دروغ جرارد پيكه به الكس فرگوسن
يكي از بزرگترين و مهمترين خصوصيت ليگ قهرمانان در 18 سالي كه به شيوه تازه برگزار ميشود اين بوده كه هيچ تيمي تاكنون 2 بار پياپي فاتح اين مسابقهها نشده است. به نظر ميرسد دفاع از عنوان قهرماني به مراتب از فتح آن مشكلتر است، اما براي بازيكنان اين مساله امكانپذير است و آنها ميتوانند با تغيير تيم به اين مهم دستيابند.
به نوشته جام جم و به نقل از تایمز؛ جرارد پيكه، جوانترين بازيكني است كه به اين افتخار دست پيدا كرده و شايد با عبور بارسا از سد اينتر در مرحله نيمهنهايي ليگ قهرمانان در 23 سالگي به سومين عنوان هم دست پيدا كند. خود او در مورد موفقيتهاي رويايياش از حضور در منچستر يونايتد به عنوان يك بازيكن نيمكتنشين تا حضور دائم در تركيب اصلي بارسا و همچنين تيم ملي اسپانيا و اميد به فينال جام جهاني ميگويد: اتفاقاتي كه در 11 ماه اخير برايم افتاده همچون رويايي است كه به بهترين وجه به حقيقت پيوسته است.
لقب او در بارسا، پيكن باوئر است كه اشاره به نام بكن باوئر، سوئيپر تيم ملي آلمان در جامهاي جهاني 1970 و 1974 دارد. او كنار دفاع منطقي در مركز خط دفاع، توانايي پيشروي با توپ و توزيع آن را دارد. كارلوس پويول، كاپيتان بارسا در مورد خصوصيات فردي پيكه ميگويد: در فوتبال معمولا پيدا كردن دوست ساده نيست اما جرارد يكي از بهترين دوستان من است و هميشه با لبخند و انرژي مثبت با همه برخورد ميكند و از زمان آشنايي با او متوجه صداقت او شدم.
وجود چنين خصوصياتي در فردي با پيشينه خانوادگي او نادر است. او در يك خانواده متمول كاتالان بزرگ شد و والدينش وكيل و پزشك بودند. با توجه به اينكه پدر بزرگش يكي از مديران باشگاه بارسا بود بناچار طرفدار بارسا بود و خيلي زود فوتبال را در اين باشگاه با همدورههايش ليونل مسي و سسك فابرگاس آغاز كرد؛ هر چند روند رو به رشد او در 2 سال اخير طبيعي به نظر ميرسد، اما شرايط هميشه براي او در دنياي فوتبال مهيا نبود و پيكه مسيري عجيب را براي رسيدن به اين مرحله طي كرد.
زماني كه او در 17 سالگي بارسا را ترك كرد و به منچستر رفت، هميشه اين احساس را داشت كه از هدف اصلياش دور شده و بايد در تيم اول بارسا باشد. پس از 3 فصل حضور در يونايتد كه يك فصل آن به شكل قرضي در باشگاه ساراگوسا بود او از بازگشتش به زادگاهش خوشحال بود هر چند تجربيات بزرگش در يونايتد واقعا برايش ارزشمند بودند.
او بويژه از الكس فرگوسن متشكر است كه با انتقال پيكه به بارسا با مبلغ 5 ميليون پوند موافقت كرد و احساس او به خانواده و زادگاهش بارسلون را درك كرد. پيكه در مورد فرگوسن اظهار نظر جالبي دارد: «او براي من مثل پدر دومم بود. او نهتنها به من فوتبال ياد داد، بلكه از او ياد گرفتم چه چيزهايي در زندگي مهم است. برخي تصور ميكنند او فردي ترسناك است، اما او به بازيكنان نزديك و از شرايط روحي آنها آگاه است.
ولي پيكه شايد به خاطر همين نترس بودن موفق شد براحتي به مربي پرسابقهاي چون فرگوسن دروغ بگويد و در پي آن بتواند توجه او را جلب كند: «اولين شانسهاي بازي من به عنوان يك نوجوان در تيم محدود به بازيهاي جام اتحاديه يا بازيهاي مرده اروپايي بود. يك روز فرگوسن از من پرسيد آيا تا به حال علاوه بر بازي در مركز دفاع، در پست دفاع راست هم بازي كردهام و من به دروغ به او گفتم در تيم نوجوانان بارسا، بارها در اين پست بازي كردم. او در اولين بازي شانس حضور در دفاع راست مقابل وستهام را داد و خوشبختانه من هم خوب بازي كردم.»
ولي شانس هميشه با پيكه يار نبود و بازي با بولتون در پاييز 2007 خاطره ديگري براي او كرد: «در آن بازي روي توپي كه براي انلكا سانتر شد محاسبه اشتباه داشتم و او با ضربه سر، تك گل بازي را به ثمر رساند و به نظرم آن روز فرگوسن اطمينانش را به من از دست داد. البته او چيزي به من نگفت اما نگاههاي او گوياي اين مطلب بود. او در ان زمان ميكائيل سيلوستره، جاني اوانز، جان اوشي و وس براون را به عنوان بازيكنان همسن و سال من در اختيار داشت و زوج اصلي دفاع او نمانيا ويديچ و ريو فرديناند بودند كه اجازه عبور به كسي را نميدادند. در چنين فضايي شايد ديگر جايي براي من نبود.»
با اين كه پيكه در منچستريونايتد دوستان خوبي داشت؛ اما هوا، زبان و غذاي انگلستان بشدت او را آزار ميداد. پيكه23 بار براي منچستر يونايتد بازي كرد و در فينال ليگ قهرمانان (فصل 8 ـ 2007) بازيها مقابل چلسي يكي از بازيكنان روينيمكت بود. او درباره آن بازي ميگويد: «من هرگز آن روز را فراموش نميكنم. ضربات پنالتي مثل سكانسي از فيلم امتياز نهايي اثر وودي آلن بود. زماني كه توپ به تور نزديك ميشد، ولي مشخص نبود در كدام سو پايين ميآيد. هر چيزي در يك لحظه كوتاه ممكن بود تغيير كند و زماني كه قهرمان اروپا شديم، چهره هواداران واقعا ديدني بود.»
يك سال بعد او همچون مارسل دسايلي (مارسي 1993 و ميلان 1994) بازيكني بود كه در 2 تيم به شكل پياپي قهرماني در ليگ قهرمانان را تجربه كرد و همچون پائولو سوسا (يووه در سال 1996 و بروسيا دورتموند در سال 1997) دومين قهرمانياش را پس از بازي در مقابل تيمي كه تازه تركش كرده بود به دست آورد.


