واکنش توکلی به درخواست کانون وکلا از مجلس

احمد توکلی رئیس هیاتمدیره «دیدهبان شفافیت و عدالت» با ارسال نامهای به رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دفاع از طرح جامع پذیرش و آموزش وکالت، این طرح را در جهت منافع عامه و رونق خدمات حقوقی دانست که میتواند موجب شکستن انحصار، تعمیم حق شهروندی انتخاب وکیل و پرهیز از فساد ناشی از تعارض منافع گردد و از مجلس خواست تسلیم فشارها نشود.
گفتنی است در روزهای گذشته کانونهای وکلای دادگستری سراسر کشور با ارسال نامهای به روسای قوای مقننه و قضاییه نگرانی خود را از تصویب طرح مذکور اظهار کرده و نمایندگان و شهروندان طرفدار این طرح را بی اطلاع از اوضاع این حرفه و کسانی دانستند که در جهت نابودی وکالت قدم بر میدارند .
به گزارش «تابناک» به نقل از الف متن این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
رئیس و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
اطلاع دارید که کانونهای وکلای محترم دادگستری سراسر کشور با ارسال نامهای به روسای قوای مقننه و قضاییه نگرانی خود را از تصویب طرح جامع پذیرش و آموزش وکالت اظهار کرده و نمایندگان محترم پیگیر این طرح و شهروندان طرفدار آن را عتاب و ملامت کردند که بدون شناخت از اوضاع این حرفه در جهت نابودی وکالت قدم بر میدارند.
این در حالی است که طرح جامع پذیرش و آموزش وکالت، صرفنظر از جزئیات قابل رد و اثبات، با هدف درستی که تحول در نظام خدمات حقوقی است ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ با امضاء بیش از ۸۰ نماینده مجلس اعلام وصول شده و مراحل کارشناسی خود را در کمیسیون قضایی میگذراند.
کانون وکلا که در میانشان حقوقدانان فاضل و مجرب نیز حضور دارند، بعید است نحوه پذیرش و آموزش وکلا را مبرا از عیب و بینیاز از ارتقاء بشمارند. علیالقاعده این کانون بهتر از هر تشکل ذیربط دیگری فرصت داشته و دارد تا نظرات مستدل خویش را به سمع نمایندگان مردم در خانه ملت برساند و برای ابراز نظر، نیازی به استخدام ادبیات نامتناسب با قدر و منزلت وکلای محترم ندارد.
«دیدهبان شفافیت و عدالت» به عنوان نهادی مردمی و بیطرف، اجمالاً این طرح را در جهت منافع عامه و رونق خدمات حقوقی ارزیابی کرده است و برخود لازم میداند که از این حرکت مجلس محترم تشکر کند و از این طرح تا جایی که در جهت شکستن انحصار، تعمیم حق شهروندی انتخاب وکیل و پرهیز از فساد ناشی از تعارض منافع تنظیم میشود و به انتخاب وکلای جوان، باسواد و شایسته مدد میرساند دفاع نماید. نکات مهم زیر علت دفاع دیدهبان را نشان میدهد:
۱- قاعدتاً هدف اصلی تمامی تلاشها در راستای اصلاح نظام حقوقی باید دسترسی مقرون بهصرفه و سریع به خدمات حقوقی دقیق و صحیح باشد که بخشی را قضات و کارکنان دادگستری و بخش دیگر را وکلا و مشاوران حقوقی بر عهده دارند.
در این میان وکیل دادگستری، بار سنگینی را به دوش میکشد و طبیعتاً در مقام و موضع دفاع باید آزاد و مستقل باشد و بتواند با فراغ بال و بدون اضطراب و فشارهای بیرونی و با دانایی و تبحر لازم از موکل خود دفاع کند. تردیدی نیست که از این حیث، شرافت و اهمیت این حرفه بر کسی پوشیده نیست.
۲- رونق خدمات حقوقی، مستلزم سیاستگذاری هوشمندانهای است تا عموم مردم جامعه از آن منتفع شوند، به همین دلیل افق اصلاح مقررات و تنظیم بازار خدمات حقوقی باید فراتر از ملاحظات و منافع یک صنف یا گروه خاص باشد.
