جوابیه به نقد روز شمار 30 ساله + توضیح «تابناک»
ظاهرا گزارشتان نه نقد فرهنگي كه تسويه حسابي است حكومتي ميان چند مدير و بخشي از آفت مديريتي جامعه ما در طول ساليان متمادي كه هر كس از راه ميرسد، پيشينيانش را متهم به بيكفايتي ميكند و قطار خود را توسن رستگاري ميپندارد/ «تابناک»: تلاش نکنید با فرافکنی، چیزی را که شما و دوستانتان در آن خبرهاید، به این نقد دلسوزانه نسبت دهید که همه به خوبی میدانند، کدام جریان سیاسی در این چند سال در هر حوزهای که آغاز به کار کرد، بیتالغزل معارفهاش، نفی کامل گذشته بود.
کد خبر: ۹۱۷۱۷
| | 12205 بازدید
در پي درج خبری با عنوان «روزشمار 30ساله با 60 اصلاحیه و تغییر دقیق تاریخ انقلاب!»، رضا طاهرخاني در جوابیهای به شرح زیر برای «تابناک» چنین نوشته است:
به نام خدا
تلاش تامل برانگيزي در تاختن بيمحابا به مجموعه پژوهشي «ايران اسلامي» مصروف كرده بوديد كه قابل تقدير است.
اما چند نكته از قلم افتاده و چند اشاره به اشتباه نشانه رفته كه بر اين باورم ملزم به تذكر آن هستم. چون ظاهرا گزارشتان نه نقد فرهنگي، كه تسويه حسابي است حكومتي ميان چند مدير و بخشي از آفت مديريتي جامعه ما در طول ساليان متمادي كه هركس از راه ميرسد، پيشينيانش را متهم به بيكفايتي ميكند و قطار خود را توسن رستگاري ميپندارد. اين را آنهايي كه گزارش را برايتان ارسال كرده اند بهتر متوجه ميشوند.
اما شايسته است بدانيد براي اين كتاب نه تنها ريالي از سوي خبرگزاري ايرنا هزينه نشده، بلكه 25 ميليون تومان نيز از حساب شخصي اينجانب براي پژوهش، تدوين و چاپ آن هزينه شده است.
اما چرا؟!
پروژه بزرگ و قابل توجهي براي تدوين كتاب روزشمار تصويري ايران پس از انقلاب اسلامي در تاريخ 15/8/87 در خبرگزاري ايرنا كليد خورد كه از همان روز اول به مزاج برخي افراد كه خود كار نميكنند و از كار ديگران نيز رنج ميبرند خوش نيامد.
بالغ بر 5000 هزار فيش پژوهشي براي مرحله مقدماتي آن از منابع مختلف تدوين شد كه لاجرم براي مرحله جستجو و انتخاب عكسها، تكثير و در اختيار افراد مختلف قرار گرفت. با ملاحظه هواي ناسالم حاكم بر فضاي فرهنگي جامعه كه چون شما هر كس به خود حق ميدهد هر چه ديد و شنيد را مطابق فهم خود باز گويد و باز نويسد، صلاح بر اين بود كه براي حفظ حقوق معنوي اين پژوهش منحصر به فرد، در اسرع زمان باز نويسي و منتشر شود.
لذا ظرف مدت 2 ماه مجموعهاي با درج حدود 2500 واقعه تاريخي از مقطع 30 سال اول انقلاب اسلامي ايران تدوين و منتشر شد. اينكه پس از 16 ماه شما 6 غلط املايي و فني كشف كردهايد و ارزش و جاي خالي چنين مجموعهاي را در كتابخانهتان در نيافتهايد، لطيفه تلخ ديگري است كه خود دانيد و خدايتان!
