بازار سکه «ساحل خانم»، رمال جوان
در سالهای اخیر و در برهوت رسیدگی مدیران حوزه فرهنگی و اجتماعی کشور و دلمشغولی سنگین آنها به حوزههای سیاسی، این سوداگران همزمان با توسعه دنیای دیجیتال و الکترونیک کسب و کار خود را به حوزه اینترنت نیز گسترش دادهاند. حتما وقتی مسئولین خوابند؛ بازار «ساحل خانم» رمال آنلاین 29 ساله از آموزش سیر و سلوک تا خواندن صیغه محرمیت سکه است! با خبرنگار مهر به خانه و محل کسب او بیایید...
به گزارش مهر، پناه بردن به جادوی رمالان و دعانویسان و راهکارهای عجیب و غریب و ادعایی آنها برای رفع مشکلات برخی از اقشار و به ویژه زنان همیشه مرسوم بوده است. مطمئنأ یکی از اصلی ترین اصولی که موجب بالاگرفتن کار رمالی و دعانویسی شده و رونق مالی حسابهای رمالان و دعانویسان را فراهم کرده است ادعاهای عجیب آنها مبنی بر توانایی رفع انواع مشکلات مردم است.
بسیاری از افراد در مواجه با مشکلات و سختیهای زندگی روزمره بعد از ناتوانی در مقابله و حتی کنار آمدن با آنها ناچار به عوامل ماورایی و فوق طبیعی متوسل میشوند. در این میان کمبود آگاهیها و همچنین سختیِ دردناک و گاه غیرقابل تحمل بودن مشکلات، افراد را ناگزیر از یافتن راهی میان بر و سریع برای رفع مشکل میکند.
البته با نگاهی به اخبار و اتفاقاتی که در این باره هر روزه منتشر میشود میتوان به این نکته پی برد که اتکا و امید داشتن به حل مشکلات با توسل به رمل و اسطرلاب به صورت مشخص به قشر خاصی از جامعه نه به لحاظ سن و سال و نه به لحاظ سطح سواد و درآمد مالی ارتباط ندارد و در میان متوسلان به این راهها همه اقشار جامعه حتی نخبگان و تحصیل کردگان هم پیدا میشوند.
بسیاری از جامعه شناسان رواج خرافات و خرافه پرستی را از نشانههای خردگریزی و عدم حوصله و توان تجزیه و تحلیل اتفاقات روزمره توسط افراد جامعه میدانند و به همین دلیل معتقدند افراد این جوامع در پی یافتن راهی کوتاه و مختصر و بدون زحمت برای حل مشکلات خود و یا پاسخ سوالهای خود هستند.
در این میان نیز عدهای با دستاویز قراردادن حساسیتهای دینی و معنوی افراد جامعه و به کارگیری قابلیتهای متافیزیکی و دستخوش قرار دادن ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه افراد و با سوءاستفاده از این شرایط به وجود آمده به کسب نام و نان برای خود میپردازند.
با همه گیر شدن اینترنت در میان اقشار مختلف جامعه و به خصوص طبقه متوسط این عرصه به یکی از بی خطرترین و راحت ترین عرصهها برای فعالیت و تبلیغ این افراد تبدیل شده است به شکلی که هم اکنون تعداد زیادی سایت وجود دارد که هر روزه به مشتریان و بازدیدکنندگان فراوان خود خدمات رمالی آنلاین از جمله انواع فال، سرکتاب باز کردن و باز و بسته کردن طلسم ارائه میدهند.
گروهی دیگر از این افراد نیز برای تبلیغ خود کارت ویزیت و و تبلیغ در جزوههای تبلیغاتی را برگزیدهاند و آن را در جاهای مشخصی مانند اطراف امامزادهها در میان مردم توزیع میکنند. متاسفانه با توجه به اینکه تعداد زیادی از کسانی که به زیارت امامزادهها میروند حاجتمند هستند کاسبکاران عرصه رمالی و دعانویسی این زائران را گزینههای خوبی برای خود میدانند. البته رمز موفقیت عدهای دیگر نیز از تبلیغ سینه به سینه در میان مشتریان ساده دل ناشی میشود، مشتریانی که همگی اعتقادی عجیب به او دارند و وقتی از او حرف میزنند لحنشان تحسین برانگیز و همراه با تعجب میشود.
