صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جلالي درباره فوتبال ايران: به سقوط نزديکيم!

من اشکالي در دولتي بودن فوتبال نمي بينم اما دولت مي خواهد فوتبال را هميشه به خودش محتاج داشته باشد.مثلا دولت مي تواند يک مدير را بگذارد براي يک باشگاه و بگويد اين 03 ميليارد تا پايان سال پنجم تحويل شما و ديگر در طول اين مدت هم پولي به تو داده نخواهد شد،نه اينکه در طول 5 سال،پنج مدير بيايند و بروند و هيچ خروجي خاصي هم حاصل نشود.
کد خبر: ۸۹۶۴۷
| |
2636 بازدید

دهه 08 براي فوتبال ايران،با ناکامي در رسيدن به جام جهاني 2002 آغاز شد؛اتفاقي که با وجود داشتن يکي از بهترين تيم هاي ملي پس از انقلاب، يکي از بهترين مربيان تاريخ تيم ملي(بلاژويچ) رخ داد.

به نوشته قدس؛ يک سال پس از اين ناکامي بزرگ،تيم ملي ايران با برانکو قهرمان المپيک آسيائي بوسان شد و در جام ملتهاي 4002 هم تا آستانه فينال پيش رفتيم و پنالتي هاي چين، بين ايران و فينال فاصله انداخت.نيمه اول دهه 08 با حضور در جام جهاني،براي ايران به پايان رسيد؛پاياني بر يک دوره خاص؛ دوره اي که هرچند زيربناي نامناسب فوتبال ايران،در نتايج تقريبا خوب،مهم جلوه نمي کرد.

پس از جام جهاني اما جدال آشکار رئيس سازمان ورزش با شخص محمد دادکان،آغاز يک دوران متفاوت شد؛ دوراني پر از شکست و ناکامي؛دوراني که نماي زشت کار، پي و ريشه ضعيف فوتبال ايران را به تصوير کشيد.آدم هاي مختلف در هيبت سرمربي و بازيکن و مدير قرباني مي شوند و کنار مي روند و کمتر کسي توجه به «فوتبال بازنده» ايران دارد.

هنوز باخت ها از چشم يک نفر ديده مي شود.فوتبال بازنده ايران،دهه 08 را با حضور در جام ملتهاي 1102 به پايان خواهد رساند؛تورنمنتي که از همين حالا اميد چنداني نبايد به موفقيت در آن داشت.در اين شرايط بايد از همين حالا به فکر برنامه ريزي براي دهه 09 بود.مجيد جلالي براي صحبت در اين باره آدم مناسبي است چه او نگاهي سيستمي و پروسه اي به کار فوتبال دارد.در گفت و گوي پيش رو،هم از لزوم داشتن طرح و برنامه صحبت شده و هم از اهميت مبارزه در راه اثبات «بي خطر» بودن فوتبال و «سودآور» بودن اين پديده در عرصه هاي مختلف.

*به طور کلي فوتبال ايران در دهه 08 چقدر متفاوت با شرايطش در دهه 07 بود؟
فکر مي کنم اگر بخواهيم با دقت بررسي کنيم،دهه 07 با قهرماني فوتبال ما در پکن شروع شد و در واقع اولين موفقيت فوتبال ما بعد از انقلاب بود.از اواسط تا اواخر دهه 07 هم تيم خيلي خوبي داشتيم که آن تيم با بازيهاي بسيار خوب در جام ملتها سوم شد و به جام جهاني 89 هم رسيد.بنابراين دهه 07 پي آمد کاري بود که دهه 06 و دهه هاي قبلي در فوتبال ما انجام شده بود که يک دهه از آن فعاليت ها برداشت کرديم.بازيکناني بزرگ در دهه 07 به اوج رسيدند که بيشتر محصول کار قوي پرويز دهداري بودند و حدود ده سال به ما کمک کردند.با شروع دهه 08 هنوز تعدادي از آن بازيکنان مانده بودند و توانستند موفقيت زودگذر براي ما بياورند اما چون ظرفيت سازي براي جايگزيني آنها نکرده بوديم،کم کم دچار افت شديم و هرچه به اواخر دهه حاضر مي رسيم،اوضاع بدتر مي شود.

*ظرفيت سازي نکردن در فوتبال فقط به مفهوم کنترل فوتبال است يا مفهوم ديگري را هم از به کار بردن اين تعبير مد نظر داريد؟
ببينيد عدم ظرفيت سازي يعني کنترل و صرفا بهره برداري.مثل اينکه شما يک چاه نفت داشته باشيد و تمام موجودي آن را استخراج کنيد و بفروشيد،بدون اينکه همزمان دنبال ساختن چاه هاي ديگر باشيد.خب مشخص است که با اين روند،پس از مدتي کوتاه،همان تنها منبع استفاده شما هم بي مصرف مي شود.

