5 پيشنهاد احمدی نژاد برای خلع سلاح جهانی
محمود احمدينژاد، رييسجمهور كشورمان با حضور در اجلاس "خلع سلاح و منع اشاعه" در تهران، با تاكيد بر نقش كشورهاي سلطهجو در توسعه سلاحهاي هستهاي، پيشنهادهايش را براي داشتن جهاني عاري از سلاح هستهاي، اعلام كرد.
به گزارش "تابناک"، متن سخنراني رييسجمهور به اين شرح است:
« بسمالله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد و آلهالطاهرين و صبحه المنتجبين
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه والنصر واجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه
خانمها و آقايان، ميهمانان گرامي
خداوند را سپاسگزارم كه فرصتي عنايت فرمود تا در مورد يكي از مهمترين موضوعات مشترك جهاني با يكديگر گفتوگو نماييم.
از ميهمانان عزيزي كه از ساير كشورها حضور يافتهاند تشكر مينمايم و اميدوارم تلاش اين جمع به نتايج مفيدي منجر شود.
شعار اين اجلاس يك شعار بسيار پرمعنا و در صورت تحقق، ضامن امنيت پايدار و صلح براي همگان است.
دوستان گرانقدر
به خوبي ميدانيد كه امنيت از پايههاي اصلي زندگي شرافتمندانه و مقدمهي لازم براي پيشرفت و رفاه عمومي است. صلح و امنيت خواست اوليهي همهي ملتها و دولتهاي مستقل و صلحطلب است. بدون امنيت پايدار و احساس امنيت، امكان برنامهريزي همهجانبه براي پيشرفت و رفاه وجود ندارد. امروز عليرغم اينكه بخش وسيعي از منابع ملتها به جاي توسعهي رفاه، صرف تامين امنيت ملي ميگردد، نشانهاي از بهبود وضعيت و كاهش فضاي تهديد مشاهده نميشود.
شوراي امنيت و سازمان ملل متحد نيز طي بيش از شصت سال نتوانستهاند امنيت پايدار و احساس امنيت را بر روابط بينالمللي حاكم نمايند و شرايط امروز به مراتب نامناسبتر از دهههاي قبل است.
جنگها، تجاوز و اشغالگريها و بالاتر از آنها سايه تهديد و مهمتر از اينها انباشت سلاحهاي هستهاي و كشتار جمعي و بدتر از همه سياستهاي اعمالي از ناحيه چند دولت توسعهطلب، چشمانداز امنيت در مقياس ملي، منطقهاي و بينالمللي را براي همهي كشورها و ملتها مبهم ساخته است و فضاي ذهني امروز جوامع به شدت متاثر از احساس تهديد و ناامني است. شعار خلع سلاح هستهاي محقق نشده است و آژانس انرژي اتمي در انجام وظايف خود موفق نبوده است. زرادخانههاي هستهاي و شيميايي و بيولوژيك هر روز انباشتهتر ميشود و رقابت تسليحاتي گسترش مييابد.
به راستي علت چيست؟
به نظرم علت را بايد در سياستها و اقدامات چند دولت زيادهخواه و مستكبر جستوجو كرد كه به برخي از آنها اشاره مينمايم:
1- سياست توليد و به كارگيري سلاحهاي هستهاي
اولين سلاحهاي هستهاي توسط دولت آمريكا ساخته و به كارگيري شدند. اين اقدام ضدبشري به ظاهر دست برتر را براي آمريكا و متحدينش در جنگ دوم پديد آورد، ليكن خود عامل و مشوق اصلي توسعه سلاحهاي هستهاي توسط ديگران شد. نفس توليد سلاحهاي هستهاي در يك كشور بهترين توجيه و عامل توسعه توسط ديگران است.