اعطای مجوز شغلی، یک حق حاکمیتی است که درباره حرفه وکالت در دنیا به سه شیوه بروز و ظهور پیدا کرده است؛ یا پروانه وکالت را مستقیماً قوه قضاییه صادر، یا وزارت دادگستری از قوه مجریه اعطاء میکند، یا اعطای آن به یک نهاد صنفی تفویض شده است که در این صورت برای رفع تعارض منافع، نمایندگانی از قوه قضاییه و قوه مجریه در بین مراجع صدور پروانه وکالت و حتی کمیسیونهای تخصصی برگزارکننده آزمون وکالت حضور دارند.
۳- بدیهیترین اصل در نظام پذیرش حرفه وکالت، محوریت معیار صلاحیت علمی و شایستگیهای لازم برای سنجش داوطلبان این حرفه است؛ چنانکه این مهم در نخستین اصل منشور استانداردهای استقلال حرفه وکالت IBA (اتحادیه بینالمللی کانونهای وکلا) به روشنی تصریح شده است. بنابراین هرگونه مانع دیگری مانند محدودیت ظرفیت، موجب تبعیض و انحصار خواهد شد.
معمولاً کشوری در دنیا برای وکالت دادگستری و مشاوره حقوقی محدودیت پذیرش در نظر نمیگیرد و نظامهای حقوقی جهان، صرفاً احراز صلاحیت را کافی میدانند؛ اما متاسفانه در کشور ما این معیار ظالمانه سالیان سال مستند به تبصره یک ماده یک قانون کیفیت اخذ پروانه مصوب ۱۳۷۶، اعمال میشده است که خوشبختانه در سال ۱۳۹۲ مستند به تبصره دو ماده ۷ قانون اصلاح مواد یک، شش و هفت قانون اجرای سیاستهای اصل ۴۴ نسخ شد و در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، معاونت قوانین و مرکز پژوهشهای مجلس نیز در گزارش تفصیلی، دلایل نسخ آن را اعلام کردند، اما متاسفانه همچنان این معیار ناعادلانه اعمال میشود.
۴- ادعا شده است که به دلیل کثرت تعداد وکلا در کشور، با پدیده بیکاری فارغالتحصیلان حقوق روبرو هستیم. در ایران به طور متوسط به ازای هر ۱۴۰۰ نفر یک وکیل داریم در حالی که این نسبت در بسیاری از کشورها یک وکیل به ازای هر ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر است.
اساساً سرانه تعداد وکیل به کثرت مسائل حقوقی و تعداد پروندههای قضایی کشورها بستگی دارد (شاخص litigious countries، کشورهایی که پروندههای قضایی و دعاوی زیادی دارند). طبیعتاً کشورهایی مانند ایران که پروندههای قضایی بسیار زیادی دارند، قاعدتاً باید سرانه مطلوب وکیل به جمعیت آنها نیز متفاوت باشد.
با این حال حتی صرفنظر از این شاخص، ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. چنانکه رئیس کانون وکلای مرکز در ماه گذشته اعلام کرد که فقط ۱۸۰۰۰ وکیل در این کانون که پایتخت و دو استان دیگر را پوشش میدهد، فعال هستند؛ بنابراین بیکاری ادعایی وکلای جوان، به دلیل کثرت وکیل در جامعه نیست و باید آن را در مسائل دیگری جستجو کرد.
معیوب بودن چرخه خدمات حقوقی در کشور ما بر کسی پوشیده نیست چنانکه متولیان نهاد وکالت نیز اذعان میکنند که صرفاً ۱۰ تا ۱۵ درصد پروندههای قضایی با حضور وکیل دادگستری حلوفصل میشود. به نظر میرسد منافع صنفی مانع رونق بازار خدمات حقوقی است.
از نظر اقتصادی وقتی ورود به بازار کالا یا خدمتی محتاج کنترل حاکمیت باشد تا عدم اطلاع مصرفکننده باعث خسارت به وی نشود، مانند بازار خدمات درمانی یا خدمات حقوقی، بازار انحصار چندجانبه پیش میآید. در اینجا اگر اختیار ورود تولیدکننده و عرضه کننده جدید را به اعضای همان صنف بسپاریم، به دلیل وجود تعارض منافع و میل به انحصار، باید انتظار این را داشته باشیم که در برابر متقاضیان تازهنفس ورود به بازار، موانع غیر لازم خلق شود.
