صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
گفت و گو با منصور اميرآصفي در سکوت؛

مردی که عکسی هم از او يافت نشد!

جوان ديروز محله آصف الدوله از کرامر و مبشر، رئيس اسبق فدراسيون فوتبال هم به نيکي ياد مي کند: مي گفتند هرتيمي که از حريم هوايي ايران رد مي شد، توسط آقاي مبشر براي برگزاري يک بازي دوستانه مدنظر قرار مي گرفت! درباره کرامر هم بايد بگويم پس از کلاسهاي او برخلاف گذشته مي شد بيش از نيم ساعت به شکل تخصصي درباره فوتبال صحبت کرد!
کد خبر: ۸۹۲۸۵
| |
3064 بازدید

درگذشت منصور اميرآصفي به عنوان يکي از مردان تأثيرگذار فوتبال ايران که طي سالهاي اخير جدال سختي با بيماري سرطان داشت آن طور که بايد در رسانه هاي ورزشي انعکاس داده نيافت و جالب اينکه حتي تلويزيون عکسي از اميرآصفي براي نمايش دادن در کنار خبر درگذشت او در اختيار نداشت!

به نوشته قدس؛ نشريه «نيمکت» که نشريه داخلي کانون مربيان فوتبال ايران است در يکي از آخرين شماره هاي خود گفتگوي گزارش گونه نسبتاً مفصلي با مرحوم اميرآصفي انجام داده که مرور دوباره آن در فضاي فعلي خالي از لطف نيست.

شايد بدين ترتيب گوشه اي از حق ناديده گرفته شده يکي از شريف ترين مربيان تاريخ فوتبال ايران ادا شود. ما و پدرانمان نمي دانيم دردهه 30 خورشيدي و درخيابان ري و محله باغ آصف الدوله، گل کوچک و نوشابه وجود داشت يا نه، اما با تحقيق درباره زندگي اولين کاپيتان تاريخ تيم ملي مطمئن شديم عشق به معناي واقعي کلمه دراين محله قديمي موج مي زد.

منصور اميرآصفي در 13 سالگي به جامعه فوتبال پيوست. او و بچه هاي محله آصف الدوله اولين فوتباليستهايي نبودند که درنقش اساطير، غلبه کوچکها بر بزرگان را عينيت بخشيدند، اما کار بزرگ آنها درتيم محلي «شرق» حداقل درفوتبال ايران کم سابقه بود. اميرآصفي و بچه هاي محل پي درپي تابو مي شکستند.

پرويز قليچ خاني، علي پروين و خيلي از ستاره هاي آينده فوتبال کشورمان درهمان زمين خاکي معروف اوج گرفتند. ازآنجا که علم بهتر از ثروت تلقي مي شد، بچه هاي شرق از دل اصول تجربي به دنياي آکادميک نقب زدند و دراين بين آصفي پيشقدم بود. او باوجود سابقه اندک پيشنهاد حضور توأمان به عنوان مربي- بازيکن را پذيرفت. زمان گذشت. شاگرد ممتاز کلاس مربيگري «ديتمار کرامر» به لندن اعزام شد و درتمرينات آرسنال هرآنچه از علي الهي (نخستين مربي اش درشرق) آموخت را به لندني هاي مغرور نشان داد.

***
عمر دوران بازي اميرآصفي ديري نپاييد و او با اتکا به درسهاي آلن راجرز انگليسي روي نيمکت کيان نشست. انتظار قهرماني از تيمي که ايدئولوگش يک اخلاق گراي صرف بود، بيهوده به نظر مي رسيد. امير حاج رضايي دراين باره جمله بديهي، اما جالب توجهي دارد: تيمهاي منصوراميرآصفي هيچ گاه قهرمان نشدند و هيچ گاه سقوط نکردند.

11 سال مربيگري او در آرارات، خاطره تبديل تيم ارامنه به قطب سوم فوتبال تهران را ابدي ساخت؛ درست مانند کشف اعجوبه هايي به نام پرويز قليچ خاني و علي پروين. اميرآصفي البته آن قدر تواضع داشت که موفقيت اين دونفر را به نام خود ننويسد.

اودرآخرين مصاحبه خود گفت: جنوب شرق تهران منطقه پرجمعيتي بود و ما مي توانستيم در زمين 3 تيم باشگاهي کيان، البرز و برق به شناسايي استعداد حدود 130 جوان بپردازيم.
رشد پروين و قليچ خاني هم بيشترنتيجه استعداد خودشان بود تا کار ما، اما بچه اي که نامش رستم بود، وقتي بزرگ شد پدرش را ترساند... .

***
اميرآصفي پس از يک سال مربيگري درکيان، يک سال مربيگري در برق، 11 سال مربيگري در آرارات و 12 سال حضور مؤثر در تيمهاي دانشکده هاي دانشگاه تهران آمده بود در پرسپوليس هميشه پرآشوب پايان نامه خود با عنوان «نسخ بازيکن سالاري» را ارائه کند، اما درسومين ماه مربيگري قطب پايتخت، دمل چرکين سرباز کرد.

پروين امروز و علي زاغي ديروز در ادامه مبارزه آصفي با «بازيکن سالاري» از ترکيب پرسپوليس بيرون ماند و فشار تماشاگران به اوج رسيد. «عبده»، مالک وقت اين تيم و يکي از چند سرمايه دار بزرگ ايران هم براي از دست ندادن وجهه پرطرفدارترين تيم ايران نمي توانست يا نمي خواست ستاره سالاري را فداي اصول اخلاقي کند. حمايت او از تماشاگران درحکم تأييد حکم خروج اميرآصفي بود. پاييز پدر و نه پدرسالار فرارسيده بود.