اما بد نيست بدانيد در همان ابتدا، اين كتاب بالغ بر يكصد هزار سفارش داشت كه ميتوانست هر مديري را مطابق آنچه شما بر اساس ذائقه خود لذت ارايه گزارش عملكرد تلقي ميكنيد، وسوسه كند. اما مدير عامل وقت ايرنا بنا به احتمال وجود برخي اشكالات فني كه اقضاي طبيعي هر كار سريع است، مترصد بود اين امر در چاپ دوم صورت پذيرد كه قطعا نشان از دورانديشي و حفظ مصالح سازمان تحت مديريش داشته مگر اينکه شما مايل باشيد چيز ديگري بفهميد يا بفهمانيد.
درباره جهتگيري كتاب نيز قطعا چون بيقضاوت است و با سليقه خاص سياسي شما همراه نيست به كامتان خوش نيامده و هرچه كوشيدهايد خطا از دل آن سزارين كنيد، بيشتر خطا كرده ايد، كه نيازي به پاسخ ندارد مگر اينكه دوست داشته باشيد تاريخ را تحريف كنيد كه من دلم ميخواهد به خود تلقين كنم كه چنين نيست!
توضیح «تابناک»
دوست و همکار عزیز، هرچند باز هم به سیاق جوابیههای دیگر دوستان همفکرتان در حوزههای گوناگون، با برچسب زدن و ایراد اتهام تسویه حساب به «تابناک» از پاسخ دقیق، متقن و روشن به انتقادهای مطرح طفره رفتهاید، چند نکته را دوستانه و برای شفافیت ذهن مخاطبان به عرض میرسانیم:
مقدمه: هرچند ما به خوبی دعوای بین شما و دوستان کنونی در ایرنا را میدانیم، ولی ارتباطی به این مطلب ما ندارد؛ بنابراین، تلاش نکنید با فرافکنی ـ «ظاهرا گزارشتان نه نقد فرهنگي كه تسويه حسابي است، حكومتي ميان چند مدير و بخشي از آفت مديريتي جامعه ما در طول ساليان متمادي كه هركس از راه ميرسد، پيشينيانش را متهم به بيكفايتي ميكند و قطار خود را توسن رستگاري ميپندارد.» ـ؛ چیزی را که شما و دوستانتان در آن خبرهاید، به این نقد دلسوزانه نسبت دهید، چرا که همه به خوبی میدانند، کدام جریان سیاسی در این چند سال در هر حوزهای که آغاز به کار کرد، بیتالغزل معارفه اش نفی کامل گذشته بود.
نخست: اصولا برای یک کار تحقیقی که قرار است یک منبع پژوهشی باشد و یا اینکه یک کتاب مرجع، «عجله» خندهدارترین توجیه ممکن است! چه آنکه معلوم میشود فضای ذهنی سفارش دهندگان، تنها تولید و انتشار یک اثر با اسمی دهان پرکن بوده، وگرنه صاحب اثر خود به عجلهای بودن یک کار «پژوهشی» اعتراف نمیکرد. ضمنا بر فرض اینکه شما از جیب خود هزینه کرده باشید، آیا هر شخصی مجاز است و یا اصلا میتواند حتی با هزینه شخصی خود هر چه را به نظرش درست میآید، بنویسد و بعد با نشانه رسمی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران آن را منتشر کند؟
دوم: چگونه باید باور کرد، برای یک کار پژوهشی با این بزرگی (که هم لازم است و هم پسندیده) مسئول محترم زحمت خواندن مقدمه خود را هم نکشیده و در پاسخ یک نقد رسانهای، با ادبیاتی طلبکارانه به جای عذرخواهی و یا گذشتن از کنار مطلب بگوید سزارین کردهاید تا خطا پیدا کنید... مخاطب جوان و باهوش امروز کشور چطور به کتابی اعتماد کند که مقدمه اش در ساده ترین کلمات پر از غلطهای نگارشی است... و البته جهت گیری های تند سیاسی بماند، چرا که شواهد، حاکی است تاریخ هر گاه از دریچه تنگ نظریهای سیاسی نگاشته شده، مورد وثوق نبوده و پژوهشگران و نسلهای بعدی، همواره به آن به دیده تردید نگریستهاند.
