وقتی بازیکنم "نوشیدنی غیرمجاز" سفارش میدهد، انتظار دارید ببریم؟
این مصاحبه بیش از آنکه حکم یک مصاحبه رسمی را داشته باشد حکم یک دفاعیه ساده را دارد. داستان این گفتگو از کنفرانس مطبوعاتی بازی مس کرمان و الاهلی شروع شد. وقتی لوکا بوناچیچ در کنفرانس مطبوعاتی با طعنه شروع کرد به صحبت کردن از بینظمیهای فوتبال ایران و بازیکنان تیمش تا خبرنگاران اماراتی لبخند به لب بیاورند.
وقتی به عنوان یک خبرنگار ایرانی دوستانه به او تذکر دادم که مسائل داخلی فوتبال ما را در بیرون مطرح نکند و به تیم خودش بپردازد برآشفت. درگیری لفظی بین ما 2 نفر حتی به رسانههای اماراتی نیز کشیده شد. صبح روز بعد لوکا در هتل "دوسای" دوبی آرامتر و خویشتندار ظاهر شد و خودش در رفع آنچه سوءتفاهم نامید پیشقدم گردید.
گفتگوی ایپنا در مورد او و تیمش هماکنون در اختیار شماست. این مصاحبه به هیچ عنوان علیه شخصی یا تیم خاصی نیست. این مصاحبه فقط بیان حرفهایی است که بخشی از آن منطقه و قابل اعتنا به حساب میآید و بخش دیگر را باید خودتان قضاوت کنید.
اینکه فوتبال ما تا حرفهای شدن فاصله زیادی دارد غیرقابل انکار است. اینکه بخشی از این قضیه هم مربوط میشود به مسائل فرهنگی تیم ما و ضعفهایی که تا به حال ترمیمشان نکردهایم هم قابل انکار نیست. امید که روزی برسد که دیگر چنین حرفهایی در مورد فوتبال ما بر زبان مطرح نشود.
*از کجا شروع کنیم آقای بوناچیچ؟
- نمیدانم. خودتان بگویید.
*فکر میکنم شما حرفهای زیادی دارید که میخواهید بزنید، به همین خاطر بهتر است شما شروع کنید.
- خب شاید بهتر باشد اول برایتان یک حقیقت ساده را باز کنم. وقتی در کنفرانس مطبوعاتی بازی مقابل الاهلی از من خواستید تا مسائل داخلی مس را مقابل خبرنگاران امارات باز نکنم تا به فوتبال ایران بیاحترامی نشود از حرفهایم برداشت غلطی داشتید! من قصد بیاحترامی به فوتبال ایران را ندارم. اگر از ایران خوشم نمیآمد 5 سال از عمرم را اینجا سپری نمیکردم. یادتان باشد من 5 سال است در این کشور کار کردهام و همیشه هم در تیمهایم موفق بودهام. میتوانم مطمئن باشم بیش از پولی که گرفتهام برای فوتبال ایران کار کردهام. سابقه کار من و نتایجی که گرفتهام این را ثابت میکند. شما فکر میکنید چرا من در ایران کار میکنم؟
*صادقانه جواب بدهم؟
- صددرصد.
* برای پول وگرنه دلیلی ندارد از خانوادهتان دور باشید.
- نه این همه داستان نیست. من آدم بیپولی نیستم. من 53 سال دارم. پولهایم را جمع کردهام، زندگیام را ساختهام، سرمایهگذاری راهم کردهام. اگر همین الان بخواهم کار را تعطیل کنم و تا آخر عمر فقط استراحت کنم مشکلی ندارم پس برای پول نیست که اینجا هستم.
*خب خودتان توضیح بدهید چرا اینجا هستید؟
- برای اینکه ایران را دوست دارم. برای اینکه خودتان هم نمیدانید چقدر جوانتان بااستعداد هستند. برای اینکه خودتان هم نمیدانید که چقدر میشود با این جوانهای شما تیمهای خوبی ساخت. من در کشورهای مختلفی کار کردهام اما هیچ کدام مثل ایران پر از استعداد نبوده. میتوانم این را به شما اطمینان بدهم.
*آقای بوناچیچ همه شما را به عنوان یک مربی حرفهای و باتعصب قبول دارند. همه قبول دارند که شما برای تیمی که دارید زحمات فراوانی میکشید اما یک پاشنه آشیل دارید که تمام این نقاط را زیر سوال میبرد.
- کدام نقطه ضعف؟
*اخلاقتان. شما مثل یک بمب آماده انفجار هستید. در یک ثانیه عصبانی میشوید و آن وقت دیگر نمیشود شما را جمع کرد. در کنفرانس مطبوعاتی من نه به شما بیاحترامی کردم نه باخت را گردن شما انداختم و نه چیز بدی گفتم اما شما به من بیاحترامی کردید.
