يکشنبه رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر از “افزايش بي‌سابقه مصرف شيشه در کشور” خبر و نسبت به افزايش بي رويه توليد آن هشدارداد.
از اين گونه اظهارات و هشدارها مدت‌ها است که مطرح مي‌شود، مخصوصا اين که اين روزها “شيشه” يا همان “کريستال” ماده مخدري است که به دليل اقبال فراوان به آن‌ مورد توجه قرار گرفته است.

سير قيمت شيشه در ايران
سير قيمت در ماده مخدر شيشه در چند سال اخير روند جالبي داشته است شيشه، شيشه بيشترين تغيير قيمت را در ميان مواد مخدر داشتته است، قيمت شيشه در ابتداي افزايش مصرف آن کلويي 150 ميليون تومان بود.
پس از آن با گذشت مدت کوتاهي اين قيمت کاهش يافت و به 120 ميليون تومان رسيد اما با افزايش توليد اين ماده در کشور و فعاليت گسترده توليدکنندگان آن، شيشه به جرگه مخدرهاي ارزان قيمت پيوست.


جمهوري اسلامي

«چرا تصميمات خلق‏الساعه؟» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
شايد شما هم با شنيدن خبر تعطيلي روزهاي شنبه و يكشنبه هفته آينده تعجب كرده باشيد. يكشنبه شب اعلام شد بنابر تصميم هيات دولت، تهران روزهاي شنبه و يكشنبه هفته آينده تعطيل است و اين تعطيلات تمام ادارات و سازمانهاي دولتي نيز خواهد شد.

اين خبر هر چند 24 ساعت بعد تعديل و تعطيلي ادارات لغو گرديد لكن بر اساس تصميم اوليه با تعطيلي روز دوشنبه كه سالروز شهادت حضرت زهرا(س) است و تعطيلات روز پنجشنبه و جمعه ادارات، عملا فعاليتهاي آموزشي، اداري، اقتصادي، توليد و خدماتي پنج روز متوقف مي‏شد و علاوه بر اينكه مردم در چرخه تلاش و پويايي و انجام خدمات‏رساني با مشكلاتي مواجه مي‏شدند، اين وقفه طولاني خود به خود براي كشور تعطيلات خيز ايران و بخصوص در سالي كه به توصيه رهبر معظم انقلاب، سال همت و كار مضاعف اعلام شده، قطعا زيانبار و نافي اهداف ترسيم شده از سوي رهبري بود. زيان اين تعطيلي در بخش آموزش يعني مدارس و دانشگاه‏ها نه تنها كمتر از ساير بخش‏ها نيست، بلكه بيشتر است. با توجه به اين واقعيت و اهميت موضوع، لازم است چند نكته را يادآور شويم.

1ـ اگر تقويم‏ها و سررسيدهاي خودتان را ورق بزنيد، خواهيد ديد كه تقويم ما ايراني‏ها از تقويم رسمي ساير كشورهاي جهان قرمزتر است، يعني تعطيلات آن بيشتر است!

بنابر آمار، تعداد روزهاي تعطيل رسمي در كشورهاي صنعتي اروپا 8 روز است و مجموع روزهايي هم كه نيروهاي كار مي‏توانند مرخصي داشته باشند 21 روز است در حاليكه در كشور ما مطابق تقويم به طور متوسط 30 روز تعطيل رسمي داريم كه به بركت سنت سيئه‏اي كه تحت عنوان بين‏التعطيلين گذاشته شده و توقعي كه در ميان مردم دامن زده شده، روزهاي تعطيل از اين هم كه هست بيشتر مي‏شود و با 30 روز مرخصي استحقاقي و 30 روز تعطيلات رسمي، نيروي كار ايراني حق دارد 60 روز كار را تعطيل كند. طبعا اگر رقم زياد تعطيلات در كشور در كنار بازده پائين كار در كشور قرار دهيم كه بر اساس گزارش يك كارشناس مديريت و برنامه‏ريزي كه در يك روزنامه دولتي منتشر شده بر اساس آمار جامعه جهاني كار، زمان كار مفيد كاركنان در دستگاههاي دولتي ايران فقط 22 دقيقه است در حاليكه اين زمان در آلمان 7 ساعت و 20 دقيقه و در ژاپن حدود 8 ساعت است، به واقعيتهاي تلخي مي‏رسيم كه بايد همه ما را به تكاپو براي چاره‏انديشي وادار كند.


