صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

افروغ: جامعه را از سياست‌زدگي خارج كنيم

ما بايد تلاش كنيم كه جامعه را از حالت سياست‌زدگي خارج كنيم و به سياست، حد و منزلت خود را بدهيم و بيش از آن‌كه اجازه بدهيم سياست به فرهنگ و اقتصاد خط بدهد، اين فرهنگ باشد كه هم به اقتصاد خط بدهد و هم به سياست و در اين بين از دانش عملي هم نبايد غفلت كرد؛ چراكه دانش عملي در زيست جهان مردم ريشه دارد.
کد خبر: ۹۱۹۴۱
| |
3825 بازدید

يك نماينده پيشين مجلس و پژوهشگر مسايل سياسي، اجتماعي و فرهنگي با اشاره به تعريف "نخبه" گفت: معمولا به كسي كه در هر صنف، شغل و مواضع اجتماعي سرآمد و شناخته شده باشد - كه اين شناخته‌شدگي هم صرفا مربوط به عرصه رسمي و حتي هنجارهاي غالب مورد نظر يك نظام سياسي نيست – مي‌تواند عنوان نخبه را اتلاق كرد.

در تعريف نخبه بر عنوان "تَعَيُّن اجتماعي" تاكيد دارم

عماد افروغ در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين‌كه " بهترين معادل انگليسي "نخبه"، واژه اليت (Elite) است" افزود: سرآمدان يا نخبگان كساني هستند كه در صنف و جايگاه خود، شهره باشند و يك تَعَيُّن اجتماعي پيدا كرده باشند.

وي افزود: من بر عنوان "تَعَيُّن اجتماعي" تاكيد دارم و در عوض پرهيز دارم از اين‌كه الزاما تَعَيُّن و تَشَخُص رسمي را منطبق بر تعريف نخبگي بدانم؛ چراكه ممكن است بر حسب منافع و رويكرد صاحبان رسمي قدرت، عده‌اي مطرح شوند و طرح عده‌اي با شاخص‌هاي به خصوص، براي پيشبرد منافع خاص باشد و حتي بعضا موجب شود كه اين تعريف‌هاي رسمي مانع از اين شود كه نخبگان اصلي كشور معلوم شوند. بر حسب اين تعريف مي‌توانيم نخبه سياسي، اجتماعي، اقتصادي و نخبه فرهنگي داشته باشيم.

نخبگان را صرفا با شاخص‌هاي رسمي نسنجيم

وي با تاكيد بر اين‌كه "بايد دقت كنيم كه نخبگي صرفا با يك مدرك رسمي و تعريف شده تعيين نمي‌شود" تصريح كرد: براي تعريف نخبگي بايد بيشتر شاخص كيفي را به كار برد. بسياري هستند كه به لحاظ كيفي واقعا نخبه هستند و در محدوده خودشان يك چهره شناخته شده محسوب مي‌شوند ولي ممكن است با شاخص‌هاي رسمي و نگاه كمي چندان به چشم نيايند و اين دليل نمي‌شود كه آن‌ها را نخبه نناميم؛ بنابراين بايد نخبه را بيشتر با شاخص‌هاي كيفي ببينيم و صرفا آن‌ها را با شاخص‌هاي رسمي نسنجيم.

بايد به دنبال تك درخت‌هاي بيابان گشت

اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: اگر واقعا بخواهيم نخبه‌شناسي كنيم بايد به اين مساله دقت كنيم كه در اين راستا به نوآوري‌ها و خلاقيت‌ها و كساني كه از صفر يا هيچ آغاز و مسير خود را طي مي‌كنند و سرآمد مي‌شوند توجه داشته باشيم. ممكن است فردي همه امكانات را در اختيار داشته باشد و حسب همين امكانات بخت هم با او يار بوده باشد و با شاخص‌هاي كمي و رسمي منطبق شده و در نتيجه نامي كسب كرده باشد ولي به نظر من بايد به دنبال تك درخت‌هاي بيابان گشت؛ يعني كساني كه امكانات نداشتند و شرايط براي آن‌ها فراهم نبوده است، ولي توانسته‌اند با سعي و تلاش خود نخبه شوند و ما اگر مي‌خواهيم اين‌گونه افراد را بشناسيم، بايد با ملاك‌هاي كيفي و محتوايي آن‌ها را شناسايي كنيم.

