رابطه هوادار و موفقيت
گرچه اين موج هميشه در حمايت از تيم ملي فوتبال كشورمان كارساز بوده است، اما آيا در فوتبال ايران با اين ميزان مخاطب اقداماتي براي بهره بردن از اين سرمايه پنهان صورت گرفته است؟
کد خبر: ۹۱۸۵۸
| | 1811 بازدید
شور و هيجان بيش از اندازه تماشاگران فوتبال سبب شد تا يك محقق انگليسي حدود 20 سال قبل ماهها وقت خود را صرف پيدا كردن علت اين اتفاق كند. اين كه چه چيز باعث شده تا اين همه آدم دنبال فوتبال باشند و مهمتر از آن فوتبال به دنبال اين همه آدم كه نامشان شده است هوادار. او در نهايت به يك نتيجه رسيد. تماشاگران فوتبال يكي از عوامل ناشناخته موفقيت تيمهاي فوتبال هستند كه كمتر كسي از اهميت آن آگاه است.به نوشته جام جم؛ با گذشت زمان و پيشرفت اين رشته ورزشي و در واقع گستردهتر شدن ابعاد آن در جوامع مختلف، اهميت حضور تماشاگر براي پيشبرد اهداف تيمها بيش از پيش روشن شد، به طوري كه باشگاهها و به دنبال آن فدراسيونهاي فوتبال درصدد ساماندهي هواداران خود در راستاي نيل به اهدافشان برآمدند و در مقابل حمايت و تشويقهاي آنها امكانات مختلفي را فراهم آوردند.
به اين ترتيب ارزش حضور تماشاگر براي تحريك و تقويت انگيزه ورزشكار روشن شد و هر تيم فوتبالي براي افزايش تعداد هواداران خود راهكارهايي را در پيش گرفت. حالا در كشورهاي صاحب نام در فوتبال تيمهاي موفق اغلب پرطرفدار هستند و بخش اعظمي از موفقيت خود را كه بعضا سال به سال تكرار ميشود، مديون حضور تماشاگران ميدانند.
فوتبال در ايران نيز از گذشته تاكنون از نظر تعداد تماشاگر و ميزان علاقهمندي همواره بين چند كشور نخست دنيا بوده است. پرسپوليس، استقلال و چند تيم ريشهدار تهراني و شهرستاني با طرفداران ويژه و پرتعداد خود رونقبخش اصلي فوتبال در كشور بوده و هستند. گرچه اين موج هميشه در حمايت از تيم ملي فوتبال كشورمان كارساز بوده است، اما آيا در فوتبال ايران با اين ميزان مخاطب اقداماتي براي بهره بردن از اين سرمايه پنهان صورت گرفته است؟
اگر اين مقوله را موشكافانه بررسي كنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه در فوتبال ما حضور ارزشمند تماشاگران كه ركن اصلي ايجاد پويايي اين رشته ورزشي هستند به شكل عادتي ديرينه درآمده كه ظاهرا خيليها از اهميت آن غافل هستند. در حالي كه اگر از اين برگ برنده به نحو احسن بهره برده شود، تماشاگر مهمترين اهرم براي هدايت تيمهاي ملي و باشگاهي ما به سمت موفقيت است.
در اين گزارش بر آنيم تا نقش تماشاگر را در ميزان موفقيت يك تيم فوتبال بررسي كنيم. جالب اين كه اگر به ميزان اهميت چنين حضور پرشور و جنجالي پي برده شود، با تدابيري ويژه ميتوان جنبههاي منفي طرفداري از يك تيم خاص را به سمتي هدايت كرد كه آن باشگاه يا حتي تيم ملي از موجهاي منفي اثرات مثبتي را بپذيرد. با ما همراه باشيد.