قدس

«آمريکا و ايران ستيزي در کابل» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن مي‌خوانيد؛ در روزهاي اخير موجي از خبرها مبني بر برخورد جمهوري اسلامي با شهروندان افغاني در برخي رسانه‌ها به عنوان يک سوژه خبري گسترده منتشر و بنگاه‌هاي خبري ضد ايراني با تحليلهاي جهت دار تلاش کردند تا تنور اتهامها عليه ايران را همچنان داغ نگه دارند.

در اين شرايط بنگاه خبرپراکني بي.بي.سي -که در دامن زدن به تفرقه از شهرت مثال زدني برخوردار است- در اقدامي رسانه اي تلاش نموده است با طرح پرسشهايي با ماهيت ضد ايراني، تظاهرات مقابل سفارت ايران در کابل را به اتهامهاي واهي چند روز قبل عليه ايران پيوند دهد و در اين پرسشها همدردي با تظاهرات کنندگان و بد رفتاري ايران با مهاجران افغان را به مخاطب خود القا کند.اين در حالي است که مقامهاي دو کشور ايران و افغانستان موضوع اعدام افاغنه را تکذيب نموده اند.

پر واضح است، دو ملت ايران و افغانستان با پيشينه فرهنگي و تاريخي و اشتراکات فراوان توانسته اند رعايت حسن همجواري را براساس اصول ديپلماتيک در دستور کار قرار دهند.
کمکهاي ايران به مجاهدان افغاني در گرماگرم مبارزه آنان با ارتش متجاوز شوروي سابق، بر کسي پوشيده نيست. بسياري از کشورها هنگام بروز بحران در کشور همسايه مرزهاي خود را مسدود مي کنند و حتي اجازه ورود قانوني را به کسي نمي دهند، در حالي که جمهوري اسلامي ايران در زمان اشغال اين کشور توسط شوروي، با آغوش باز مهاجران افغان را پذيرفت.


آفرينش

«انگلستان، پارلمان معلق و دولت نامعلوم» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن مي‌خوانيد:
افزايش توجه راي دهندگان انگليسي به حزب ليبرال دموکرات بدست آوردن 23 درصدي آرا در مقايسه با احزاب محافظه کار و کارگر باعث شده است تا با وارد شدن نقش ضلع سرنوشت ساز حزب ليبرال دموکرات در تشکيل دولت جديد، آينده تشکيل دولت توسط حزب محافظه کار و يا حزب کارگر را با چالش‌هاي فراملي روبرو سازد در واقع تشکيل کابينه معلق در نتيجه انتخابات اخير پارلماني در انگلستان به واسطه بدست نياوردن اکثريت کرسي‌هاي پارلماني توسط يک حزب اکنون باعث شده است تا بار ديگر در 36 سال اخير انگلستان با شرايط ويژه اي روبرو شود شرايطي که از آنجا که اکثريت پارلماني از آن يک حزب نيست بايد مذاکرات ميان احزاب اکثريت و اقليت براي دستيابي به توافق و دستيابي به اکثريت پارلماني ادامه يابد وگر نه حزب دارنده بيشترين کرسي پارلماني که اکنون حزب محافظه کار به رهبري ديويد کامرون است مجبور خواهد بود دست به تشکيل دولت اقليت زند دولتي که در واقع با توجه به نياز به بررسي موردي راي پارلمان در نهايت دولت زودگذري خواهد بود که مجبور به برگزاري انتخابات زود هنگام مي شود.