وي با اشاره به اين‌كه " بر مبناي اين شاخص، افراد زيادي هستند كه نخبه هستند ولي به چشم نمي‌آيند" اظهار كرد: در مقابل، خيلي‌ها هستند كه به لحاظ رسمي نخبه محسوب مي‌شوند ولي واقعا نخبه نيستند. بايد به اين معاني توجه داشته باشيم و در تعريف خود از نخبگي، بيشتر بر تعين و تشخص‌هاي اجتماعي با شاخص‌هاي كيفي اصرار بورزيم تا تعين‌هاي رسمي و شاخص‌هاي كمي و غيرمحتوايي.

اصرار دارم كه تخصص به صورت صوري و كمي تعريف نشود

اين جامعه‌شناس در ادامه به وضعيت نخبگان در جامعه امروز ايران اشاره كرد و گفت: نخبگان به يك معنا، متخصصان جامعه هستند و من اصرار دارم كه تخصص به صورت صوري و كمي تعريف نشود. خيلي از متخصصان رسمي ما وجود دارند كه شناخته شده به صورت رسمي هم هستند ولي معلوم نيست كه بومي باشند و با زيست‌جهان مردم هم عجين بوده و با زبان، درد و نيازهاي مردم آشنا باشند. بر مبناي اعتقاد برخي از جامعه‌شناسان، كساني كه خود را با هنجارهاي رسمي وفق مي‌دهند ممكن است بر سر زبان‌ها بيفتند و از مواهب و سرمايه‌هايي هم برخوردار شوند، كه اين به واسطه دستگاه‌هاي تبليغاتي است كه معمولا در اختيار بخش رسمي قدرت قرار دارد.

وي افزود: در دانشگاه هم مشابه اين مساله را شاهد هستيم؛ يعني بسياري وجود دارند كه به لحاظ كمي و شاخص‌هاي جاافتاده و رسمي نام و نشاني دارند ولي بر حسب ارزش‌يابي دانشجويان ممكن است در آن حد نباشند و كساني هم ممكن است باشند كه از چنين تيتر و عنوان‌هايي برخوردار نباشند ولي بر حسب ارزيابي‌هاي محتوايي به مراتب جايگاه بالاتري نسبت به ديگران داشته باشند.

جامعه به راحتي به نخبگان خود دست پيدا نمي‌كند

افروغ همچنين با تاكيد بر اين‌كه " جامعه به راحتي به نخبگان خود دست پيدا نمي‌كند" تصريح كرد: نخبگان، زاده و بازده شرايط سخت حيات اجتماعي هستند. نخبگان، زاده تصادف نيستند و خلق‌الساعه شكل نگرفته‌اند؛ بلكه يك فرآيند سخت و پيچيده طي مي‌شود تا متخصصان جامعه به تَعَيُّن و تَشَخُص برسند. نخبگان ذخاير جامعه هستند و گاهي ما فرآيندي را طي مي‌كنيم كه اين ذخاير نمود داشته باشند و جلوه‌گري كنند و گاهي شرايطي فراهم مي‌شود كه جلوي اين فرآيند را مي‌گيريم.

وي خاطر نشان كرد: ما بايد به اين نكته توجه كنيم كه يك واقعيت اجتماعي وجود دارد كه اگر به طور طبيعي با مسايل برخورد شود و دخالت‌هاي نابجا صورت نگيرد، از دل فرآيند تجمع انسان‌ها فرآيندي به نام تفكيك يا تمايزيافتگي زاده مي‌شود. اين تمايزيافتگي و تفكيك، ترجماني از نخبگي، تقسيم كار اجتماعي و بروز و ظهور تخصص‌هاي مختلف است كه اين مساله الزاما با شاخص‌هاي رسمي تعريف نمي‌شوند و دايره بسيار وسيع‌تري دارند.