* حرف شما اين است که ما داريم در يک زمين کشاورزي کار مي کنيم اما همزمان با کار و زندگي بايد اين زمين را توسعه هم بدهيم و هرگز از «توسعه» غافل نشويم؟
بله،فوتبال پديده اي است که براي پيشرفت در آن،هميشه بايد کار توسعه را پيگيري کنيم. در مورد دهه 07 يک نکته هم هست.اينکه در کشورهاي مختلف، هميشه يک عصر طلائي پيش مي آيد که چند ستاره بزرگ،همزمان به اوج دوران حرفه اي مي رسند و تيم ملي شان را براي مدتي تکان مي دهند.مثل عصر طلائي بلغارستان و سوئد که اين دو تيم را در جام جهاني 49 به نيمه نهائي رساند اما پس از پايان کار آن ستاره ها،بلغارستان و سوئد جايگاه خود را از دست دادند. جالب اينجاست که آلماني ها هم وقتي افت خود را بررسي کردند، به برنامه هاي توسعه رسيدند؛برنامه اي که خود آن هم چالشي اساسي بود.فوتبال آلمان بعد از جام جهاني 09 کم کم دچار معضلات عميق شد.سمينارهاي زيادي گذاشتند و ديدند سطح اقبال عمومي مثلا تماشاگرها کم شده و تعداد بچه هائي که به مدرسه فوتبال مي رفتند،کم شده بود.چون سطح رفاه اجتماعي در آلمان بالا رفته بود و خانواده ها ترجيح مي دادند بچه هاي شان به جاي فوتبال،بروند تنيس.شکست خوردن فوتبال آلمان هم تشديد کرده بود اين دلزدگي را.يادم هست سال 1002 اقاي بيزانس درباره اين موضوع،در يک سمينار مفصل صحبت کرد.آلماني ها پيش بيني کرده بودند که اگر اين مشکل را حل نکنند، تا سال 6002 ميروند بين کشورهاي عقب افتاده فوتبال اروپا.آنها در پروسه برنامه توسعه،شخصيت هاي نمادين فوتبال شان را به کار گرفتند مثل بکن باوئر و فولر و کلينزمن.051 پايگاه استعداديابي در سراسر آلمان باز کردند و رسيدند به برگزاري باشکوه جام جهاني 6002 و تيمي جوان و شاداب و حالا رفته رفته فوتبال شان بهتر شده.مي بينيد که بايرن هم کم کم دارد اوج ميگيرد.اينها همه دليل دارد.

*اين خطرناک نيست که رئيس فدراسيون گفته «ما فقط يک امتياز کمتر از عربستاني که به پلي آف جام جهاني رسيد،داشتيم»؟
اگر خط کش ما براي اينکه بفهميم درحال سقوط هستيم يا صعود؛فقط نتيجه باشد،دقيقا همين مي شويم که الان شديم.با يک برد مي گوييم بهترين هستيم و با يک باخت،خودمان را بدترين و بدبخت ترين به حساب مي آوريم.درحالي که اگر ادوار مختلف مقدماتي جام جهاني را کنار هم بگذاريم،واقع بين مي شويم.من کار تحقيقي کردم در همين زمينه،سازمان ورزش يا فدراسيون هم بيايد اين کار را بکند.آيتم هاي زيادي هست.در جام جهاني 89 ايران تيم بيستم در بين 23 تيم شد.ژاپن سي و دوم شد.فيفا در تحليل هاي همان سال مي گويد ژاپن در آينده نزديک حرف هاي زيادي خواهد داشت و در مورد ايران هيچ چيزي نمي گويد.برتي فوگتس همان سال مي گويد:«نقاط تاريک در مورد ايران زياد است.» يعني ما بر اساس خلاقيت بازيکنان خودمان جلو مي رفتيم و به محض افول بازيکنان،طبيعي است افت کنيم.در کلاسي بودم که ساختار بازي تيم ملي ژاپن را با ايران و عربستان مقايسه مي کردند.در همان کلاس با آمار و استدلال مي گفتند ساختار و فرم بازي ژاپن متعلق به آينده است،درحالي که در همان سمينار اگر ملاک را بر نتيجه مي گذاشتند،ايران بهترين تيم آسيا بود.ما بايد از گروه هاي دانشجويي بخواهيم درباره مسائل مختلف تحقيق کنند.ما روي چهار دوره جام جهاني تحقيق کرديم.هرجائي هم اين تحقيقات را برديم،هيچ توجهي نکردند.من هر وقت حرف مي زنم،منظورم «فوتبال» است.من نمي گذارم حرف هايم جمع شود و از روي کينه، درباره آدم ها حرف بزنم.من درباره فوتبال حرف مي زنم.بعد از همان تحقيقات مي گفتند اين کار را کرده که ما را بکوبد.من ميگويم اصلا خودتان بياييد شروع کنيد.