یک دلیل، درآمد فاحش برخی وکلای باسابقه همین است. عدم تناسب شیوه سنجش ورودی حرفه وکالت با نیازهای بازار خدمات حقوقی نیز همین است. شاید به همین دلیل باشد که بعد از چندین دهه، با وجود تحولات بسیاری که در جامعه رخ داده، شیوه سنتی و غیرکاربردی مرسوم در این عرصه همچنان ادامه دارد.
۵. بد نیست به عنوان نمونهای از تجربه دیگران به قواعد جاری در ایالات متحده آمریکا ذیربط اشاره شود.
در آمریکا، دادگاه عالی ایالتی مسئول صدور پروانه وکالت است. کانون وکلای هر ایالت صرفاً مسئول اجرای فرآیند اداری پذیرش است و نهایتاً باید این فرآیند به تائید دادگاه عالی ایالت برسد و ساختار تصمیمگیری در کانونهای وکلا و کمیته برگزاری آزمون وکالت به گونهای تنظیم شده که تعارض منافع به وجود نیاید.
مثلاً کالیفرنیا که با رقم ۲۵۰ هزار نفر، بیشترین وکیل را در آمریکا دارد، هیات مدیره کانون وکلای آن انتصابی تعیین میشود. این هیات مدیره ۱۳ عضو دارد که شش نفر آنها وکیل نیستند و از سوی فرماندار ایالت منصوب میشوند و هفت نفر دیگر نیز که وکیلاند، پنج نفر به انتخاب دادگاه عالی کالیفرنیا، دو نفر هم از سوی قوه مقننه (کمیته قانونگذاری سنا و سخنگوی مجمع عمومی) تعیین میشوند.
کمیته در تعامل با نهاد NCBE که نهاد برگزار کننده آزمونهای وکالت در کل آمریکا است، فرآیند پذیرش را اداره میکند و نتایج را به دادگاه عالی کالیفرنیا تقدیم میکند. مطابق مقررات مصوب در حوزه وکالت، دادگاه عالی کالیفرنیا، مسئولیت اصلی پذیرش داوطلبان حرفه وکالت را بر عهده دارد.
نکته جالبتر اینکه، کمیته برگزاری آزمون کانون وکلای ایالت کالیفرنیا ۱۹ عضو دارد. ۹ عضو آن باید از میان افراد غیر وکیل به انتخاب فرماندار، کمیته قانونگذاری سنا و سخنگوی مجمع عمومی انتخاب و نصب شوند و ده عضو دیگر نیز از سوی دادگاه عالی کالیفرنیا منصوب میشوند که حداقل یکی از آنها باید مقام قضایی باشد. بدین ترتیب این کمیته که کاملاً انتصابی است حتی اکثریت نیز در این کمیته با افراد غیر وکیل است (لااقل ۹ نفر منتخب فرماندار و یک نفر قاضی وکیل نیستند).[۱]
طبیعتاً این ساختار به منظور رفع شبهه تعارض منافع (conflict of interest) در نظر گرفته شده است. بدیهیترین اصل در خصوص کسانی که به نمایندگی از حاکمیت، مجوز فعالیت و یا شغل اعطاء میکنند، آن است که خود در آن شغل و فعالیت منفعت نداشته باشند و یا حداقل ساختار تصمیمگیری به شیوهای تدبیر شود که صاحبان منافع تصمیمگیرنده نهایی نباشند.
کسی که پروانه وکالت صادر میکند، اگر خودش نیز، همزمان با این مسئولیت به همان حرفه در جامعه اشتغال داشته باشد، به دلیل تعارض منافع در مظان انحصارطلبی است. به همین دلیل، در طرح جامع پذیرش و آموزش وکالت که در مجلس در حال بررسی است، هیئتی با اختیارات بازنگری در شیوه و مواد آزمون وکالت و فرآیند کارآموزی پیشنهاد شده است که حقوقدانان دانشگاهی از سه قوه و نماینده کانونهای وکلا هستند و بدین ترتیب تعارض منافع منتفی شده است.
