صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
یک بازی ذهنی جذاب براساس رنکینگ انفرادی بازیکنان؛

باشگاه در برابر تیم ملی چه خواهد کرد؟

من همیشه دوست داشتم مهره‌های تیم‌های ملی و باشگاهی را با هم قاطی کنم و تیمم را فقط براساس لباسی که تن مهره‌ها بود می‌چیدم. البته برزیل ـ ولوورهمپتون از آن رویارویی‌هایی بود که خوب جواب نمی‌داد. ولی لباس راه‌راه کوئینز پارک رنجرز در مقابل یک تیم سفیدپوش با یک نوار افقی قرمز چیزی بود که می‌توانست مرا برای ساعت‌ها مشغول کند. هیچ نیازی هم به رقیب نداشتم چون مقابل خودم بازی می‌کردم.
کد خبر: ۸۷۳۱۸
| |
3146 بازدید
وقتی یک پسر بچه بودم هزار و یک چیز قشنگ درباره زمین بازی 5 به 5 «سابه‌تئو» در ذهنم چرخ می‌زد. «سابه‌تئو» (به معنی پرنده شکاری) یک جور فوتبالدستی خانگی بسیار رایج در جوامع آنگلوساکسون بود که تا پیش از رواج بازی‌های رایانه‌ای (تا اواخر دهه 80) به یک اپیدمی میان کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان تبدیل شده بود. این بازی توسط مهره‌هایی با خاصیت ارتجاعی و با رنگ و طرح پیراهن اورژینال تیم‌های ملی و باشگاهی انجام می‌شد که با این مهره‌ها یک توپ کوچک، این طرف و آن طرف می‌شد.

به نوشته وطن امروز؛ وقتی بساط «سابه‌تئو» را بر فرش خانه پهن می‌کردیم دیگر هیچ چیزی نمی‌توانست جایگزین آن شود. اگر هم به فرض یکی، دو مهره بازی زیر دست و پا له می‌شدند اصلا مهم نبود چون به قدر کافی مهره داشتیم تا یک تیم 5 نفره را با آنها بچینیم. یک سرگرمی فوق‌العاده بود که با آن می‌شد هر رویایی را جامه عمل پوشاند. حتی می‌توانستی با تیم ملی پرو به مصاف کوئینز پارک رنجرز بروی! [البته برای ما ایرانی‌ها این مثال چندان عجیب نیست چون تیم ملی‌مان در سال 2004 در دوران برانکو با کوئینز پارک رنجرز، تیم دسته یکی انگلیس، بازی کرد و 3 بر صفر هم باخت. ].

من همیشه دوست داشتم مهره‌های تیم‌های ملی و باشگاهی را با هم قاطی کنم و تیمم را فقط براساس لباسی که تن مهره‌ها بود می‌چیدم. البته برزیل ـ ولوورهمپتون از آن رویارویی‌هایی بود که خوب جواب نمی‌داد. ولی لباس راه‌راه کوئینز پارک رنجرز در مقابل یک تیم سفیدپوش با یک نوار افقی قرمز چیزی بود که می‌توانست مرا برای ساعت‌ها مشغول کند. هیچ نیازی هم به رقیب نداشتم چون مقابل خودم بازی می‌کردم.

حالا تصور کنید که از بیان این چیزها برای خوانندگان تایمز چه لذتی می‌برم. آخرین «سابه‌تئو»ها با مارک‌های دکتر هنری استات، دکتر یان‌گراهام و دکتر لتهام به ما این امکان را می‌داد تا باشگاه‌ها را با تیم‌های ملی قیاس کنیم. این کاری بود که با مدل‌های معمولی نمی‌شد انجام داد. ما می‌توانیم باشگاه‌ها را بدون در نظر گرفتن دسته‌شان با هم قیاس کنیم چون بازی‌های جام (حذفی) میان تیم‌هایی از دستجات مختلف امکانپذیر است و این اجازه را می‌دهد که کیفیات مختلف را در دستجات مختلف بیازماییم. هم می‌توانیم چلسی – لیورپول را سبک سنگین کنیم هم اینکه مثلاً کارلایسل یونایتد در خانه‌اش مقابل لیدزیونایتد چه کیفیتی دارد؟ همین قیاس‌ها را می‌توان با تیم‌های ملی کرد.