*کمرنگ بودن همين «صحبت درباره حوزه تخصصي» يکي از معضلات ما در حوزه هاي مختلف است.از کجا اين روحيه مي آيد؟
از گرايش جناحي و تعصبات جناحي يا از نداشتن ديدگاه تخصصي در همان حوزه کاري.يکي از مشکلات اين فوتبال،زودارضا شدن است.وقتي بازيکني با 01 تا بازي خوب،مي رود امارات و آسان ترين راه را انتخاب مي کند،ديگر پديده تبديل به ستاره نمي شود.
مسبب اين مسئله،بازيکن نيست.بازيکن هم دوست دارد بين المللي شود،هم پولدار.خواسته هاي اينها بايد کاناليزه شود.فضا وراه فوتبال بايد آنها را متقاعد کند که راه سخت تر اما بهتر را بروند.باشگاه ها هم اين وسط نقش و سهم دارند.

*فوتبال ايران تا کي دولتي خواهد ماند؟ و اصولا چقدر از اين بابت ضرر خواهيم داد؟
من اشکالي در دولتي بودن فوتبال نمي بينم اما دولت مي خواهد فوتبال را هميشه به خودش محتاج داشته باشد.مثلا دولت مي تواند يک مدير را بگذارد براي يک باشگاه و بگويد اين 03 ميليارد تا پايان سال پنجم تحويل شما و ديگر در طول اين مدت هم پولي به تو داده نخواهد شد،نه اينکه در طول 5 سال،پنج مدير بيايند و بروند و هيچ خروجي خاصي هم حاصل نشود.

*شما قبول نداريد که فوتبال تنها زماني به پيشرفت اساسي رسيده که تبديل به «ماشين خودبازده» شده؟ يعني فوتبال تنها وقتي خودش،پولش را درآورده پيشرفت کرده و اين هم فقط با خصوصي سازي حاصل ميشود.
قبول دارم اما با قوانين موجود،هرگز نمي توان فوتبال را خصوصي کرد.يک سرمايه دار مي آيد تيمي را مي سازد اما با هدف غير فوتبالي.فوتبال خصوصي يعني اينکه گروهي از بازيکنان بازنشسته با ايده هاي درآمدزائي کار را جلو ببرند.اين راه ها فعلا در کشور ما به بن بست مي رسد.حق پخش و بليت فروشي عمده درآمدهاي باشگاه ها در فوتبال حرفه اي را تشکيل ميدهد که در فوتبال ما اينها هيچ جايگاهي ندارند و اصلا درست تعريف نشده اند.حق پخش تلويزيوني تنها با راه اندازي شبکه هاي خصوصي بالا مي رود و بليت فروشي هم با استاديوم اختصاصي است که تعريف مي شود واين به خاطر نگاه خاص سياستگذاران به فوتبال است که مي خواهند فوتبال تحت کنترل باشد.

*اين نوع نگاه به فوتبال،بدبينانه نيست؟ فوتبال همان قدر که مي تواند دست انداز باشد،جلوبرنده هم هست.ترکيه براي عضويت در اتحاديه اروپا،تمام اراده و نيرويش را در نمايش تيم ملي کشورش در يورو 8002 جمع کرد...
قبول دارم ولي اين حرف و نظر ماست که فوتبال را مي شناسيم.من از اين حرف مي زنم که فوتبال پس از صنايع تسليحاتي و نفتي،سومين صنعت پولساز دنياست اما سياستگذاران اين نوع نگاه به فوتبال را دوست ندارند..

*فاصله فوتبال ايران با قدرت هاي آسيا که ميخواهند پيشرفت کنند،چقدر مي شود؟
خيلي روشن است. حدود 6 سال پيش که سرمربي تيم ملي جوانان بودم گفتم تا ده سال بعد، ما زنگ تفريح ژاپن خواهيم شد. براي همين حرف برکنار شدم اما باز هم اين را مي گويم.

*اتفاقا ژاپن کشوري بود که به طور غريزي فوتبال خوبي نداشت و روي ويلچر نشسته بود اما با دوا،درمان و برنامه و رسيدگي مداوم، بلند شده و دارد مي دود.
دارد مي دود و ما هم روز به روز از رويارويي با اردن و سنگاپور بيشتر مي ترسيم. اول بايد ديدگاه ها به فوتبال را تغيير بدهيم.بايد مبارزه کرد کرد.من که فکر مي کنم پيروز شويم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