سوم: جهتگیری سیاسی کار به خوبی در متن این روزشمار هویداست و نیاز به شنیدهها و گفتهها ندارد، چرا که یک نسخه از آن در اختیار ماست و همان توهمات کلی ایرنا در دوره مدیریت پیشین را دنبال میکند و تعجب ما از آنجاست که چرا گردآورندگان این مجموعه نمیخواهند بپذیرند که روزشمار در هیچ کجا تحلیل نداده و نظریات خود را بر یک کتاب مرجع (!؟) تحمیل نمیکند. این در حالی است که جریان شناسی و تحلیل وقایع از زاویه دید هر شخص یا جریانی میتواند با عناوینی دیگر ـ نه کتاب مرجع ـ و در قالب کتابها یا مقالات تحلیلی منتشر شده و مورد استفاده علاقهمندان قرار گیرد.
چهار: تحریف مستقیم تاریخ را ندیده گرفتهاید و از کنارش گذشتهاید و زیرکانه گفتهاید ما غلط های املایی شما را گرفتهایم! شما به تاریخ انتخاب دکتر احمدی نژاد هم رحم نکردهاید! چطور توقع دارید باقی مطالب این روزشمار به اصطلاح مستند را عاری از خطا بدانیم؟؟ اینکه تاریخ دور دوم انتخابات را اشتباه درج کردهاید و انصراف یکی از نامزدها را نیز باز هم اشتباه درج کرده و در اصلاحیه هم هیچ اشاره ای به آن نداشتهاید؛ اینکه نامگذاری سال از سوی رهبر انقلاب را ناقص درج کرده اید و زحمت اصلاح را هم نکشیدهاید و.... اینها آیا خدمت به تاریخ انقلاب است؟؟ یا تلاش برای چاپ یک اثر غیرپژوهشی و تنها نمایشی برای گذر از بحرانهای فرهنگی دولت نهم که با عجله چیزی را منتشر کند تا از قافله عقب نماند...؟
پنج: همین که به قول شما بعد از پانزده ماه تنها «تابناک» با دغدغه فرهنگی به این موضوع و هشدار در خصوص تحریف تاریخ انقلاب پرداخته نشان از آن دارد که اثر شما اصلا در هیچ ارگان فرهنگی و غیر فرهنگی دیده نشده وگرنه یا بازار تقدیرهای کیلیویی و یا بازار معرفی های رسانه ای و آب و تاب های خرسندی از تولد چنین مجموعه پژوهشی همه اهالی فرهنگ و رسانه را در بر می گرفت... اینها نشان از ضعیف بودن و سکوت از سر نداشتن حرف قابل دفاع نیست؟
شش: در مورد بی کفایتی مدیران پیشین هم ما که چنین چیزی نگفتیم، ولی پرچم برافراشته دوستان و همفکران شما در چند سال اخیر، همین شعار بیکفایتی مدیران پیشین را بر خود حک کرده و همه می دانند این شعار ها هم از چه ناشی می شود... ضمن اینکه اشکالات فاحش این روزشمار بیشتر از آنی است که اشاره شد و از آنجا که جلوی چاپ این کتاب تقریبا بلااستفاده از سوی مدیریت خبرگزاری ایرنا گرفته شده، ما نیز بدان نپرداختیم با امید به اینکه تولید اینگونه آثار مناسب نسل جوان کشور که برای مرور تاریخ انقلاب نیز مفید است، با دقت و هزینه بهتری منتشر شود و نه اینکه یک نفر پنج پژوهش سنگین را قبول کند و منابعش نیز اینترنتی باشد که یک جا نقل قول از ادبیات «بی.بی.سی» است و یک جا ادبیات فلان خبرگزاری داخلی و ...
