لمپارد: آفريقا، آخرين شانسم است
حتي اگر قبل از شروع جام جهاني بشدت بدرخشيد و بقيه را در هم بكوبيد، تا زماني كه اين ماجرا را در خود جام تكرار نكنيد به هيچ جا نخواهيد رسيد و كار دوم را ما هنوز انجام ندادهايم و اگر ميپرسيد كه آيا توان نيل به آن را داريم، جواب من اين است كه اصلا نميدانم اين درس تلخ گذشته براي ماست كه اميدوارم ما را واقعا بيدار كرده باشد. شكي نيست كه نتايج ما در گروه ششم انتخابي جام جهاني 2010 در قاره اروپا و رسيدنمان به 27?پوئن از حداكثر 30?امتياز ممكن دستاوردهاي فوقالعادهاي بود، اما اين مساله اصلا تضميني بر اين نيست كه در دور پاياني جام جهاني نيز همان نتايج به دست خواهد آمد. آنجا دنيا و شرايطي كاملا متفاوت حاكم خواهد بود
درباره تيم ملي فوتبال انگليس و آنچه در دور پاياني جامجهاني 2010 ، انتظارش را ميكشد، نقلقولهاي متفاوتي صورت پذيرفته است.به نوشته جام جم و به نقل از میرور؛ ابتدا خيليها گفتند اين تيم با بازيكنان زبدهاي مثل وين روني، استيون جرارد، فرانك لمپارد، ريو فرديناند، اميل هسكي، گرت بري و البته با مربيگري فابيو كاپهلو ميتواند به صبر 44 ساله انگليس براي فتح مجدد جامجهاني پايان بخشد، اما پس از بلواي اخير اخلاقي براي جان تري و خلع مدافع وسط معروف باشگاه چلسي از مقام كاپيتاني انگليس و اعلام انصراف وين بريچ از همراهي اين تيم در آفريقاي جنوبي و آسيبديدگي شديد اشلي كول مدافع چپ چلسي، اميدواريها فروكش كرده و حالا خيليها ميپرسند آيا اين مربي نامدار و 64 ساله ايتاليايي به رغم تمامي تجربياتش در سطح باشگاهي قادر است در اولين ميدان بزرگ ملياش، گليم خود و يك تيم پرهرج و مرج را كه دوست دارد خودزني كند، از آب بيرون بكشد يا خير؟ هرچند كاپلو در زمينه كسب نتيجه در سطح باشگاهي استاد بوده، اما به اعتقاد كساني كه با شك و ترديد به موضوع مينگرند، وي در زمينههاي ملي، كمسابقهتر از آن است كه بتوان وي را همچون هموطن نامدارش مارچلو ليپي، طراح قهرماني در ميداني مانند جامجهاني دانست.
حقيقت امر چيست؟ آيا خوشبينيهاي قبلي افراطي بود يا نااميدي 3 ـ 2 ماه اخير؟ فرانك لمپارد، هافبك 32 ساله چلسي كه در آفريقاي جنوبي دومين جامجهانياش را پس از حذف پر سروصداي انگليسيها در جام 2006 (با ضربات پنالتي در برابر پرتغال در مرحله يكچهارم نهايي) تجربه خواهد كرد، هيچ يك از 2 نوع برخورد كاملا متفاوت فوق را عقلايي نميانگارد و معتقد است در فاصله كمتر از 2 ماه تا شروع جامجهاني نوزدهم بجز كشورهايي محدود مثل اسپانيا و برزيل، ديگران هيچ برآورد و جاي پاي ثابتي ندارند و فرجام كارشان به هيچ روي، قابل پيشبيني نيست.
لمپارد كه همراه با ديگر مردان چلسي، جنگي بزرگ با منچستريونايتد در مسابقات فصل جاري ليگ برتر انگليس داشته است، ميگويد: پيش از آن كه فوتبالدوستان بريتانيا با سر داده شدن مشتي شعار تحققناپذير،بيش از حد خوشبين شوند، بايد مليپوشان انگليس بكوشند تا به حدود و ثغوري از آمادگي و هماهنگي نائل شوند كه براي چنان ميداني مورد نياز است. هافبك پيشين وستهام كه پيشتر به خاطر اضافه وزنش «فرانكي چاقه» ناميده ميشد، اما در چلسي به مظهر فن و تناسب بدل شده، آشكارا از ياد نبرده است كه سال 2006 مثل سال 2002 خيليها از صلاحيت ـ احراز نشده ـ تيم ملي انگليس براي فتح جام ميگفتند و در آن هنگام تبليغاتي، محدوديتهاي فني اين تيم كم شده و برخي ضعفهاي انگليس پنهان ماند و در نتيجه انگليسيها سرانجام حذف شدند و دست از پا درازتر به لندن برگشتند.