من هم مشتاق شدم با واسطه سایت اینترنتی پرزرق و برق، یکی از این افراد را که از نظرات سایتش معلوم است مریدانش اعتقاد زیای به او دارند و به تعبیرشان از همه چیز و حتی مسائل خصوصی افراد هم خبر دارد این فنون را بیشتر بشناسم. اسمش «ساحل» است و فقط 29 سال دارد و فقط زنان را ویزیت میکند.
سراغش میروم، خانه او در منطقهای خوش نشین در غرب تهران و کوچهای آرام در طبقه سوم از یک آپارتمان معمولی محله است. مشتریان وارد خانه که میشوند توسط پیرزنی که گویا مادر " خانم ساحل" است به یک اتاق 12 متری که دور تا دور آن صندلی چیده شده است راهنمایی میشوند.
انتظار داشتم با خانهای با نشانههای خاص و جادوگرانه و مرموز روبرو شوم اما هیچ چیز خاصی در فضای حال و پذیرایی وجود نداشت و تنها از در و دیوار و سقف اتاق انتظار، تعدادی ظروف مسی و آهنی قدیمی مانند قوری، سینی، قندون و... آویزان شده، اما در اتاق انتظار وی حتی تعدادی پوستر از تصاویر منسوب به ائمه (ع) به همراه تصویری از مریم مقدس مادر حضرت عیسی(ع) دیده میشود.
روی صندلی که نشسته ایم هیچکس حرفی نمیزند. منشی که همان مادر خانم رمال است برای مشتریان از خصوصیات منحصر به فرد دخترش میگوید: «دخترم از همان کودکی دارای حالات خاصی بود و از چیزهای عجیبی خبر میداد. با برخی از اعضای فامیل و همسایهها ارتباط خوبی نداشت چون که میدانست آنها گناهکارند! وقتی هم وسیلهای در خانه گم میشد ساحل بلافاصله آن را پیدا میکرد». جواب سوالی که ذهنم را مشغول کرده در میان حرفهایش میشنوم: «چون برخی از حاجتمندان! دخترم مسیحی هستند این تصویر حضرت مریم را هم ساحل گفته به دیوار بزنیم.»
بیشتر مشتریان «خانم ساحل» افرادی خوش پوش و جوان و تحصیل کردهاند. این را ظاهرشان نشان میدهد. سهم هر کدام از مشتریها از فیض دیدن «ساحل خانم» تنها پنج دقیقه زمان بود، پنج دقیقهای که برای من در گیجی و بهت گذشت. وقتی وارد اتاقش شدم در و دیواری که از نقطه نقطه اش اشیا عجیب و غریب آویزان بود همه هوش و حواسم را به خود مشغول کرد.
یادم رفت بگویم برای چه آمده ام و حاجتم چیست. همینطوری از دهانم پرید: هر کاری میکنم دانشگاه قبول نمیشوم! او هم که مردمک چشمهایش هیچ تکانی نمیخورد با اشاره دست از من خواست صورتم را با افق نگاهش مماس کنم. چشمم دقیق به چشمهایش افتاد شروع کرد به حرف زدن، حرفهایش علاوه بر من میتوانست به هر دختر جوان پشت کنکوری دیگری هم مربوط باشد، بعد صورتش را کمی جلو آورد و به چهار گوشه صورتم فوت کرد. رد گرمای نفسش را روی صورتم حس میکردم که با اشاره دست در را نشانم داد، یعنی که خداحافظ.
همین پنج دقیقه و حرفهای بی ربط و چهار فوت توی صورتم برایم 20 هزار تومان هزینه برداشت. وقت بیرون آمدن مادرش گفت اگر بخواهم برایم دعا کند 50 هزار تومان دیگر باید بپردازم.