2- استفاده از سلاح هستهاي به عنوان ابزار بازدارندگي
اين سياست عامل اصلي توسعهي رقابت تسليحاتي است؛ چرا كه بازدارندگي، مستلزم داشتن دست بالا در كيفيت و كميت سلاح است و اين خود به رقابت خانمانبرانداز هستهاي دامن زده است. ميدانيد امروز بيش از 20 هزار كلاهك هستهاي در دنيا وجود دارد كه حدود نيمي از آن در آمريكا انبار شده است كه از اين تعداد حدود 2500 كلاهك، استراتژيك بوده و به سوي اهداف حياتي دنيا نشانهگيري شده است. در طرف رقيب آمريكا نيز بالاجبار و به بهانه بازدارندگي، توسعه سلاح اتمي ادامه دارد.
3- تهديد به استفاده از سلاح هستهاي در مناسبات بينالمللي
متاسفانه دولت آمريكا هم از سلاح هستهاي استفاده كرده است و هم به طور رسمي تهديد به استفاده از آن كرده است. يك كشور ديگر اروپايي نيز چند سال قبل به بهانهاي همين تهديد را تكرار كرد. وقتي دارندگان و تهديدكنندگان و استفادهكنندگان از سلاح اتمي با برخورداري از حق ناعادلانه وتو در بالاترين مرجع مسوول امنيت جهاني حضور دارند، آيا اين به معناي تشويق ديگران به توليد سلاح اتمي براي تامين امنيت مليشان نيست.
4- استفاده ابزاري و يكجانبه از شوراي امنيت و آژانس انرژي اتمي
متاسفانه اين رفتار ناپسند و ناعادلانه بر اثر تكرار به يك روند تبديل شده است. شوراي امنيت آشكارا به ابزار اعمال سياستهاي چند دولت زورگو تبديل شده و تا كنون نتوانسته است از حقوق و امنيت ملي كشورها صيانت نمايد. توجيه حمله به عراق و افغانستان، رفتار در جنگ صدام عليه ملت ايران و در موضوع فلسطين مويد اين معناست.
آژانس انرژي اتمي نيز به جاي خلع سلاح دارندگان سلاح اتمي، به عنوان فلسفه وجودياش و كمك به اعضا براي استفاده مناسب و صلحآميز از انرژي هستهاي طبق وظيفه ماده 4 اساسنامه، متاسفانه به ابزار فشار بر اعضاي فاقد سلاح و جلوگيري از بهرهمندي آنان از حقوق هستهاي قانوني تبديل شده است.
تا كنون هيچ يك از اعضاي فاقد سلاح هستهاي نتوانستهاند به راحتي و بدون تحمل فشارها و تهديدها از حقوق قانوني خود در استفادهي صلحآميز از انرژي هستهاي برخوردار شوند؛ اين در حالي است كه عليرغم صراحت مادهي 6 اساسنامه، حتي يك گزارش از نظارت بازرسان آژانس از تاسيسات هستهاي دولت آمريكا و متحدانش منتشر نشده است و هيچ برنامهي مصوبي براي خلع سلاح آنها وجود ندارد. در مقابل، تحت فشار همان دارندگان سلاح هستهاي و به بهانههاي گوناگون، دهها قطعنامه عليه اعضاي فاقد سلاح هستهاي صادر شده است.
5- اعمال معيارهاي چندگانه
در حالي كه رژيم صهيونيستي بيش از 200 كلاهك اتمي ذخيره كرده، مسبب چندين جنگ گسترده بوده و همواره ملتها و كشورهاي منطقه را تهديد به ترور و حملهي نظامي ميكند، از سوي دولت آمريكا و متحدانش به طور مطلق حمايت ميشود و كمكهاي لازم براي توسعه سلاح اتمي نيز دريافت ميكند. ولي همين دولتها به بهانه احتمال كذب انحراف در فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ديگران و بدون ارائه حتي يك سند معتبر، سنگينترين فشارها و جنگهاي رواني را بر اعضاء آژانس اعمال مينمايند. آنان در توجيه اين سياست دوگانه ميگويند كه رژيم صهيونيستي عضو آژانس نيست.