اين تجربهاي بود كه در جام قبلي هم تكرار شده بود. در واقع انگليس در سالهاي 1990 و 2006 با ضربات پنالتي در مراحل نيمه پاياني و يك چهارم نهايي به آلمان و پرتغال باخت و 8 سال پيش، تسليم برزيل شد تا باز در جمع 8 تيم برتر تن به حذف شدن بدهد. به اينها بيفزاييد، حذف اسفبار در همان مرحله مقدماتي جام ملتهاي اروپا 2008 در دوره مربيگري لرزان و فاقد هويت استيو مك لارن را كه بدتر از تمام موارد مذكور بود.
درست است كه دن فابيو درنقطه مقابل مربي 2 سال اخير توئنت انشده هلندي قرار داشته و انگليس تحت هدايت وي متحول شده و با فتح 9 بازي از 10 مسابقهاش در مرحله انتخابي جام جهاني 2010 راهي مرحله پاياني شده است، اما هيچ اطميناني نيست كه سناريوي 2002 و 2006 در 2010 هم تكرار نشود و انگليس در مرحلهاي كه ظاهرا بخت قابلتوجهي براي صعود دارد، سرش به سنگ نخورد. برد چندي پيش در برابر مصر در مسابقهاي تداركاتي در ويمبلي لندن هم با اين كه مردان كاپلو عقبماندگي يك بر صفر اوليه خود را به برتري 3 بر يك بدل كردند، بيش از آن كه اطميناني را برانگيزد، شكها را به تيم انگليس بيشتر كرد.
4 سال پيرتر
لمپارد مثل دن فابيو فراموش نكرده كه تيم انگليس در يكي، دو سال اخير هر ديدار دوستانهاي كه با رقباي بزرگ و مدعيان اصلي فتح جام جهاني داشته، آنها را واگذار كرده و نهتنها به برزيل و اسپانيا باخته، بلكه تسليم فرانسه هم شده است. لمپارد معتقد است حذف شدن در عين اميدواريهاي افراطي وكاذب از جام جهاني 2006 درسهاي زيادي به او و يارانش داده، اما در عين حال 4 سال پيرتر شدن همان نسل، نبود حتي يك دروازهبان كه بتوان روي او حساب كرد، كه تيم انگليس، قابل تكيه رسوايي اخلاقي جان تري، مشغوليتهاي جنبي ريو فرديناند (او يك استوديوي فيلمسازي راه انداخته!) و متكي شدن بيش از حد انگليس به روني، مسائلي است كه ميتواند اين تيم را در جام جهاني نوزدهم نيز بسرعت از گردونه خارج و سرخوردگي جديدي را نصيب ملتي كند كه خود را هنوز ارباب و خالق فوتبال ميدانند. جرارد نيز به سبب فصل بسيار بدي كه تيم ليورپول پشت سر گذاشت، بيروحيه نشان ميدهد و بازتاب ماجراي «تري» در چلسي، حتي خود لمپارد را مردد ساخته است.
اين هافبك شوتزن ميگويد: «تيم انگليس هنوز قوي و به رغم بحرانهاي خودساخته اخير، به آينده خوشبين است، اما بهتر است چيزي درباره فتح جام نگوييم چرا كه تا چنان مقصدي، راهي طولاني مانده است و از الان صحبت كردن در اين خصوص كاري عبث و غيرحرفهاي است. در ادوار قبلي نيز اميدواريهاي زيادي ترسيم شد، اما بيحاصل ماند و در نتيجه بهتر است وارد اين مقولهها نشويم و عاقل باشيم و صرفا برنامهريزي و تلاش كنيم.»