هفت: و در پایان گفتهاید که چون کار شما باب میل سیاسی ما نبوده است، به آن ایراد گرفته و میخواهیم تاریخ را تحریف کنیم که این خود باز هم فرافکنی و در رفتن از پاسخ است، ولی به هر حال صادقانه میگوییم: دوست عزیز حال که در چنین مسئولیتهایی قرار گرفتهاید، انتقاد منصفانه را ـ سوای اینکه «تابناک» یا هر شخص حقیقی یا حقوقی دیگری گفته باشد ـ بپذیرید و از آن برای رشد خود بهره بگیرید و مطمئن باشید که رسیدن به ایرانی آباد و متعالی که خواسته ما، شما و هر ایرانی دیگری است، از مسیر هم دلی، اعتماد و پذیرش دوستانه انتقادات میگذرد.
به نام خدا
تلاش تامل برانگيزي در تاختن بيمحابا به مجموعه پژوهشي «ايران اسلامي» مصروف كرده بوديد كه قابل تقدير است.
اما چند نكته از قلم افتاده و چند اشاره به اشتباه نشانه رفته كه بر اين باورم ملزم به تذكر آن هستم. چون ظاهرا گزارشتان نه نقد فرهنگي، كه تسويه حسابي است حكومتي ميان چند مدير و بخشي از آفت مديريتي جامعه ما در طول ساليان متمادي كه هركس از راه ميرسد، پيشينيانش را متهم به بيكفايتي ميكند و قطار خود را توسن رستگاري ميپندارد. اين را آنهايي كه گزارش را برايتان ارسال كرده اند بهتر متوجه ميشوند.
اما شايسته است بدانيد براي اين كتاب نه تنها ريالي از سوي خبرگزاري ايرنا هزينه نشده، بلكه 25 ميليون تومان نيز از حساب شخصي اينجانب براي پژوهش، تدوين و چاپ آن هزينه شده است.
اما چرا؟!
پروژه بزرگ و قابل توجهي براي تدوين كتاب روزشمار تصويري ايران پس از انقلاب اسلامي در تاريخ 15/8/87 در خبرگزاري ايرنا كليد خورد كه از همان روز اول به مزاج برخي افراد كه خود كار نميكنند و از كار ديگران نيز رنج ميبرند خوش نيامد.
بالغ بر 5000 هزار فيش پژوهشي براي مرحله مقدماتي آن از منابع مختلف تدوين شد كه لاجرم براي مرحله جستجو و انتخاب عكسها، تكثير و در اختيار افراد مختلف قرار گرفت. با ملاحظه هواي ناسالم حاكم بر فضاي فرهنگي جامعه كه چون شما هر كس به خود حق ميدهد هر چه ديد و شنيد را مطابق فهم خود باز گويد و باز نويسد، صلاح بر اين بود كه براي حفظ حقوق معنوي اين پژوهش منحصر به فرد، در اسرع زمان باز نويسي و منتشر شود.
لذا ظرف مدت 2 ماه مجموعهاي با درج حدود 2500 واقعه تاريخي از مقطع 30 سال اول انقلاب اسلامي ايران تدوين و منتشر شد. اينكه پس از 16 ماه شما 6 غلط املايي و فني كشف كردهايد و ارزش و جاي خالي چنين مجموعهاي را در كتابخانهتان در نيافتهايد، لطيفه تلخ ديگري است كه خود دانيد و خدايتان!
اما بد نيست بدانيد در همان ابتدا، اين كتاب بالغ بر يكصد هزار سفارش داشت كه ميتوانست هر مديري را مطابق آنچه شما بر اساس ذائقه خود لذت ارايه گزارش عملكرد تلقي ميكنيد، وسوسه كند. اما مدير عامل وقت ايرنا بنا به احتمال وجود برخي اشكالات فني كه اقضاي طبيعي هر كار سريع است، مترصد بود اين امر در چاپ دوم صورت پذيرد كه قطعا نشان از دورانديشي و حفظ مصالح سازمان تحت مديريش داشته مگر اينکه شما مايل باشيد چيز ديگري بفهميد يا بفهمانيد.
