تلخ و شيرين «ونکوور»
بعيد به نظر ميرسيد شرورترين کودکان اسکانديناوي هم حوصلهاي 3 هفتهاي براي رقابت هر روزه در برف داشته باشند اما مدلهاي بزرگتر بچهها گاه حتي از مناطق حاره آمدند، بردند، باختند اما به قول ادواردو گالئانو، نويسنده اروگوئهاي کتاب «فوتبال در آفتاب و سايه» هرچه بود«عشق» کردند. براي اطلاع از آن چه رخ داد، نگاه به ليست برندهها و بازندهها کافي است که خراسان به نقل از یاهواسپورت منتشر کرده است.
برندهها
مردم کانادا
مرگ لوژسوار گرجستاني، کمبود برف و اعتراضهاي مردمي در حاشيه مراسم افتتاحيه، حيثيت کاناداي ميزبان را به خطر انداخت. اما مردم بي توجه به چنين مسائلي آب نوشيدند، خونسردي خود را حفظ کردند و پي در پي به تشويق قهرمانانشان پرداختند. در پايان هفته اول جيم مونتگومري پس از تصاحب مدال طلا تصميم گرفت شادي خود را با مردم و خبرنگاران تقسيم کند. صحنههاي انساندوستانه به وجود آمده از سوي او چقدر چشمنواز بود. حمايت بينظير از تيم هاکي روي يخ کانادا اتمسفر ويژهاي به وجود آورد همه آن اشکهاي از سر شوق، تلاشهاي ديوانه کننده براي تهيه بليت و .. مردم شهر بسيار زيبا و مدرن ونکوور را در دل تاريخ جاي داد.
ورزشکاران
حتي يک دوپينگي هم نداشتيم. توضيح بيشتري لازم است؟
تيم اسکي آلپاين آمريکا
با وجود شروع ضعيف که تداعي کننده عادت هميشگي تيم اسکي آلپاين آمريکا بود، رکورد کسب 8 مدال را برجاي گذاشتند. نزديکترين تعقيب کننده اين تيم داراي 2 مدال طلا، نروژ و استرالياي 4 مداله محسوب ميشدند.
جاني وير
اطراف اين ورزشکار سروصداهاي زيادي شنيده ميشود. حتي کار به دعواهاي تلويزيوني هم کشيد اما فقط اگر جاني وير بوديد، ميتوانستيد روي سکوي قهرماني به همه آنهايي که تحقيرتان ميکردند، لبخند بزنيد.
چاد هدريچ
مانند ميلر نان تجربهاش را خورد و در نهايت ضمن به رخ کشيدن شيوه منحصر به فرد و روحيه خاص خود در اسکي سرعت، 2 مدال طلاي باارزش نصيب برد.
چارلي وايت
حرکات موزون او و مارين ديويس در اسکي نمايشي، صحنههاي جذابي را رقم زد.
بازندهها
کميته برگزاري رقابتها
به اعتراض ورزشکاران رشته لوژسواري مبني بر سرعت غير استاندارد توجهي نشد و افراد متفرقه سيگار به دست بدون هيچ تهديدي در اطراف ورزشگاهها حضور داشتند. بله! لوژسواري رشته خطرناکي است اما با کنار گذاشتن سهلانگاري ميتوان جان انسان يا انسانهايي را نجات داد؛ قبل از اين که خيلي دير شده باشد.
شريل برنارد
يکي از منفورترين دخترهاي حاضر در رقابتها 2 فرصت طلايي براي افزودن بر طلاهاي کانادا را از دست داد و لعن و نفرين ملتي را پشتسر خود ديد.
جرارد کمکرس
يکي از گرانقيمتترين مربيان اسکي ابتدا کار خود را خيلي خوب انجام داد چون «سون کرامر» جديدترين شاگرد او در اسکي صد متر به مدال طلا دست يافت. وقتي کرامر در ماده ديگري هم موفق شد، همه ميخواستند به او ايمان بياورند اما رهنمودهاي اشتباهش در حساسترين مقاطع دست ورزشکاري را در پوست گردو گذاشت و ملتي را گريان کرد.
الکساندر اوچکين
ستاره هاکي روسيه چون از خودش خوب مراقبت نکرد، درست در آستانه بازي مرحله يک چهارم نهايي مقابل کانادا دچار سرماخوردگي شد و تيم بدون او 7-2 شکست خورد.
ليندسي ژاکوبليس
بعد از کسب يک مدال طلا در اسنوبورد به شکل تحقيرآميز شکست خورد، آن چه از يک زن با تجربه و پر مدال بعيد بود.
اوگني پلوشنکو
اعتقاد داشت يک مرد بدون تيمش ارزشي ندارد اما در قالب ورزشکار تيم اسکي روسيه با همتيميهايش هماهنگ نشد و آنقدر ساز خودش را زد تا آواز روسها گوشخراش جلوه کرد.
ژاک روگ
وقتي بولت با شاديهاي تحريک آميز، رکوردشکنيهاي پياپي در دووميداني را جشن گرفت، رئيس کميته بينالمللي المپيک او را تخطئه کرد و گفت نبايد قبل از رسيدن به خط پايان از خود عکسالعملي نشان ميداد. چندي بعد پولشنکوي روس حرکت مشابهي داشت. روگ حرفي نزد. چرا؟ چون روسها در کميته تحت هدايت او جايگاه ويژهاي دارند. جامائيکاييها؟ نه!