موفقيت يك نظام سياسي منوط به ميدان دادن به نخبگان است

وي موفقيت يك نظام سياسي را منوط به ميدان دادن به نخبگان دانست و اظهار كرد: يك نظام سياسي در صورتي موفق است كه هم زمينه زايش و رويش نخبگي و فرآيند تفكيك را فراهم كند و هم با شاخص‌هاي تحميلي خود، جلوي بروز و ظهور و ديده شدن طبيعي نخبگان را نگيرد بلكه بكوشد كه با شاخص‌هاي كيفي و محتوايي، اين‌گونه نخبگان نمود بيشتري پيدا كنند، شناسايي شوند و قدر آن‌ها بيشتر دانسته شود.

اين پژوهشگر مسايل اجتماعي افزود: برخي از نظام‌هاي سياسي ميانه خوبي با نخبگان و فرآيند تفكيك ندارند و جامعه را توده‌وار و متشكل از آحاد بي‌شكل مي‌بينند و به حلقه‌هاي واسطي به نام نخبگان و متخصصان توجهي ندارند. چنين جامعه‌اي يك جامعه عقلاني نيست و مي‌توان به عنوان يك جامعه تماميت‌خواه و توتاليتر از آن ياد كرد. معمولا در جوامع توتاليتر و تماميت‌خواه اين حلقه‌هاي واسط وجود ندارند يا ديده نمي‌شوند، يعني اصالت، بها و اعتباري به آن‌ها داده نمي‌شود و اين‌ها بيانگر يك نگاه غيرعقلاني به اجتماع است و اين مساله مخل توسعه و پيشرفت خواهد بود.

افروغ با اشاره به اين‌كه " خواه‌ناخواه جوامع به سمت تفكيك و تمايزيافتگي گرايش پيدا مي‌كنند" افزود: اين تفكيك و تمايزيافتگي ساختاري نبايد به معناي نفي فرآيندهاي وحدت‌بخش اجتماعي باشد، ولي اين يك واقعيت اجتماعي است كه نه تفكيك منهاي انسجام مطلوب است و نه انسجام منهاي تفكيك. انسجام منهاي تفكيك به معني يك نوع كل‌گرايي و جمع‌گرايي افراطي است و تفكيك‌گرايي منهاي وحدت‌گرايي نيز ترجماني از يك نظام آنارشيستي است، يعني نظامي كه توجهي به پيوند دهنده‌هاي آحاد و گروه‌هاي مختلف ندارد.

شاخص‌هاي مربوط به تَعَيُّن‌هاي رسمي براي نخبگان واقعي آزار دهنده است

وي با تاكيد بر اين‌كه " بايد به سه فرآيند تجمع، تفكيك و انسجام توجه كنيم" اظهار كرد: جامعه بايد نخبگان واقعي خود را پيدا كند؛ نخبگاني كه تَعَيُّن بيروني و اجتماعي دارند ولي ممكن است شاخص‌هاي مربوط به تَعَيُّن‌هاي رسمي براي آن‌ها آزار دهنده باشد و موجب گوشه‌نشيني و انزواي آن‌ها شود. اين همان چيزي است كه در اين سال‌ها از آن به نيكي ياد نكرديم؛ يعني شاخص‌ها، شاخص‌هاي اثبات‌گرايانه، عددي و رقمي و شاخص‌هاي كمي است و اين موجب مي‌شود كه نخبگان واقعي ديده نشوند، منزوي شوند و واقعيت جامعه در ارتباط با نخبگي به درستي به رخ كشيده نشود.