آيا اين به معناي تشويق ديگران به خروج از آژانس و تعليق تعهدات منع گسترش سلاحهاي هستهاي نيست!
6- يكسان معرفي كردن سلاح اتمي با انرژي اتمي
ميدانيد كه انرژي اتمي جزو پاكترين و ارزانترين انرژيهاست. تغيير آب و هوايي و آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي و تجديدناپذيري آن ضرورت توسعه بهكارگيري انرژي اتمي را دوچندان ميكند. به علاوه فناوري هستهاي در توليد دارو، در شناخت و درمان بيماريهاي صعبالعلاج، در صنعت و كشاورزي و بسياري از زمينههاي مورد نياز كاربرد گسترده و بسيار مفيد و موثري دارد.
از بزرگترين خيانتهاي دارندگان انحصاري سلاح اتمي، يكسان معرفي كردن سلاح اتمي با انرژي اتمي است. اصولا مسير ساخت سلاح با مسير استفاده از انرژي اتمي متفاوت است و آنها اين را به خوبي ميدانند. ميخواهند هم سلاح را و هم انرژي هستهاي را به صورت انحصاري در اختيار داشته باشند و از اين طريق اراده خود را بر جامعه جهاني تحميل نمايند.
آيا اين رفتار زمينه توسعه و توليد سلاح هستهاي نيست؟
دوستان عزيز
معلوم شد كه توليد و انباشت سلاح هستهاي و سياستهاي اعمالي توسط دارندگان انحصاري آن بزرگترين عامل ناامني و مشوق توسعه سلاحهاي هستهاي است. انهدام سلاح هستهاي و رفع تهديد هستهاي بزرگترين خدمت به ايجاد امنيت پايدار و صلح و دوستي است.
اما سوال اين است كه آيا سپردن امر مهم خلع سلاح و جلوگيري از اشاعه، به خود دارندگان اين سلاح، روش درستي است؟ پيگيري اين روش طي شصت سال گذشته به نتايج عكس منجر شده است. انتظار اقدام داوطلبانه از سوي دارندگان سلاح هستهاي انتظاري غيرمنطقي و سادهلوحانه است؛ چرا كه آنان سلاح اتمي را عامل برتري خود ميدانند.
ضربالمثل ايراني ميگويد : "چاقو دسته خودش را نميبرد"
انتظار برقراري امنيت از صاحبان حق وتو و بزرگترين فروشندگان سلاح در جهان، انتظاري غيرمنطقي است.
همكاران گرامي
براي تحقق هدف انساني خلع سلاح هستهاي و جلوگيري از اشاعه، پيشنهادات زير ارائه ميگردد:
1- تشكيل يك گروه مستقل بينالمللي براي برنامهريزي و نظارت بر خلع سلاح اتمي و جلوگيري از اشاعه با اعطاي اختيارات كامل از سوي مجمع عمومي؛ اين گروه به گونهاي عمل كند كه همه دولتها و ملتهاي مستقل در مديريت كار مشاركت موثر داشته باشند.
2- تعليق عضويت دارندگان، استفادهكنندگان و تهديدكنندگان به سلاح هستهاي از آژانس بينالمللي انرژي اتمي و شوراي حكام.
تا كنون حضور و فشار آنان و تسلط سياسي بر آژانس مانع از انجام وظايف قانوني خصوصا در مواد 4 و 6 اساسنامه و موجب انحراف آژانس از انجام ماموريتهاي قانوني شده است؛ به خصوص دولت آمريكا كه در جنگ عراق از سلاح ساخته شده از زباله هستهاي استفاده كرده و موجب گسترش بيماريهاي صعبالعلاج در عراق و منطقه شده است، نبايد عضو شوراي حكام باشد.
