ثروتمندان، جنايتكار نيستند آقاي كارگردان
گل؛ 1 - «آنقدر پول دارم كه هفت نسل بعد از خودم هم راحتند.» آنچه خوانديد، اظهارنظر جالب توجه غلام پيرواني- سرمربي سابق تيمملي اميد - است كه در توصيف اقتصادي نبودن علت كنارهگيرياش از تيم المپيك مطرح شده است. اين اولين بار نيست كه يك عضو خانواده فوتبال در ايران، به اين صراحت ثروتمند بودنش را فرياد ميزند و به آن مباهات ميكند.
پيشتر، امير قلعهنويي در پربينندهترين برنامه تلويزيون دولتي ايران، صراحتا با جملاتي نظير «پول دارم، دلم ميخواهد شيك زندگي كنم» و يا «شايد هواپيماي اختصاصي هم بخرم»، همين حركت را تكرار كرده بود و البته همين دو سال پيش بود كه افشين قطبي با بيان اينكه «آنقدر پول دارم كه ميتوانم تا 20 سال ديگر كار نكنم»، شايعه دلال بودنش را رد كرد. ظاهرا جامعه فوتبال در ايران، به تدريج با بحث توزيع نابرابر ثروت كنار ميآيد و اين، اتفاق مباركي است كه نميتوان بيتفاوت از كنارش عبور كرد.
2 - جامعه ما - متاسفانه - هنوز درگير برخي آفتهاي حاد فرهنگي است كه بعضا خودشان را در باورهاي نادرست و زيانبار نشان ميدهند. پس از انقلاب 57 بود كه فضاي احساساتگرايانه مقابله با اشرافيگري و ثروت، برخي از لايههاي جامعه ايراني را در بر گرفت و فرهنگ «فقر، فضيلت است» جاي خودش در بدنه توده را باز كرد. متاسفانه اين پندار نادرست آنقدر در افكار عامه ريشه دواند كه تا امروز هم شاهد قبيح دانستن ثروت و مبارك پنداشتن فقر و نداري در كشورمان هستيم.
در اين راستا، همين بس كه فلان مستندساز تندرو كه در رزومهاش لگد مال كردن فلسفه فوتبال را هم يدك ميكشد، در همين نوروز امسال اين فرصت را يافت تا با جمعي از بهترين بازيگران سيما و سينماي ايران، يكي از ضعيفترين سريالهاي تاريخ تلويزيون در كشورمان را روي آنتن بفرستد و با زباني كاملا آشكار و به شكلي اغراق شده و گل درشت، به تحسين فقرا بپردازد و ثروتمندان را چنان خبيث و ابله جلوه بدهد كه حتي توان اداي صحيح كلمهاي مثل «حكم جلب» را هم ندارند!
در چنين اتمسفري كه تلويزيون رسمي مملكت به عنوان يكي از اصليترين متوليان فرهنگسازي در حوزههاي اجتماعي، در خدمت فحش دادن به پول و پولدارها در ميآيد و فقرا را جملگي فرشتگان روي زمين ميپندارد(!) آيا جاي تعجب دارد كه همچنان خيلي از مردم نسبت به ثروتمندان آلرژي دارند و آنان را وصله ناجور جامعه قلمداد ميكنند؟
3 - شكي وجود ندارد كه «پول» خيلي هم چيز خوبي است و اصولا ميتواند به زندگي انسان سر و شكل داده و آن را از نوسانات و ناملايمات مصون نگه دارد. اين ثروت است كه زندگي را به تعادل ميكشاند و حتي اين مجال را به انسانهاي آسوده ميدهد كه به اخلاقيات بپردازند.
از اين گذشته، تشويق به كسب ثروت ميتواند يكي از مهمترين موتورهاي محركه افراد جامعه براي كار، تلاش و چرخاندن چرخهاي كشور باشد؛ وگرنه اگر قرار باشد فقر، افتخار محسوب شود، آدمها براي چه چيزي بايد كار كنند و به طمع دستيابي به كدام مشوق بايد به رشد جامعه خود كمك كنند؟ آنچه ميتواند ثروت را به يك «ضايعه اخلاقي» تبديل كند فقط افراطگرايي در آن است؛ چنانكه همين افراط كردن در توزيع فقر هم مصيبت به بار ميآورد و تنور دزدي و جنايت را داغ ميكند. اين ديگر مشكل پول نيست، مشكل افراط و تفريط است كه ميتواند تعادل را در همه شئونات زندگي اجتماعي بر هم بزند.
4 - فوتباليها - خواسته يا ناخواسته - دارند به رفع يك معضل بزرگ فرهنگي در ايران كمك ميكنند. اين خيلي خبر خوبي است كه ميشنويم آدمهاي فوتبال ما، از پول «رفع اتهام» ميكنند و ثروتمند بودن خود را بدون واهمه فرياد ميزنند. اگر نخواهيم در جا بزنيم و با انكار مسلمات، خودمان و جامعهمان را عقب نگه داريم، چارهاي نيست مگر آنكه به روند كسب دارايي مشروع احترام بگذاريم و ديگران را وادار نكنيم داشتههاي خود را پنهان كنند و به نداريشان ببالند.
فوتبال، يك دنياي شگفتانگيز است كه به واسطه قرار داشتن در كانون توجه ميليونها انسان، ميتواند الگوي خوبي براي جامعه باشد. امروز مردان فوتبال ايران قبح كاذب ثروتمند بودن را شكستهاند و هزار بار اميدواريم اين رويه، سرمشق خوبي براي برخي از متوليان جامعهاي باشد كه هنوز هم در حوزههاي مختلف به راحتي پولدارها را به جرم «دارايي» شماتت ميكنند و ابايي از ابراز عقيده متحجرانهشان حتي در صداوسيماي رسمي كشور نيز ندارند!


