خشت اول فوتبال، «كثيف» است!
گل؛ 1- با فرا رسيدن روزهاي پاياني فصل، دوباره در فوتبال ايران يك مجلس عزاداري برپا شده است! معمولا در همين نفسهاي آخر فصل است كه رايحه دلپذير جوانمردي و رقابت سالم و انصاف و عدالت(!) فضا را معطر ميكند و همه چيز را تحتالشعاع خودش قرار ميدهد.
اين بار هم نوبت به مديرعامل باشگاه ذوبآهن اصفهان رسيده است تا در صدر مجلس سوگواري بنشيند و براي نعش فوتبال پاك، اشك بريزد. «فوتبال ما آلوده است و با هيچ پودر شويندهاي پاك نميشود. به جاي جشن قهرماني، ما مجلس عزاداري برقرار كردهايم و از مسوولان فدراسيون هم دعوت ميكنيم در اين مراسم شركت كنند!»
اينها را مديري به نام اصغر دليلي ميگويد؛ مديرعامل فعلي باشگاه فرهنگي – ورزشي ذوبآهن اصفهان كه پس از كنار رفتن تيمش از گردونه رقابتهاي جام حذفي، ياد سياهيهاي فوتبال افتاده و سياه به تن كرده است!
2- شديدا با جناب آقاي دليلي همداستانيم. فوتبال ايران، به شكل افتضاحي آلوده است و اين سياهيها، حتي در سطح اول اين رشته ورزشي چنان نفوذ كردهاند كه اگر قرار بود جدولهاي ردهبندي اين 9 فصل ليگ به اصطلاح حرفهاي(!) را به شكل حقيقي از ابتدا بازنويسي كنيم، فقط خدا ميدانست چه تغييرات حيرتانگيزي در واقعيتهاي آماري اين فوتبال به وجود ميآمد!
چرك و كثافت، در اين اقليم سلطنت ميكند و متاسفانه ظاهرا هيچ اراده يا دست كم قدرتي هم براي بهبود و اصلاح اوضاع وجود ندارد. با اصغرخان دليلي موافقيم، اما اين وسط فقط يك اشكال كوچك وجود دارد و آن هم اين است كه دست برقضا، به قدرت رسيدن كسي مثل همين مديرعامل كنوني ذوبآهن، محصول مستقيم ناپاكيهاي حاكم بر ورزش اين مملكت است. اميدواريم ايشان پس از قريب به يك سال حضور در ورزش، از ياد نبرده باشد چگونه و تحت چه شرايطي جاي مديرعامل پيشين را گرفت!
3- بخشي از مهمترين عوامل نگونبختيهاي كنوني فوتبال ايران، ريشه در آن دارد كه مديران ارشد و مهم آن، به عجيبترين شكل ممكن به قدرت ميرسند، يا از كار بركنار ميشوند. خشت اول بناي اين فوتبال، بيگمان «مديريت» آن است و وقتي تغيير و تحولات در اين حوزه به دلايلي كاملا غير منطقي و توجيهناپذير صورت ميگيرند، ديگر تكليف بقيه بخشها روشن است!
چگونه مديرعامل محترم باشگاه ذوبآهن كه امروز ناپاكي فوتبال را نشانه گرفته – و اتفاقا درست هم ميگويد – يك سال پيش كه روي صندلي يكي از موفقترين مديران ورزش ايران تكيه زد حواسش نبود كه خودش تبديل به قطعهاي از پازل آلودگيهاي اين ورزش شده است؟ دليلي هيچ پيش خودش فكر كرد كه چرا سعيد آذري بايد به جرم يك اظهارنظر كاملا قانوني كه جزو حقوق هر شهروند عادي است، در اوج كاميابيهاي حرفهاي از كار بركنار شود و مقامش را پيشكش او كند؟
اتفاقا ناپاكيهاي ورزش ايران از آنجا آغاز ميشود كه آدمهاي غيرمتخصص را به دلايل غيرعقلاني و بنا به ضوابطي كه براي هيچ انديشه منصفي «موجه» نيست، بر سر مقام و منصبي مينشانند و گرد مرگ به كار ميپاشند. وقتي دلسوختهها و كار بلدها از حقشان دور ميمانند، كاملا بديهي است كه عرصه براي تاخت و تاز كاستيها و البته آلودگيها مهيا ميشود.
4 - اين اما همه حرفمان با مديرعامل ذوبآهن اصفهان نيست. در اين ميانه، پرسش مهم ديگري هم وجود دارد كه نميتوان بيتفاوت از كنارش عبور كرد؛ چرا همه شكوهها و گلايهها از فوتبال ناپاك، مخصوص آدمهاي بازنده است و چرا اين همه مدعي، درست زماني كه از قافله موفقيت عقب ميمانند حس «افشاگري»شان گل ميكند؟
اگر ذوبيها امسال هم مثل پارسال ميتوانستند يك جام بگيرند و يا اگر مهاجمان بيدقت اين تيم موفق ميشدند يكي، دو تا از چندين موقعيت مسلم گلزنيشان در تبريز را به ثمر برسانند، آيا باز هم امروز جناب دليلي براي فوتبال پاك مراسم عزاداري برپا ميكرد؟
مشكل بزرگ فوتبال ايران اين است كه برندهها و موفقها همه چيز را عاري از اشكال مييابند و اين فقط بازندهها هستند كه ياد آلايشهاي اين حوزه ميافتند؛ درست مثل محمدرضا كربكندي عزيز كه 24 ساعت بعد از باخت به پرسپوليس، خاموشي برق منطقهاي غرب تهران را زير سوال برنده پاكي فوتبال قلمداد ميكند! اي كاش تيمها و آدمهاي موفق هم دلشان براي فوتبال پاك بتپد تا گلايههاي ناكامها، رنگ غر زدن و بهانهجويي به خودش نگيرد....
5 - فوتبال ما ناپاك است، چون مديرانمان به اين ميز و صندليها چسبيدهاند و موفقيت را به هر قيمتي ميطلبند تا خداي ناخواسته، مجبور به ترك منصبشان نشوند. فوتبال ما ناپاك است، چون سادهترين اصول اخلاقي را كه در صنعتيترين كشورهاي جهان هم رعايت ميشوند، قرباني سه امتيازها كردهايم تا چهار صباح بيشتر «رييس» باشيم. فوتبال ما ناپاك است چون... راستي چرا فوتبال ما ناپاك است جناب آقاي اصغر دليلي؟!


