نمره منفي به خصوصيهای فوتبال
تهران امروز؛ از بين 18 تيم حاضر در ليگ برتر فوتبال ايران، سه تيم هستند كه به قول معروف از بخش خصوصي آمدهاند و وابستگي مالي به سازمانها يا نهادهاي دولتي ندارند. استيلآذين، استقلال اهواز و ابومسلم البته تنها در اين خصوصيت مشترك نيستند. مسئله ديگري كه آنها را به هم شبيه ميكند ماجراهاي مربوط به آخر فصل و انجام تغييرات ناگهاني است. داستان استقلال اهواز و ابومسلم كه مثنوي هفتاد من كاغذ است و به نوعي هر فرد يا گروه سرمايهگذار در بخش خصوصي را از اينكه وارد تيمداري شود بهطور كلي منصرف ميكند.
اما در استيلآذين حداقل وضعيت تيم خيلي بهتر است و آنچه تيم هدايتي را با دو تيم قعرجدولي در يك پله قرار ميدهد تصميمات خلقالساعه و عجيب در مديريت آن است. استيلآذين در حركتي عجيب و در فاصله سه هفته به پايان ليگ حميد استيلي را بركنار كرده و به جاي آن افشين پيرواني را به عنوان تصميم گيرنده اول در مسائل فني برگزيد.
فارغ از اينكه چه كسي از كادر فني اين تيم بركنار شده و چه كسي جايگزين آن شده، بايد اين بخش از ماجرا را مورد نقد و بررسي قرار داد كه اساسا به چه دليل در آخرين هفتههاي ليگ چنين جابهجايي غيرمنتظرهاي صورت ميگيرد. استيلآذين اگر چه در اولين فصل حضور خود در ليگ نتايج خوبي گرفته و چشم به پلههاي بالاي جدول دوخته اما ظاهرا مديران آن براي كسب عنوان قهرماني يا حداقل سهميه آسيايي عجله وافري دارند.
به همين دليل است كه ميبينيم پس از برآورده نشدن آرزوهاي بزرگ مديران آن، اين سرمربي است كه بايد قرباني شود. در اينكه استيلآذين يكي از پرخرجترين تيمهاي ليگ برتر بوده و ستارههاي آن بيش از بقيه تيمها چشمك ميزنند شكي نيست اما از مديران بخش خصوصي بعيد بود كه چنين رفتار خام و غيرحرفهاي پيشه كنند و در هفتههاي پاياني و در شرايطي كه هنوز شانس قرار گرفتن در جمع چهار تيم اول از سرنوشت آنها رخت برنبسته، مربي خود را اخراج نمايند.
تغيير مربي آنهم در فاصله سه هفته مانده تا پايان فصل هيچ فايدهاي براي استيلآذين نخواهد داشت. مگر آنكه مديران باشگاه قيد همه چيز را زده باشند و توقع خود را نسبت به فصل جاري به حداقل رسانده باشند.
جالب است كه چند هفته قبل و در هنگامه اضافه شدن مهدويكيا به تركيب تيم، حسين هدايتي و مصطفي آجورلو بارها در حمايت از استيلي صحبت كردند. فوتبال بخش خصوصي در ليگ ايران برخلاف آنچه در ذات اين پديده مورد انتظار است تبديل به نوعي مديريت عجولانه با تصميمهاي پيدرپي و لرزان شده و از اين حيث فوتبال دولتي را پشت سرگذاشته است اگر در باشگاههاي دولتي هر تصميمي در لابيرنت اداري و بوروكراسي گير ميكند و با فاصله تصويب ميشود اما در بخش خصوصي گاهي يك تلفن عادي از طرف مالك يا مدير باشگاه براي اجرايي شدن يك تصميم كافي است. باشگاههاي خصوصي در ليگ ايران هنوز خواب ثبات و تدبير را ميبينند.