تماشاگر، انتقال احساسات
پرسپوليس و استقلال از زمان تاسيس تاكنون همواره از حضور هواداران ويژهاي برخوردار بودند كه يكي از عوامل برتريشان مقابل تيم حريف محسوب ميشده است. در هيچ مقطعي از زمان نميتوان كسي را پيدا كرد كه به نوعي منتسب به اين 2 باشگاه باشد، اما در طول دوران حضورش به هواداران و نقش آنها اشاره نكرده باشد و بيشتر با اين جمله كه هواداران قرمز و آبي در سرما و گرما يار و ياور تيمشان هستند و بايد انتظاراتشان برآورده شود در مورد حاميان خود اظهارنظر كرده و ميكنند.
گاهي هم قضيه آنقدر احساسي ميشود كه همين موج شور و هيجان طرفداران را چند برابر ميكند. راه دور نميرويم. صمد مرفاوي از حضور پرتعداد هواداران استقلال پس از چند هفته ناكامي برابر تراكتورسازي شگفتزده ميشود و حتي اشك شوق ميريزد و حبيب كاشاني پس از شركت 51 درصدي هواداران پرسپوليس در نظرسنجي 90 خطاب به طرفداران تيمش نامهاي مينويسد و ميپرسد «اين همه وفاداري را در كدام مكتب آموختهاند؟»، از اين نمونهها در پرسپوليس و استقلال بسيار است، اما يك پرسش جدي همواره مطرح است كه اگر تيم ديگري در آسيا اين همه طرفدار داشت، اينقدر در عرصه فوتبال قاره كهن ناكام ميماند؟
درست است كه ويترين افتخارات استقلال در آسيا كاملتر از پرسپوليس است، اما اين همه سرمايه به عقيده كارشناساني كه از ارزش حضور محركي به نام تماشاگر آگاه هستند ميتوانست تاكنون زمينهساز موفقيتهاي بزرگتري براي 2 تيم بزرگ پايتخت شود در نظر بگيريد كه استقلال و پرسپوليس درچند فصل اخير حتي در فوتبال داخلي ايران نتوانستند رضايت تماشاگران خود را جلب كنند و در عرصههاي بينالمللي به مراتب كار سختتري خواهند داشت.
تماشاگر، اثر مثبت و منفي
ناصر ابراهيمي در مورد نقش تماشاگر در ميزان موفقيت يك تيم تصريح ميكند: اين نقش غيرقابل انكار است. همين الان اگر پرسپوليس اين طرفداران را نداشت معلوم نبود چه جايگاهي پيدا ميكرد.
وي ادامه ميدهد: فوتبال بدون تماشاچي يعني هيچ، حتي در محلات و مسابقههاي محلي كه قديم بيشتر برگزار ميشد اگر اهل محل نبودند بازي به بازيكن نميچسبيد. الان دغدغه اصلي فيفا انجام اقداماتي است كه به زياد شدن تماشاگر در استاديومها بينجامد چون از اين راه علاوه بر درآمدزايي جذابيت فوتبال نيز بيشتر ميشود. ماهيت حضور تماشاگر مفيد و موثر است، اما اگر فرهنگسازيهاي لازم صورت نگيرد، اثرات منفي هم خواهد داشت.
ابراهيمي با توضيح بيشتر درخصوص ابعاد منفي حضور تماشاگر ميگويد: متاسفانه در سالهاي اخير با حاكم شدن فضايي خاص در ورزشگاهها گاهي حضور هواداران تبعات منفي پيدا ميكند، مثلا خود من به خاطر همين اتفاق از ايرانجوان بوشهر جدا شدم. واقعا برايم تعجبآور است، بعد از 15 ماه خدمت صادقانه و تشكيل اين تيم وقتي يك بازيكن 39 ساله را خط زدم، به يكباره موجي در استاديوم راه افتاد كه از سمپاشي يك عده عليه من ناشي ميشد. فكر ميكنم اين فضا به خاطر اهميت دادن بيش از حد به ليدرها باب شد.