درباره جهتگيري كتاب نيز قطعا چون بيقضاوت است و با سليقه خاص سياسي شما همراه نيست به كامتان خوش نيامده و هرچه كوشيدهايد خطا از دل آن سزارين كنيد، بيشتر خطا كرده ايد، كه نيازي به پاسخ ندارد مگر اينكه دوست داشته باشيد تاريخ را تحريف كنيد كه من دلم ميخواهد به خود تلقين كنم كه چنين نيست!
توضیح «تابناک»
دوست و همکار عزیز، هرچند باز هم به سیاق جوابیههای دیگر دوستان همفکرتان در حوزههای گوناگون، با برچسب زدن و ایراد اتهام تسویه حساب به «تابناک» از پاسخ دقیق، متقن و روشن به انتقادهای مطرح طفره رفتهاید، چند نکته را دوستانه و برای شفافیت ذهن مخاطبان به عرض میرسانیم:
مقدمه: هرچند ما به خوبی دعوای بین شما و دوستان کنونی در ایرنا را میدانیم، ولی ارتباطی به این مطلب ما ندارد؛ بنابراین، تلاش نکنید با فرافکنی ـ «ظاهرا گزارشتان نه نقد فرهنگي كه تسويه حسابي است، حكومتي ميان چند مدير و بخشي از آفت مديريتي جامعه ما در طول ساليان متمادي كه هركس از راه ميرسد، پيشينيانش را متهم به بيكفايتي ميكند و قطار خود را توسن رستگاري ميپندارد.» ـ؛ چیزی را که شما و دوستانتان در آن خبرهاید، به این نقد دلسوزانه نسبت دهید، چرا که همه به خوبی میدانند، کدام جریان سیاسی در این چند سال در هر حوزهای که آغاز به کار کرد، بیتالغزل معارفه اش نفی کامل گذشته بود.
نخست: اصولا برای یک کار تحقیقی که قرار است یک منبع پژوهشی باشد و یا اینکه یک کتاب مرجع، «عجله» خندهدارترین توجیه ممکن است! چه آنکه معلوم میشود فضای ذهنی سفارش دهندگان، تنها تولید و انتشار یک اثر با اسمی دهان پرکن بوده، وگرنه صاحب اثر خود به عجلهای بودن یک کار «پژوهشی» اعتراف نمیکرد. ضمنا بر فرض اینکه شما از جیب خود هزینه کرده باشید، آیا هر شخصی مجاز است و یا اصلا میتواند حتی با هزینه شخصی خود هر چه را به نظرش درست میآید، بنویسد و بعد با نشانه رسمی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران آن را منتشر کند؟
دوم: چگونه باید باور کرد، برای یک کار پژوهشی با این بزرگی (که هم لازم است و هم پسندیده) مسئول محترم زحمت خواندن مقدمه خود را هم نکشیده و در پاسخ یک نقد رسانهای، با ادبیاتی طلبکارانه به جای عذرخواهی و یا گذشتن از کنار مطلب بگوید سزارین کردهاید تا خطا پیدا کنید... مخاطب جوان و باهوش امروز کشور چطور به کتابی اعتماد کند که مقدمه اش در ساده ترین کلمات پر از غلطهای نگارشی است... و البته جهت گیری های تند سیاسی بماند، چرا که شواهد، حاکی است تاریخ هر گاه از دریچه تنگ نظریهای سیاسی نگاشته شده، مورد وثوق نبوده و پژوهشگران و نسلهای بعدی، همواره به آن به دیده تردید نگریستهاند.
سوم: جهتگیری سیاسی کار به خوبی در متن این روزشمار هویداست و نیاز به شنیدهها و گفتهها ندارد، چرا که یک نسخه از آن در اختیار ماست و همان توهمات کلی ایرنا در دوره مدیریت پیشین را دنبال میکند و تعجب ما از آنجاست که چرا گردآورندگان این مجموعه نمیخواهند بپذیرند که روزشمار در هیچ کجا تحلیل نداده و نظریات خود را بر یک کتاب مرجع (!؟) تحمیل نمیکند. این در حالی است که جریان شناسی و تحلیل وقایع از زاویه دید هر شخص یا جریانی میتواند با عناوینی دیگر ـ نه کتاب مرجع ـ و در قالب کتابها یا مقالات تحلیلی منتشر شده و مورد استفاده علاقهمندان قرار گیرد.
