كميته مبارزه با خماري در ورزش!
گل؛ 1)افتخارآفريني ورزشكاران ايران، اين روزها نقطه پاياني ندارد. از واليباليستها و رزميكاران در مالزي به قاعده 300 ميليون تومان «شيشه» گرفتهاند و در امارات هم ليدر فلان تيم را موقع حمل مقادير معتنابهي ترياك دستگير كردهاند. در تهران پليس 110 يك شعبه را براي رسيدگي به جرايم ورزشي اختصاص داده(!) و در آخرين چشمه مبادرت به مهار احمدرضا عابدزاده در مقابل ساختمان فدراسيون فوتبال كرده است!
همزمان از آلمان خبر ميرسد بوي ادرارهاي مشكوك ورزشكاران ايراني، آزمايشگاه كلن را برداشته و تاكنون استفاده دست كم دو فوتباليست ليگ برتري از مواد نيروزا قطعي شده است. در مجموعه مديريتي فوتبال ايران، پس از آنكه علي دايي رسما علي كفاشيان را به دروغگويي متهم كرد و غلام پيرواني نيز فريدون معيني را مورد حملات شديد قرارداد، اين مرتبه منصور عظيمزاده شديدا عليه ترابيان مصاحبه كرده و مسوول جديد كميته روابط بينالملل فدراسيون را متهم به «گفتن دروغهاي شاخدار» دانسته است.
دعواي بين محمد عليآبادي – معاون سابق رييس جمهور – و علي سعيدلو – معاون فعلي رييس جمهور – نيز كار را به جايي رساند كه هاشميطبا – معاون اسبق رييس جمهور – از آنان تلويحا به عنوان «بچههاي ريش و سبيلدار» ياد كرد... احسنت، احسنت به اين همه روحيه ورزشكاري و منش پهلواني، احسنت!
2) كو؟ كجاست؟ كجاست صداي آن مدعيالعموم داناي كل كه بادي به غبغب ميانداخت و ميگفت اين ورزش يك لاقبا 10 تا روزنامه ورزشي نميخواهد؟ كافي است دوستان نگاهي به مطبوعات ورزشي اين روزها بيندازند تا ببينند چطور حواشي و اخبار عجيب و غريب اين حوزه از لابهلاي صفحات كاغذي جرايد سرريز كرده است. كمكم كار دارد به جايي ميرسد كه مسوولان رسانههاي ورزشي مجبورند بين اخبار دوپينگ و دزدي و رشوه و تباني و قاچاق مواد مخدر(!) اولويتبندي كنند و برخي از حواشي را به دليل محدوديت فضا حذف كنند.
شايد لازم باشد از فرارسيدن آن روزي بترسيم كه مسوولان روزنامههاي ورزشي به دنبال تغيير امتياز مطبوعهشان به سمت نشريات مربوط به «حوادث» بروند. بالاخره وقتي ورزشي موفق نيست و دايم درجا ميزند، وقتي به ازاي هر يك مدال معتبر، يك صد خبر مايوس كننده و اسفبار منتشر ميشود و وقتي به جاي اسامي پهلوانها و فخرآفرينها، اسم مستعار و مخفف تزريقيها و زدوبند كارها و بدمستها و رفيقبازهاي آنچناني سلطنت ميكند، همان بهتر است كه همهمان به دنبال تغيير كاربري برويم و حوادث و اتفاقات را پوشش بدهيم!
3) خدا را شكر در مملكت ما گروهي از مديران به قدرت رسيدند كه شعار اصليشان مبارزه با فساد بود. خدا را شكر در اين فوتبال، عدهاي عالم و فيلسوف عقلشان را روي هم گذاشتند و براي پاكسازي فضا، «منشور اخلاقي» از خودشان در كردند. خدا را شكر ورزش كشور ما برخلاف غربيهاي كثافت(!)، كاملا اخلاقي و «پهلواني» است و به جاي مايك تايسونها و بنجانسونها و تايگر وودزها، پشتش به پورياهاي ولي و غلامرضاهاي تختي گرم است و به عوض رينگهاي پر زرق و برق كشتي كج، از گودهاي زورخانه الهام ميگيرد.
خدا را شكر كه به قول تلويزيونيهاي محترم، كلا ما خيلي آدمهاي خوبي هستيم و مثل خارجيها بد نيستيم. خدا را شكر كه «همه چي آرومه». خدا را شكر كه «ما چقدر خوشحاليم». اگر اين همه بركت را نداشتيم، احتمالا فوتباليست سرشناس كشورمان، مست و پاتيل سر تمرين تيمملي حاضر ميشد يا بازيكنان نمايندهمان در آسيا، مشروبات بد بد سفارش ميدادند. خدا اين همه موهبت را از ما نگيرد، تا مجبور نشويم خداي ناخواسته ماجراي گناه كردنهاي بازيكنان محبوبترين تيم كشورمان در اردوي خارجي را از زبان مديرعامل محترم همان باشگاه بشنويم! كلا خدا را شكر...
4)روزگاري خبرهاي بد اين ورزش، محدود به شكستهاي كاروانهاي اعزامي كشورمان در ميادين بينالمللي ميشد، آن روزها راهكار آقايان مسوول در اين حوزه، تشكيل فوري كميتههاي يك شبه بررسي علل و عوامل شكست بود كه معمولا پس از مدتي فعاليت و فروكش كردن هيجان عمومي، با صدور يك بيانيه كلي و به دردنخور به كار خودشان پايان ميدادند.
سوال امروزمان از سياستگذاران محترم كشور اين است كه براي پوشش دادن فجايع باور نكردني امروز ورزش ايران چه نسخهاي در آستين دارند؟ آيا اكنون قرار است «كميته مبارزه با قاچاق مواد مخدر در ورزش» تشكيل شود يا راه حل، افتتاح «كميته جلوگيري از سفارش نوشيدنيهاي غيرمجاز توسط بازيكنان ايران در خارج از كشور» است...؟
اگر زحمتي نيست و به شما دستاندركاران گرامي فشار نميآيد، لطفا از چشمه خروشان درايتتان استفاده كنيد و بفرماييد با اين همه مصيبت اعجاببرانگيز كه از در و ديوار اين ورزش ميبارد، چه بايد كرد؟!



