این برنامه «رو به فردا»، مصادره امروز است یا پشت به دیروز؟!
رخدادها و تحولات پس از انتخابات، صداوسیما را بر آن داشت تا جای خالی برنامههای مناظره گونه را برای روشن تر شدن ابعاد وقایع مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به نحوی پر کند و در این رهگذر برنامه ای با نام «رو به فردا» که در ادامه به «دیروز، امروز، فردا» تغییر نام پیدا کرد از اواسط زمستان گذشته روی آنتن برود؛ برنامهای که امروز پس از گذشت بیش از سه ماه به نظر نمیرسد توانسته باشد از دیروز آن هم به شکلی ناقص و سلیقهای فراتر رود.
به گزارش «تابناک»، برنامه «رو به فردا» که بر پایه ادعای مجری جوانش، تلاش داشت تا با واکاوی دیروز، تبیین امروز و طراحی فردایی بهتر برای ایران اسلامی تهیه و روی آنتن برود اکنون و در آغاز راه دچار نوعی سردرگمی مفرط شده و هیچ نشانی از ترسیم فردا در آن دیده نمی شود. هرچند وی تلاش کرد تا با کشاندن چهرههای سیاسی از جناحهای مختلف سیاسی و نحلههای متنوع فکری رنگ و بویی متفاوت به برنامه اش بدهد، اکنون با گذشت زمان دچار نوعی روزمرگی و یکجانبه گرایی شده و عملا فرصتی اینچنین برای دفاع قاطع از اندیشهها و مشی روشن نظام را در سایه جهت گیریهای بی مورد سیاسی از دست داده است.
این برنامه که در ادامه با عنوان «دیروز، امروز، فردا» به روی آنتن رفت، به ادعای تهیه کنندگانش با هدف ترسیم راهکارهایی برای فردای این مرز و بوم به مخاطبان ارایه شد؛ اما اکنون پرسشی که مطرح است، این است که برنامه یاد شده تاکنون توانسته چه راهکارهایی برای فردا و فرداهای ایران ترسیم و ارایه کند؟ یا اینکه تبیینهایی که از «امروز» جامعه میشود، به چه میزان با واقعیتهای جامعه ما تطبیق دارد و اینکه نقد «دیروز» تا چه میزان بر مدار انصاف و بیطرفی صورت گرفته است؟
این گزارش میافزاید: اما آفتهایی که دامنگیر این برنامه شده است، فراتر از محتوای سخنان مهمانان برنامه ـ که جز یکی دو برنامه تک صدایی بوده است ـ بوده و نیاز به تغییر نگرش ساختاری دارد.
نخست این که صدا و سیما وقتی تصمیم به چنین رویکردی میگیرد، باید با تهور و جرأت بیشتری برخورد کرده و به گونهای فضاسازی کند که صاحبنظران و فعالان حوزههای گوناگون با رغبت پای به چنین برنامههایی بگذارند و به گونه ای نباشد که با خلط مباحث گوناگون که هر یک نیاز به نگاه تخصصی و ویژه دارد، عملا مخاطب منطقی و غیر احساسی را به واکنش معکوس وادار کند.
دوم، تهیه کنندگان برنامه باید بپذیرند که انسجام لازم را نمیتوان در برنامه یاد شده دید، در برنامهای به طور اختصاصی به مقوله سینما پرداخته میشود و در برنامه دیگر به طور عام نقد سیاسی و یا اقتصادی صورت میگیرد؛ بنابراین، روشن کردن راهبرد این برنامه که آیا میخواهد به مبانی بپردازد یا پدیدهها و رخدادهای ویژه و محدود را بررسی کند، به مخاطب پیام بهتری میدهد و مخاطب نیز انتظاراتش را منطقیتر میکند. پس به یقین، دقیقتر کردن صورت مسأله به اجرای بهتر آن منجر خواهد شد.
سوم؛ این برنامه بر پایه اعلام تهیه کنندگانش هر سه برهه زمانی «دیروز»، «امروز» و «فردا» را با نگاهی انتقادی و تحلیلی دنبال میکند؛ پس انتظار میرود یا در صورت برنامهها تفکیک حاصل شود به عبارتی برنامه ای برای واکاوی «دیروز» برنامهای برای تبیین «امروز» و برنامه ای برای ترسیم «فردا» اختصاص یابد یا اینکه تقسیم بندی زمانی مشخص در اختیار مهمانان قرار گرفته و آنها را ملزم سازد که در زمان اختصاصی به ارایه دیدگاههایشان بپردازند تا همانند همه برنامههای گذشته مهمانان در «دیروز» گیر نکرده و یا در «امروز» نمانند و اصل موضوع که ترسیم «فردا» هست را جدی تر دنبال کنند.