- میدانم. متأسفم. عصبانیت نقطه ضعف من است و نمیتوانم خودم را تغییر بدهم. این طبیعت من است. من ذاتا آدم عصبانی و حساسی هستم.
*بحث شخصی نیست. مدیران و مربیان و بازیکنانی که با آنها کار میکنید از شما گلایه دارند. در هر جا که کار کردهاید بارها و بارها دعوا پیش آمده. خبرنگاران همیشه از دست شما به ستوه آمدهاند. تمام اینها را چطور تفسیر میکنید؟
- ببینید. من قبول دارم آدم بداخلاقی هستم اما آیا تمام ماجرا تقصیر من است؟ فقط من ایراد دارم؟ بقیه ایراد ندارند؟ بقیه فوتبال ایران مشکل ندارند؟ شما هیچ ایرادی ندارید؟ فوتبال شما هزار ایراد دارد که یک آدم بیخیال و ریلکس را هم دیوانه میکند چه برسد به من که خیلی هم روی مسائل مختلف حساس هستم. خودان شاهد بخشی از اتفاقاتی که در امارات افتاد بودید. وقتی موقع پرداخت صورتحساب هتل به شما پرینت میدهند که بازیکن تیمتتان شب مسابقه سفارش "نوشیدنی غیرمجاز" داده، نباید ناراحت شوید؟
*این یکی واقعا ناراحتکننده است، قبول دارم.
- این همه مشکل من نیست. من در ایران مشکلی دارم به نام بازیکنان بینظم. در اکثر باشگاههایی که کار کردم این مشکل ما من بوده. بازیکن سر تمرین نمیآید یا بد تمرین میکند یاخودش را لوس میکند. در چنین شرایطی من کاری نمیتوانم بکنم غیر از محروم کردن یاجریمه کردن بازیکن. خب وقتی باشگاه جای ایستادن پشت من از بازیکن جمایت میکند وقتی هر روز میآیند جنایت بازیکن را میکنند من نمیتوانم نظم را در تیم حفظ کنم.
*جوانگرایی چطور؟ استفاده کردن از بازیکن جوان چطور؟ مثل همین بازیکن جوان که خیلی هم خوب بازی میکند؟
- به شما یک چیز را بگویم از او 2 نفر بهتر دارم که نمیتوانم از آنها استفاده کنم.
*چرا؟
- خب آنها رفسنجانی هستند. وقتی بازی میکنند صدای این و آن درمیآید. میگویند کرمانیها را بازی بده. من این را دوست ندارم. چند سال قبل در اصفهان به آقای ساکت گفتم که باید شرایط جدیدی را در تیم حاکم کنیم. میانگین سنی تیم ما بالا رفته و باید آن را پایین بیاوریم. او هم از من حمایت کرد. بلافاصله احسان حاجصفی و حسین پاپی و بازیکنان جوان و بااستعداد دیگری که در تیمهای پایه حضور داشتند را به تیم اصلی تزریق کردم. حالا حاجصفی دارد در تیم ملی بازی میکند. همین اتفاق میتواند برای همین بازیکن جوان هم بیفتد. کرمان خیلی استعداد دارد. اگر پشت من باشند همه این جوانها را پرورش میدهم. اگرهم دلسردم کنند که هیچ...
*در آسیا شانسی برای صعود دارید؟
- بعید میدانم. ما تلاش خودمان را میکنیم که بازی آخر را ببریم چه تشریفاتی باشد چه شانسی داشته باشیم فرقی نمیکند. باید ببریم
*و لیگ؟
- خب در لیگ که طبیعتا شرایط خوبی نداریم. خودتان هم جدول را دیدهاید با این حال ما میکوشیم تمام امتیازات باقیمانده را کسب کنیم. هرچه در جدول بالاتر برویم بهتر است. من دوست ندارم تیمم اینجای جدول باشد.
*جو کرمان نسبت به شما چطور است؟
- (میخندد) فکر نکنم خوب باشد. من چند بازیکن جوان را پیدا کردهام و جای تشکر در ورزشگاه به خانواده من اهانت کردهاند. دلیلش هم این است که فلانی و فلانی را گذاشتهام روی نیمکت. صادقانه بگویم انتظار دسته گل و تاج را ندارم اما انتظار این رفتار را هم نداشتم. به هر حال من یک مربی حرفهای هستم. کارم را میکنم و امیدوارم هواداران تیم از من حمایت کنند. بدون هواداران به هیچ جا نمیرسیم. اگر آنها نباشند که بازیکنان جوان را تشویق کنند هیچ استعدادی نمیتوانند اعتماد بهنفس کافی را برای پیشرفت پیدا کنند.
*فصل آینده در مس میمانید؟
- (میخندد) سوال خوبی بود. کسی را دارید که جوابش را بداند؟