تماشاگر، سرعت خروج از بحران
عبدالعلي چنگيز، وجه تمايز تيمهاي پرطرفدار و كمطرفدار را مدت زمان خروج تيمها از بحران احتمالي عنوان ميكند و ميافزايد: وقتي تيمي طرفدار ندارد، چنانچه چند نتيجه دور از انتظار بگيرد وارد بحران ميشود. اين اتفاق براي تيمهاي پرطرفدار هم رخ ميدهد، اما انتظار تماشاگر از تيمي كه طرفدار دارد سبب ميشود تا مسوولان آن باشگاه، مربي و بازيكن زودتر به فكر چاره بيفتند. البته اين سكه روي ديگري هم دارد و آن فشار تماشاگر است، اگر مربي مهارت داشته باشد ميتواند بازيكنانش را هم كنترل كند تا به جاي روي آوردن به بازي احساسي، منطقي باشند و مقابل هواداران احساس راحتي كنند.
تماشاگر، كمبود امكانات و ضعف خدمات
اما در همين ليگ خودمان تيمهايي هم هستند كه به مراتب طرفداران كمتري نسبت به تيمهاي پرطرفدار دارند، اما موفقيتشان چشمگير است. سپاهان و حتي ذوبآهن نمونههاي بارز اين موفقيت هستند.
هرچند كه دو نماينده اصفهان در ليگ برتر،در استان اصفهان نسبت به سالهاي گذشته طرفداران بيشتري دارند اما مثلا سپاهان در تمام ايران به اندازه يك تيم صدرنشين و قهرمان طرفدار ندارد، اگر سپاهان مثلا به اندازه تيمهاي پرطرفدار ليگ هوادار داشت، آيا وضعيتي بهتر از اين پيدا نميكرد؟ يا اصلا همين شرايط و آرامش نسبي حاكم بر مجموعه، به دليل فشار كمتر از افكار عمومي عامل موفقيت سپاهان بوده است؟
مجيد بصيرت كه خودش سالها براي سپاهان بازي كرده و حالا به عنوان سرپرست روي نيمكت اين تيم مينشيند، درخصوص نقش تماشاگر در موفقيت تيمي مثل سپاهان به «جامجم» ميگويد: سپاهان برخلاف تصور همگان تيم كمطرفداري نيست و نقش تماشاگر در موفقيتهاي تيم ما صددرصد بوده است. مشكل سپاهان نداشتن استاديوم است. اگر ما در اصفهان يك ورزشگاه صدهزاري نفري داشيم، از طرفدار لبريز ميشد و فكر ميكنم امكانات خوبي را براي تماشاگران فراهم نكردهايم.
راهكارهاي جذب تماشاگر
اما شرايط تيمهاي باشگاهي در كشور ما با هم فرق ميكند. بعضي تيمها در هر شرايطي، چه برد و چه باخت طرفداران خاص خود را دارند و از اين نظر هيچ كمبودي احساس نميكنند. به عنوان مثال صنعت نفت آبادان حتي در ليگ دسته اول هم هواداران خودش را دارد. براي بعضي تيمها كسب پيروزي، بالاي جدول بودن و حتي قهرماني، تماشاگر جلب ميكند و تعدادي ديگر از راهكارهاي ديگر نظير استخدام مربي و بازيكنان نامدار بهره ميبرند.
اما حفظ اين هواداران كار راحتي نيست. مجيد بصيرت ميگويد: سپاهان يك تيم مردمي و ريشهدار است. من 20 سال پيش هم كه براي اين تيم بازي ميكردم، استاديوم تختي اصفهان براي سپاهان پر ميشد، بنابراين اين تصور كه قهرمانيهاي ما يا صدرنشيني سبب شده تا تعدادي هوادار پيدا كنيم، اشتباه است.