۵- خدمات حقوقی در کشور ما بستر بکر و حاصلخیزی است که نیاز به هیچ سرمایهگذاری ندارد و خودش معدنی از جواهرات است به شرط اصلاح نظام پذیرش و آموزش وکالت و همچنین تحول در عرصه خدماترسانی حقوقی.
اگر مردم امور حقوقی خود را به متخصص نمیسپارند، ایراد از آنها نیست، همچنان که الزامیکردن حضور وکیل در پروندهها هم دوای اصلی این درد نیست.
مردم از عدم تعهد و مسئولیتپذیری بسیاری از وکلا گلایه دارند، مردم از عدم شناخت و مهارت کافی وکیل در مهارتهایی که اساساً در آزمون وکالت سنجیده نمیشود، گلایه دارند، مردم از عدم دستهبندی، درجهبندی و تخصصی نبودن حرفه وکالت گلایه دارند، مردم از اخذ حقالمشاورهها و حقالوکالههای بیمنطق و بیمبنا گلایه دارند و خلاصه مردم از عدم دسترسی به خدمات حقوقی سریع، ارزان و صحیح گلایهمندند.
طرح جامع پذیرش و آموزش وکالت با هدف اصلاح این نکات به مجلس ارائه شده است و طبیعتاً در مسیر بررسی کارشناسی حتماً از نظرات همه متخصصان و اهل فن از جمله وکلای منصف و بادانش باید استفاده شود که گویا این مرحله انجام شده است.
امید میرود، همه نقشآفرینان جامعه حقوقی با انسجام و همدلی و شرح صدر و به دور از منافع شخصی و صنفی، تلاش کنند تا مصوبه مجلس چنان باشد که ارائه خدمات حقوقی مقرون بهصرفه و سریع و صحیح توسعه پیدا کند تا بدین ترتیب فرهنگ وکیلگرفتن در جامعه نهادینه شود. «دیدهبان» به مجلس امیدوار است.
احمد توکلی
رئیس هیئت مدیره سازمان مردم نهاد
«دیدهبان شفافیت و عدالت»
۱۳۹۸/۱/۲۰
مثلا در همان کشورهای پیشرفته، وکالت اجباری است و به این صورت وکلا بیکار نیستند. اما در ایران که وکالت اجباری نیست، حرف ایشان غلط است.
ضمنأ اگر راست میگویند چرا جلوی جذب فله ای دانشجوی حقوق توسط دانشگاه ها را نمی گیرند.
راهکار های دیگری برای جذب فارغ التحصیلان حقوق هست. چرا سراغ آنها نمیروند. برگزاری سالانه آزمون سردفتری. اجبار بنگاه های املاک به جذب فارغ التحصیلان حقوق. جذب قاضی و کارمند برای شورای حل اختلاف و دادگستری ها.
در حال حاضر بدلیل حضور افراد غیر متخصص در شوراهای حل اختلاف، مردم یا مشکلات فراوانی روبرو هستند.
جذب اجباری آنان در دفترخانه های اسناد. یا ازدواج و طلاق..
جذب اجباری آنها در موسسات بازرگانی
و ده ها جای دیگر
دوم اینکه ایشان بجای پرداختن به علت ، به سراغ درمان معلول رفته است . علت بیکاری فارغ التحصیلان حقوق ، جذب کم کانون ها نیست بلکه جذب فراوان دانشجوی حقوق توسط دانشگاه ها است که تا کنون هیچ اقدامی در خصوص معقول نمودن (کاهش) ظرفیت پذیرش صورت نگرفته است .
سوم اینکه نسخه درمانی ایشان نیز شفابخش نبوده و داروی آن را باید درجای دیگرجست . مثلا اینکه چرا آزمون جذب سردفتری مثل کانون های وکلا هرساله برگزار نمی شود؟ آیا راه های دیگری برای جذب آنان وجود دارد؟ بله .
مثلا شوراهای حل اختلاف سراسر کشور از کمبود نیروهای غیر متخصص رنج می برد .لذا اجباراً جذب کلیه کارکنان آن بجای افراد غیر کارشناس ،از فارغ التحصیلان حقوق صورت پذیرد
قوه قضائیه با کمبود شدید قاضی و کارمند مواجه هست .