***
صفت «پدر» وقتي به نام اميرآصفي سنجاق مي شود که از حاج رضايي درباره اصول تاکتيکي مربي پرسپوليس مي پرسيم: در دهه هاي 30 و 40 شمسي، فوتبال مبتني براصول علمي نبود و مربي بيشتر نقش پدر تيم را داشت؛ با اين حال اميرآصفي به دليل ارتباط نزديک با مساروشي، مربي بزرگ اهل مجارستان از علم روز بهره مي برد.

بعدها حتي شاگرداني مانند احمد خداداد و مجيد جلالي راه استاد خود را پي گرفتند و به لطف افزايش رسانه هاي گروهي و بازشدن فضاي بسته، خيلي راحت تر از اميرآصفي به تلمذ علم در فوتبال پرداختند.

مردي که درالمپيک توکيو، پرچمدار تيم فوتبال ايران بود، به شکل نامحسوسي از فقر اطلاعاتي دوران خودش گلايه دارد: تنها نشريات ورزشي آن دوران فقط يکي دو ستون به خبرهاي فوتبالي اختصاص مي دادند و اينترنت و کتابهاي علمي هم اساساً يافت نمي شد. پس حتماً تصديق مي کنيد امثال عباس شنيده گر، عبدا... شوتي، مبشر، غريب، انشا ء و بزرگان ديگر تنها به خاطر برخورداري از استعداد و غريزه فوتبالي رشد يافتند.

گلايه هاي اميرآصفي در ادامه بيشتر مي شود: بابت صعود به المپيک 1964 توکيو به اعضاي تيم صد و به قليچ خاني ذخيره نشين پنجاه تومان پاداش دادند. آن زمان اساساً پولي وجود نداشت.
... و لابد عشق بود و عشق!

***
روايت مجيد جلالي از منصور اميرآصفي خواندني است: او اخلاق مدار و با ديسيپلين بود. در کيان تيم جواني داشت، اما دردسرهايش از زمان قبول مربيگري پرسپوليس شروع شد؛ زماني که چند بازي علي پروين را بيرون گذاشت و مديرعامل وقت تحت تأثير فشار تماشاگران پس از تساوي با تيم برق به بهانه هاي مختلف حکم اخراج اميرآصفي را امضا کرد.

او پس از انقلاب در آرارات منشأ اثرات مثبتي شد و حتي تا آستانه مربيگري تيم ملي کشورمان هم پيش رفت، اما دل زده از اتفاقهاي دوران حضورش در پرسپوليس به دلايل نامعلومي اجازه داد ساير نامزده ها به آرزويشان برسند.

***
عزلت گزيني تاريخ زنده فوتبال ايران از آن روز تا هم اکنون ادامه دارد. او آدمها و وقايع را خيلي خوب به ياد دارد؛ نشان به آن نشان که هنوز از ليادين، (سرمربي اسبق ذوب آهن) به عنوان مردي بدون حتي يک جلسه تمرين تکراري نام مي برد، نقش امثال جلال طالبي در موفقيت تيم ملي ايران را اندک مي داند و مي گويد: ما بايد از انگليسي ها الگوبرداري کنيم. انگليسي ها حاضر نيستند نوع رانندگي خود را اصلاح کنند، اما براي بهترين باشگاههايشان مربي خارجي مي آورند.

جوان ديروز محله آصف الدوله از کرامر و مبشر، رئيس اسبق فدراسيون فوتبال هم به نيکي ياد مي کند: مي گفتند هرتيمي که از حريم هوايي ايران رد مي شد، توسط آقاي مبشر براي برگزاري يک بازي دوستانه مدنظر قرار مي گرفت! درباره کرامر هم بايد بگويم پس از کلاسهاي او برخلاف گذشته مي شد بيش از نيم ساعت به شکل تخصصي درباره فوتبال صحبت کرد!

***
حاج رضايي درابتداي صحبت از اميرآصفي مي گويد، در طول نيم قرن فعاليت درفوتبال آدمي به شخصيت و وقار او نديده است.

حاج رضايي راست مي گويد. جلالي مي گويد نظم و توجه به اصول اخلاقي، اميرآصفي را از ساير همنسلان وحتي اسلاف او متمايز مي کرد. جلالي هم راست مي گويد. فقط اين فوتبال دروغ مي گويد؛ فوتبالي که به باور کاپيتان تيم ملي در المپيک 1964 ، تربيت و اصلاح را رها کرده و به جاي هدف گذاري و الگوبرداري هنوز حتي در برتري برابر تيمهاي درجه دوم آسيا هم مشکل دارد.

***
حتي در خيابانهاي ري هم به موازات آسمانخراشها، مغازه هاي فست فود با انواع نوشابه هاي رنگارنگ يافت مي شود، اما آنجا هم مثل ساير محلات اين شهر مدرن شده فلافل فروشي هاي سنتي رونق خاص خود را دارند. نسل « فوتبال شرطي و نوشابه فانتا» نيز درجستجوي معصوميت از دست رفته و هميشه بودني هاي اين فوتبال نفس مي کشد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار