مطالعه کتاب های روانپزشکی، مجازات نامادری
يك زن كه به دنبال شكنجههاي جسمي پسرخوانده 10 سالهاش بازداشت شده بود، با حكم قطعي دادگاه به پرداخت ديه، مطالعه 12 كتاب روانشناسي و 24 بار ويزيت روانپزشك محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ایران، پائيز 87 يك پزشك 43 ساله به شعبه نهم بازپرسي دادسراي سعادتآباد رفت و از همسرش به اتهام شكنجه پسر 10 سالهاش و كودكآزاري شكايت كرد. وي گفت: ساعتي قبل وقتي به خانه برگشتم، متوجه شدم «سينا» از سوي نامادرياش بشدت تنبيه و در اتاقي حبس شده است، بنابراين براي نجات جان پسرم تصميم به شكايت گرفتم.بازپرس پرونده كه با مشاهده پسرك دريافته بود او به طرز دلخراشي مورد ضرب و شتم قرار گرفته، بلافاصله دستور بازداشت پدر و نامادري را صادر كرد. بعد هم به كارشناسان پزشكي قانوني مأموريت داده شده درباره سلامت روحي، روانيشان تحقيق شود. همچنين به مأموران كلانتري 134 شهرك قدس - غرب - نيز مأموريت داده شد درباره وضعيت اخلاقي و خانوادگي اين زوج بهطور نامحسوس تحقيق كنند.بدينترتيب كارشناسان پزشكي قانوني با اعلام مشاهده 53 مورد جراحت در بدن «سينا»، سلامت روحي، رواني متهمان را تأييد كردند. سپس آنها براي بازجويي به دادسرا منتقل شدند، اما هر يك با اظهارات متناقص منكر كودكآزاري شده و ديگري را گناهكار شناختند. با اين حال پسر خردسال براي بيان حقيقت به دادسرا فراخوانده شد. او وقتي در برابر بازپرس ايستاد، با چهرهاي رنگپريده گفت: 3 سال پيش مادرم از دنيا رفت و مدتي بعد پدرم با «سحر» خانم ازدواج كرد. آنها اوايل با من خوشرفتار بودند، اما از وقتي نامادريام بچهدار شد، مرا بيدليل و به بهانههاي مختلف كتك ميزد. تا چندي قبل پدرم از من حمايت ميكرد، اما آنها هر بار كه با هم اختلاف پيدا ميكردند، مرا كتك ميزدند، بهطوري كه اين روزها چند مرتبه در هر روز بشدت كتك ميخوردم و از ترس با هيچكس حرف نميزدم. چند روز قبل هم از شمال به تهران برميگشتيم كه داخل ماشين آنها با هم بحث كردند كه بعد از آن «سحر» به جان من افتاد. سرانجام پدرم خودرو را متوقف كرد و چند رهگذر مرا از دست آنها نجات دادند. البته هنوز جاي چنگ و دندان نامادري روي دستها و صورتم هست كه از ديدنش وحشت دارم، اما نميخواهم زنداني شود، چون خواهر كوچكم از تنهايي ميترسد و گريه ميكند.
از سوي ديگر همسايگان زوج جوان كه از دعواها و مشاجرات هميشگي اين زوج و بدرفتاريشان با پسرك گفته بودند، بازپرس پرونده براي آزادي آنها قرار وثيقه سنگين صادر و مدير دفترش را نيز به عنوان قيم موقت «سينا» تعيين كرد. اين در حالي بود كه پدر و مادربزرگ «سينا» با اطلاع از موضوع، خود را از شهرستان به تهران رسانده و تقاضا كردند سرپرستي تنها يادگار بهجا مانده از دختر مرحومشان به آنها سپرده شود. بدينترتيب «سينا» به پدربزرگش سپرده شد و پرونده با صدور كيفرخواست براي رسيدگي به شعبه 1165 جزايي تهران مستقر در مجتمع قضايي قدس ارسال گرديد.قاضي «كريمي» نيز پس از محاكمه، مادرخوانده را به پرداخت حدود 15 ميليون تومان ديه محكوم كرد و از نظر جنبه عمومي جرم نيز 6 ماه حبس - 4 سال در حالت تعليق - برايش درنظر گرفت.
اما براي جلوگيري از تكرار جرم و اصلاح رفتارهاي زن جوان، حكم داد او در سال اول هر ماه يك نوبت و در سالهاي دوم تا چهارم نيز هر سه ماه يك بار به پزشك متخصص روانشناسي مراجعه و نتيجه را به قاضي اجراي احكام گزارش نمايد. ضمن آنكه هر 2 ماه يكبار نيز يك كتاب مربوط به روانشناسي مطالعه و خلاصهاش را به واحد اجراي احكام ارائه نمايد. قاضي «كريمي» پدر پسربچه را از اتهام كودكآزاري تبرئه كرد و با اعتراض وكيل مدافع نامادري، پرونده روي ميز هيأت قضايي شعبه 9 دادگاه تجديدنظر استان تهران قرار گرفت. قاضي «سيدمحمد دهنوي» - رئيس - و «سيدابوالحسن موسوي» - مستشار دادگاه - پس از تأييد اين حكم، مجازات تعيين شده براي نامادري را متناسب دانستند. بدينترتيب حكم نامادري قطعي شد.


