محاكمه زوجي كه مزاحم تلفني را به آتش كشيدند
جلسه محاكمه زوج جواني كه با ادعاي ايجاد مزاحمت از سوي مردي، وي را كشته و جسد او را به آتش كشانده بودند، برگزار شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عصر 11 دي 87، خانواده مرد جواني با مراجعه به مسئولان دادسراي امور جنايي تهران خبر مفقود شدن فرزند خود را اعلام كردند. اين خانواده در اظهاراتشان مدعي شدند فرزندشان به نام عليرضا 30 ساله از 2 روز قبل به خانه برنگشته و از وي خبري در دست نيست.
باتوجه به اينكه در ابتدا فقدان اين مرد جوان توسط خانوادهاش اطلاع داده شده بود، تحقيقات براي مشخص شدن سرنوشت وي آغاز شد. با گذشت روند طبيعي پرونده و تحقيق و بررسي از افرادي كه در چند ماهه قبل از فقدان افشين با وي در تماس بودند، مشخص شد اين فرد با زن جوان 28 سالهاي كه پيش از اين، عليرضا خواستگار وي بوده است، ارتباط داشته است.
اين زن جوان شناسايي شد و در بازجوييها مشخص شد، وي و همسر 32 سالهاش در خصوص اطلاع از سرنوشت عليرضا اظهارات ضد و نقيضي دارند كه با توجه به اين مسئله احتمال وقوع قتل توسط اين افراد قوت گرفت.
در حين اين تحقيقات مشخص شد جسد مرد جواني مجهولالهويه در حوالي اسلامشهر بهصورت سوزانده شده از سوي مأموران پليس كشف و شناسايي شده است.
سرانجام اين زوج جوان لب به اعتراف گشودند و اعلام كردند كه با مشاركت يكديگر عليرضا را به قتل رسانده و سپس جسد وي را براي شناسايي نشدن به آتش كشيدند.
بعد از صدور قرار مجرميت براي اين زوج به نامهاي فرشاد و فرشته، پرونده آنها براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد.
صبح امروز، جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار شد و ذبيحزاده نماينده دادستان با بيان اينكه با توجه به مدارك موجود در پرونده مانند گزارش مرجع انتظامي، شكايت اوليايدم، نظريه پزشكي قانوني، كشف جسد سوخته مقتول و اعتراف متهمان، بزه منتسب به متهمان محرز است، مجازات آنها را خواستار شد.
در ادامه جلسه، اولياي دم در جايگاه قرار گرفتند و با اعلام شكايت مجدد از متهمان، درخواست خود را قصاص متهمان عنوان كردند.
در ادامه جلسه، فرشاد (متهم به قتل) در جايگاه قرار گرفت و ضمن پذيرفتن اتهام قتل عمد گفت: 2 سال بود كه مزاحم تلفني داشتم و حتي با تغيير خانه همچنان آن شخص برايم مزاحمت ايجاد ميكرد.
همسرم هم به من گفت شخصي برايش مزاحمت ايجاد كرده و به او گفته شوهر و فرزندانت را خواهم كشت و با بيان اينكه عكس شخصي همسرم را در اختيار دارد، او را تحت فشار گذاشته بود. در شرايط بدي قرار گرفته بودم تا اينكه فهميدم فرد مزاحم خواستگار سابق همسرم و از اقوام او بود. حدود يك ماه قبل از قتل فهميدم رابطه آنها بيشتر از آن چيزي بود كه ميدانستم.
از همسرم خواستم يك قرار صوري با او بگذارد و او را به خانه بكشاند. در زندگي هيچوقت از همسرم دروغ نشنيدم و تصور نميكردم او به من خيانت كرده باشد.
وقتي مقتول وارد خانه شد، من داخل اتاق خواب مخفي شدم و زماني كه وارد اتاق شد، مقابل او قرار گرفتم. از او سؤال كردم كه چرا مزاحم همسرم شدي كه او گفت ما با هم رابطه داشتيم. ناگهان از پشت كاپشنش را كشيدم و با چكش چند ضربه به سرش زدم.
من قبل از آمدنش به خانه تصميم به قتل گرفته بودم و تصور ميكردم كه او مهدورالدم است. بعد از قتل، گوشي مقتول را نگاه كردم ولي هيچ عكسي از همسرم در آن نبود.
بعد از اظهارات متهم، كارفرماي مقتول به عنوان مطلع در جايگاه قرار گرفت و گفت: مقتول به من گفته بود كه از حدود 3 سال قبل، با همسر فرشاد ارتباط دارد. او به من گفته بود كه با وي رابطه پنهاني دارد و بارها به خانه او رفته است. ميدانست كه آن زن شوهر دارد و هرچه من به او گفتم از اين كار دست بردار، توجهي نميكرد.
در ادامه جلسه، فرشته در جايگاه قرار گرفت و ضمن قبول اتهام معاونت در قتل گفت: از مقتول به خاطر تهديدهايش ميترسيدم و به همين دليل حرفي به شوهرم نزدم و هميشه به خواستههاي مقتول تن ميدادم.
اولين بار به بهانه اينكه عكس شخصي من را دارد، مرا به ملاقات راضي كرد و از آنجا ارتباط ما آغاز شد. به بهانههاي مختلف از من پول ميگرفت. بعد از اينكه شوهرم او را كشت، دستوپايش را بستيم و در بيابانهاي نزديك اسلامشهر او را آتش زديم تا اثر انگشت ما شناسايي نشود.
بعد از اين اظهارات فرشته، قاضي عزيزمحمدي براي رسيدگي به اتهام وي، درباره رابطه نامشروع با مقتول، جلسه را غيرعلني اعلام كرد.