چهار: تحریف مستقیم تاریخ را ندیده گرفتهاید و از کنارش گذشتهاید و زیرکانه گفتهاید ما غلط های املایی شما را گرفتهایم! شما به تاریخ انتخاب دکتر احمدی نژاد هم رحم نکردهاید! چطور توقع دارید باقی مطالب این روزشمار به اصطلاح مستند را عاری از خطا بدانیم؟؟ اینکه تاریخ دور دوم انتخابات را اشتباه درج کردهاید و انصراف یکی از نامزدها را نیز باز هم اشتباه درج کرده و در اصلاحیه هم هیچ اشاره ای به آن نداشتهاید؛ اینکه نامگذاری سال از سوی رهبر انقلاب را ناقص درج کرده اید و زحمت اصلاح را هم نکشیدهاید و.... اینها آیا خدمت به تاریخ انقلاب است؟؟ یا تلاش برای چاپ یک اثر غیرپژوهشی و تنها نمایشی برای گذر از بحرانهای فرهنگی دولت نهم که با عجله چیزی را منتشر کند تا از قافله عقب نماند...؟
پنج: همین که به قول شما بعد از پانزده ماه تنها «تابناک» با دغدغه فرهنگی به این موضوع و هشدار در خصوص تحریف تاریخ انقلاب پرداخته نشان از آن دارد که اثر شما اصلا در هیچ ارگان فرهنگی و غیر فرهنگی دیده نشده وگرنه یا بازار تقدیرهای کیلیویی و یا بازار معرفی های رسانه ای و آب و تاب های خرسندی از تولد چنین مجموعه پژوهشی همه اهالی فرهنگ و رسانه را در بر می گرفت... اینها نشان از ضعیف بودن و سکوت از سر نداشتن حرف قابل دفاع نیست؟
شش: در مورد بی کفایتی مدیران پیشین هم ما که چنین چیزی نگفتیم، ولی پرچم برافراشته دوستان و همفکران شما در چند سال اخیر، همین شعار بیکفایتی مدیران پیشین را بر خود حک کرده و همه می دانند این شعار ها هم از چه ناشی می شود... ضمن اینکه اشکالات فاحش این روزشمار بیشتر از آنی است که اشاره شد و از آنجا که جلوی چاپ این کتاب تقریبا بلااستفاده از سوی مدیریت خبرگزاری ایرنا گرفته شده، ما نیز بدان نپرداختیم با امید به اینکه تولید اینگونه آثار مناسب نسل جوان کشور که برای مرور تاریخ انقلاب نیز مفید است، با دقت و هزینه بهتری منتشر شود و نه اینکه یک نفر پنج پژوهش سنگین را قبول کند و منابعش نیز اینترنتی باشد که یک جا نقل قول از ادبیات «بی.بی.سی» است و یک جا ادبیات فلان خبرگزاری داخلی و ...
هفت: و در پایان گفتهاید که چون کار شما باب میل سیاسی ما نبوده است، به آن ایراد گرفته و میخواهیم تاریخ را تحریف کنیم که این خود باز هم فرافکنی و در رفتن از پاسخ است، ولی به هر حال صادقانه میگوییم: دوست عزیز حال که در چنین مسئولیتهایی قرار گرفتهاید، انتقاد منصفانه را ـ سوای اینکه «تابناک» یا هر شخص حقیقی یا حقوقی دیگری گفته باشد ـ بپذیرید و از آن برای رشد خود بهره بگیرید و مطمئن باشید که رسیدن به ایرانی آباد و متعالی که خواسته ما، شما و هر ایرانی دیگری است، از مسیر هم دلی، اعتماد و پذیرش دوستانه انتقادات میگذرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
خسته نباشید
ضمنا پاسخ شما به جوابیه خیلی محترمانه بود ؟؟
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...