یا بنگاه های املاک بدلیل غیر حرفه ای بودن ، تخلفاتی صورت میدهند که سالانه صدها هزار پرونده جدید به پرونده های دادگاه ها اضافه می کنند . لذا هر بنگاه اجباراً یک فارغ التحصیل حقوق که جداگانه دوره تکمیلی حقوق ثبت و قراردادها را نیز گذرانده باشد جذب کند و مبایعه نامه یا اجاره نامه بدن امضاء وی بی اعتبار باشد . ضمناً وی نیز قانوناً پاسخگو و مسئول باشد.
یا دفاتر اسناد رسمی موظف به تامین نیروهای جدید خود فقط از بین این فارغ التحصیلان باشد .
یا شرکتهای تجاری موظف به جذب یک فارغ التحصیل حقوق باشند تا مسئولیت حقوقی قراردادها و .. را برعهده داشته باشد.
برخی را هم در آموزش و پرورش استخدام کنند تا وظیفه آموزش حقوق شهروندی به دانش آموزان را برعده بگیرند.
راه دیگر آن ، اصلاح قانون صدور اجباری پروانه وکالت برای قضات بازنشسته و همچنین کارمندان بازنشسته ای که پنج سال کار مرتبط کرده باشند ، بدون شرکت در آزمون وکالت است .
ضمناً تجربه تلخ صدور مجوز موسسات حقوقی برای افراد غیر کارشناس ، سبب ایجاد دلالی و کارچاق کنی گشته که خود یکی از معضلات دستگاه قضایی است .
و ده ها راه دیگر که فقط کافیست تا چشم ها را شست . جور دیگر باید دید .
لطفا شما که دلسوز حقوقدانان بیکار هستید اگه راست می گوید و دلسوز هستید طرحی تصویب کنید که تعداد قضات و دفاتر اسناد رسمی توی مملکت زیاد بشه نه اینکه من وکیل و امثال من منت بکشیم تا یه پرونده داشته باشیم در جریان باشید به خاطر اطاله دادرسی و کمبود قاضی پرونده ها وقت یک ساله دارند ازمون دفاتر اسناد رسمی هر ۱۰ سال یک مرتبه برگزار میشه.
صدور پروانه وکالت در انحصار کانون وکلاست
و ما فارق التحصیل رشته حقوق باید تا کی پشت سد امتحان کانون واپسیم بخدا خسته شدیم..یکی به دادمان برسد.
اين طرح بسيار سنجده و منطبق با منافع مردم است. من چندين سال است كه در موارد متعدد قضايي از وكيل كمك مي گيرم متاسفانه اغلب قيمتهاي غيرمتعارفي را مطالبه مي كنند و بعد از دريافت پول تلفن را هم جواب نمي دهند.
اغلب دنبال پرونده هاي نان وآبدار و كلان هستند و گاهي برخي وكلاي كم تعهد به اختلافات را دامن هم ميزنند و موجب ورود پرونده هاي جديد به سيستم قضايي مي شوند .
جالب اينست كه برخي حتي از تحويل نسخه قراداد وكالت متعلق به موكل نيز در هنگام قرارداد طفره مي روند.
هزينه هاي وكالت و كارشناسان رسمي بي جهت بالاست و لازم است براي حفظ حقوق عمومي روندي اتخاذ شود كه مردم براي رسيدن به حق خود مجبور به تحمل هزينه هاي غيرمعمول نشوند.
يكي از ابعاد مخرب كار بعضي از عزيزان وكيل اينست كه هر پرونده اي را براي كسب پول قبول مي كنند در حاليكه مباحث حقوقي گسترده است و يك وكيل هر چقدر هم توانا باشد نميتواند احاطه كامل به تمام مباحث داشته باشد كه اين ناتواني منجر به دلالي پرونده ها بين وكلا شده است يعني وكيلي پرونده اي را قبول مي كند اما پيگيري آنرا به وكيل ديگري ارجاع مي دهد و حق العمل خود را دريافت مي كند.
اين نقش را با عنوان حق توكيل به غير جنبه قانوني هم ميدهند.
البته وكلاي شزيف هم زياد هستند اما متاسفانه ناهنجاريها در امر وكالت كه جنبه امانت و اعتماد دارد هر روز بيشتر مي شود و در اين ميان لازم است مجلس به داد مردم برسد.