تعريف نخبگي با شاخص‌هاي پوزيتيويستي آن را بي‌محتوا مي‌كند

اين پژوهشگر مسايل اجتماعي ادامه داد: در خصوص شاخص‌هاي علمي مي‌توان به سرقت‌هاي علمي، تقليدگرايي‌ها، گرته‌برداري‌ها و مطرح شدن شاخص‌هايي كه جنبه كيفي و محتوايي ندارد اشاره كرد. بعضا سعي مي‌كنيم علم را با شاخص‌هاي پوزيتيويستي تعريف كنيم و نخبگي را نيز همين‌گونه تعريف مي‌كنيم و بر اين اساس بيشتر به تعداد فرآورده‌ها توجه مي‌شود و در عوض به محتواي آن‌ها توجهي نمي‌شود.

وي با بيان اين‌كه " جامعه‌اي كه بخواهد به صورت حقيقي به نخبگان خود توجه كند حتما بايد به شاخص كيفيت، نوآوري و خلاقيت روي بياورد" گفت: نبايد صورت‌گرايي را جايگزين محتواگرايي، كميت را جانشين كيفيت و انطباق با هنجارهاي رسمي را جانشين هنجارهاي واقعي كه مردم در حيات اجتماعي خود با آن‌ها سر و كار دارند كرد. يك نظام سياسي اگر مي‌خواهد معرف خوبي براي حيات اجتماعي باشد بايد به جايگاه واقعي نخبگان در جامعه توجه كند.

نمي‌توان از نخبگان واقعي توقع داشت نسبت به توزيع كنندگان فرصت‌ها بي‌تفاوت باشند

وي به اين پرسش كه نخبگان كشور ما بايد بيشتر در چه حوزه‌هايي تلاش كنند؟ پاسخ داد: در اين‌جا مساله "بايد" چندان مطلوب نيست؛ چراكه نخبگان بالاخره تلاش خود را مي‌كنند يعني هر نخبه‌اي در صنف و رده خود سعي خواهد كرد و تنها بايد انگيزه پيشرفت و رشد از او گرفته نشود. وقتي نخبگان به چشم نيايند يعني مردم آن‌ها را ببينند ولي كساني كه دست‌اندركار يا توزيع كننده قدرت سياسي، اقتصادي و فرهنگي هستند نخبگان واقعي را نبينند و نخبگان غيرواقعي و صوري را جايگزين آن‌ها كنند، اين مساله بر روي انگيزه آن‌ها اثر مي‌گذارد؛ چراكه نمي‌توانيم از نخبگان واقعي اجتماعي توقع داشته باشيم كه نسبت به توزيع كنندگان فرصت‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي بي‌تفاوت باشند.

اين استاد دانشگاه افزود: وقتي نخبگان واقعي مي‌بينند كسي پاداش مي‌بيند و مورد توجه واقع مي‌شود كه نبايد پاداش ببيند و كسي مورد كم‌لطفي يا بي‌لطفي قرار مي‌گيرد كه نبايد، منزوي و دلسرد مي‌شوند و احساس مي‌كنند كه تلاش‌هاي آن‌ها در حيات اجتماعي، آن‌طور كه بايد و شايد قدر نمي‌بيند؛ بنابراين بايد براي بروز و ظهور نخبگان واقعي و قدرشناسي از آن‌ها بسترسازي كنيم. نخبه واقعي در حيات اجتماعي و با شاخص‌هاي كيفي، محتوايي و خلاقانه تعريف مي‌شود نه با شاخص‌هاي كمي، رسمي و صوري.

بين ارزش‌هاي مورد ادعا و رفتارهايي كه قرار است در خدمت اين ارزش‌ها باشد، شكاف مي‌بينم

اين نماينده پيشين مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اين‌كه " بايد دقت كنيم كه چه كسي در چه شرايطي و با چه شاخص‌هاي كيفي و محتوايي به جايگاه و تَعَيُّن دست يافته است" يادآور شد: همان‌طور كه پيشتر هم اشاره كردم، بين كسي كه تمام امكانات و فرصت‌ها را در اختيار دارد و از اين فرصت‌ها استفاده مي‌كند و به نام و ناني مي‌رسد و كسي كه هيچ امكاني در اختيار نداشته و از هيچ، همه چيز ساخته است، تفاوت وجود دارد. من افراد زيادي را مي‌شناسم كه سوادي ندارند ولي معرفت و مهارت عملي بسيار بالايي دارند و كارهايي را بروز داده‌اند و آثاري را خلق كرده‌اند كه كساني كه مدرك و سوادي داشته‌اند و تمام امكانات در اختيار آن‌ها بوده، نتوانسته‌اند چنين آثاري بيافرينند ولي متاسفانه اين افراد به چشم نمي‌آيند و اين مساله به تعريف ما از نخبگي و دانش و شاخص‌هاي رشد علمي و فرهنگي ما برمي‌گردد.