نقش هوادار در موفقيت تيم فوتبال
از نظر رواني حضور تماشاگر كه به نوعي روح فوتبال به شمار ميآيد، چه تاثيري در عملكرد بازيكنان دارد؟ مهدي آقاپور، رئيس انجمن جامعهشناسي ورزش ايران در گفتگو با «جامجم»، موضوع را از دو جنبه مورد بررسي قرار ميدهد و ميگويد: در اين زمينه كارهاي علمي خوبي انجام شده است. اولين بار روانشناسي به نام تريپلت در رشته دوچرخهسواري، تاثير تماشاگر را مورد بررسي قرار ميدهد و به نتايج خوبي ميرسد كه مهمترين آن اين است: «حضور تماشاگر، در ورزشكار انگيزه و در پي آن مهارت را افزايش ميدهد.»
اما رويكرد ديگري هم در اين زمينه وجود دارد كه اثر حضور تماشاگر را در دو بعد مثبت و منفي مورد ارزيابي قرار ميدهد. آقاپور دراينباره ميافزايد: در اين رويكرد، اثر منفي هم مورد توجه قرار ميگيرد مثلا اعتراض، هو كردن يا حرفهاي نامناسب تماشاگران هيجان ورزشكار را بالا ميبرد و هيجان بالا، مهارت را كاهش ميدهد. البته از نظر روانشناسي، تاثيري كه ورزشكار از تماشاگر ميپذيرد، بستگي به شخصيت فرد دارد.
ورزشكاران نخبه كساني هستند كه تشويق يا حتي اعتراض را بتوانند به درجهاي برسانند كه دچار هيجان كاذب و پرخاشگري نشوند و اين موج را به نفع خود دروني كرده و از آن بهره ببرند در مجموع حضور تماشاگر در بازي فوتبال شور و هيجان ايجاد ميكند و اگر مهارت بهره بردن از اين نيرو وجود داشته باشد بازيكن بهتر شوت ميزند، دريبل ميكند، موقعيت خلق ميكند، گل ميزند و در نهايت تيم نتيجه بهتري ميگيرد.
دغدغه يك تيم كمطرفدار
اما شنيدن صحبتهاي مربي كه در دوران بازي از تشويق تماشاگران پرسپوليس بهرهمند بوده و حالا در پيكان اين كمبود را احساس ميكند، خالي از لطف نيست. حميد درخشان درباره اين موضوع ميگويد: هيچ وقت فراموش نميكنم كه ما در زمان بازي فقط به عشق تماشاگر تمرين ميكرديم. آن موقع پول تا اين حد تعيينكننده نبود.
تنها محرك، تشويق هواداران بود، حالا هم اين حضور نقش غيرقابل انكاري دارد. فقط كسي كه با تيمي بدون تماشاگر يا كمطرفدار كار كرده باشد، ميتواند درباره اين كمبود صحبت كند، به نظر من اثر مثبت طرفدار بيشتر از نقش منفي آن است، اگر در اين زمينه فرهنگسازي شود نكات تاريك هم روشن ميشود. باشگاهها بايد همگان با فيفا اقداماتي را در پيش بگيرند كه تماشاگر را جلب كنند و روز به روز بر تعداد آنها بيفزايند، چون واقعا با حضور تماشاگر انرژي بازيكن و مربي چند برابر
ميشود.
تماشاگر هدف و برنامه ميخواهد
تماشاگر فوتبال در كشور ما هميشه بوده، هست و خواهد بود. براي آنها امكانات و خدمات كمتر اهميت دارند، بدون دعوت به ورزشگاهها ميآيند، فرياد ميزنند شور و هيجان ميآفرينند و در اين ميان تلخي و شيرينيهاي زيادي خلق ميكنند، اما حالا كه ميتوانند تا اين حد در موفقيت تيم ملي و نمايندههاي باشگاهي فوتبال كشورمان ايفاي نقش كنند، چرا اين حضور با برنامه و هدف نباشد. به دور از رفتارهاي ناشايست و برخوردها و تقابلهاي نامتعارف اين سرمايه پنهان را بايد با چشم ديگري ديد و از آن به نحو احسن بهره برد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