در موردی دیگر سراغ مردی میروم که میگویند تخصصش باز کردن طلسم است و در این کار از ستارهها کمک میگیرد. به وسیله فردی که پیش از این توسط او ویزیت شده بود آشنا میشوم. گفتهاند فقط از راه تلفن با مشتریان ارتباط برقرار میکند و هیچگاه به شکل حضوری کسی را ملاقات نمیکند. برای صحبت کردن با او نیز باید شماره اش را حتما از کسی که میشناسدش و مورد اطمینان است گرفته شود، بعد از تماس باید نام نفر قبلی عنوان شود تا حاضر به صحبت کردن شود در غیر این صورت خبری از صحبت از طلسمها نیست.
با او تماس میگیرم اسم رمز را میگویم و او کارش را با صدای گرم و تاثیرگذاری که دارد توضیح میدهد به او میگویم هر کاری میکنم در آن شکست میخورم، میگویم حاضرم تمام زندگیم را بدهم اما مشکلم حل شود اجازه نمیدهد بیشتر توضیح دهم. از من میپرسد از چه چیزی میترسی، با چه چیزی مشکل داری؟ همینطوری میگویم از تنهایی و تاریکی یکبار هم یک جنازه را از نزدیک دیده ام که گاهی توی خواب سراغم میآید. با قاطعیت میگوید مشکلت را حل میکنم. میگوید باید 40 شبانه روز هر شب قبل از ساعت 12 غسل کنی و روبه قبله دراز بکشی و وردی را که به تو خواهم داد را هر شب 120 بار زمزمه کنی تا خوابت بگیرد. من هم بعد از آن به خواب تو میآیم و طلسم سیاهی که بخت تو را اسیر کرده است را میشکنم و بختت را آزاد میکنم! میگوید. من به دعاهای عربی اعتقاد ندارم، دعاهای من فارسی است. از من میخواهد مبلغ 200 هزار تومان به شماره حسابی در یک بانک واریز کنم تا در تماس بعدی ورد را برای من بخواند...
گروهی دیگر نیز که خود را افراد عارف و درویش معرفی میکنند ادعا دارند "هر شب جمعه با سیر در آسمانها به مرقد مطهر یکی از ائمه سفر میکنند و بعد از زیارت آنجا بر میگردند، میتوانند شما را هم با خود به این سفر زیارتی سیاحتی ببرند! شما را هم حتی اگر خانم هستید با خود خواهند برد. میگویند هیچ هزینهای ندارد اما با توجه به اینکه میخواهید با هم سفر کنید باید قبل از سفر حتمأ با هم صیغه محرمیت بخوانید تا بر هم محرم شوید!
به نظر میرسد میزان گسترش شیوههای خرافاتی و رمالی در جامعه به عنوان راهکاری برای رفتن به جنگ مشکلات بیش از همه معلول بحرانهای اجتماعی ناشی از گسستهای اخلاقی، تنبلی ذهنی، عدم امید به آینده و احساس امنیت باشد، بسیاری از افراد که در کشاکش مقابله با مشکلات روزمره دچار فرسایش جسمی و روحی روانی شده و مایوس میشوند، با توسل بر اینگونه ادعاها که اغلب نیز با چاشنی معنویت ارائه میشود به حل مشکلات امید مییابند.
به گزارش مهر، از آن سو نیز رمالان و دعانویسان هیچگونه محدودیتی برای خود قائل نیستند آنها به مشتری اطمینان میدهند که حل هر مشکلی در توانشان است و فقط میزان مبلغ پرداختی آن فرق دارد، جالب آنکه آنها هیچگاه نیز بازنده نیستند حتی اگر مشکل مشتری هم حل نشود چرا که در آنصورت مقصر خود اوست و دلیل حل نشدن مشکل عدم اعتقاد و همراهی قلبی مشتری عنوان میشود.
دل بستن افراد به این گونه مسائل علاوه بر آنکه موجب جوانه زدن امید کاذب در دل میشود به روی آوردن مردم به شیوههای جدیدتر خرافاتی نیز منجر خواهد شد که در نهایت نتیجه اش گریز از عقل مداری و منطق در مواجه با اتفاقات در زندگی روزمره است. به نظر میرسد بهترین راهکار مقابله با این شیوههای ضد خرد گسترش آگاهیها در جامعه باشد.