حتی بین 2 تیم ملی‌ای که تاکنون هرگز با هم بازی نکرده‌اند و امکان آن را هم (به‌خاطر قرار گرفتن در کنفدراسیون‌های مختلف) ندارند. ولی در «سابه‌تئو» همه تیم‌ها، ضعیف‌ترین‌ها و قوی‌ترین‌ها، یک جور هستند با یک سری مهره‌های همانند. رتبه‌بندی آنها هم صرفا بر پایه نتایجی است که این مهره‌ها (یا حداکثر بازیگران آنها) رقم می‌زنند. «سابه‌تئو» این امکان را به ما می‌داد تا قدرت خیالپردازی‌مان را درباره مواجهه رئال‌مادرید، چلسی، برزیل یا اسپانیا افزایش دهیم.

در واقع همه آنها مهره‌هایی لاستیکی بودند، هر چند رنگ و طرح و نام و لوگویی که روی آنها حک می‌شد برای ما در عالم کودکی یک دنیا فرق می‌کرد. با این حال این فوتبالدستی جذاب به من یاد داد به منطق مقایسه میان تیم‌های کاملا متفاوت دست یابم چرا که همه تیم‌های واقعی هم در اصل از یک سری بازیکن (بخوانید مهره) تشکیل شده‌اند و این ایده‌ای است که می‌توان با آن نگاهی متفاوت به فوتبال داشت. آیا ما می‌توانیم بازیکنان را با هم تلفیق کنیم تا از آنها یک تیم باشگاهی بسازیم و بعد آنها را در قالب یک تیم ملی ترکیب کنیم و همان نتایج را بگیریم؟

صد البته کار آسانی نیست. جواب‌ها هم یکدست نیستند ولی این کار شدنی است. دلیلش هم رنکینگ جدید کاسترول است. کاسترول، حامی مالی فیفا هم مثل کوکاکولا که رنکینگ تیم‌های ملی را به عهده گرفته از مدتی پیش در سایت فیفا به رنکینگ تمام بازیکنان شناخته‌شده 5 لیگ معتبر اروپایی دست زده است، آن هم با احتساب حتی کوچک‌ترین ضربه‌ای که هر یک از آنها به توپ زده‌اند و البته گل‌ها و امتیازاتی که از این طریق به دست آورده‌اند. (می‌توانید در سایت castrolfootball.com آمار کامل را مشاهده کنید) مثلا می‌توانیم 14 بازیکن برتر این رنکینگ را در قالب یک باشگاه جمع آوریم و بعد فرمولی برای تقسیم آنها در تیم اصلی و ذخیره پیدا کنیم و از این روش به چیدمان‌های متنوعی دست یابیم و ببینیم که هر یک از این چیدمان‌ها چه نتیجه‌ای می‌دهند.

البته شاید رنکینگ جدید به دقت رنکینگ براساس گل‌های زده و ساخته نباشد چون در حقیقت ما نمی‌دانیم بازیکنان مختلف در کنار هم چه واکنش‌های گوناگونی ممکن است از خود بروز دهند و چه حرکات متفاوتی از آنها سر می‌زند؟ ولی این هم برای خودش نوعی رده‌بندی است.

از طرف دیگر رنکینگ بازیکنان براساس باشگاه‌هایشان نزدیک‌ترین رده‌بندی نسبت به رنکینگ اصلی کاسترول براساس گل‌های زده شده و ساخته شده خواهد بود. مزیت بزرگ این است که می‌توانیم همین رده‌بندی را در قالب قدرت تیم‌های ملی انجام دهیم. اما تناقض‌هایی هم وجود دارند مثلا چون برزیلی‌های ملی‌پوش بسیاری در خارج از 5 لیگ معتبر اروپایی مورد محاسبه کاسترول بازی می‌کنند، تیم ملی برزیل را با آن قدرتی که واقعا دارد نمی‌یابیم و در عوض تیم ملی فرانسه که در عالم واقع افتضاح کاشته، بالاترین رده‌ها را به خود اختصاص داده است چون بازیکنان بزرگی دارد.

با همه این مشکلات باز هم می‌توانیم شمایی کلی از حقایق امروز فوتبال را در تصویر گرافیکی (بالا) ببینيم که اگر قرار باشد تمام تیم‌های فوتبال حاضر در جهان اعم از باشگاهی و ملی را در یک جدول، رده‌بندی کنیم، آنها نسبت به یکدیگر چه وزنی خواهند داشت؟

حتی شاید بتوان با ذهنیت ناشی از این جدول گرافیکی درباره رویارویی‌های فرضی چلسی – برزیل، بارسلونا – انگلستان و ... پیش‌بینی‌هایی بکنیم مثلاً طبق این رنکینگ شانس پیروزی چلسی مقابل مردان سامبا 7/37 درصد خواهد بود البته ژولیانو بلتی تنها برزیلی ترکیب اصلی آبی‌ها در این پیش‌بینی فقط برای چلسی است و نه کشورش.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