چهار؛ با نگاهی به مهمانان این برنامه از آغاز تاکنون مشخص میشود که دایره نخبگان از منظر این برنامه یا به چهرههایی جنجالی و خبرساز محدود شده است یا به چهرههایی سیاسی و کلیشه ای که هرچند همه این افراد قابل احترامند، به نظر میرسد آنقدر تریبون در اختیار داشته و دارند و مواضعشان برای مردم آشکار است که دیگر نیازی به تکرار مواضعشان نیست؛ پس باید فرصت را در اختیار آنانی گذاشت که یا با محدودیت تریبون برای بیان دیدگاههایشان روبهرو هستند و یا اینکه اصولا فرصتی برای ارایه ایدههایشان نمییابند.
با این اوصاف، میتوان گفت چرا برنامه یاد شده تلاش نمیکند از چهرههای دارای ایده اما بی تریبون در پایتخت یا صاحبنظران، فعالان و نخبگان اجتماعی، سیاسی و دانشگاهی خارج از پایتخت استفاده کند؟ چرا تاکنون از شخصیتهای علمی اندیشمندی که دیده نشدهاند و البته حرفهای بسیاری در حوزه تخصصی خود دارند استفاده نشده است؟ آیا خارج از دو جریان فکری چپ و راست نمیتوان اشخاص یا افراد صاحب نظری یافت که محور دعوت از مهمانان پیرامون این دو جریان سیاسی میچرخد؟
پنجم؛ انتظار میرفت فضای برنامه به سوی نقدهای علمی و ارایه راهکارهای عملی پیش برود؛ اما آنچه اکنون میتوان دید ـ همانند برنامه شب گذشته ـ بیان دیدگاهها و سخنانی است که در کلیات مانده و به مقولههای کلیشهای در آن پرداخته میشود و فضای حاکم بر برنامه به گونهای است که مهمانان با رویکرد تخطئه دیگران و نفی آنها از ارايه دیدگاههای اثباتی و راهکار محور طفره بروند. این موضوع سبب شده تا نگاه به برنامه «رو به فردا» در نزد افکار عمومی «پشت به دیروز» باشد.
ششم؛ دعوت از برخی چهرههای تندرو و غیر متخصص که تنها به تخریب دولتهای پیشین میپردازند، تا آنجا که در ذهن برخی از مخاطبان این برنامه، این پرسش مهم شکل گرفت که آیا در این سی سال که از انقلاب اسلامی گذشته، واقعا هیچ کار مثبتی در این کشور رخ نداده است؟
گفتنی است، اگر برنامهای با عنوان فاخر و زیبنده «دیروز، امروز، فردا» تهیه میشود، باید از حداقلهایی برخوردار باشد تا بتواند مخاطب زیرک و باهوش ایرانی خود را که با قدرت تجزیه و تحلیل خود میتواند به عمق خیلی از مسائل پی ببرد، اقناع کند از جمله این حداقلها، ارایه راهبردها و راهکارهای عملی برای «فردا»ست که متأسفانه در این سلسله برنامهها، تنها چیزی که مهمانان محترم به آن توجه ندارند، راهکارهایی عملی برای رسیدن به فردایی بهتر است، با این اوصاف امیدواریم تهیه کنندگان برنامه یاد شده با نگاهی دلسوزانه به چنین نقدهایی فرصت ایجاد شده را به راحتی از دست نداده و یا در حالتی بدبینانه آن را به چالشی جدید تبدیل نکنند.
و ختم کلام اینکه هر گاه احساسات و جهتگیریهای نابجای سیاسی جای بحثهای منطقی را بگیرد حتی در صورت حقانیت آن موضع، آنچنان که باید توان اقناع افکار عمومی را نخواهد داشت و هدف اصلی که همانا دفاع متقن و منطقی از حق است را برآورده نخواهد کرد.
بهتره گزارشی رو در باره مصدومیت رونی تهیه کنی!
فارغ از محتواي مطلب بالا،آيا خواننده حق ندارد بداند مطلبي كه ميخواند نظر يا تحليل كيست؟لطفاً نام نويسنده را قيد فرماييد.