در واقع نتيجه انتخابات انگلستان تحولي جديد در اين کشور است افزايش شمار راي دهندگان حزب ليبرال دموکرات (23 درصد) در کنار حزب محافظه کار (36 درصد) و حزب کارگر (29 درصد) سه ضلع مثلثي انتخاباتي در اين کشور را تشکيل دادند که با توجه به نظام انتخاباتي اکثريت ساده که برآمده از قانون اساسي نانوشته اين کشور است احزاب سهمي نابرابر در پارلمان بدست آوردند يعني با وجود سهم 23 درصدي حزب ليبرال دموکرات در ميزان آراي راي دهندگان اکنون تنها 56 کرسي در پارلمان (9 درصد کرسي‌ها) را از آن خود کرده است. و در مقابل آرا»  حزب محافظه کار و کارگر در پارلمان به نسبت ميزان راي شان افزايش زيادي داشته است. در حقيقت اين چالش و تبعيض آشکار هم اينک در روزهاي گذشته مورد توجه شهروندان انگليسي و سازمان‌ها مردم نهاد و حزب ليبرال دموکرات بوده است.


آرمان

«ضرورت مذاکره مستقيم با غرب» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم بهرام امير احمديان است كه در آن مي‌خوانيد:
سياست خارجي ترکيه به‌دنبال نقش فعال‌تر اين کشور در منطقه و ايجاد ارتباط ميان اروپا و ديگر مناطق از جمله کشورهاي آسيايي چون ايران است. از اين منظر تلاش‌هاي ترکيه براي ايفاي نقش در موضوع هسته‌اي ايران را بايد مثبت ارزيابي کرد.

در تازه‌ترين تحول تهران براي مذاکره دبير شوراي عالي امنيت ملي کشور با کاترين اشتون، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا اعلام آمادگي کرده است. حال در شرايطي که ايران براي مبادله سوخت با برزيل اعلام آمادگي کرده به نظر نمي‌رسد که وارد کردن بازيگران ديگر به بحث تبادل سوخت منطبق با مذاکرات تفاهم شده در ژنو باشد.

در مذاکرات ژنو طرف‌هاي ايران در بحث تبادل سوخت مشخص شده بود و مقرر شد اورانيوم ايران به روسيه منتقل شود و از آنجا به فرانسه رفته و به ميله‌هاي سوخت تبديل شده و مجددا به ايران بازگردد.  اين که ايران نسبت به طرف‌هاي اروپايي و اعضاي گروه 1+5 بي اعتماد است، قابل درک و درست است اما وارد کردن بازيگران ثالث به بحث مبادله سوخت يا بهره‌گيري از کشورهاي واسطه مانند ترکيه نمي‌تواند براي ايران کارساز باشد. 


دنياي اقتصاد

«هدفمندسازي يارانه‌ها و ريشه کني فقر» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم حميد زمان‌زاده است كه در آن مي‌خوانيد:
دولت ريشه کني فقر را به عنوان يکي از پيامدهاي مهم اجراي قانون يارانه‌ها عنوان كرده است.
مقاله حاضر به بررسي اين موضوع مي‌پردازد که آيا اجراي قانون يارانه‌ها مي‌تواند به رفع فقر کمک نمايد؟ يک نکته روشن است:  اجراي قانون يارانه‌ها، اثرات مستقيمي ‌بر توزيع درآمد برجاي خواهد گذاشت و اين بازتوزيع درآمد محتملا به نفع دهک‌هاي پايين درآمدي و به زيان دهک‌هاي بالاي درآمدي خواهد بود.

در واقع، انتظار مي‌رود در اثر اجراي اين قانون، بخشي از درآمد از اقشار بالاي درآمدي به اقشار پايين درآمدي منتقل گردد. اين بازتوزيع درآمد چگونه اتفاق خواهد افتاد؟ براساس آمار موجود، سهم دهک‌هاي بالاي درآمدي از مصرف کالاهاي يارانه‌اي (به‌طور مشخص انرژي) بسيار بيشتر از سهم دهک‌هاي پايين درآمدي است.

بنابراين، افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي و بازتوزيع درآمد حاصل از آن، موجب انتقال درآمد از خانوارهاي پر مصرف (دهک‌هاي بالاي درآمدي) به خانوارهاي کم مصرف (دهک‌هاي پايين درآمدي) مي‌شود. البته هرچه سهم دهک‌هاي پايين درآمدي از يارانه‌هاي نقدي بيشتر باشد، اين بازتوزيع درآمد بيشتر به نفع آنان خواهد بود. اين امر به اين معنا است که اجراي قانون يارانه‌ها، رفاه نسبي اقشار کم درآمد را نسبت به اقشار پردرآمد بهبود خواهد بخشيد.