وي ادامه داد: شخصا معتقدم كه كشور ما در اين زمينه مشكل دارد.كشور ما در معرفت نظري حرف‌هاي خوبي مي‌زند ولي در شاخص‌هاي اندازه‌گيري خلاف اين امر عمل مي‌كند. من بين هستي شناسي، نظم ارزشي يا به عبارتي ارزش‌هاي مورد ادعا از يك سو و رفتارهايي كه قرار است در خدمت اين ارزش‌ها باشد، از سوي ديگر، شكاف مي‌بينم و اين شكاف را در ارزيابي‌هاي اقتصادي، فرهنگي و علمي هم شاهد هستيم و من معتقدم كساني كه تعيين كننده اين شاخص‌ها هستند و عمدتا هم به دولت برمي‌گردد، مسووليت اصلي را در اين زمينه به عهده دارند.

اراده‌اي بايد متناسب با ارزش‌هاي مورد ادعا، شاخص‌هاي نخبگي را تعيين كند

وي با تاكيد بر اين‌كه "بحث من يك بحث سياسي نيست و سال‌هاست كه از اين مساله رنج مي‌بريم" افزود: پس از مباحث خوبي كه در اوايل انقلاب راجع به علم بومي، نگاه بومي و نگاه كيفي مطرح مي‌شد، زماني‌كه سعي كرديم عظمت خود را با عدد و رقم و شاخص‌هاي اثبات‌گرايانه به رخ بكشيم دچار شكاف شديم و امروز از اين مساله رنج مي‌بريم و متاسفانه نمي‌بينيم كه اراده‌اي بيايد و متناسب با هستي‌شناسي، جهان‌بيني و ارزش‌هاي مورد ادعا، شاخص‌ها را نيز تعيين كند؛ بنابراين اگر قرار است اين حرف‌ها مورد توجه قرار بگيرد بايد به سراغ كساني كه تَعَيُّن واقعي دارند، در عرصه زيست‌جهان مردم شناخته شده هستند و از خودشان آثار واقعي خلق كرده‌اند برويم نه كساني كه مي‌كوشيم با تيتر و عنوان به آن‌ها تَعَيُّن بدهيم.

اين استاد دانشگاه با بيان اين‌كه "شايد بسياري از تَعَيُّن‌هاي صوري حسب پيشبرد منافع ما در نظم سياسي است، نه حسب شناسايي واقعيات" گفت: اين مساله صرفا بحث من نسبت به نظام جمهوري اسلامي نيست، بلكه يك بحث جا افتاده آكادميك است. جامعه‌اي كه بيش از حد سياسي مي‌شود نمي‌تواند اين مسائل را ببيند بلكه بيشتر همنوايي سياسي را مي‌خواهد و از چنين جامعه بوي ريا، تظاهر و نفاق به مشام مي‌رسد.

بايد جامعه را از حالت سياست‌زدگي خارج كنيم

افروغ در پايان تاكيد كرد: ما بايد تلاش كنيم كه جامعه را از حالت سياست‌زدگي خارج كنيم و به سياست، حد و منزلت خود را بدهيم و بيش از آن‌كه اجازه بدهيم سياست به فرهنگ و اقتصاد خط بدهد، اين فرهنگ باشد كه هم به اقتصاد خط بدهد و هم به سياست و در اين بين از دانش عملي هم نبايد غفلت كرد؛ چراكه دانش عملي در زيست جهان مردم ريشه دارد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