مشكل جرارد و بواقع سرمربي سابق يوونتوس، ميلان و رئالمادريد اين است كه طبق معمول فوتبال انگليس تا پايان فصل در تسخير رقابتهاي باشگاهي است و آنچه لمپارد از آن به عنوان برنامهريزي ياد ميكند، زودتر از 25?ارديبهشت 89 ـ كه زمان پايان فصل است ـ امكانپذير نخواهد بود. در آن زمان شايد مثل گذشته براي احياي مشتي فوتباليست بشدت خسته و نهچندان با اخلاق بسيار دير شده باشد. لمپارد با در ذهن داشتن همين مساله ميگويد: «اولين تجربهاي كه ما طي 12 ـ 10 سال پرداختن به فوتبال حرفهاي باشگاهي و ملي در بالاترين سطح آن آموختهايم، اين است كه حرفها و وعدههاي قبل از شروع تورنمنتهاي بزرگ حتي مفت هم نميارزند، زيرا ممكن است با احتساب شرايط و الزامهاي موجود اصلا قابل اجرا و تامين نباشند. مهمترين اصل و ضروريترين كار اين است كه خودتان را براي لحظه شروع جام به بيشترين آمادگي برسانيد و با تمام وجود بازي كنيد و بجنگيد و همگان بهترين بازي خود را ارائه كنند. اين كه الان بگوييم فتح اين جام در ظرفيت و توان ما هست، چه بهرهاي به ما ميرساند جز اين كه توقعات را بالا ببرد و كار را دشوارتر كند. من حتي جواب اين سوال صدها بار تكرار شده را كه آيا توان فتح جام جهاني را داريم يا خير، ديگر نميدهم، زيرا خودم نيز جواب آن را نميدانم. اگر نگاهي به اسامي و اوصاف نفرات ما بيندازيد لابد به نتايج ما اميدوار خواهيد شد، اما مگر ما كه كم و بيش همين بازيكنان را در جام قبلي داشتيم، به كجا رسيديم؟ حتي اگر قبل از شروع جام جهاني بشدت بدرخشيد و بقيه را در هم بكوبيد، تا زماني كه اين ماجرا را در خود جام تكرار نكنيد به هيچ جا نخواهيد رسيد و كار دوم را ما هنوز انجام ندادهايم و اگر ميپرسيد كه آيا توان نيل به آن را داريم، جواب من اين است كه اصلا نميدانم اين درس تلخ گذشته براي ماست كه اميدوارم ما را واقعا بيدار كرده باشد. شكي نيست كه نتايج ما در گروه ششم انتخابي جام جهاني 2010 در قاره اروپا و رسيدنمان به 27?پوئن از حداكثر 30?امتياز ممكن دستاوردهاي فوقالعادهاي بود، اما اين مساله اصلا تضميني بر اين نيست كه در دور پاياني جام جهاني نيز همان نتايج به دست خواهد آمد. آنجا دنيا و شرايطي كاملا متفاوت حاكم خواهد بود».
رقبايي قابل عبور اما...
انگليس در دور پاياني جام جهاني 2010 در مرحله نخست با الجزاير، آمريكا و اسلووني همگروه شده و به همين خاطر به نظر ميرسد مشكل حادي براي صعود نداشته باشد، اما از يكهشتم نهايي به بعد كه مسابقات، يكحذفي ميشود، هيچ اطميناني در مورد تيمي كه هميشه از كمبود هماهنگي و فقدان همت در سطح ملي ناليده، احساس نميشود و هر اتفاقي براي كاپلو و شاگردان متغيرالاحوال او متصور است.
لمپارد به عنوان حرف آخر ميگويد: «ما نهايت تلاش خود را ميكنيم. اين كوشش فقط براي كشورمان نيست بلكه براي خودمان نيز هست، زيرا براي نسل من، جرارد، تري، فرديناند، هسكي، كول و بكام جام جهاني بعدياي متصور نيست و خود من در زمان جام 2014 به 36 سالگي خواهم رسيد و قطعا در آن زمان در سطح ملي بازنشسته خواهم بود و شايد كفشها را آويخته باشم. اين شانس آخر ماست، يا ميبريم يا تمام شدهايم. اين نسل از همين نقطه از رادار خارج ميشود و در سطح ملي قابل رويت نخواهد بود. اميدوارم رفتن ما اين بار و در اين سطح به سمت افقي روشنتر از دفعات قبلي باشد».
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