جهان صنعت

«شجاعي ميانه ميدانم آرزوست ...» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن مي‌خوانيد:
حدود سه سال پيش بود که دانش‌جعفري در مراسم توديع از وزارت اقتصاد بغض ترکاند و با عقده‌گشايي ، از نداشتن اختيار در کابينه احمدي‌نژاد خبر داد تا اين شائبه پديد آيد که احتمال عدم استقلال برخي وزراي ديگر نيز صحت دارد و دخالت‌هاي پس پرده هميشه هست.
حال در سال 89 نگاهي دقيق به روند يکساله وزارت راه‌وترابري  ما را به ياد وزارت اقتصاد و دانش‌جعفري انداخته ولي تنها فرقي که وجود دارد اين است که  حميد بهبهاني همچون وي نيست که مشکلاتش را بازگو کند و با صراحت لهجه از حاشيه‌ها بگويد و حاضر به ترک مسند خود شود.

وزير راه‌وترابري مدت‌هاست که در قبال خطاي معاونان خود واکنشي نشان نمي‌دهد و با وجود جوسازي‌هايي که بر ضد او مي‌شود حتي نمي‌تواند مديري را برکنار يا توبيخ کند. کار به جايي رسيده است که حتي از خارج ساختمان وزارتخانه و درون وزارتخانه موج‌هايي سهمگين عليه وي ايجاد و بحث استيضاح و... بلند مي‌شود که معاون وي بر جاي خود بماند و او چيزي نگويد که باعث مشوش شدن ذهن مردم شود!


پول

«مشکلات پهن پيکر» عنوان سرمقاله روزنامه پول به قلم شيرزاد عبداللهي است كه در آن مي‌خوانيد:
نيروهاي شاغل آموزش و پرورش به دو دسته تقسيم مي‌شوند. 1- نيروي رسمي که شمار آن بين 900 هزار تا يک ميليون نفر است. 2- نيروهاي غير رسمي که شامل معلمان حق‌التدريس، مربيان نهضت سوادآموزي، نيروهاي شاغل شرکتي شامل :  قرارداد کار معين، قرارداد حجمي، قرارداد خدماتي، قرارداد با انجمن اوليا و مربيان، قرارداد با هيات امناي مدارس هيات امنايي، کارورز معرفي شده از سوي بنياد شهيد براي اشتغال در آموزش و پرورش، همکار في‌سبيل‌الله و جهادي، معلمان و کارکنان شاغل مدارس غير انتفاعي و غير دولتي است. در سال 87 وزير وقت آموزش و پرورش با ارسال نامه‌اي به رييس جمهور تعداد اين نيروها را 520 هزار نفر اعلام کرد.

علي احمدي وزير آموزش و پرورش در دولت نهم معتقد بود که استخدام رسمي 520 هزار نفري که با آموزش و پرورش همکاري مي‌کنند و خواهان ورود به اين وزارتخانه هستند، آموزش و پرورش را منهدم مي‌کند. وي استخدام افراد جديد را عامل افت کيفيت آموزشي و تحميل هزينه‌هاي سنگين بر وزارتخانه مي‌دانست.

با رفتن علي احمدي، سياست‌ها و آمارهاي او هم بايگاني شد.آموزش و پرورش دنياي شگفت‌انگيز واقعيت‌هاي متضاد است. بر اساس گزارش‌هاي رسمي وزارتخانه حدود 95 درصد بودجه جاري صرف پرداخت حقوق و مزاياي کارکنان مي‌شود، در عين حال کارکنان اين وزارتخانه به کمي حقوق و تنگناهاي معيشتي خود به شدت معترضند. در حالي که يکي از مشکلات آموزش و پرورش وجود ده‌ها هزار نيروي مازاد بر نياز است، اين وزارتخانه از کمبود نيروي انساني رنج مي‌برد و براي رفع اين مشکل از نيروهاي حق التدريس به صورت تمام وقت و پاره وقت استفاده مي‌کند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