3- بازنگري در پيمان منع گسترش سلاح هستهاي
اين بازنگري بايد توسط كشورهاي مستقل و فاقد سلاح هستهاي صورت گيرد. حضور دارندگان سلاح اتمي به خصوص دولت آمريكا مانع از تنظيم يك قرارداد و تعهد عادلانه است. دولت آمريكا خود متهم به توليد و اشاعه و استفاده ظالمانه است. او نميتواند مدعي باشد. اين پيمان بايد جامع و مانع و عادلانه و به قدري مستحكم باشد كه از بالاترين كارآيي برخوردار گردد.
4- تلاش جمعي براي اصلاح ساختار شوراي امنيت
ساختار فعلي به شدت ناعادلانه و ناكارآمد است و از عوامل اصلي حمايت از دارندگان سلاح هستهاي است.
يا بايد حق وتو كه ناعادلانه وغيرانساني و غيردموكراتيك است لغو شود و يا اگر عدهاي اصرار دارند همچنان از اين حق ظالمانه برخوردار باشند براي كاهش تبعات منفي آن كشورهاي ديگري از آمريكاي لاتين، از اروپا، از آفريقا و از آسيا نيز داراي حق وتو شوند تا حداقل اعتماد به شوراي امنيت ايجاد گرد.
5- كارگروهي از حاضران براي پيگيري مصوبات و پيشنهادات تشكيل گردد.
جمهوري اسلامي ايران به عنوان كشوري كه با تلاش دانشمندان بومي از فناوري صلحآميز هستهاي برخوردار شده است آمادگي دارد همه تجربيات خود را تحت نظر آژانس در اختيار اعضا قرار دهد. ما عليرغم حداكثر همكاي با آژانس و انجام كامل تعهدات ، نه تنها از كوچكترين مساعدت و همكاري اعضاء دارنده فناوري و آژانس استفاده نكردهايم بلكه به صورت ناعادلانه، تحت سنگينترين فشارها بودهايم. با اين حال با اعتقاد راسخ به ضرورت خلع سلاح جهاني آماده مشاركت سازنده در مديريت خلع سلاح جهاني و تنظيم مقررات جديد هستيم و همكاري خود با آژانس را در چارچوب قوانين ادامه ميدهيم.
همكاران گرامي
در حضور شما چند جملهاي هم خطاب به دولتمردان آمريكايي و متحدانش عرض مينمايم:
بدانند دوران اتكاء به بمب اتمي گذشته است. تهديد به استفاده از سلاح به خصوص سلاح هستهاي مخصوص كساني است كه فاقد منطق روشن و انديشه انساني هستند. اين كه در مقابل منطق قوي از تهديد استفاده شود متعلق به گذشته و فاقد كارآمدي در مناسبات است.
تهديد به استفاده از سلاح هستهاي، فقط آبروي دولتمردان آمريكا را بيش از پيش برد و سياستهاي ضدانساني و تجاوزگرانه آنان را برملا كرد. دوران، دوران ملتها و دوران انديشه و فرهنگ است و تكيه بر سلاح در مناسبات بينالمللي ميراث دولتهاي بيفرهنگ و عقبمانده از تاريخ است.
سياستهاي تسلط بر خاورميانه و انرژي و منابع ارزان آن آشكارا شكست خورده است و خوابهاي برپايي امپراطوريهاي جديد آشفته است و تعبير نخواهد شد.
بهتر است به جاي ادامه راه پيشينيان كه به زبالهداني تاريخ پيوسته است، به جاري زلال ملتها و دولتهاي مستقل و فرهنگ و منطق انساني بپيوندند. اين براي خود آنان بهتر و مفيدتر است. آينده از آن ملتهاست و امنيت و صلح و عدالت با كمك صالحان و انسان كامل در تمام جهان مستقر خواهد شد و زورگويي در آينده جايي نخواهد داشت.
با همكاري و همراهي و همدلي اين آرزو تحققيافتني است كه "انرژي هستهاي براي همه ، سلاح هستهاي براي هيچكس".
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته»
منبع: ایسنا


